در رابطه با اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ گفتنی است؛ تجمعات و اعتصابات کسبه و بازاریان از روز یکشنبه ۷ دیماه ۱۴۰۴ در تهران آغاز شد و پس از دو روز، دامنه آن از بازارها و مراکز تجاری فراتر رفت. این اعتراضات با پیوستن دانشجویان، شهروندان و اقشار مختلف اجتماعی، به یکی از گستردهترین اعتراضات چند سال اخیر تبدیل شد. در پی سرکوب اعتراضات توسط نیروهای انتظامی-امنیتی، هزاران نفر کشته و مجروح شده و دهها هزار نفر نیز توسط نهادهای امنیتی بازداشت و یا احضار شدهاند. برای اطلاعات بیشتر، میتوانید به گزارش جامع هرانا تحت عنوان «زمستان سرخ» که پنجاه روز نخست پس از آغاز اعتراضات سراسری ایران (۷ دی تا ۲۶ بهمن ۱۴۰۴) را مستند میکند، مراجعه کنید.
خبرگزاری هرانا – همزمان با آغاز درگیریهای نظامی و تشدید فضای امنیتی ناشی از آن، روند صدور و اجرای احکام اعدام در پروندههای سیاسی و امنیتی در ایران دستخوش تغییراتی قابل توجه شده است. این گزارش با تمرکز بر تأثیر مخاصمه بر وضعیت زندانیان سیاسی و امنیتی، بهویژه بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، نشان میدهد که فرآیند رسیدگی به این پروندهها در مواردی با سرعتی فراتر از رویههای معمول پیش رفته و فاصله میان بازداشت، صدور حکم و اجرای آن کاهش یافته است. گزارش پیش رو ضمن بررسی جزئیات احکام صادره، به ارائه لیستی از اسامی این افراد و شرح جزئیاتی از پرونده آنها می پردازد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، همزمان با آغاز درگیریهای نظامی در ایران اعدام زندانیان با اتهامات سیاسی و امنیتی افزایش یافته است.
بررسی روند اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی و امنیتی از زمان آغاز حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران تاکنون نشان میدهد که این روند در ماههای اخیر دستخوش تغییر قابل توجهی شده است. در حالی که در سالهای گذشته بخش قابل توجهی از اعدامها در ایران مربوط به جرائم مرتبط با مواد مخدر بوده، در این دوره، سهم پروندههای سیاسی و امنیتی در میان احکام اجراشده بهطور محسوسی افزایش یافته است؛ دادههای گردآوریشده حاکی از آن است که طی حدود ۶۵ روز، بهطور میانگین تقریباً هر سه روز یک زندانی سیاسی یا امنیتی اعدام شده است.
این تحول همزمان با تشدید فضای امنیتی ناشی از درگیریهای نظامی رخ داده و بیانگر تأثیر مستقیم مخاصمه بر روندهای قضایی است. در این میان، وضعیت بازداشتشدگان اعتراضات دیماه نشان میدهد که فرآیند رسیدگی به این پروندهها با سرعتی بیش از رویههای پیشین دنبال شده و در مواردی فاصله میان بازداشت، صدور حکم و اجرای آن بهطور محسوسی کاهش یافته است؛ امری که در مجموع به افزایش سهم پروندههای سیاسی و امنیتی در میان احکام اعدام انجامیده است.
کل اعدام های انجام شده در دوره ۶۵ روزه مشابه در سال قبل ۱۹۱ مورد بوده که سهم زندانیان سیاسی و امنیتی از کل آن ۷ مورد بوده است. در مقایسه با وضعیت مشابه جاری، اعدام ها جمعا به ۳۱ مورد کاهش یافته است با اینحال سهم زندانیان سیاسی و امنیتی به ۲۲ مورد افزایش یافته است. به این معنی که اعدام زندانیان سیاسی-امنیتی ۷۱ درصد از کل اعدام های صورت گرفته از ابتدای مخاصمه بین اسرائیل-آمریکا و ایران را شامل می شود.
از سوی دیگر؛ دستکم ۱۶ تن از بازداشت شدگان اعتراضات به نام های محمد عباسی، محمدرضا مجیدیاصل، بیتا همتی، بهروز زمانینژاد، کوروش زمانینژاد، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، مریم هداوند، احسان حسینیپور حصارلو، متین محمدی، عرفان امیری، مسیح عباسخانی دوانلو، فرزاد مرادی، مجید نصیری، شهاب دادخواه و علی پیشهورزاده به اعدام محکوم شدهاند. احکام اعدام صادره برای بخشی از این افراد در دادگاه بدوی صادر شده و در پرونده برخی دیگر نیز این احکام در دیوان عالی کشور تایید شده است.
بر اساس گزارشهای گردآوریشده توسط هرانا، معترضان اعتراضات دیماه عمدتاً با اتهاماتی از جمله «محاربه»، «بغی»، «افساد فیالارض» و «اقدام علیه امنیت ملی» در دادگاههای انقلاب ایران به اعدام محکوم شدهاند. بسیاری از آنان در جریان روند دادرسی از حق دسترسی به وکیل انتخابی محروم بوده و پروندههای آنان عمدتاً توسط وکلای تسخیری پیگیری شده است. در برخی موارد نیز گزارشهایی مبنی بر عدم امکان دسترسی وکلای انتخابی به پروندهها و برخورد تند با وکلای مستقل و حقوق بشری در جریان رسیدگیها منتشر شده است، بهطوری که گفته میشود بخش قابل توجهی از پروندهها اساساً توسط وکلای تعیینی مطالعه نشده است.
