• Subscribe to my RSS
  • فیسبوک

مادران پارک لاله ایران

کارزاری برای دادخواهی



كد ساعت و تاريخ



  • برگ نخست
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • درباره دادخواهی
  • آمار کشته شدگان
‏نمایش پست‌ها با برچسب درباره دادخواهی. نمایش همه پست‌ها

 

  • اخبار روز
  • سه شنبه 4 فروردین 1405

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» عید فطر و نوروز ۱۴۰۵ را به عموم مردم ایران و به‌ویژه خانواده جان‌باختگان قیام دی ماه ۱۴۰۴ و تمامی سربداران یک سال اخیر که توسط حکومت مستبد و سرکوب‌گر «ولایت فقیه» به خاک و خون کشیده شدند را تبریک می‌گوید. از تمامی افراد، نهادهای صنفی معلمان، بازنشستگان، کارگران و خانواده محکومان به اعدام و همچنین رسانه‌های مستقل و تمامی کسانی که صدای محکومان به اعدام بودند کمال تشکر و قدردانی را داریم و امیدواریم سال ۱۴۰۵ سال آزادی ایران، ایران بدون شکنجه و اعدام باشد.

حکومت اعدامی در یک سال اخیر بالغ بر ۲۶۵۰ تن از هموطنانمان را در اقصی نقاط کشور به دار آویخت و به طور ظالمانه در شب عید نوروز سه تن از جوانان دلیر به نام‌های مهدی قاسمی، سعید داوودی و صالح محمدی را که در اعتراضات دی ماه بازداشت شده بودند در قم اعدام کرد و یک زندانی دیگر به اسم کوروش کیوانی را به اتهام جاسوسی در زندان مرکزی کرج حلق‌آویز کرد.

ما اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» ضمن محکومیت اعدام‌های خودسرانه و جنایت‌کارانه که با هدف ایجاد رعب و وحشت در جامعه صورت می‌گیرد، از ملل متحد و کشورهای مختلف و نهادهای حقوق بشری می‌خواهیم حکومت ایران را تحت فشار قرار دهند تا حداقل حقوق زندانیان رعایت شود، به‌ویژه زندانیانی که در ماه‌های اخیر بازداشت شده و در سکوت خبری و قطعی اینترنت زیر شکنجه هستند و در خطر حکم اعدام قرار دارند. ما همچنین خواهان آزادی زندانیان سیاسی هستیم. به‌خصوص که در شرایط بمباران جان زندانیان در معرضِ خطر مضاعف است و بسیاری از زندانیان از کمبود غذا و رسیدگی‌های درمانی رنج می‌برند. در هفته اخیر ده.ها تن از زندانیان زندان چابهار به دلیل اعتراض به عدم تامین مواد غذایی، توسط ماموران زندان کشته و زخمی شدند.

لازم به ذکر است در دو هفته گذشته، بیانیه این کارزار (هفته‌های ۱۱۱و ۱۱۲) به دلیل قطعی ارتباطات منتشر نشد.

کارزار «سه‌شنبه های نه به اعدام» در هفته صدوسیزدهم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند‌های زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند‌های زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه،  زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.

هفته صدوسیزدهم
سه‌شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴

 


  • اخبار روز
  • شنبه 12 مهر 1404

ما، گروهی از قربانیان نهادهای نظامی، امنیتی یا انتظامی جمهوری اسلامی ایران، سال‌هاست که مبارزه‌مان با این حکومت با افشای جنایات و سرکوب‌ها، تلاش برای شناسایی عاملان و آمران آن‌ها و پیگیری برای پاسخ‌گوکردن جنایتکاران و ناقضان حقوق بشر، در یک کلام، با دادخواهی گره خورده است.

ما بر این باوریم که دادخواهی یکی از ستون‌های بنیادین تحقق دموکراسی در ایران است. بر اساس موازین حقوق بین‌الملل و اصول پذیرفته‌شده‌ی عدالت انتقالی، دادخواهی حق مسلم قربانیان برای دسترسی به تمام حقیقت، تحقق عدالت از طریق دادگاه‌های منصفانه و بهره‌مندی از سازوکارهای جبرانی را تضمین می‌کند. همچنین، دادخواهی باید شامل فرآیندهایی باشد که اطمینان دهد ساختارهای سرکوب و نقض حقوق بشر برچیده خواهد شد و جنایات گذشته تکرار نخواهد شد.

در ماه‌های اخیر، روندی رو به رشد و نگران‌کننده در میان بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور شکل گرفته که تحت عنوان «ریزش»، عملاً به اعطای مصونیت به عاملان و آمران جنایت و نیز همکاران و تقویت‌کنندگان نهادهای سرکوب می‌انجامد. مدافعان این رویکرد از اعضای این نهادها می‌خواهند بدون آن‌که حداقل نقش خود در نقض حقوق بشر یا اطلاعات‌شان درباره‌ی ساختارهای جنایت و سرکوب را بیان کنند و بدون طی هیچ‌گونه فرآیند پاسخ‌گویی، صرفاً با اعلام مخالفت با جمهوری اسلامی، یا به صفوف اپوزیسیون در خارج از کشور بپیوندند و یا به آن دسته از این افراد که در ایران هستند و می‌مانند، توصیه شده است در سمت‌های خود باقی بمانند تا «زمان مناسب» فرا برسد؛ امری که به معنای استمرار فعالیت‌هایی است که بسته به جایگاه و نقش‌شان، موجب تقویت نهادهای سرکوب و تداوم جنایت می‌شود.

ما بر این باوریم که چنین روندی، حقوق بنیادین و غیرقابل مذاکره‌ی قربانیان را نقض کرده و این نهادها، از جمله سپاه پاسداران که در برخی کشورها به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده است را در عرصه‌ی بین‌المللی سفیدشویی می‌کنند.

