فعالیت دادخواهانه‌ی مادران پارک لاله ایران هفده ساله شد! - مجازات اعدام، شکنجه و شلاق؛ هرگز و برای هیچ‌کس!


هفده سال از آغاز فعالیت مادران پارک لاله ایران می‌گذرد. فعالیتی دادخواهانه که از ششم تیرماه ۱۳۸۸ در میدان آب‌نمای پارک لاله تهران با فراخوان تعدادی از زنان مبارز در اعتراض به کشته شدن جوان‌های مبارز و شجاع که برای حق رأی و آزادی به خیابان‌ آمده بودند و کشته شدند، آغاز شد. در این حرکت اعتراضی، تعدادی از خانواده‌های داغدار سال ۸۸، تعدادی از خانواده‌های دادخواه خاوران و فعالانی از جنبش زنان و جنبش چپ حضور یافتند و با پیگیری تعدادی از زنان مبارز و دادخواه ادامه یافت و شنبه‌های هر هفته، گردهم‌آیی‌هایی در این محل برگزار شد. علیرغم تهدیدها و سرکوب‌های ماموران اطلاعاتی و امنیتی و چندین بار بازداشت جمعی از مادران پارک لاله ایران، این تجمع‌ها بیش از هشت ماه ادامه داشت و پس از آن تاکنون به اشکال دیگرادامه یافته است. این حرکت اعتراضی در خارج از کشور نیز حامیان گسترده‌ای یافت و به نام حامیان مادران پارک لاله ایران در کشورها و شهرهای مختلف شنبه‌های هر هفته تجمع‌های اعتراض برگزار می‌کردند.

جمهوری اسلامی ایران از همان آغاز استقرار حکومت‌اش؛ سرکوب، تبعیض، نابرابری، بی‌عدالتی و حذف دگراندیشان را به‌طور سیستماتیک در برنامه‌ی خود گذاشته و هر چه جلوتر آمده‌ایم این بی عدالتی‌ها به طیف‌های گسترده‌تری از جامعه تحمیل شده است. جنبش سبز در سال ۱۳۸۸، با اعتراض "رای من کو" آغاز شد و سپس معترضان به اشکال دیگر علیه تبعیض و بی‌عدالتی به پا خاستند. در آن زمان تعداد زیادی از معترضان در خیابان کشته یا دستگیر و به حبس‌های طولانی مدت و اخراج از دانشگاه‌ها و محل‌های کار محکوم شدند. شش سال بعد با تبعیض‌های فزاینده‌ی اقتصادی، گرانی، فساد، شکاف عمیق طبقاتی و مشکلات آب، شاهد خیزش‌های دی‌ماه ۹۶ و ۹۷ بودیم که کل نظام را نشانه رفت و دوباره چرخه‌ی خشونت، کشتار، دستگیری، حبس‌های سنگین و اعدام فزونی گرفت. نوید افکاری در شهریور سال ۹۷ به اتهام قتل یک مامور آب و فاضلاب در شیراز بازداشت شد و بارها این اتهام را رد کرد و گفت او را زیر شکنجه با اعتراف‌های اجباری به چنین اتهامی محکوم کرده‌اند. او از زندان پیامی صوتی داد:" برای طناب دارشان به دنبال گردن می‌گردند" و او را در ۲۲ شهریور سال ۱۳۹۹ اعدام کردند.

در اعتراض به کشتار مردم در خیابان و اعدام در زندان‌ها و سرکوب‌های مداوم، اعتراض‌های گسترده‌ای انجام شد. ما مادران پارک لاله ایران نیز بارها اعتراض کردیم، اما متاسفانه نتوانستیم جلوی اعدام و سرکوب‌های وحشیانه‌ی حاکمیت را بگیریم. اما این حرکت‌های دادخواهانه باعث شد که مادران و خانواده‌های آسیب دیده مصمم‌تر به‌صورت فردی و جمعی به دنبال دادخواهی باشند. هرچند در سال های اخیر شاهد انحراف‌هایی در این راه بوده‌ایم، که برخی از خانواده‌ها و فعالان به جای دادخواهی، خواهان انتقام شده‌اند. این رویه خطرناک است زیرا چرخه‌ی خشونت را بازتولید و ما را از دستیابی به دموکراسی و برقراری عدالت دور می‌کند.