برخی از بستگان نزدیک این افراد در گفتگو با هرانا اعلام کردهاند که “اعترافات اجباری اخذشده از آنان در نتیجه اعمال شکنجه و آزارهای جسمی و روانی توسط بازجویان” از جمله مهمترین مستنداتی بوده که مراجع قضایی با استناد به آن، درباره سرنوشت متهمان تصمیمگیری کردهاند.
احکام اعدام این افراد عمدتاً توسط قضاتی همچون ابوالقاسم صلواتی و ایمان افشاری صادر شده است. در میان این قضات، ایمان افشاری با صدور دستکم ۷ حکم اعدام بیشترین تعداد آراء را صادر کرده و پس از او ابوالقاسم صلواتی با دستکم ۵ حکم اعدام قرار دارد.
دادگاه انقلاب تهران با صدور مجموعاً دستکم ۱۲ حکم اعدام، بهعنوان مرجعی که بیشترین نقش را در صدور احکام مرگ برای بازداشتشدگان پروندههای مرتبط با اعتراضات، ارزیابی میشود. همچنین دادگاه انقلاب قم با صدور ۳ حکم اعدام، در جایگاه دوم از نظر تعداد احکام اعدام صادرشده برای بازداشتشدگان اعتراضات سراسری اخیر قرار دارد.
آنچه در ادامه میآید، در سه بخش و همراه با شرح وضعیت و جزئیات هر پرونده تنظیم شده است. نخست، فهرست ۱۶ نفر از بازداشتشدگان اعتراضات که با حکم اعدام مواجه شدهاند؛ دوم، اسامی ۱۰ معترضی که حکم آنان به اجرا درآمده است و سوم، فهرست ۱۲ زندانی که با اتهامات سیاسی یا امنیتی و در پروندههایی مستقل از اعتراضات، در این بازه زمانی اعدام شدهاند.
لیست اسامی ۱۶ معترض محکوم به اعدام به همراه آخرین وضعیت قضائی پرونده آنان
۱- محمد عباسی
تاریخ بازداشت: ۲ بهمن ۱۴۰۴، محل بازداشت: ملارد، قاضی صادر کننده حکم: ابوالقاسم صلواتی، شعبه: ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: محاربه، آخرین وضعیت پرونده: تایید حکم در دیوان عالی کشور، محل نگهداری: زندان قزلحصار کرج
۲- ابوالفضل صالحی سیاوشانی
تاریخ بازداشت: دی ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: کرج، قاضی صادر کننده حکم: ابوالقاسم صلواتی، شعبه: ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: محاربه از طریق مشارکت در اقدامات عملیاتی برخلاف امنیت کشور برای اسرائیل و آمریکا و گروههای مخالف نظام، ورود به اماکن نظامی دارای طبقهبندی به قصد خارج کردن سلاح و مهمات و تخریب و آتش زدن اموال دولتی به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی، آخرین وضعیت پرونده: صدور حکم اعدام در دادگاه اولیه (حکم قطعی نیست)، محل نگهداری: زندان قزلحصار کرج
۳- بیتا همتی
تاریخ بازداشت: ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: تهران، قاضی صادر کننده حکم: ایمان افشاری، شعبه: ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: اقدام عملیاتی برای دولت متخاصم ایالات متحده و گروههای متخاصم، آخرین وضعیت پرونده: صدور حکم اعدام در دادگاه اولیه (حکم قطعی نیست)، محل نگهداری: نامشخص
۴- محمدرضا مجیدیاصل
تاریخ بازداشت: ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: تهران، قاضی صادر کننده حکم: ایمان افشاری، شعبه: ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: اقدام عملیاتی برای دولت متخاصم ایالات متحده و گروههای متخاصم، آخرین وضعیت پرونده: صدور حکم اعدام در دادگاه اولیه (حکم قطعی نیست)، محل نگهداری: نامشخص
۵- کوروش زمانینژاد
تاریخ بازداشت: ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: تهران، قاضی صادر کننده حکم: ایمان افشاری، شعبه: ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: اقدام عملیاتی برای دولت متخاصم ایالات متحده و گروههای متخاصم، آخرین وضعیت پرونده: صدور حکم اعدام در دادگاه اولیه (حکم قطعی نیست)، محل نگهداری: نامشخص
۶- بهروز زمانینژاد
تاریخ بازداشت: ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: تهران، قاضی صادر کننده حکم: ایمان افشاری، شعبه: ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: اقدام عملیاتی برای دولت متخاصم ایالات متحده و گروههای متخاصم، آخرین وضعیت پرونده: صدور حکم اعدام در دادگاه اولیه (حکم قطعی نیست)، محل نگهداری: نامشخص
۷- احسان حسینی پور حصارلو
تاریخ بازداشت: دی ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: شهرستان پاکدشت، قاضی صادر کننده حکم: ایمان افشاری، شعبه: ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: اقدام علیه امنیت داخلی از طریق حضور مؤثر در اغتشاشات، اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت کشور، مشارکت در قتل دو نفر، تحریق عمدی مسجد سیدالشهدا و تخریب اموال عمومی، آخرین وضعیت پرونده: صدور حکم اعدام در دادگاه اولیه (حکم قطعی نیست)، محل نگهداری: زندان خورین