ما ضمن پافشاری بر حقوق خود برای دانستن حقیقت، دستیابی به عدالت و بهره‌مندی از فرآیندهای جبرانی، مخالفت قاطع خود را با این روند اعلام می‌کنیم. ما از همگان می‌خواهیم با انجام اقداماتی عملی، به‌طور جدی و مصرانه از تمام سازوکارهای ممکن بهره گیرند تا بتوانیم نه‌تنها اعضای نهادهای سرکوب و جنایت، بلکه تمامی افرادی را که تحت عنوان «ریزش» در تقویت جایگاه بین‌المللی ارگان‌های سرکوب، به‌ویژه سپاه پاسداران، نقش‌آفرینی می‌کنند، پاسخ‌گو کنیم.

اسامی و امضاهای اولیه (به ترتیب حروف الفبا):

۱.     آرش آذرخش — فعال سیاسی، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۲.     ادریس عبدی — فیلمساز، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۳.     ارسلان یاراحمدی، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۴.     اسماعیل عبدی — زندانی سیاسی، تبعیدی به دلیل فعالیت مدنی

۵.     الن رادین- کنشگر جامعه ال‌جی‌بی‌تی+، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۶.     انور میرستاری — دبیر ریاضیات اخراجی و پناهنده سیاسی به دلیل عقاید سیاسی و فلسفی

۷.     بنیامین فرنام- فیلم‌ساز و نویسنده، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۸.     بهروز اسدی — فعال حقوق بشر، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۹.     بهروز خسروی — فعال سیاسی چپ

۱۰.  بهنام دارایی‌زاده وکیل تبعیدی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر حقوق بشر، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۱۱.  پرویز جباری — کنشگر و فعال سیاسی، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۱۲.  پرویز لاشاری- فعال سیاسی بلوچ، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۱۳.   پریسا پوینده — فعال دادخواهی، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۱۴.  پریناز پرتو- فعال سیاسی در حوزه زنان، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۱۵.   توبا کمانگر- فعال سیاسی، زندانی سیاسی سابق و خانواده جانباخته

۱۶.   تیمور الیاسی — مدیر جمعیت حقوق بشر کردستان، ژنا، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۱۷.  جمیله ندایی- فیلم ساز، مبارز جنبش زنان، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۱۸.  حسن داعی — فعال سیاسی و پژوهشگر، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۱۹.  حسن گلزاری — زندانی دهه شصت، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۲۰.   خلیل عبیات- فعال حقوق جامعه ال‌جی‌بی‌تی+، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۲۱.  دیاکو مرادی- روزنامەنگار و فعال حقوق بشر، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۲۲.  دیان احمدیان — فعال اتحادیه کارگری و مشاور خانواده، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۲۳.  رحمان ساکی- زندانی سیاسی، فعال حقوق بشر و دادخواه، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۲۴.  رضا آزموده — دادخواه و فعال سیاسی، خانواده جانباخته و تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۲۵.  رضا اکوانیان — روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر، زندانی سیاسی سابق، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۲۶.  رضا حاجی‌حسینی — روزنامه‌نگار، تبعیدی به‌دلیل فعالیت اجتماعی و مدنی

۲۷.  رضا رشیدی — فعال کارگری، زندانی سیاسی سابق و تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۲۸.  رها آجودانی — فعال حقوق بشر کوییر، زندانی سیاسی سابق

۲۹.  ژیلا عمرانی — کنشگر سیاسی و فعال حقوق بشر

۳۰.  ژیلا مستاجر — فعال حقوق بشر، تبعیدی بە دلیل فعالیت سیاسی

۳۱.  ستاره سهیلی- هنرمند، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۳۲.  سحر بهار — فعال سیاسی چپ، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۳۳.  سلماز آزاد — کنشگر حوزه ال‌جی‌بی‌تی، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۳۴.  سهراب رحمتی — وکیل و یکی از قربانیان ماشین ترور ج.ا.ایران(ترور نافرجام)، زندانی سیاسی سابق، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۳۵.  سوسن رخش — جامعه شناس و پژوهشگر حوزه زنان و جنبشهای مدنی، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۳۶.   سیروس ملکوتی — آهنگساز و موسیقیدان /ژورنالیست، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۳۷.  سیمین اصفهانی — فعال سیاسی و‌جنبش زنان، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۳۸.  سیمین صبری — فعال سیاسی، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۳۹.  شادی امین — نویسنده و پژوهشگر، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۴۰.  شادی صدر — حقوقدان، تبعیدی به دلیل فعالیت مدنی

۴۱.  شهرزاد ارشدی — عکاس و هنرمند، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۴۲.  شهناز مرتب- از خانواده‌های دادخواه پرواز اوکراین، فعال سیاسی

۴۳.  شوکت محمدی — زندانی دهه شصت، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۴۴.  شیرزاد صالحیان- روزنامە نگار، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۴۵.  شیما مهرانی- پژوهشگر حقوق بشر

۴۶.  شیوا محبوبی- فعال حقوق زنان و آزادی زندانیان سیاسی، زندانی سیاسی سابق

۴۷.  صنم دولتشاهی — روزنامه‌نگار، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۴۸.  طوبی مولودی — زندانی سیاسی سابق، خانواده جان باخته

۴۹.  عباس بختیاری — خانواده جان باخته، زندانی سیاسی و تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۵۰.  عبداللّه عارف — فعال حقوق بشر حوزه بلوچستان، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۵۱.  عبه سید مرادی — فعال سیاسی چپ و خانواده جانباخته

