به مناسبت چهارمین سالگرد جنبش انقلابی "ژن، ژیان، ئازادی"، "زن، زندگی، آزادی" و گرامیداشت یاد ژینا امینی، بار دیگر گرد هم میآییم تا پیمان خود را با جانباختگان راه آزادی تجدید کنیم و فریاد دادخواهیمان را به گوش جهان برسانیم.
تاریخ: ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶
ساعت: ۱۴:۰۰
مکان: میدان هویمارکت، کلن (Heumarkt, Köln)
همبستگی برای جمهوری و دموکراسی در ایران
حق زندگی، صلح و کرامت انسانی سلبناشدنی است، کشتار، جنگ و اعدام در سایه استبداد محکوم است
امروز جامعه ایران در میان ماشین اعدام حکومت اسلامی در داخل و سایهی شوم ویرانگری جنگ در مرزهای کشور قرار گرفته است. با جرأت میتوان گفت، این وضعیت اسفبار، حاصل مستقیم ساختار و عملکرد رژیمی است که سالهاست بقای خود را در تولید بحران، گسترش خفقان و نادیده گرفتن ابتداییترین حقوق شهروندان میبیند. برای ما، دفاع از حقوق بشر یک امر تفکیکناپذیر است، نمیتوان مدعی دفاع از جان انسانها بود اما در برابر طنابهای دار در زندانها یا بمبهایی که بر سر شهرها فرود میآیند، سکوت کرد.
در حالی که کشور با بحرانهای عمیق روبروست، حکومت از مجازات مرگ به عنوان ابزاری برای تزریق ترس و فلج کردن جامعه استفاده میکند. اعتصاب غذا و تحصن شجاعانه زندانیان در بندهای مختلف، از جمله مقاومت اخیر در زندان قزلحصار علیه احکام اعدام نشان میدهد که اراده برای توقف این چرخه خشونت بار در جامعه وجود دارد.
بر اساس گزارشهای رسیده از منابع حقوق بشری، ۱۲ تن از زندانیان سیاسی در اصفهان که در جریان اعتراضات دیماه بازداشت و به اعدام محکوم شده بودند، جهت اجرای حکم به سلولهای انفرادی منتقل شدهاند. نگرانیها در میان فعالان مدنی و خانوادههای این زندانیان نسبت به خطر قریبالوقوع اجرای این احکام به شدت افزایش یافته است.
آمار تکاندهنده هزاران اعدام در سالهای اخیر، یک فاجعه وحشتناک است. ما خواستار توقف فوری و بدون قید و شرط تمامی احکام اعدام (اعم از سیاسی، عقیدتی و جرایم عمومی)، برچیده شدن این مجازات غیرانسانی و همچنین آزادی بیقید و شرط همه زندانیان سیاسی، مدنی، صنفی و دانشجویی هستیم.
از سوی دیگر، جنگ و درگیریهای نظامی، چه حاصل سیاستهای ماجراجویانه حکومت باشد و چه در پی تهاجم نیروهای خارجی، بزرگترین ناقض حق زندگی و امنیت شهروندان است. نابودی شریانهای حیاتی، فروپاشی اقتصادی و آوارگی، تنها دستاورد جنگ برای مردم عادی است. ما قاطعانه با هرگونه تهاجم نظامی، مداخله خارجی و رویکردهای جنگطلبانه مخالفت میکنیم. تغییر قدرت سیاسی در ایران وظیفه و حق انحصاری خود مردم ایران، جامعه مدنی بیدار، جنبشهای کارگری، صنفی، دانشجویی و جنبش پیشرو زنان است و هیچ قدرت خارجی حق ندارد به نام ملت ایران دست به مواجهه نظامی بزند. مخالفت با ویرانی زیرساختها و مداخله نظامی یکی دیگر از وظایف ماست.
ما بر این باوریم که “نه به جمهوری اسلامی”، “نه به اعدام” و “نه به جنگ”، اضلاع مثلثی هستند که مرز میان اقتدارگرایی و آزادی را مشخص میکنند. در همین راستا، ما حملات اخیر حکومت اسلامی به مقرهای احزاب سیاسی کردستان ایران در اقلیم کردستان عراق را که به جانباختن تعدادی از اعضای حزب کومله و فعالان سیاسی انجامید، بهشدت محکوم میکنیم. ما ضمن تسلیت به خانوادههای عزیز داغدیده و مردم کردستان، تأکید میکنیم که این جنایات خونین، اراده آزادیخواهان را در مسیر همبستگی، روزبهروز استوارتر خواهد کرد.