۸- متین محمدی
تاریخ بازداشت: دی ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: شهرستان پاکدشت، قاضی صادر کننده حکم: ایمان افشاری، شعبه: ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: اقدام علیه امنیت داخلی از طریق حضور مؤثر در اغتشاشات، اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت کشور، مشارکت در قتل دو نفر، تحریق عمدی مسجد سیدالشهدا و تخریب اموال عمومی، آخرین وضعیت پرونده: صدور حکم اعدام در دادگاه اولیه (حکم قطعی نیست)، محل نگهداری: زندان خورین
۹- عرفان امیری
تاریخ بازداشت: دی ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: شهرستان پاکدشت، قاضی صادر کننده حکم: ایمان افشاری، شعبه: ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: اقدام علیه امنیت داخلی از طریق حضور مؤثر در اغتشاشات، اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت کشور، مشارکت در قتل دو نفر، تحریق عمدی مسجد سیدالشهدا و تخریب اموال عمومی، آخرین وضعیت پرونده: صدور حکم اعدام در دادگاه اولیه (حکم قطعی نیست)، محل نگهداری: زندان خورین
۱۰- مریم هداوند
تاریخ بازداشت: دی ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: شهرستان پاکدشت، قاضی صادر کننده حکم: ایمان افشاری، شعبه: ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: اقدام علیه امنیت داخلی از طریق حضور مؤثر در اغتشاشات، اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت کشور، مشارکت در قتل دو نفر، تحریق عمدی مسجد سیدالشهدا و تخریب اموال عمومی، آخرین وضعیت پرونده: صدور حکم اعدام در دادگاه اولیه (حکم قطعی نیست)، محل نگهداری: زندان اوین، ۴۵ ساله و مادر دو فرزند
۱۱- مسیح عباسخانی دوانلو
تاریخ بازداشت: بهمن ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: ساری، قاضی: نامشخص، شعبه: (نامشخص) مراجع قضایی ساری، اتهام: عوامل اصلی اعتراضات و عامل مرگ یک نیروی بسیج به نام امین ضیایی در تاریخ ۱۸ دی ماه، آخرین وضعیت پرونده: صدور حکم اعدام در دادگاه اولیه (حکم قطعی نیست)، محل نگهداری: زندان ساری- پخش اعترافات اجباری وی در رسانه های داخلی
۱۲- فرزاد مرادی
تاریخ بازداشت: ۷ بهمن ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: ایذه، قاضی صادر کننده حکم: نامشخص، شعبه: (نامشخص) دادگاه انقلاب اهواز، اتهام: محاربه و تشکیل گروه مسلحانه، آخرین وضعیت پرونده: صدور حکم اعدام، ، محل نگهداری: زندان شیبان اهواز
۱۳- شهاب دادخواه
تاریخ بازداشت: دی ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: شیراز، قاضی صادر کننده حکم: نامشخص، شعبه: (نامشخص) دادگاه انقلاب شیراز، اتهام: آتش زدن پایگاه و قتل یک مأمور یگان ویژه، آخرین وضعیت پرونده: صدور حکم اعدام (حکم قطعی نیست)، محل نگهداری: زندان عادل آباد شیراز
۱۴- مجید نصیری
تاریخ بازداشت: دی ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: شیراز، قاضی صادر کننده حکم: نامشخص، شعبه: (نامشخص) دادگاه انقلاب شیراز، اتهام: آتش زدن پایگاه و قتل یک مأمور یگان ویژه، آخرین وضعیت پرونده: صدور حکم اعدام (حکم قطعی نیست)، محل نگهداری: زندان عادل آباد شیراز
۱۵- نامشخص (هم پرونده ای مجید نصیری و شهاب دادخواه)
تاریخ بازداشت: دی ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: شیراز، قاضی صادر کننده حکم: نامشخص، شعبه: (نامشخص) دادگاه انقلاب شیراز، اتهام: آتش زدن پایگاه و قتل یک مأمور یگان ویژه، آخرین وضعیت پرونده: صدور حکم اعدام (حکم قطعی نیست)، محل نگهداری: زندان عادل آباد شیراز
۱۶- علی پیشه ورزاده
تاریخ بازداشت: ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: رشت، قاضی صادر کننده حکم: نامشخص، شعبه: (نامشخص) دادگاه انقلاب رشت، اتهام: محاربه از طریق آتش زدن مسجد و بازار رشت، آخرین وضعیت پرونده: صدور حکم اعدام (حکم قطعی نیست)، محل نگهداری: زندان لاکان رشت

فهرستی از اسامی ۱۰ تن از معترضانی که اعدام شدند
۱- مهدی قاسمی