۵۲.  عزیز ماملی- حقوقدان، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۵۳.  علی ( اسفندیار) جاوید، فعال سیاسی- چپ جمهوریخواه، زندانی زندانی سیاسی سابق، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۵۴.  علی کامرانی — ترانه سرا، بازیگر، کنشگر سیاسی_ اجتماعی

۵۵.  عیسی بازیار — نویسنده وفعال حقوق بشر، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۵۶.  فاضل موسوی — فعال سیاسی، خانواده جانباخته

۵۷.  فاطمه پیشدادیان- خانواده جانباختگان دهه شصت

۵۸.  فاطمه رضائی- تبعیدی به علت فعالیت سیاسی

۵۹.  فردوس دینی — فعال حقوق زنان، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۶۰.  فرناز داوری — کنشگر جامعه ال‌جی‌بی‌تی،+ تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۶۱.  فرهاد مجیدزاده- فعال سیاسی در حوزه اقلیت های اتنیکی و جنسیتی و زندانی سیاسی سابق

۶۲.  فریبا برهان زهی — فعال حقوق بشر، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۶۳.  فریبا بلوچ — فعال سیاسی در حوزه اقلیت های اتنیکی و جنسیتی

۶۴.  فریبا راد- فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۶۵.  فریبا محمدی- فعال حقوق بشر، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۶۶.  فریبرز پویا — فعال سیاسی و محقق، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۶۷.  فریده رضوی — گرافیست و نقاش، مبارز جنبش زنان، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۶۸.  کاظم مجدم- فعال سیاسی، زندانی سیاسی سابق

۶۹.  کامبیز غفوری — روزنامه نگار، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۷۰.  کاوە آهنگری — فعال سیاسی در تبعید و خانواده جانباخته

۷۱.  کیوان رسولی- فعال حقوق بشر، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۷۲.  لادن بازرگان — زندانی سیاسی سابق و از خانواده ی جان باختگان

۷۳.   لیلا طریقی — حقوقدان و خانواده‌ی جان‌باخته

۷۴.  محمد آسنگران — فعال سیاسی، تبعیدی به دلیل فعال سیاسی

۷۵.  محمد امین نعامی — فعال سیاسی، زندانی سیاسی سابق، خانواده جانباخته و آسیب‌دیده در اعتراضات

۷۶.  محمد محمدی — روزنامه نگار تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۷۷.  محمد هشی — زندانی سیاسی دهه شصت، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۷۸.  محمدرضا آشوغ — فرار از جوخه اعدام ۱۳۶۷ دزفول، دادخواه، شاکی، شاهد، زندانی سیاسی سابق، فعال سیاسی

۷۹.  مریم‌ نمازی- فعال سیاسی، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۸۰.  مصطفی کمالی- فعال کارگری، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۸۱.  ملک قادری- فعال سیاسی- حزب مردم بلوچستان

۸۲.  ملیحه حیاتی — فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۸۳.   ملیکا زر — کنشگر حقوق ال‌جی‌بی‌تی+ و فعال سیاسی، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۸۴.   منصور زند — فعال سیاسی چپ، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۸۵.  مهدی مجتهدپور- فعال سیاسی، زندانی سیاسی سابق، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۸۶.  مهرداد آهنگر — فعال سیاسی، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۸۷.  مهین شکرالەپور — فعال سیاسی و زنان، زندانی سیاسی سابق، خانوادەی جان باختە و تبعیدی

۸۸.  مهین فرحبخش — خانواده جانباخته، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۸۹.  مینا احدی — فعال سیاسی ، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی

۹۰.  مینا خانی — فعال حقوق بشر، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۹۱.  مینو همیلی- زندانی سیاسی سابق، فعال سیاسی و تبعیدی

۹۲. میهن جزنی، فعال سیاسی، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۹۳.   نسرین نکوبخت- زندانی سیاسی سابق و تبعیدی

۹۴.  نظام مولودی — خانواده اعدامی و فعال سیاسی

۹۵.  نعیمه دوستدار — روزنامه نگار، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۹۶.  نگین شیرآقایی — فعال حوزه دموکراسی و حقوق بشر، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

۹۶.  نیک آهنگ کوثر- فعال حوزه آزادی بیان و محیط زیست

۹۸.  ویکتوریا آزاد-  فعال و تحلیلگر سیاسی، خانواده جانباخته، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/مدنی

۹۹.  هما مرادی — تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی، فمینیست/چپ مستقل

۱۰۰.  الهه صدر- کنشگر کوئیرفمینیست، تبعیدی به دلیل فعالیتهای سیاسی

۱۰۱.  هیمن سیدی- کنشگر سیاسی، تبعیدی بە دلیل فعالیت سیاسی

۱۰۲.  یاسین اهوازی — فعال سیاسی عرب، تبعیدی به دلیل فعالیت سیاسی/ مدنی

آیا مایلید به امضا کنندگان این بیانیه بپیوندید؟

کلیک کنید


 

  • اخبار روز
  • چهارشنبه 22 مرداد 1404


دو رای تاریخی دادگاه در پرونده علیه پرویز ثابتی، مقام سابق ساواک، گامی مهم به سوی عدالت برای جان‌به‌دربردگان شکنجه

اخبار روز: دادگاه فدرال آمریکا در فلوریدا دو رأی تاریخی در پرونده شکایت سه زندانی سیاسی سابق علیه پرویز ثابتی، مقام ارشد پیشین ساواک، صادر کرد که آن را پیروزی مهمی برای جان‌به‌دربردگان شکنجه و گامی تعیین‌کننده در مسیر عدالت دانسته‌اند. این آرا ضمن به رسمیت شناختن اسناد و شواهد متعدد درباره نقش مستقیم و آگاهانه ثابتی در هدایت و تسهیل شکنجه‌های سازمان‌یافته ساواک، درخواست او برای رد پرونده به بهانه مرور زمان را نپذیرفت و تهدیدها و اقدامات تلافی‌جویانه علیه شاکیان و وکلایشان را از عوامل مؤثر در تصمیم‌گیری اعلام کرد. به گفته گروه «همگرایی ایرانیان برای عدالت و پاسخگویی» (ICJA)، این تصمیم‌ها پیام روشنی دارد: مرتکبان نقض فاحش حقوق بشر، فارغ از گذشت زمان و موقعیت سیاسی، نمی‌توانند از پاسخگویی بگریزند.