ما امضاکنندگان این بیانیه، از تمامی فعالان حقوق بشر، تشکلهای مدنی، جنبشهای زنان و دانشجویان، نهادهای کارگری، احزاب و نیروهای آزادیخواه درخواست می کنیم برای یک همبستگی فراگیر و بینالمللی به ما بپیوندند، تا صدای دادخواهی، حقطلبی و ایستادگی جامعه مدنی ایران را در پهنه جهان رساتر کنیم. ما باور داریم که آینده ایران باید به دست آگاه و توانای شهروندانش و بر بنیانی استوار از صلح، عدالت، تکثرگرایی و احترام مطلق به کرامت و حقوق بنیادین انسانی بنا شود.
شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران
۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶
نه به اعدام
نه به جنگ
نه به جمهوری اسلامی
زن زندگی آزادی
ژن ژیان ئازادی
امضاکنندگان:
۱ – انجمن زنان پرتو
۲ – انجمن زنان مونترال
۳ – انجمن « ندا ایران »
۴ – اتحاد چپ زنان
۵ – انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران – هامبورگ
۶ – انجمن فرهنگی ایران و سوئیس- ژنو
۷ – انجمن حقوق بشر در قرن ۲۱
۸ – بنیاد اسماعیل خویی
۹ – جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران
۱۰- جبهه آزادی و نجات ایران
۱۱- حامیان مادران پارک لاله – هامبورگ
۱۲- حامیان مادران پارک لاله – فرزنو
۱۳- زنان برای آزادی و برابری پایدار
۱۴- شبکه زن، زندگی، آزادی بلژیک
۱۵- شبکه همگرایی جمهوریخواهان سوسیال دموکرات ایران
۱۶- شورای آزادیخواهان سوسیالیست
۱۷- صدای زنان سوسیال دموکرات ایران
۱۸- فدراسیون اروپرس
۱۹- کانون فرهنگ و هنر ایرانیان فرزنو
۲۰- کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی – پاریس
۲۱- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – شیکاگو
۲۲- کمپین توقف قتل های ناموسی
۲۳- کمیسیون حقوق بشر حزب جمهوری خواه سوسیال دموکرات و لائیک ایران
۲۴- مادران پارک لاله – آلمان (دورتموند تا کلن)
۲۵- مادران صلح مونترال
۲۶- نهاد «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران»
۲۷- همبستگی ملی ایرانیان فرزنو – کالیفرنیا
۲۸-همبستگی جمهوریخواهان و دموکراسی خواهان ایرانی در بلژیک
۲۹- همکاری کلکتیو – کلن
با حمایت:
۳۰- حزب آزادی و رفاه ایرانیان (آرا)
تنها راه رهایی، سازمانیابی و همبستگی جنبشهای مستقل و مترقی
امپریالیسم آمریکا و
اسرائیل مسئولان اصلی آغاز این جنگ هستند. اما رژیم فاشیستی ایران نیز از آغاز
حاکمیتاش خواهان جنگ بوده و آن را نعمت میداند، زیرا توانسته با قتلعام هزاران جوان
مبارز، پایههای نظاماش را بر خون تثبیت کند. فراموش نکنیم که دولت آمریکا و
ترامپ به دنبال برنامهی تغییر نقشه جهانی، رقابت با چین و نزدیکی با پوتین، وارد
صحنه شد. حمله اسرائیل به فلسطین آغاز اجرای نقشههای جهانی آمریکا بود و چراغ
سبز حمله به غزه، نه توسط ترامپ نئوفاشیست، بلکه در زمان بایدن دموکرات داده شد.
رژیم جمهوری اسلامی سالهاست که به یک قدرت در منطقه تبدیل شده بود و خود را برای
حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل آماده مینمود. این برنامههای نظامی - تدارکاتی در
عراق، سوریه، لبنان و در کنار آن فلسطین و یمن صورت گرفته بود. با تمامی خواستهای
جنگطلبانه رژیم ایران، نباید فراموش کنیم که جنگ علیه ایران یک عملیات مشترک
ایالات متحده و اسرائیل بوده است.