تاریخ بازداشت: اواخر دی ۱۴۰۴، محل بازداشت: قم، قاضی: نامشخص، شعبه: مراجع قضایی قم، اتهام: محاربه از طریق کشیدن سلاح سرد در تجمعات غیرقانونی و اعتراضات منتهی به قتل عوامل نیروی انتظامی، اقدام عملیاتی برای رژیم اسرائیل و دولت متخاصم ایالات متحده آمریکا و عوامل وابسته به آنان، تحریک مردم به جنگ و کشتار به قصد برهم زدن امنیت کشور، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۲۸ اسفند ۱۴۰۴، محل اجرای حکم: ملاعام در شهر قم
۲- صالح محمدی
متولد: تاریخ بازداشت: ۲۵ دی ۱۴۰۴، محل بازداشت: قم، قاضی: نامشخص، شعبه: مراجع قضایی قم، اتهام: محاربه از طریق کشیدن سلاح سرد در تجمعات غیرقانونی و اعتراضات منتهی به قتل عوامل نیروی انتظامی، اقدام عملیاتی برای رژیم اسرائیل و دولت متخاصم ایالات متحده آمریکا و عوامل وابسته به آنان، تحریک مردم به جنگ و کشتار به قصد برهم زدن امنیت کشور، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۲۸ اسفند ۱۴۰۴، محل اجرای حکم: ملاعام در شهر قم
۳- سعید داودی
تاریخ بازداشت: اواخر دی ۱۴۰۴، محل بازداشت: قم، قاضی: نامشخص، شعبه: مراجع قضایی قم، اتهام: محاربه از طریق کشیدن سلاح سرد در تجمعات غیرقانونی و اعتراضات منتهی به قتل عوامل نیروی انتظامی، اقدام عملیاتی برای رژیم اسرائیل و دولت متخاصم ایالات متحده آمریکا و عوامل وابسته به آنان، تحریک مردم به جنگ و کشتار به قصد برهم زدن امنیت کشور، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۲۸ اسفند ۱۴۰۴، محل اجرای حکم: ملاعام در شهر قم
۴- امیرحسین حاتمی
تاریخ بازداشت: ۱۸ دی ۱۴۰۴، محل بازداشت: تهران، قاضی: ابوالقاسم صلواتی، شعبه: ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: محاربه از طریق مشارکت در اقدامات عملیاتی برخلاف امنیت کشور برای اسرائیل و آمریکا و گروههای مخالف نظام، ورود به اماکن نظامی دارای طبقهبندی به قصد خارج کردن سلاح و مهمات و تخریب و آتش زدن اموال دولتی به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۱۳ فروردین ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: زندان قزلحصار کرج.
۵- محمدامین بیگلری
تاریخ بازداشت: ۱۸ دی ۱۴۰۴، محل بازداشت: تهران، قاضی: ابوالقاسم صلواتی، شعبه: ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: محاربه از طریق مشارکت در اقدامات عملیاتی برخلاف امنیت کشور برای اسرائیل و آمریکا و گروههای مخالف نظام، ورود به اماکن نظامی دارای طبقهبندی به قصد خارج کردن سلاح و مهمات و تخریب و آتش زدن اموال دولتی به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۱۶ فروردین ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: زندان قزلحصار کرج.
۶- شاهین واحدپرست
تاریخ بازداشت: ۱۸ دی ۱۴۰۴، محل بازداشت: تهران، قاضی: ابوالقاسم صلواتی، شعبه: ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: محاربه از طریق مشارکت در اقدامات عملیاتی برخلاف امنیت کشور برای اسرائیل و آمریکا و گروههای مخالف نظام، ورود به اماکن نظامی دارای طبقهبندی به قصد خارج کردن سلاح و مهمات و تخریب و آتش زدن اموال دولتی به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۱۶ فروردین ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: زندان قزلحصار کرج.
۷- علی فهیم
تاریخ بازداشت: ۱۸ دی ۱۴۰۴، محل بازداشت: تهران، قاضی: ابوالقاسم صلواتی، شعبه: ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: محاربه از طریق مشارکت در اقدامات عملیاتی برخلاف امنیت کشور برای اسرائیل و آمریکا و گروههای مخالف نظام، ورود به اماکن نظامی دارای طبقهبندی به قصد خارج کردن سلاح و مهمات و تخریب و آتش زدن اموال دولتی به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ ، محل اجرای حکم: زندان قزلحصار کرج.
۸- امیرعلی میرجعفری
تاریخ بازداشت: دی ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: تهران، قاضی: نامشخص، شعبه: مراجع قضایی تهران، اتهام: «اقدام عملیاتی برای رژیم صهیونیستی و دولتهای متخاصم و همکاری با شبکههای وابسته به موساد» مصادیق اتهامی مطرحشده: آتش زدن مسجد جامع قلهک، تخریب اموال عمومی از جمله اتوبوسها و موتورسیکلتها، ایجاد انسداد در معابر با آتش زدن سطلهای زباله و حمله به نیروهای امنیتی با سلاح سرد ، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: نامشخص.