گروه «همگرایی ایرانیان برای عدالت و پاسخگویی» (ICJA) از صدور دو رای مهم دادگاه فدرال آمریکا در ناحیه میانی فلوریدا در پرونده تاریخی علیه پرویز ثابتی، مقام سابق ساواک، استقبال می‌کند. این دو رای، پیروزی بزرگی برای جان‌به‌دربردگان و گامی تعیین‌کننده در مسیر عدالت و پاسخگویی محسوب می‌شود. این آرا همچنین روشن می‌سازند که الگوی تهدید علیه شاکیان و وکلای آنان از زمان طرح شکایت، در پرونده دادگاه ثبت شده و در تصمیم‌گیری‌های آن موثر بوده است.

در نخستین رای ۱۷ صفحه‌ای که سه‌شنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۴ – ۱۲ اوت ۲۰۲۵ صادر شد، دادگاه بر اساس «قانون حمایت از قربانیان شکنجه» (TVPA)، درخواست ثابتی و وکلایش برای رد مهم‌ترین ادعای شاکیان را نپذیرفت و اعلام کرد «ادعاهای شاکیان، که منابع قابل اعتماد متعددی برای پشتیبانی از آن ارائه داده‌اند ، به‌وضوح برای طرح مسئولیت [پرویز ثابتی] از نوع معاونت و همکاری کفایت دارند». به این ترتیب، دادگاه اسناد تاریخی مفصل پشتیبان ادعاهای شاکیان مبنی بر این‌که ثابتی از جمله با «هدایت اقدامات ماموران ساواک در اداره سوم و کمیته مشترک ضد خرابکاری»، «کمک عمده و آگاهانه‌ای» به شکنجه‌گران ارائه کرده است، به رسمیت شناخت.

دادگاه همچنین تشخیص داد شاکیان «دعوای خود را به نحو کافی اقامه کرده‌اند» تا نشان دهند ثابتی در توطئه‌ای مشارکت داشته که در برگیرنده  توافقی میان او و کسانی که شاکیان نام آن‌ها را به عنوان شکنجه‌گر ذکر کرده‌اند  برای «به‌کارگیری روش‌های بازداشت و شکنجه‌های ادعا شده به‌منظور سرکوب مخالفان رژیم شاه بوده است و این روش‌ها علیه شاکیان هم اعمال شده است.»

دادگاه همچنین اعلام کرد که شاکیان با جزئیات کافی ادعای خود مبنی بر «مسئولیت فرماندهی» ثابتی از طریق  اعمال «کنترل موثر» او بر شکنجه‌گران ادعایی، را مستدل  کرده‌اند. دادگاه به «ادعاهای دقیق درباره نقش گسترده و مقتدرانه خوانده [ثابتی] در ساواک و کمیته» اشاره کرد و استدلال‌های ثابتی مبنی بر ناکافی بودن ادعاهای شاکیان درباره «کنترل موثر» وی را «فاقد انسجام منطقی» دانست.

 مرور زمان

در این رای تاریخی، دادگاه با درخواست ثابتی برای رد پرونده در این مرحله به دلیل مرور زمان موافقت نکرد. دادگاه اعلام کرد که شکایت شاکیان «حاوی حقایق کافی است که می‌تواند تعلیق اصل مرور زمان را در این مورد به شکل منصفانه توجیه کند.»  در این رابطه، دادگاه به مواردی شامل تائید دختر خوانده [ثابتی] مبنی بر این‌که خانواده‌اش نقل مکان کرده، نام خود را تغییر داده و در خفا زندگی کرده‌اند» و همچنین فقدان هرگونه  «راهکار قضایی در ایران یا هر جای دیگر، در کنار تهدیدهای مرگبار از ایران و ایالات متحده»  اشاره می‌کند.

در اقدامی پراهمیت، دادگاه برای بررسی بیشتر این‌که آیا «شرایط فوق‌العاده» مانع از طرح زودتر دعوی از سوی شاکیان شده است یا خیر، دستور داده که پرونده وارد مرحله «کشف ادله» در رابطه با این موضوع شود. دادگاه جدول زمانی تعیین کرده است که طرفین باید تا ژانویه ۲۰۲۶ مدارک و استدلال‌های خود را به دادگاه ارائه دهند. «کشف ادله» مرحله‌ای پیش از محاکمه است که در آن طرفین دعوی اسناد و مدارک را از یکدیگر و اشخاص ثالث دریافت می‌کنند. این فرایند شامل رد و بدل کردن اسناد، اخذ شهادت‌های تحت سوگند از سوی طرفین و شاهدان، و تکمیل و ارائه پرسش‌نامه‌های کتبی (Interrogatories) است. در این پرونده، کشف ادله می‌تواند فرصتی برای شاکیان فراهم کند تا شواهد  مهمی درباره دهه‌ها زندگی مخفیانه ثابتی و تهدیدهایی که به خاطر دادخواهی پیش‌تر با آن روبه‌رو بوده یا همچنان هستند، ارائه دهند.