پس از آتشبسی موقت، این جنگ خانمانسوز دوباره آغاز شده و جنوب ایران در آتش گرما و زیر بمباران میسوزد، کُردستان مورد حمله قرار گرفته و نگرانی از بیثباتی، ویرانی و کشتار مردم، بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است. هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی کشور، تهدید معیشت مردم و گسترش ناامنی در سراسر منطقه، زندگی میلیونها انسان را در معرض فاجعه قرار داده است. مردم ایران نباید قربانی استبداد جمهوری اسلامی، جنگ و مداخله نظامی - سیاسی قدرتهای سلطهگر و تجاوزکار شوند. ما این جنگ تجاوزکارانه و ارتجاعی را به شدت محکوم میکنیم و خواهان صلحی عادلانه و پایدار هستیم. ما بر این باوریم؛ همانگونه که جمهوری اسلامی مسئول اصلی سرکوب، تبعیض، فقر، فساد، تبعیض جنسیتی و ویرانی زندگی مردم است، امپریالیسم آمریکا و اسرائیل نیز مسئول کشتار، ویرانی، نظامیگری، آوارگی، اقتدارگرایی و وابستگی هستند و تمام این جنایتکاران باید در برابر مردم پاسخگو باشند و محاکمه و مجازات شوند.
مردم ایران در یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ معاصر زندگی خود قرار گرفتهاند. دههها استبداد، سرکوب، تبعیض، فساد ساختاری، فقر، نابرابری، ویرانی اقتصادی و تخریب محیط زیست، اکثریت مردم را از ابتداییترین حقوق و امکانات زندگی محروم کرده است. جمهوری اسلامی نه تنها از تأمین آزادی، امنیت، رفاه و کرامت انسانی ناتوان بوده، بلکه هر مطالبه آزادیخواهانه، برابریطلبانه و عدالتجویانه را با زندان، شکنجه، گلوله و اعدام پاسخ داده است. آخرین نمونه، قتلعام معترضان در دیماه ۱۴۰۴، همزمان با گسترش جنگ و حملات نظامی آمریکا و اسرائیل بوده که کمر مردم را بهواقع شکسته است.
اما آنچه این لحظه تاریخی را از گذشته متمایز میکند، تنها همزمانی استبداد و جنگ نیست؛ بلکه دگرگونی عمیقی است که در آگاهی جامعه شکل گرفته و آخرین بقایای مشروعیت جمهوری اسلامی را در ذهن بخش بزرگی از جامعه فرو ریخته است. این دگرگونی حاصل سالها مبارزه و مقاومت مردم، از اعتراضهای اجتماعی و اعتصابهای کارگری، معلمان، بازنشستگان و جنبشهای زنان است. خیزش «زن، زندگی، آزادی» از دل این تجربه برخاسته و آگاهی تازهای سر برآورده است؛ آگاهی به این واقعیت که رهایی مردم ایران تنها از مسیر مبارزه مستقل، سازمانیابی دموکراتیک از پایین، گسترش همبستگی اجتماعی و اتکای مردم به نیروی جمعی خود امکانپذیر است. آزادی را نمیتوان با سرکوب حفظ کرد و با بمباران به دست آورد. برابری را نمیتوان بر ویرانههای جنگ بنا کرد. دفاع از صلح، دفاع از زندگی مردم و دفاع از حق مردم برای تعیین سرنوشت خویش، سه عرصه جداگانه نیستند، بلکه اجزای یک مبارزه واحد برای رهاییاند.
عاملیت جمعی مردم تنها یک اصل سیاسی یا اخلاقی نیست، بلکه شرط گذار دموکراتیک از استبداد و جنگ است. این عاملیت در جریان مبارزات روزمره مردم علیه شکافهای عمیق جنسیتی، طبقاتی، اجتماعی، ملیتی و مذهبی است که از دل سازمانیابی مستقل و مترقی شکل میگیرد؛ در اتحادیههای کارگری، تشکلهای صنفی، شوراها و مجامع دموکراتیک، سازمانهای زنان، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان، دادخواهان، فعالان محیط زیست، ملیتهای ساکن ایران، جامعه کوئیر، نهادهای محلی و تمام اشکال خودسازمانیابی جامعه از نیروهای آزادیخواه، برابریطلب و ضد تبعیض. چنین نهادهایی نه تنها ظرفیت مقاومت در برابر سرکوب، جنگ و مداخله خارجی را خواهند داشت، بلکه امکان ساختن نظمی دموکراتیک، سکولار، مبتنی بر آزادی، برابری، دموکراسی، عدالت اجتماعی، رفع هرگونه تبعیض و مشارکت همگانی در اداره امور جامعه را نیز فراهم خواهند آورد.