۹- عرفان کیانی
تاریخ بازداشت: دی ماه ۱۴۰۴، محل بازداشت: اصفهان، قاضی: نامشخص، شعبه: دادگاه انقلاب اصفهان، اتهام: «محاربه از طریق کشیدن سلاح سرد (قداره) با هدف ارعاب عمومی، ایجاد ناامنی، تحریک افراد به اقدامات خشونتآمیز و مشارکت در تخریب اموال عمومی»، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: نامشخص.
۱۰- ساسان آزادوار جونقانی
تاریخ بازداشت: ۱۱ دی ۱۴۰۴، محل بازداشت: اصفهان، قاضی صادر کننده حکم: سید محمود کاظم زاده و مستشار ویژه محمد وکیلی، شعبه: یک دادگاه انقلاب اصفهان، اتهام: محاربه، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: زندان دستگرد اصفهان
از ۹ اسفند همزمان با شروع جنگ تاکنون دستکم ۱۲ زندانی سیاسی و یا امنیتی دیگر نیز اعدام شدند.
۱- کوروش کیوانی، شهروند دوتابعیتی ایرانی-سوئدی
تاریخ بازداشت: ۲۶ خرداد ۱۴۰۴، محل بازداشت: ساوجبلاغ، قاضی: نامشخص، شعبه: دادگاه انقلاب تهران، اتهام: جاسوسی برای اسرائیل، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۲۷ اسفند ۱۴۰۴، محل اجرای حکم: نامشخص.
۲- اکبر دانشورکار
تاریخ بازداشت: ۱۴۰۲، محل بازداشت: نامشخص، قاضی صادر کننده حکم: ایمان افشاری، شعبه: ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: بغی از طریق عضویت در گروههای مخالف نظام (سازمان مجاهدین خلق)، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۱۰ فروردین ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: زندان قزلحصار کرج.
۳- سید محمد تقویسنگدهی
تاریخ بازداشت: اسفند ۱۴۰۲، محل بازداشت: شهرستان چالدران، قاضی صادر کننده حکم: ایمان افشاری، شعبه: ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: بغی از طریق عضویت در گروههای مخالف نظام (سازمان مجاهدین خلق)، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۱۰ فروردین ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: زندان قزلحصار کرج.
۴- بابک علیپور
تاریخ بازداشت: دی ۱۴۰۲، محل بازداشت: تهران، قاضی صادر کننده حکم: ایمان افشاری، شعبه: ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: بغی از طریق عضویت در گروههای مخالف نظام (سازمان مجاهدین خلق)، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۱۱ فروردین ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: زندان قزلحصار کرج.
۵- پویا قبادی
تاریخ بازداشت: اسفند ۱۴۰۲، محل بازداشت: شهرستان چالدران، قاضی صادر کننده حکم: ایمان افشاری، شعبه: ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: بغی از طریق عضویت در گروههای مخالف نظام (سازمان مجاهدین خلق)، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۱۱ فروردین ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: زندان قزلحصار کرج.
۶- ابوالحسن منتظر
تاریخ بازداشت: دی ۱۴۰۲، محل بازداشت: تهران، قاضی صادر کننده حکم: ایمان افشاری، شعبه: ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: بغی از طریق عضویت در گروههای مخالف نظام (سازمان مجاهدین خلق)، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: زندان قزلحصار کرج.
۷- وحید بنیعامریان
تاریخ بازداشت: دی ۱۴۰۲، محل بازداشت: تهران، قاضی صادر کننده حکم: ایمان افشاری، شعبه: ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، اتهام: بغی از طریق عضویت در گروههای مخالف نظام (سازمان مجاهدین خلق)، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: زندان قزلحصار کرج.
۸- محمد معصوم شاهی
تاریخ بازداشت: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، محل بازداشت: تهران، قاضی صادر کننده حکم: نامشخص، شعبه: دادگاه انقلاب کرج، اتهام: محاربه، همکاری با دولت متخاصم، اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و عضویت در گروه با هدف برهمزدن امنیت کشور، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: نامشخص
۹- حامد ولیدی
تاریخ بازداشت: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، محل بازداشت: تهران، قاضی صادر کننده حکم: نامشخص، شعبه: دادگاه انقلاب کرج، اتهام: محاربه، همکاری با دولت متخاصم، اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و عضویت در گروه با هدف برهمزدن امنیت کشور، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: نامشخص
۱۰- مهدی فرید
تاریخ بازداشت: زمستان ۱۴۰۱، محل بازداشت: تهران، قاضی: نامشخص، شعبه: نامشخص، اتهام: افساد فیالارض از طریق همکاری با اسرائیل، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: نامشخص.
۱۱- سلطانعلی شیرزادی فخر
تاریخ بازداشت: نامشخص، محل بازداشت: نامشخص، قاضی: نامشخص، شعبه: نامشخص، اتهام: همکاری با اسرائیل و محاربه، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: نامشخص.
۱۲- عامر رامش
تاریخ بازداشت: مهرماه ۱۴۰۳، محل بازداشت: چابهار، قاضی: نامشخص، شعبه: دادگاه انقلاب زاهدان، اتهام: بغی و عضویت در یک گروه مسلح مخالف نظام (جیش العدل)، تاریخ اجرای حکم اعدام: ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، محل اجرای حکم: زندان زاهدان.