حق استفاده از نام مستعار

 در رای دوم و جداگانه‌ای که ۲۲ صفحه است  و آن هم سه‌شنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۴ (۱۲ اوت ۲۰۲۵) صادر شد، دادگاه درخواست ثابتی برای محروم کردن شاکیان از حق ادامه روند با نام مستعار را رد کرد. دادگاه تائید کرد که «از زمان طرح این دعوی، شاکیان مدارک مهمی از تهدیدهای جدی علیه امنیت و سلامت خود، و همچنین تهدیدهای مشابه علیه وکلای‌شان ارائه کرده‌اند».

در این رای، تهدیدهای متعدد منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی، از جمله از سوی  افرادی که با ثابتی در ارتباط هستند، نقل شده است. همچنین دادگاه یادآور شد که «وکیل شاکیان از سمت  فردی که اف‌بی‌آی اعلام کرده در ایران حضور دارد، تهدید به مرگ شده است».

دادگاه نتیجه گرفت که «شکی نیست که طرح این دعوی، سیلی از تهدیدهای جدی برای‌ خشونت و آسیب علیه شاکیان و وکلای آنها را برانگیخته است» و افزوده که «ارتباط ثابتی با برخی از همان افرادی که این تهدیدها را مطرح کرده‌اند، به‌شدت نگران‌کننده است. این عامل همچنان به شدت، و چه بسا به‌طور تعیین‌کننده، به نفع حفظ نام مستعار شاکیان سنگینی می‌کند».

یک سخنگوی ICJA گفت: «این یک لحظه تاریخی است. دادگاه مشروعیت ادعاهای شاکیان و حق جان‌به‌دربردگان برای دادخواهی، فارغ از تهدید و ارعاب علیه خود و خانواده‌هایشان را تائید کرده است. شاکیان این پرونده به دنبال منفعت سیاسی یا انتقام نیستند ــ آنها به دنبال حقیقت، پاسخگویی و شأن و کرامتی هستند که از به‌رسمیت‌شناخته‌شدن رنجشان از سوی یک دادگاه ناشی می‌شود.»

ICJA شجاعت و پایداری فوق‌العاده شاکیانی را که بار رنج خود را دهه‌ها در سکوت و با استقامت حمل کرده‌اند، می‌ستاید. این آرای قضایی نه تنها به جنایات گذشته، بلکه به واقعیت فوری شکنجه و بی‌عدالتی که امروز در ایران ادامه دارد و به الگوهای مداوم آزار و تهدید علیه دادخواهان اشاره دارد.

پیام دادگاه روشن است: مسئولان  نقض فاحش حقوق بشر نمی‌توانند از پاسخگویی بگریزند، فارغ از اینکه چند سال گذشته، چه‌ مناصب پرقدرتی داشته‌اند یا تا چه حد تلاش کرده‌اند فرار کنند. دادگاه همچنین روشن ساخته که تهدید و اقدامات تلافی‌جویانه و تلاش برای ساکت‌کردن قربانیان، نه‌تنها مانع عدالت نمی‌شوند بلکه بخشی از پرونده رسمی شده و بر تصمیم‌های دادگاه اثر می‌گذارد.

درباره پرونده

 پرویز ثابتی، مقام ارشد پلیس مخفی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ (ساواک)، با یک شکایت ۲۲۵ میلیون دلاری در دادگاه فدرال آمریکا مواجه است که از سوی سه زندانی سیاسی سابق، اکنون ساکن ایالات متحده، مطرح شده است. به عنوان رئیس اداره سوم ساواک، ثابتی متهم است که بر شکنجه نظام‌مند مخالفان رژیم شاه، از جمله  اعمال شوک الکتریکی، ضرب‌وشتم، آویزان‌کردن از مچ، محرومیت از خواب و گرفتن اعترافات اجباری،ـ نظارت و آن را نهادینه کرده است.

شاکیان مدعی‌اند که روش‌های او میراثی ماندگار بر جای گذاشت که بعدا در  جمهوری اسلامی نیز به کار گرفته شد. پس از دهه‌ها زندگی در خفا، ثابتی در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ دوباره به‌طور علنی ظاهر شد و این نخستین فرصت واقعی برای جان‌به‌دربردگان جهت پیگیری عدالت را فراهم کرد.

این پرونده موجی از مواجهه با حقیقت در میان جامعه ایرانی درباره تروما و آسیب‌های ماندگار ناشی از شکنجه و ضرورت ایجاد مسیر عدالت و پاسخگویی برای همه جان‌به‌دربردگان را برانگیخته است. این روند در مقطع حساسی شکل گرفته که ایرانیان در حال مواجهه با امکان تغییر سیاسی و تصور آینده‌ای بر پایه احترام به حقوق بشر هستند،ــ آینده‌ای که در آن شکنجه و سرکوب دیگر بدون رسیدگی و مجازات باقی نمی‌ماند.

درباره ICJA

 «همگرایی ایرانیان برای عدالت و پاسخگویی» (ICJA) ائتلافی از جان‌به‌دربردگان، کنشگران و کارشناسان حقوقی است که متعهد به مستندسازی نقض حقوق بشر، پیگیری پاسخگوکردن ناقضان حقوق بشر و تقویت صدای آسیب‌دیدگان  است. کار ICJA بر این باور استوار است که حقیقت‌گویی و عدالت برای جلوگیری از جنایات آینده ضروری است.