امروز بیش از هر زمان دیگری، وظیفهی مُبرم ما نیروهای چپِ دموکراتیک، آزادیخواه، برابریطلب و همه کنشگران مستقل و مترقی در خارج از کشور است که در دفاع از جنبشهای مستقل و مترقی در ایران و علیه جمهوری اسلامی، علیه جنگ و مداخله خارجی و علیه هر سیاستی که عاملیت مردم را نفی یا تضعیف میکند، بپاخیزیم و اقدامهای مشترکی را با همبستگی بیشتر تدارک ببینیم. ما بر این باوریم که آیندهی دموکراتیک مردم ایران نه در اتاقهای فرمان جمهوری اسلامی، و نه در مراکز تصمیمگیری امپریالیسم آمریکا، اسرائیل و شرکای جهانی آنها ساخته خواهد شد؛ آیندهای دموکراتیک را مردم سازمانیافته، آگاه، متحد، مترقی و متکی به نیروی جمعی خود خواهند ساخت.
زنده باد آزادی، برابری، دموکراسی، عدالت اجتماعی و صلح
پیش بهسوی سازمانیابی و همبستگی جنبشهای مستقل و مترقی مردم ایران برای تعیین سرنوشت خویش
چهار سال از آغاز جنبش انقلابی زن زندگی آزادی میگذرد، جنبشی بنیادین که با نام جاودانه ژینا امینی آغاز شد و لرزه بر اندام استبداد حاکم بر ایران انداخت. این خیزش انقلابی، فریاد رهایی بخش ملتی است که دهها سال در برابر سرکوب سیستماتیک، تبعیض ملیتی و جنسیتی، اعدام، زندان و نقض آشکار و روزمره ابتداییترین حقوق انسانی ایستادگی کرده است.
امروز، دادخواهی خون پاک جانباختگان راه آزادی، تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی ـ عقیدتی، جلوگیری از اجرای احکام جاری اعدام، کوشش برای لغو مجازات اعدام به طور کلی و حمایت از مبارزات شجاعانه مردم درون کشور، وظیفهای انسانی و اخلاقی بر دوش همه ما در سراسر جهان است!
شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران، ضمن گرامیداشت یاد عزیز ژینا امینی و بزرگداشت چهارمین سالگرد این جنبش انقلابی و تجدید پیمان با آرمانهای جانباختگان و زندانیان سیاسی ـ عقیدتی، پشتیبانی قاطع خود را از فراخوان " همبستگی برای جمهوری و دموکراسی در ایران " برای تظاهرات سراسری در کلن (آلمان) در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام میدارد.
ما بر این باوریم که ایستادگی، اتحاد و همبستگی همه دادخواهان، احزاب، نیروهای مترقی، آزادی خواه، حقوق بشری، زنان، زیستگران، کارگران، معلمان، دانشجویان، بازنشستگان، پرستاران و به طور کلی همه شهروندان داخل و خارج کشور ایران، ما را به سقوط این رژیم دیکتاتوری نزدیک تر می کند.
زمان: ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۰۰
مکان: میدان هویمارکت، کلن (Heumarkt, Köln)
ژن ژیان ئازادی
زن زندگی آزادی
شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران
۹ ژوئیه ۲۰۲۶ برابر با ۱۸ تیر ۱۴۰۵
علیه شلاق، شکنجه، اعدام و برای تداوم «زن، زندگی، آزادی»
پرستو احمدی، خواننده جوان ۳۰ ساله، دو سال پیش در ۲۱ آذر سال ۱۴۰۳ به همراه گروهی از یاران و نوازندگان همکار شامل احسان بیرقدار (پیانو)، سهیل فقیهنصیری (گیتار الکتریک)، امین طاهری و امیرعلی پیرنیا، و دیگر همکاران خود از جمله محسن لشگری، عبدالرضا بچاری، مجید محسنیمقدم و تهمینه منزوی، ویدئویی بدون حجاب اجباری تحت عنوان «کنسرت کاروانسرا» در کانال یوتیوب خود منتشر کرد. دادگاه شهرستان قم، به این دلیل که کنسرت مذکور در کاروانسرای تاریخی «دیر گچین» قم برگزار شده بود، علیه این گروه اعلام جرم کرد.