اندی نگذشت در آبان ۹۸ مردم در اعتراض به گرانی بنزین به خیابان‌ها آمدند و رژیم فاشیستی اسلامی ایران، در عرض پنج روز معترضان را بازهم وحشیانه به گلوله بست و کشت یا بازداشت و به حبس‌های سنگین محکوم و تعدادی را نیز اعدام کرد. پس از آن در شهریور ۱۴۰۱ شاهد خیزش شکوهمند "زن، زندگی، آزادی" بودیم. خیزشی که متفاوت از خیزش‌های قبلی بود. پس از کشته شدن مهسا - ژینا امینی، زن جوان کُرد، مردم معترض از تهران تا کُردستان به پا خاستند و تمام ایران را به جوش و خروش آوردند. در این خیزش زنان جوان و شجاع پیشگام شدند؛ از دختران دانش‌آموز و زنان جوان دانشگاهی و معلم و پرستار گرفته تا زنانی که بیش از چهار دهه در تمام ارکان زندگی خانوادگی و اجتماعی، زیر تبعیض شدید مرد-پدرسالاری و زیر سطله‌ی حاکمیت زن ستیز جمهوری اسلامی همه نوع ستم را تحمل کرده‌اند. زنان شجاع ما این بار عزم‌شان را جزم کرده بودند که باید با تمام قوا برای پایان دادن به این حاکمیت ارتجاعی و قرون وسطایی به خیابان بیایند. حجاب اجباری که پاشنه‌ی آشیل رژیم اسلامی بود را به سخره گرفتند، روسری‌ها را از سر برداشتند و در آتش سوزاندند و حتی خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی ایران شدند. اعتراض‌های خیابانی زنان مبارز و جوانان برابری‌خواه، علیرغم سرکوب شدید حاکمیت، تا بهار ۱۴۰۲، ادامه یافت و دستاوردهای غرورآفرین آن تاکنون حفظ شده و نمای جامعه و حتی فرهنگ مقاومت و ایستادگی برای دستیابی به آزادی و برابری را متحول کرده است.

آری، بسیاری از زنان دیگر حاضر نیستند به حجاب اجباری تن دهند و حکومت نیز به دلیل همه گیر شدن این جنبش و مقاومت همگانی برای حفظ دستاوردهای آن، مجبور شده است اندکی عقب‌نشینی کند، هرچند زنان مبارز به‌طرق مختلف سرکوب می‌شوند. در جنبش "زن، زندگی، آزادی"؛ گروه‌های هنرمند با شجاعت بیشتری آوازخوانی را آشکار کردند. از جمله پرستو احمدی و گروهی از یاران و نوازندگان همراه او، کنسرتی را با لباسی زیبا، بدون حجاب اجباری و با صحنه آرایی تاثیرگذار در ۲۱ آذر ۱۴۰۳، در کاروانسرایی در قم برگزار و به نام "کنسرت کاروانسرا" منتشر کردند و با استقبال بسیار زیادی روبرو شد. حاکمیت نیز از ترس اشاعه‌ی این شکل آواز خوانی، او و همکاران‌اش را به ۷۴ ضربه شلاق و دو سال محرومیت از فعالیت و ممنوع‌الخروجی محکوم کرده است که با اعتراض‌های گسترده‌ای روبرو شده است و این احکام ظالمانه و قرون وسطایی باید هر چه زودتر لغو شود.