کتاب «اگر می‌دانستیم: چهار دهه جستجوی حقیقت و عدالت» که منتخبی از مقالات منتشر شده جعفر بهکیش از ۱۳۶۷ تا ۱۴۰۱ و چند مقاله منتشر نشده از ۱۳۸۰ است، به شکل الکترونیکی توسط انتشارات میخک سرخ در تورنتو منتشر شده است.
مقالات به گونه ای انتخاب شده اند که شمایی از مباحث و موضوعاتی در رابطه با جنبش دادخواهی در ایران که نویسنده در چهل سال گذشته با آنها مواجه بوده است ارائه دهد.جعفر بهکیش در مقدمه و سخن آخر، بر اثرات روحی و روانی بی رحمی های دولتی و جستجوی حقیقت و عدالت در شرایط نامساعد بر قربانیان، بستگان آنان و فعالان جنبش دادخواهی که غالبا نادیده و یا اهمیت آنها دست کم گرفته شده، تاکید کرده است. نسخه الکترونیک کتاب را می توانید در لینک زیر تهیه کنید:

اگر می دانستیم: چهار دهه جستجوی حقیقت و عدالت

انتشارات میخک سرخ


امروز پنجم بهمن 
۱۴۰۳، باز هم خانواده‌های خاوران را آزار دادند و پشت در بسته‌ی خاوران  نگاه داشتند و خانواده‌ها همراه با یک اطلاعیه، آخرین نامه‌ی اعتراضی خود را با نود و سه امضا منتشر کردند. 

*******

هم‌وطنان عزیز با سلام.

ما خانواده‌ها و بازماندگان زندانیان سیاسی عقیدتی جان‌باخته در دهه ۶۰، به‌ویژه قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، هستیم. یازده ماه است که در گورستان خاوران را به روی ما بسته اند.

ما بارها با مراجعه و نوشتن نامه به مسئولان، مراکز و نهادهای گوناگون جمهوری اسلامی ایران، خواهان بازگشایی در گورستان برای حقخسوگواری و حضور بی قید و شرط بر سر مزار عزیزان‌مان بودیم ولی تا کنون پاسخی نگرفته‌ایم.
نامه دادخواهیِ اخیر ما نیز، پس از مراجعه به نهادها و مراکز نامبرده و ماهها سرگردانی، از سوی شورای تأمین استان تهران، به وزارت اطلاعات ارجاع داده شد؛ که پس از گذشت چند هفته و پیگیری دادخواهان، مسئولان وزارت اطلاعات با برخوردی اهانت آمیز و به صراحت، بر پاسخگو نبودنشان تأکید کردند!!


اینک، آخرین نامه‌ی بی پاسخ‌ِ بازماندگان را که پیوست است، برای آگاهی شما مردم شریف ایران، منتشر می‌کنیم.

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران، جناب دکتر پزشکیان

تاریخ: شهریور ۱۴۰۳


با سلام و احترام
همانگونه که آگاهید در دهه ۶۰، به ویژه تابستان ۱۳۶۷ هزاران تن از عزیزان ما، زندانیان سیاسی و عقیدتی ایران را مخفیانه و حتی برخلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران، به جوخه های مرگ سپردند و پیکر آنان را مخفیانه و بی نام و نشان در گورهای جمعی در سراسر کشور، از جمله در گلزار خاوران در کنار مزار بهائیان و جانباختگان با نام و نشانِ پیش از سال ۱۳۶۷، پنهان کردند. بیش از چهار دهه از آن زمان می گذرد، نه پیکرشان را به خانواده ها سپردند، و نه زمان اعدام و محل دقیق دفن‌شان را اعلام کردند، و نه اجازه سوگواری به بازماندگان را دادند، افزون بر اینها، مدت‌هاست با کشیدن دیوارهای بلند بتونی، نصب دوربین‌ها و بستن درهای خاوران، از ورود بازماندگان به محوطه مزار جلوگیری می کنند. به رغم مخالفت بهائیان، درگذشتگان آنها را در خاک عزیزان ما دفن می کنند، حرمت دو طرف را شکسته و داغ ما را تازه می کنند.

مامور کنترل این مزار، که خود را مسعود مؤمنی معرفی می‌کند، رفتاری اهانت‌بار با خانواده‌ها دارد و با محدود کردنِ زمان حضور، ممانعت از گذاشتن گل و مطالبه کارت ملی برای رفتن بر مزار، بر رنج خانواده‌ها می‌افزاید ما بارها صبورانه و از راه های قانونی، با نوشتن نامه و مراجعات مكرر به نهادهای مسئول، شهرداری، شورای شهر، حراست بهشت زهرا و ….. دادخواهی کرده ایم ولی نتیجه ای نداشته است. اکنون بار دیگر کمترین و ابتدائی‌ترین حق انسانی و عرفی و حق قانونی حضور بازماندگان بر مزار عزیزانشان، یعنی «حق سوگواری» را مطالبه می‌کنیم. 


ما خواهان: 

۱- توقف دفن اموات دیگر در خاک عزیزان‌مان

۲- گشودن درهای خاوران و برداشتن هرگونه مانع و محدودیت برای حضور بر مزار و گلباران آن و بزرگداشت عزیزانمان در گلزار خاوران هستیم.