دستگاه قضایی، پرستو احمدی را به همراه احسان بیرقدار و سهیل فقیهنصیری در ۲۴ آذرماه همان سال بازداشت و تفهیم اتهام کرد که پس از مدتی با تودیع قرار آزاد شدند. در همان زمان، مسئول شهرداری قم نیز که مجوز این برنامه را صادر کرده بود، توبیخ شد. با این حال، در روز چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، دادگاه کیفری قم دستاندرکاران «کنسرت کاروانسرا» را با اتهام واهی «جریحهدار کردن عفت عمومی از طریق تولید و انتشار محتوای مبتذل و خلاف اخلاق در فضای مجازی» به ۷۴ ضربه شلاق تعزیری، دو سال ممنوعیت از هرگونه فعالیت صنفی در امور موسیقی و هنری، و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده است.
صدور چنین حکمی علیه پرستو احمدی و همکارانش، نشاندهنده عمق وحشت دستگاه قضایی و حاکمیت استبدادی از سنتشکنی آگاهانه آنهاست. پرستو احمدی، این هنرمند جوان، با این اجرای درخشان، نه فقط ممنوعیت و محدودیتهای سنتیِ تکخوانی زنان در ایران را به چالش کشید، بلکه با شیوع هنرمندانه این اجرا از طریق انتخاب پوشش اختیاری، نوع لباس و بازخوانی متعهدانه ترانههای ماندگار تاریخ معاصر ایران از دوران مشروطیت تا به امروز همچون «از خون جوانان وطن»، «مرا ببوس» و ترانههای فولکلوریک و قدیمی نظیر «سر کوی دوست»، «عزیز جون»، «کمر باریک»، «لحظه دیدار» و «چه سازم»، سنت پرافتخار زنانی چون قمرالملوک وزیری را زنده نگه داشته است. روشن است که این اقدام شجاعانه، تجلی پایبندی به راهی است که خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» پایهگذاری کرد؛ جنبشی که با قدرتی تمام، حجاب اجباری این پرچم زنستیزانه جمهوری اسلامی را به پایین کشید و چهره جامعه ایران را دگرگون ساخته است. همین درآمیختنِ هنرِ اصیل با پیام آزادیخواهی و نفی پوشش اجباری کافی بود تا تاریکاندیشان قوه قضاییه را وادارد تا چنین احکام قرونوسطایی و شنیعی را صادر کنند.
اجرای این احکام ضدبشری شلاق،ممنوعیت کاری و ممنوعالخروجی، بهویژه در شرایط کنونی معنا و مفهوم سیاسی خاصی دارد. اکنون که جامعه با سایه شوم و ویرانگر تهدیدات و تجاوزات نظامی امپریالیسم آمریکا و دولت صهیونیستی اسرائیل دستبهگریبان است و بخشی از اپوزیسیون راست با دولتهای امپریالیستی و متجاوز همسو شدهاند، بیپشتوانه بودنِ تاکتیکهای ماجراجویانه، جدا از توده و شورشهای غیرتودهای عیان شده است؛ بار دیگر تاکتیکهای پویا و ماندگار جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» جایگاه ویژه خود را بازمییابند؛ تاکتیکهایی مبتنی بر نافرمانی مدنی، حرکتهای مسالمتآمیز و تودهای، و اقدامات ابتکاری همچون «کنسرت کاروانسرا» یا اقدام درخشان «ویدا موحد». این تاکتیکها در پیوند با اعتراضات مستمر بازنشستگان، اعتصابات معلمان، پرستاران، کامیونرانان و کارگران پیشرو صنایع نفت، گاز و پتروشیمی، میتوانند موج عظیم اعتراضی را برای تحقق خواستهای مدنی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مردم فراهم آورند. چنین پتانسیلی، بهویژه پس از تفاهمنامههای اخیر جمهوری اسلامی با قدرتهای جهانی، ترس حاکمان را برانگیخته است. از این رو، صدور چنین احکامی و موج اعدام های ددمنشانه پیام روشنی دارد: ایجاد رعب و وحشت در میان فعالان جنبشهای مدنی و اجتماعی و جلوگیری از گسترش اشکال خلاقانه، مسالمتآمیز و تودهای مبارزه.