چندی نگذشت که خیزش ۱۴۰۴، از هفتم دی‌ماه با تجمع و اعتصاب بخشی از بازاری‌های تهران آغاز شد. عامل اصلی اعتراض‌ها نیز جهش نرخ ارز، تورم و گرانی فزاینده بود و به شهرهای دیگر رسید و بیش از صد شهر درگیر شدند و شعارها از مطالبات اقتصادی بسیار فراتر رفت و شعار "نه به جمهوری اسلامی" همه گیر شد. در بخش‌هایی از تجمع‌ها، شعار جاوید شاه و دفاع از رضا پهلوی نیز پررنگ و سرکوب رژِیم نیز شدیدتر شد، به‌ویژه در روزهای هیجدهم و نوزدهم دی‌ماه که رضا پهلوی فراخوان داد که مردم هشت شب به خیابان‌ها بیایند و گفته بود کمکِ ترامپ در راه است، قتل‌عام معترضان به اوج خود رسید. رژیم جنایت‌کار اسلامی ایران گویا منتظر چنین فرصتی بود تا این چنین کشتاری راه بیاندازد و گفته شده چند؟ ده‌هزار معترض را در خیابان قتل‌عام و بیش از پنجاه هزار معترض را بازداشت کرده و زیر شکنجه‌های وحشیانه قرار داده‌اند. خانواده‌ها نیز سرگردان در میان پشته‌هایی از کشته شدگان، به دنبال عزیزان گمشده‌ی خود در جلوی غسال‌خانه‌ها و پزشکی قانونی و بهشت زهرا و گورستان‌ها در شهرستان‌ها می‌گشتند.

چه تعدادی کشته شده‌اند؟ چرا کشته شده‌اند؟ چگونه کشته شده‌اند؟ کجا کشته شده‌اند؟ توسط کدام نیروهای سرکوب‌گر کشته شده‌اند؟ چرا اطلاع دقیقی از این جنایت هولناک نمی‌دهند؟ آیا تمام خانواده‌ها پیکر عزیزان قتل عام شده‌ی خود را دریافت کرده‌اند؟ این پرسش‌ها و هزاران پرسش بی پاسخ دیگر را ما هم نمی‌دانیم و برای کشف حقیقت و دادخواهی باید پیگیرانه دنبال کنیم. این رژیم جنایت‌کار همواره حقیقت را انکار یا تحریف کرده است و برماست که به جای بزرگ یا کوچک نمایی تعداد کشته شدگان، به دنبال کشف حقیقت باشیم و اجازه ندهیم که این جنایت‌ها دوباره و دوباره تکرار شود. هنوز یادمان نمی‌رود مراسم‌های سوگواری خانواده‌ها را قبل از شروع جنگ که هر روز در محلات مختلف تهران و شهرستان‌ها با ساز و آوازهای جمعی و بسیار دلخراش برگزار می‌کردند که بیشتر به شورش تبدیل شده بود تا مراسم سوگ و این جنگ خانمان سوز به جمهوری اسلامی کمک کرد تا این سوگواری‌های اعتراضی خاموش شود. از نهم اسفند ۱۴۰۴ که جنگ چهل روزه آغاز شد و علی خامنه‌ای و بسیاری از سران نظام کشته شدند، بازداشت‌ها و متهم کردن زندانیان سیاسی به جاسوسی برای آمریکا و اسرائیل نیز شدت گرفته است و هر روزه شاهد اعدام چندین زندانی سیاسی و عادی هستیم.

در تمام این سال‌ها جنبش‌های کارگری، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، زنان، پرستاران، وکلا، روزنامه‌نگاران، نویسندگان، هنرمندان، دادخواهان و سایر فعالان سیاسی و اجتماعی همواره برای دستیابی به آزادی، برابری، دموکراسی و عدالت اجتماعی پیگرانه جنگیده‌اند و رژیم جنایت‌کار ایران نیز با تمام قوا این مبارزان و خانواده‌های‌شان را سرکوب و حذف فیزیکی کرده است تا بتواند این جنبش‌های مستقل و مترقی را به خاموشی بکشاند. بنابراین، مهم‌ترین مسئولیت ما در این شرایط خطیر که بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی در زندان و زیر شکنجه هستند یا در خطر اعدام قرار دارند، مبارزه برای لغو مجازات اعدام و برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی است. فعالیتی که ما مادران پارک لاله ایران از هفده سال پیش آغاز کرده‌ایم و هم‌چنان مصمم آن را پی می‌گیریم. هم‌چنان که زندانیان در زندان‌های سراسر ایران، دست‌کم در ۵۷ زندان در "کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام"، دو سال‌و‌نیم است - ۱۲۶ هفته، که به اعتصاب غذای خود در روزهای سه‌شنبه برای لغو مجازات اعدام شجاعانه، مصمم و همبسته ادامه می‌دهند. سال‌هاست که بسیاری از گروه‌ها در داخل و خارج از کشور نیز مصمم و پیگیر برای دستیابی به این مطالبات فعالیت می‌کنند. اما این فعالیت‌ها باید همبسته‌تر شود و جنبشی بزرگ برای جلوگیری از کشتار در خیابان و برای لغو مجازات اعدام، شلاق و شکنجه به راه اندازیم و این شعار سرلوحه‌ی همگان قرار گیرد: مجازات اعدام، شکنجه و شلاق؛ هرگز و برای هیچ‌کس!