امضاء:
۱- خانواده زنده یاد یوسف آبخون
۲- ایران آبکناری همسر زنده یاد روزبه گلی آبکناری
۳- خانواده زنده یاد سعید آذرنگ
۴- طیبه اخوان همسر زنده یاد ناصر اخوان اقدم
۵- چشمه اخوت دختر زنده یاد حسین اخوت
۶- فرشته ارسطو همسر زنده یاد نادر حبیبی فولادکلایی
۷- سهیلا اصغری همسر زنده یاد علیرضا (نادر) صلواتی خوش قلب
۸- فاطمه ایزدی همسر زنده یاد فریبرز صالحی
۹- صفرعلی بیگدل برادر زنده یاد محمدعلی بیگدل
۱۰- ملوس پرتوی خواهر زنده یاد محمد علی پرتوی
۱۱- مریم پناهی همسر زنده یاد پرویز الهی
۱۲- خانواده زنده یاد حمید ترکی
۱۳- زهره تنکابنی همسر زنده یاد علیرضا کیائی
۱۴- سیمین تنکابنی خواهر زنده یاد مجید تنکابنی
۱۵- پگاه جهاندار فرزند زنده یادان نسرین ایزدی و بهروز جهاندار
۱۶- فرنگیس جهاندار خواهر زنده یاد بهروز جهاندار
۱۷- رحمت اله جهاندار برادر زنده یاد بهروز جهاندار
۱۸- بهرام جهاندار برادر زنده یاد بهروز جهاندار
۱۹- فاطمه جمالی خواهر زنده یاد حسن جمالی
۲۰- محمد جمالی برادر زنده یاد حسن جمالی
۲۱- شکوفه جوانشیر مادر زنده یاد سیامک جعفرزاده
۲۲- نادر حاج محسن برادر زنده یاد حسین حاج محسن
۲۳- اکرم خاتم همسر زنده یاد رسول رضائیان
۲۴- فیروزه خلفی همسر زنده یاد غلامرضا (حسام) یگانه
۲۵- معزز خواهشی همسر زنده یاد کمال الدین پاکدل حسن کیاده
۲۶- حشمت داودی همسر زنده یاد فتح اله دیانت
۲۷- کفایت دهداری مادر زنده یاد مهوش جوکار
۲۸- شیرین رحیمی خواهرزاده زنده یاد یحیی رحیمی
۲۹- نگار رحیمی خواهر زنده یاد یحیی رحیمی
۳۰- حشمت رحیمی برادر زنده یاد یحیی رحیمی
۳۱- فریبا رزاقی همسر زنده یاد مهدی عماری
۳۲- زهرا ریاحی خواهر زنده یادان جعفر، محمد صادق و علی ریاحی
۳۳- ایران زرگری خواهر زنده یاد مجتبی زرگری
۳۴- خانواده زنده یاد محمود زکی پور
۳۵- مینا سازور مادر زنده یاد ایرج هاشم زاده
۳۶- حمیدرضا سبزه ای برادر زنده یاد مجید سبزه ای
۳۷- سیما سرحدی خواهر زنده یاد منوچهر سرحدی
۳۸- فاطمه سرحدی زاده خاله زنده یاد کبری (منیژه) معنوی پرست
۳۹- اختر سیف همسر زنده یاد حسن دشت آرا
۴۰- زهرا شکراله بیک تبریزی خواهر زنده یاد مرتضی شکراله بیک تبریزی
۴۱- مکرمه صادقی بناب خواهر زنده یاد اکبر صادقی بناب
۴۲- فروغ صادقی نراقی خواهر زنده یاد یدالله صادقی نراقی
۴۳- محبوبه صادقی نراقی خواهر زنده یاد یدالله صادقی نراقی
۴۴- فیروز صالحی برادر زنده یاد فریبرز صالحی
۴۵- ویدا صالحی خواهر زنده یاد فریبرز صالحی
۴۶- ژیلا صالحی خواهر زنده یاد فریبرز صالحی
۴۷- منیژه السادات (نادیا) صدرزاده خواهر زنده یاد کمال صدرزاده
۴۸- مریم صدرزاده خواهر زنده یاد کمال صدرزاده
۴۹- منیرالسادات صدرزاده خواهر زنده یاد کمال صدرزاده
۵۰- ملوک صفائیان خواهر زنده یاد امیرهوشنگ صفائیان
۵۱- مریم طالبی خواهر زنده یاد عادل طالبی
۵۲- خانواده زنده یاد انوشه طاهری
۵۳- نرگس طیبات همسر زنده یاد اسماعیل پورمحمدی چناربن
۵۴- میترا عاملی همسر زنده یاد انوشیروان لطفی
۵۵- پروانه عبدالهی خواهر زنده یاد بهزاد عبدالهی
۵۶- پری عبدالهی خواهر زنده یاد بهزاد عبدالهی
۵۷- معصومه عجم خواهر زنده یادان حسن و علی عجم و خواهر شوهر زنده یاد فریده یوسفی همسر زنده یاد علی عجم
۵۸- فرنگیس عسگری همسر زنده یاد جلیل جباری مستحسن
۵۹- سیمین علائی همسر زنده یاد سعید کاظمی
۶۰- محمود عماری برادر زنده یاد مهدی عماری
۶۱- مهین فهیمی همسر زنده یاد حمید منتظری
۶۲- هایده قائدی خواهر زنده یادان جواد و صادق قائدی
۶۳- مریم کبیری خواهر زنده یاد حسین کبیری
۶۴- افسر کریمی همسر زنده یاد محسن قیاسوند
۶۵- حمید کیانی برادر زنده یاد مجید کیانی
۶۶- لیلا کیانی خواهر زنده یاد مجید کیانی
۶۷- پروانه کیانی خواهر زنده یاد مجید کیانی
۶۸- فرزانه کیانی خواهر زنده یاد مجید کیانی
۶۹- اعظم کیانی، خواهر زنده یاد مجید کیانی
۷۰- پروین گازرانی همسر زنده یاد علیرضا محمدی
۷۱- منیژه گازرانی خواهر زنده یاد بهمن گازرانی
۷۲- مریم گلپایگانی فرزند زنده یاد محمدرضا گلپایگانی
۷۳- مینا گلپایگانی فرزند زنده یاد محمدرضا گلپایگانی
۷۴- ماهرخ گلشن خواهر زنده یاد قاسم گلشن
۷۵- نکیسا گلی آبکناری خواهر زنده یادان پروین، ویدا (لیلا)، روزبه گلی آبکناری و خواهر همسر (پروین گلی آبکناری) مهران شهاب الدین
۷۶- عزت گودرزی برادر زنده یاد حسن گودرزی
۷۷- سعیده لامعی همسر زنده یاد منوچهر سرحدی
۷۸- شهلا لامعی خواهر زنده یاد حسین لامعی
۷۹- طاهره لامعی خواهر زنده یاد حسین لامعی
۸۰- مریم لامعی فرزند زنده یاد حسین لامعی
۸۱- عاطفه لامعی خواهر زنده یاد حسین لامعی
۸۲- خانواده زنده یاد اصغر محبوب
۸۳- راضیه محمدزاده خواهر زنده یادان رضا، حسن و جواد محمدزاده
۸۴- مهین محمدی خواهر زنده یاد علیرضا محمدی
۸۵- ژاله معینی چاغروند خواهر زنده یاد هبت اله معینی چاغروند
۸۶- منصوره معینی چاغروند خواهر زنده یاد هبت اله معینی چاغروند و همسر زنده یاد مسعود انصاری
۸۷- اکرم نقابی مادر زنده یاد سعید زینالی
۸۸- نیلوفر نیکسار خواهرزاده زنده یاد مرتضی شکراله بیک تبریزی
۸۹- خانواده زنده یاد حیدر نیکو
۹۰- شکوه هاتفی همسر و دختر عموی زنده یاد رحمان هاتفی
۹۱- زهرا یگانه خواهر زنده یاد غلامرضا (حسام) یگانه
۹۲- پروین یگانه خواهر زنده یاد غلامرضا (حسام) یگانه
۹۳- فریبا یگانه خواهر زنده یاد غلامرضا (حسام) یگانه