ما، «اتحاد فراگیر چپ انقلابی»، این احکام ارتجاعی و تاریکاندیشانه را بهشدت محکوم میکنیم و آن را توهینی آشکار به مردم ایران، زنان شجاع و جوانان مبارز آن میدانیم. ما از همه هنرمندان ایرانی در داخل و خارج از کشور دعوت میکنیم صدای اعتراض خود را علیه این احکام بلند کرده و از اقدام مدنی و ارزشمند پرستو احمدی و یارانش حمایت کنند. همچنین از تمامی فعالان آزادیخواه، چپ، سوسیالیست، کمونیست، دموکرات، دادخواه، فمینیست، جامعه کوئیر ($LGBTQIA+$) و سازمانها و احزاب سیاسی مترقی میخواهیم به این احکام ضدانسانی اعتراض کرده و با جلب حمایت هنرمندان و تشکلهای بینالمللی در سراسر جهان، موجی از اعتراض جهانی علیه این بربریت به راه اندازند. نباید اجازه داد فضای ترس و خفقان بر جامعه هنری و جنبش مدنی ایران سایه افکند.
پیروزباد انقلاب اجتماعی مردم ایران
اتحاد فراگیرچپ انقلابی
شنبه ۶ تير ۱۴۰۵ برابر با ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶
در آستانه بیستم ژوئن، روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی، سایه سنگین و هولناک احکام مرگ بیش از هر زمان دیگری بر جامعه ایران سنگینی میکند و ما به عنوان یک شبکه حقوق بشری، انزجار و اعتراض شدید خود را نسبت به روند فزاینده، سیستماتیک و روزانه این اعدامها که قتل های دولتی هستند، اعلام می کنیم.
در ماههای اخیر، دستگاه قضایی و امنیتی دست به بازتولید سناریوهایی خطرناک زده و پروندههایی را به جریان انداخته است که بنیان آنها بر اعترافات اجباری دریافت شده زیر شکنجههای وحشیانه و طاقتفرسای پس از دوران جنگ استوار است. پروندههایی کینهتوزانه که اکنون پس از گذشت سالها دوباره از بایگانیها احیا شدهاند تا بر طبق اعترافات بیاعتبار ناشی از آزار شدید روحی و جسمی، روزانه تعدادی از شهروندان و فعالان را به پای چوبههای دار بفرستند. این حجم وحشتناک از سلب حق حیات، ابزاری بیپرده برای ایجاد ارعاب عمومی، خفه کردن هرگونه صدای منتقد و سرکوب درخواست های به حق مردمی است. اجرای حکم اعدام، تعرضی مستقیم به کرامت انسانی و دهنکجی آشکار به وجدان بیدار جامعه جهانی است.
در کنار این چرخه جنونآميز خشونت، وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی در بازداشتگاهها و زندانهای سراسر کشور به مرز بحرانی بیسابقهای رسیده است، انسانهای آزادهای که تنها به جرم درخواست آزادی، عدالت خواهی و برابری طلبی پشت میلهها محبوس شدهاند و با احکام سنگین روبرو هستند. وضعیت زندانیانی که در این فضای غیرانسانی مبتلا به بیماریهای حاد و درمان ناپذیر شدهاند، به شکلی مضاعف تکاندهنده و مایه نگرانی شدید است.
محرومکردن مکرر، عامدانه و هدفمند این زندانیان از دسترسی به خدمات درمانی تخصصی و کارآمد و مخالفت پیوسته با اعزام یا مرخصی درمانی آنها، مصداق بارز و عینی شکنجه تدریجی و مرگ خاموش است. جان این عزیزان به دلیل بیتوجهی تعمدی مقامات قضایی و امنیتی در خطری جدی و آنی قرار دارد و هرگونه تعلل در مداوای آنها میتواند به فاجعهای انسانی و جبرانناپذیر ختم شود.
ما امضاکنندگان این بیانیه، از تمامی نهادهای بینالمللی، ناظران حقوق بشر، سازمان ملل متحد و وجدانهای بیدار در سراسر جهان میخواهیم که با اعمال فشارهای دیپلماتیک و حقوقی موثر، مقامات جمهوری اسلامی را وادار به پاسخگویی کنند. همچنین از رسانههای همگانی که تاکنون خاموشی پیشه کردهاند، میخواهیم با شکستن سکوت خود، صدای دادخواهی زندانیان باشند و دولتهای خود را وادار کنند تا حکومت ایران را تحت فشارهای جدی بگذارند. خواست صریح، فوری و غیرقابلمعامله ما، توقف بیدرنگ تمامی احکام اعدام، ابطال فوری پروندههای ساختهشده بر اساس شکنجه و اعترافات اجباری، و آزادی بیقیدوشرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی میباشد.