ما مادران پارک لاله ایران به‌عنوان صدایی از جنبش دادخواهی مردم ایران، با خانواده‌های قتل عام‌شده و آسیب‌دیده در خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ و کودکان کشته شده در میناب و مردم کشته شده در جنگ خانمان‌سوز دوازده روزه و چهل روزه، ابراز همدردی عمیق می‌کنیم و خواهان محاکمه و مجازات آمران و عاملان قتل‌عام مردم در خیابان و در زندان‌ها توسط جمهوری اسلامی و کشتار مردم توسط بمباران آمریکا و اسرائیل هستیم. ما مصرانه خواهان پایان جنگ هستیم و از تفاهم‌نامه بین ایران و آمریکا استقبال می‌کنیم. بی تردید ما به دنبال صلحی عادلانه و پایدار برای مردم ایران هستیم و باید تمام تلاش خود را به کار گیریم و هوشیار باشیم تا منافع این تفاهم، برای بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم آسیب‌دیده و زحمتکش ایران صرف شود نه برای فربه شدن نهادهای سرکوب‌گر جمهوری اسلامی ایران. ما باز هم تکرار می‌کنیم؛ جنگ هیچ‌گاه باعث آزادی مردم ایران نخواهد شد و دموکراسی نیز توسط قدرت‌ها و با بمباران به دست نخواهد آمد. بنابراین؛ برماست که با تمام قوا برای توانمند شدن جنبش‌های مستقل و مترقی و همبستگی میان این جنبش‌ها گام برداریم تا بتوانیم حق تعیین سرنوشت‌مان را خودمان به دست گیریم و از این همه ستم و تبعیض رهایی یابیم.

ما از شما دادخواهان می‌خواهیم که برای دستیابی به مطالبات زیر با ما همراه شوید:

۱) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۲) لغو مجازات اعدام و شلاق و پایان دادن به هرگونه شکنجه و کشتار از جمله؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، قصاص، سنگسار، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنایت‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه‌هایی علنی، عادلانه و مردمی (مجازاتی به جز اعدام)، ۴) برخورداری از آزادی بیان، اندیشه، قلم بدون قید و شرط ۵) برخورداری از آزادی پوشش و حق کنترل بر بدن بدون قید و شرط، ۶) برخورداری از حق اعتراض، اعتصاب، تجمع، تشکل، سازمان‌ و احزاب مستقل، ۷) برخورداری از برابری حقوق شهروندی و رفع هرگونه تبعیض و ۸) جدایی دین از حکومت. ما اعتقاد عمیق داریم که ساختار سراپا فاسد، تمامیت‌خواه و دیکتاتوری مذهبی – ارتجاعی و غیر دموکراتیک حکومت اسلامی ایران باید در هم شکسته شود و طرحی نو در اندازیم و به آزادی، برابری، دموکراسی و عدالت اجتماعی دست یابیم تا بتوانیم از تکرار جنایت و تبعیض و بی‌عدالتی جلوگیری کنیم.

مادران پارک لاله ایران
هشتم تیرماه ۱۴۰۵


Tags: ,

مادران پارک لاله ایران

خواهان لغو مجازات اعدام و کشتار انسانها به هر شکلی هستیم. خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم. خواهان محاکمه عادلانه و علنی آمران و عاملان تمامی جنایت های صورت گرفته توسط حکومت جمهوری اسلامی از ابتدای تشکیل آن هستیم.

0 نظر

دیدگاه تان را وارد کنید