رونوشت:

ریاست قوه قضائیه
وزارت دادگستری
وزارت کشور
شورای تأمین استان تهران
شورای شهر تهران
شهرداری تهران




پست‌های قدیمی‌تر صفحهٔ اصلی

آخرین مطالب منتشر شده

آخرین نظرات

Advertisement

مادران پارک لاله ایران، حرکتی جوان و نوپاست و تلاش می‌کند در ادامه روند خود «صدایی» همراه با «جنبش دادخواهی مادران و خانواده‌های آسیب‌دیده‌ی ایرانی» باشد. این حرکت مستقل و دادخواهانه که از تلاش‌گَران عرصه دادخواهی و فعالان اجتماعی تشکیل شده است، از تیرماه 1388، با فراخوان تعدادی از زنانِ دادخواه در اعتراض به کشتن و مجروح و زندانی کردن مردمی که برای حداقل خواست انسانی خود به خیابان آمده بودند، در پارک لاله تهران شکل گرفت.

این حرکتِ دادخواهانه، در مسیر حرکت خود، سه خواست حداقلی و مشخص زیر را تعریف کرد:

- آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی،

- لغو مجازات اعدام،

- محاکمه و مجازات آمران و عاملان همه جنایت‌های صورت گرفته در جمهوری اسلامی در دادگاهی علنی و عادلانه.

در طی این مدت نیز همواره در کنار و در پیوند با خانواده‌ها، در راستای تحقق این سه خواسته حرکت کرده است. این حرکت خودجوش و دادخواهانه به هیچ فرد، گروه و سازمان سیاسی داخلی و خارجی وابستگی ندارد و هم‌چنین با افراد و گروه‌های وابسته به حکومت مرزبندی دارد.

ما هم‌چنین اعتقاد داریم برای رسیدن به سه خواست حداقلی خود، باید در جهت رسیدن به آزادی بیان و اندیشه، رفع هر گونه تبعیض و جدایی دین از حکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی‌عدالتی‌ها را در ساختار حکومت و قوانین آزادی ستیز و تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی می‌دانیم.

اخبار منتخب دیگر رسانه ها

آمریکا حملات گسترده به ایران را از سر گرفت
دیوان عالی کشور حکم اعدام بنیامین نقدی را تأیید کرد
تداوم فشار بر فعالان صنفی فرهنگیان؛ بازداشت، تبعید و صدور حکم قضایی برای سه معلم
سه زندانی سیاسی اوین: حکومت شکست در جنگ را با تشدید اعدام‌ها جبران می‌کند
کمپین حقوق بشر ایران: دست‌کم ۶۰ معلم پس از اعتراضات دی‌ماه بازداشت یا محکوم شده‌اند
هشدار وکلای وریشه مرادی درباره محرومیت ۹ماهه او از خدمات درمانی
موج اعدام‌های معترضان دی‌ خونین؛ از نقض دادرسی عادلانه تا ضرورت همبستگی داخلی

منصوره بهکیش صدای دادخواهی- تاثیر جنگ بر جنبش‌های اجتماعی - وضعیت زندانیان سیاسی و اعدام‌ها

برگه ها

  • آخرین اخبار (2302)
  • آخرین اخبارر (1)
  • اخبار (45)
  • اخبار حامیان (241)
  • اخبار دادخواهانه حامیان حرکت های مردمی در ایران (65)
  • اخبار مربوط به مادران (45)
  • از دیگر سایت ها (94)
  • از زبان دادخواهان (233)
  • اشعار (81)
  • بیانیه‌ها (318)
  • بیدادگران (23)
  • تازه ها (15)
  • خاطرات (13)
  • درباره دادخواهی (93)
  • گزارشات (366)
  • مصاحبه (12)
  • مصاحبه مادران (90)
  • مصاحبه ها (79)
  • مقالات (121)
  • نامه مادران به فرزندان (13)
  • نامه های دادخواهانه (73)
  • وب نوشت ها (348)

صفحات

  • فیسبوک مادران پارک لاله ایران

آمار بازدید ماهانه

Photos on Flickr

بایگانی مطالب

کلیه حقوق برای مادران پارک لاله ایران.محفوظ است
طراحی شده توسط مادران پارک لاله ایران