نه به جمهوری اسلامی
نه به جنگ
نه به اعدام
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
زن، زندگی، آزادی
ژن، ژیان،ئازادی
شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران
ژوئن ۲۰۲۶ برابر با خرداد ۱۴۰۵
این بیانیه به زبانهای انگلیسی و آلمانی ترجمه شده و برای تمامی مقامات و نمایندگان در پارلمان اروپا و پارلمان فدرال آلمان (بوندستاگ) ارسال خواهد شد.
امضاکنندگان:
۱ - انجمن زنان ایرانی - آلمانی کلن
۲ - انجمن زنان پرتو
۳ - انجمن زنان مونترال
۴ - اتحاد چپ زنان
۵ - انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران - هامبورگ
۶ - انجمن فرهنگی ایران و سوئیس- ژنو
۷ - انجمن حقوق بشر در قرن ۲۱
۸ - بنیاد اسماعیل خویی
۹ - جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران
۱۰- حامیان مادران پارک لاله - هامبورگ
۱۱- حامیان مادران پارک لاله - فرزنو
۱۲- زنان برای آزادی و برابری پایدار
۱۳- شبکه زن، زندگی، آزادی بلژیک
۱۴- شبکه همگرایی جمهوریخواهان سکولار دموکرات ایران
۱۵- شورای آزادیخواهان سوسیالیست
۱۶- صدای زنان سوسیال دموکرات ایران
۱۷- فدراسیون اروپرس
۱۸- کانون فرهنگ و هنر ایرانیان فرزنو
۱۹- کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی - پاریس
۲۰- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران - شیکاگو
۲۱- کمپین توقف قتل های ناموسی
۲۲- کمیسیون حقوق بشر حزب جمهوری خواه سوسیال دموکرات و لائیک ایران
۲۳- مادران پارک لاله - آلمان (دورتموند تا کلن)
۲۴- مادران صلح مونترال
۲۵- نهاد «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران»
۲۶- همبستگی ملی ایرانیان فرزنو - کالیفرنیا
۲۷- همبستگی جمهوریخواهان و دموکراسی خواهان ایرانی در بلژیک
۲۸- همکاری کلکتیو - کلن
با حمایت:
۲۹- حزب آزادی و رفاه ایرانیان (آرا)
گرامی باد روز جهانی کارگر!
مردم و کارگران در میانه بحران معیشت، سایه جنگ و سرکوب سیستماتیک
امروز در شرایطی به استقبال اول ماه مه، روز جهانی کارگر میرویم که ایران در یکی از سیاهترین و سرنوشتسازترین دوران تاریخی خود به سر میبرد. طبقه کارگر و مردم عزیز ایران امروز نه تنها با استثمار ساختاری، بلکه با فشاری همهجانبه از سوی رژیمی روبرو هستند که بقای خود را در گرو جنگافروزی، اعدام و سرکوب عریان جسته است.
بحران وحشتناک اقتصادی، نتیجه مستقیم سیاستهای مخرب حاکمیتی است که ثروتهای ملی را به جای سفره مردم، صرف تنشهای نظامی و تقابلهای ویرانگر کرده است. هر موشکی که شلیک میشود و هر دلاری که در تنور جنگ ریخته میشود، در واقع نانی است که از سفره کارگر ربوده شده و حق زیستی است که از فرزندان این سرزمین سلب گشته است.
گرانی افسارگسیخته، سقوط بیسابقهی ارزش پول ملی و تورم ویرانگر، اکنون لایههای وسیعی از جامعه را به زیر خط فقر مطلق رانده است.
در حالی که رژیم با امنیتی کردن فضای جامعه و سوءاستفاده از شرایط جنگی، سعی در پنهان کردن فروپاشی اقتصادی دارد، کارگران با کابوس اخراجهای دستهجمعی و بیکاری ناشی از رکود ناشی از بیثباتیهای نظامی دست و پنجه نرم میکنند. کارخانهها و واحدهای تولیدی در سایه این ناامنیها یکی پس از دیگری به تعطیلی کشیده میشوند و تعداد بیکاران هر روز بیشتر میشود. این فقر تحمیلی و گرسنگی سازمانیافته، تنها یک چالش معیشتی نیست، بلکه ابزاری است در دست رژیم اسلامی برای به زانو درآوردن جامعهای که نمیخواهد زیر بار ظلم و فساد سیستماتیک بماند.