رادیوزمانه-۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
در حالی که ایران میان سندانِ تهدیدهای خارجی و پتکِ اعدامهای داخلی گرفتار شده است، پرسش اساسی اینجاست: آیا میتوان به نام دفاع از میهن، چشم بر نقض حقوق اساسی شهروندان بست؟ مصطفی محبکیا در این دیدگاه به بررسی تناقضهای حاکمیتی میپردازد که در اوج نیاز به همبستگی ملی، با دادرسیهای غیرشفاف و اعدام معترضان، بر طبل از همگسیختگی میکوبد. نویسنده معتقد است «اپوزیسیون ملی» وظیفه دارد بدون لکنت، هم علیه تجاوز خارجی و هم علیه «اعدام» برخیزد تا ایران در دام دوگانه استبداد و وابستگی نیفتد.
درحالیکه در شرایط جنگی به سر میبریم و اهریمنان ضد بشری، به این آب و خاک طمع کرده و دست درازی میکنند و هر لحظه ممکن است این آتش بسِ لرزان فرو ریزد و آتشی دوباره به جان ایران بیفتد، شاهد خبرهای پر تعدادی از اعدامهای معترضان دی ماه سال گذشته هستیم. مجازاتی که حتی جان جوانی که تنها شیشههای خودروی پلیس را شکسته بود را نیز گرفت. در شرایطی که بیش از هر زمانی نیازمند همبستگی ملی هستیم اما حاکمیت همچنان با دادرسیهای شتابزده، غیر شفاف، بدون حضور وکلای تعیینی بر طبل از هم گسیختگی ملی میکوبد.
معمولا در هنگامههای جنگ و تجاوز خارجی، حس «ملی گرایی» به غلیان میآید. به ویژه برای ما ایرانیان که در حافظهی تاریخیمان زخمهای عمیقی از دخالت خارجی و از دست دادن پهنههایی از سرزمین مادری را داریم. اما برای ملیگرایی معمولا تعریف جامع و مانعی صورت نمیگیرد. عدهای آن را صرفا در مقابله با نیروی متخاصم خارجی تعریف میکنند و عدهای دیگر صرفا به حاکمیت ملی، یعنی مردمسالاری و آزادی سیاسی در داخل تاکید میکنند. دستهی نخست در دل حاکمیت استبدادی هضم میشوند و دستهی دوم به راحتی توسط تبلیغات دشمن خارجی استحاله و مصادره میگردند.
اما ملیگرایی دو بال همزمان دارد که یکی بدون دیگری، به نقض غرض و هدمِ ملیگرایی میانجامد. «استقلال ملی» و «حاکمیت ملی و دموکراتیک» دو وجه تعریفی ملیگرایی است که مطالبهی همزمان آن، هیچگاه نباید تعطیل شود.
نمیشود نسبت به دخالت خارجی حساس بود، اما نسبت نقض عهدها و قانونگریزیها و اعدامهای سیاسی و غیر شفاف حکومت حساس نبود. همانطور که نمیشود نسبت به حکومت استبدادی و نقض حقوق اساسی ملت حساس بود اما نسبت به دخالت خارجی حساسیت زدایی کرد و در خلوت و جلوت جواز جنگ صادر نمود. اینها هیچکدام ملیگرایی نیست.
جامعهی ما جامعهی بیپناهی است، هم استبداد در کشتارش جسور شده و دی ماه ۱۴۰۴ را رقم میزند، هم هیولای امپریالیستی در بمباران خانه و مدرسه و بیمارستان و زیرساختهایش درنگ نمیکند و جنایاتی چون مدرسهی شجرهی طیبهی میناب را رقم میزند.
اپوزیسیون ملی نباید سکوت کند. نباید در دفاع همزمان از استقلال ملی و حاکمیت ملی لکنت داشته باشد. وقتی مقابل تبلیغات رسانههای فارسی زبان خارجی میایستد و به درستی جنگ اخیر را یک جنگ ملی و میهنی تعریف میکند، باید در برابر این اعدامهای سیاسی که بیپروا صورت میگیرد نیز «زبان اعتراض ملی» باشد.
تعطیلِ نقد حاکمیت، نه تنها مانع از تهاجم خارجی و باعث تقویت بنیهی دفاعی ملی نمیشود، بلکه اگر نیک بنگریم، این شیوهی استبدادی است که با گسترش فسادهای سیاسی-اقتصادی-امنیتی، باعث تضعیف پایههای امنیت ملی شده است.
چه بسا حاکمیت دنبال دیکته کردن الگوی زیست سیاسی جدیدی به جامعه برای دوران پسا جنگ باشد، اما همه میدانیم این دیکته، به تضعیف هرچه بیشتر بنیانهای امنیت ملی میانجامد و ایران را طعمهی برنامههای شوم صهیونیسم جهانی خواهد کرد.
لویاتان قدرت را رها نکنیم…
برگرفته از سایت اخبار روز
در اوت ۱۸۸۷، هنگامی که طناب دار را بر گردن آگوست اسپایز، کارگر انقلابی انداختند، فریاد زد: «روزی فرا خواهد رسید که سکوت ما از صداهایی که امروز خفه میکنید، قدرتمندتر خواهد بود».
اینک نزدیک به
صدوچهل سال است که اول ماه مه، بهعنوان روز بینالمللی کارگر، و به یاد خاطرهی
جانباختگان آرمان کارگری شیکاگو، در سراسر جهان گرامی داشته میشود. فراموش نکنیم
بسیاری از آنها کارگران مهاجری بودند که توسط دولت وقت به "عاملان شیطان"
معرفی شدند. امروزه مهاجرستیزی چه در اروپا، چه در آمریکا با همان عبارت "عاملان شیطان"، و با منطق تبعیضگرایانه و فاشیستی
اجرا میگردد.
امسال، در شرایطی به استقبال روز جهانی کارگر میرویم
که جهان بیش از هر زمان دیگری درگیر بحرانهای عمیق نظام سرمایهداری، گسترش فاشیسم،
جنگ، فقر، آوارگی و نابرابری شده است. هرچه سیاستهای ارتجاعی و فاشیستی در آمریکا
شدت گرفته، انقلاب و مبارزه نیز در سطح جهان گسترش یافته و پژواک همان صدا همچنان زنده است. تظاهرات هشت میلیون نفری چند
هفتهی گذشته در آمریکا، نمونهای از چنین مبارزات آزادیخواهانه در آمریکا و
اروپا است. بهنظر میرسد که امروزه کارگران با سرعت بیشتری خود را سازماندهی میکنند،
و قرار است که اول ماه مه امسال را وسیعتر و با صدایی قدرتمندتر برگزار کنند.
در این شرایط، سرمایهداری جهانی و
نئولیبرالیسم، چهرهی ضد انسانی و فاشیستی خود را آشکارتر نموده و تمامی بندهای
اصلاحی و رفاهی آموزشی، درمانی را به کنار گذاشته است. بیکاری شدید، بالا رفتن
شدید قیمتها برای مواد و اقلام ضروری، افزایش قیمتهای خدمات درمانی، و مسکن
شرایط خطیری برای مردم، بهخصوص کارگران و
زحمتکشان بوجود آورده است. بهقول رزا لوگزامبورگ «اگر جامعه و مبارزهی کارگران
به سوسیالیسم منجرنگردد، بربریت در انتظار ما خواهد بود.»
علاوه بر آن، گسترش جنگ قدرتهای امپریالیستی بر
نابسامانیها و رنجهای بشر افزوده است و امروزه خاورمیانه در آتش جنگ، اشغال، ویرانی و بحرانهای انسانی
میسوزد. میلیونها جان در فلسطین، لبنان، سوریه، ایران و دیگر مناطق جنگزده،
قربانی رقابت قدرتهای جهانی و منطقهای شدهاند. ادامه این جنگها و سیاستهای
نظامیگری، تنها به گسترش فقر، آوارگی، نابودی زیرساختهای زندگی مردم و سودآوری
هرچه بیشتر صنایع تسلیحاتی انجامیده است. این کارگران، زحمتکشان و فرودستان هستند
که سنگینترین بهای جنگها را با جان، بیخانمانی، گرسنگی و نابودی زندگی خود میپردازند.
وضعیت اسفبار کارگران و زحمتکشان در ایران:
در آستانه روز جهانی کارگر، کارگران و زحمتکشان ایران زیر حاکمیت ارتجاعی جمهوری
اسلامی که خشنترین اشکال بهرهکشی سرمایهداری و قوانین قرون وسطایی را بر کشور
حاکم کرده، با بحرانهای عمیق ساختاری اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و فساد گسترده
روبرو هستند: تورم افسارگسیخته و دستمزدهایی که فاصلهای عمیق با هزینههای واقعی
زندگی دارد، اختلاف طبقاتی را به سطحی بیسابقه رسانده است. همزمان، فشارهای
سیاسی و اجتماعی، امنیت شغلی و حق مطالبهگری را بسیار محدود کرده و زیر سایهی
جنگ، سرکوبها را خشنتر و هزاران نفر را در خیابانها بسیج کرده تا جلوی اعتراضات
مستقل و مترقی و هرگونه تشکلیابی مستقل علیه جنگ و جمهوری اسلامی را بگیرد.
در کنار این وضعیت، ویرانی عامدانهی زیرساختهای اقتصادی و تولیدی بهویژه در صنایع فولاد و پتروشیمی، در سایهی سلطهطلبی قدرتهای سلطهجو و تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و خطر دوبارهی جنگ، به تعطیلی یا رکود بسیاری از واحدها انجامیده و موجی از بیکاری و بیثباتی معیشتی را دامن زده است. بر پایه آمار تاکنونی آن چه از جنگ نصیب ایرانیان شده، ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت مستقیم از بمبارانها در پی ویرانی بیش از ۲۰ هزار واحد تجاری، صنعتی و خدماتی، اختلال جدی در روند تولید دو صنعت مادر یعنی فولاد و پتروشیمی، از دست رفتن میلیونها فرصت شغلی و بیکاری و خانهنشینی ۲ تا ۴ میلیون کارگر ایرانی است، که هزینه زندگی حدود ۱۲ تا ۱۶ میلیون نفر را تأمین میکنند. نظام بهداشت و درمان نیز زیر فشار کمبود منابع، افزایش هزینهها و کاهش دسترسی اقشار فرودست به خدمات، در وضعیتی بحرانی قرار دارد. همزمان، افزایش ناامنی غذایی و نگرانی از گسترش فقر و گرسنگی، همراه با رشد آسیبهای اجتماعی از جمله خودکشی، تصویر هولناکی از آیندهی ایران را نشان میدهد.
در چنین شرایطی، سرکوب و بازداشتهای گسترده، اعدامها و کشتار نزدیک به دههزار
معترض در دیماه، فضای ترس و خفقان را تشدید کرده و توان جنبشهای اجتماعی مستقل و
مترقی را برای پیگیری مطالبات بر حق خود به شدت محدود کرده است. قطعی و محدود سازی
اینترنت بینالمللی نیز نه تنها ارتباط
کارگران و اکثریت مردم را با یکدیگر و با جهان مختل کرده، بلکه روند کار،
آموزش، اطلاع رسانی و حتی معیشت روزمره بسیاری را با اختلال جدی مواجه ساخته و به
ابزاری برای تشدید انزوا و کنترل بدل کرده است. در رویارويی با چنین واقعیتهایی
هولناک، دفاع از حق برخورداری زندگی انسانی و رفاه اجتماعی، حق برخورداری از تشکل
و اعتراض، و لغو مجازات اعدام و آزادی زندانیان سیاسی، ضرورتی فوری و انکارناپذیر
است.
اما علیرغم تمام این سرکوبها و شرایط فاجعهبار ناشی از این جنگ خانمانسوز،
مقاومت و مبارزات همبستهی جنبشهای مستقل و مترقی در ایران در درون زندانها، در
فضای جامعه و میان نیروهای کار و زحمت و در جنبش «زن، زندگی، آزادی»، شجاعانه در
جریان است.
ما «اتحاد
فراگیر چپ انقلابی[1]»، خواستار توقف سرکوب، اعدام، و بیعدالتیهای گسترده علیه معیشت
مردم و توقف قطعی جنگ و رفع تحریمهای اقتصادی در ایران هستیم. ما معتقدیم حمله
نظامی به ایران و بمباران زیرساختهای آن نه تنها آزادی، دموکراسی و برابری به
ارمغان نخواهد آورد، بلکه به تداوم مبارزات جنبشهای مستقل و مترقی در ایران
صدمات جبران ناپذیری میزند. به اعتقاد ما، هرگونه تغییر و سرنگونی رژیم ایران میبایستی
توسط خود تودههای مبارز ایران و تشکلهای مستقل و مترقی انجام شود. برای ما، دفاع
از صلح جدا از مبارزه علیه استثمار، سرکوب و بیعدالتی نیست. صلح پایدار تنها در
جهانی ممکن است که بر پایه آزادی، دموکراسی، برابری، عدالت اجتماعی و همبستگی میان
انسانها بنا شود؛ نه بر اساس سودجویی، سلطهگری و جنگافروزی.
ما همبستگی خود را با مبازات تودههای کار و
زحمت، کارگران، معلمان، پرستاران، زنان، جوانان، بازنشستگان، دگرباشان جنسی و ملیتهای
تحت ستم و استثمار، فعالان محیط زیست و
تمام مبارزات خودجوش مدنی در ایران و جهان اعلام میداریم و تلاش میکنیم که
مطالبات کارگران و زحمتکشان ایران را به نیروهای چپ، مستقل و مترقی جهان برسانیم.
نه به جنگ تجاوزگرانه آمریکا و اسرائیل
نه به جمهوری اسلامی ایران
لغو مجازات اعدام
آزادی زندانیان سیاسی – عقیدتی
پیش بهسوی آزادی، صلح، دموکراسی، برابری، عدالت اجتماعی و
همبستگی بینالمللی!
کارگران و زحمتکشان جهان متحد شویم!
اتحاد فراگیر چپ
انقلابی
سیام آپریل ۲۰۲۶ - دهم اردیبهشت ۱۴۰۵
[1]- ما
در پانزدهم فوریه امسال، با معرفی منشورمان، اعلام موجودیت کردیم و در طی این مدت
مشغول سازماندهی و برنامهریزی برای پیکربندی فعالیتهایمان بودهایم و امیدواریم
بتوانیم صدایی قدرتمند و فراگیر برای دفاع از جنبشهای مستقل و مترقی در ایران
شویم. بیتردید در این راه با سختیهای بسیاری روبرو بوده و خواهیم بود تا بتوانیم
به اتحادی دموکراتیک و فراگیر تبدیل شویم. قطعا در میانهی راه فراز و نشیب و
آزمون و خطاهایی نیز خواهیم داشت، بهویژه در این فضای مسموم که چپ از همه طرف
مورد حمله است. ما دستمان را برای همکاری به سوی تمام نیروهای جوان و کارآمد از
طیفهای مختلف سوسیالیست، چپ، دموکرات، فمینیست، کوئیر، فعالان رفع ستم ملی و محیط
زیستی در خارج از کشور بلند میکنیم تا با همراهی با همدیگر بتوانیم به اهداف
انسانیمان دست یابیم. جهت
مشارکت با ما با ایمیل: ettehadfaragirchapenghelabi@gmail.com تماس بگیرید.