در این میان، زنان ایران تحت ستمی مضاعف و چندلایه قرار دارند که در این برهه سرنوشتساز به اوج خود رسیده است. زنان کارگر و زحمتکش در خط مقدم این آپارتاید جنسیتی و طبقاتی ایستادهاند، آنان از یک سو بار سنگین فروپاشی معیشت خانواده را در این وضعیت جنگزده بر دوش میکشند و از سوی دیگر، با سرکوبهای حکومتی و قوانین زنستیزانه در محیطهای کار و خیابان نیز روبرو هستند. تبعیض شدید در دستمزد، نبود امنیت شغلی و برخوردهای وحشیانه روزانه، بخشی از واقعیت تلخ زندگی زنانی است که شجاعانه در برابر این استبداد قد علم کردهاند.
همزمان با این بحرانها، ماشین اعدام و شکنجه رژیم با شتابی هولناک در حال حرکت است. اعدامهای روزانه تلاشی مذبوحانه برای خاموش کردن صدای حقطلبی در فضای ملتهب کنونی است. زندانهای ایران لبریز از شریفترین فرزندان این مرز و بوم است که تنها جرمشان طلب آزادی و کرامت انسانی است. امنیتی کردن هرگونه تجمع صنفی و سرکوب وحشیانه اعتراضات مدنی تحت لوای شرایط جنگی، نشان از هراس عمیق رژیمی دارد که مشروعیت خود را کاملاً از دست داده و تنها با تکیه بر اسلحه، زندان و چوبه دار به حیات ننگین خود ادامه میدهد.
ما امضاکنندگان این بیانیه، ضمن محکوم کردن سیاستهای جنگطلبانهی حکومتهای امریکا، اسرائیل و ایران که منطقه را به سوی نابودی سوق داده و هزینههای گزاف آن را بر دوش مردم و طبقه کارگر تحمیل کردهاند، از جامعه بینالمللی می خواهیم که از هرگونه مماشات و معامله با رژیم جنایتکار اسلامی، دست بر دارند.
ما خواهان محکومیت قاطع جنایات جمهوری اسلامی، توقف فوری ماشین اعدام و آزادی بیقید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و فعالان کارگری هستیم. جهان نباید چشمان خود را بر رنج میلیونها انسانی که تحت ستم یک فرقه تبهکار و فشارهای خردکننده اقتصادی قرار دارند ببندد. همبستگی بینالمللی با طبقه کارگر و جنبش آزادیخواهی مردم ایران، یکیاز راه های پایان دادن به این دوران وحشتناک و رسیدن به فردایی است که در آن عدالت، برابری و کرامت انسانی نه یک آرزو، بلکه واقعیت زندگی هر ایرانی باشد.
گرامی باد روز جهانی کارگر
بر فراز باد پرچم همبستگی و
مبارزات دمکراتیک کارگران ایران
زن زندگی آزادی – ژن ژیان ئازادی
.
شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران
اول ماه مه ۲۰۲۶ برابر با ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
.
امضاکنندگان:
۱ – انجمن زنان ایرانی – آلمانی کلن
۲ – انجمن زنان پرتو
۳ – انجمن زنان مونترال
۴ – اتحاد چپ زنان
۵ – انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران – هامبورگ
۶ – انجمن فرهنگی ایران و سوئیس- ژنو
۷ – بنیاد اسماعیل خویی
۸ – جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران
۹ – جمهوری خواهان جنوب کالیفرنیا
۱۰- جمعیت ایرانی حقوق بشر شمال کالیفرنیا
۱۱- حامیان مادران پارک لاله – هامبورگ
۱۲- حامیان مادران پارک لاله – فرزنو
۱۳- زنان برای آزادی و برابری پایدار
۱۴- شبکه زن، زندگی، آزادی بلژیک
۱۵- شبکه همگرایی جمهوریخواهان سوسیال دموکرات ایران
۱۶- شورای آزادیخواهان سوسیالیست
۱۷- صدای زنان سوسیال دموکرات ایران
۱۸- فدراسیون اروپرس
۱۹- کانون فرهنگ و هنر ایرانیان فرزنو
۲۰- کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی – پاریس
۲۱- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – شیکاگو
۲۲- کمپین توقف قتل های ناموسی
۲۳- کمیسیون حقوق بشر حزب جمهوری خواه سوسیال دموکرات و لائیک ایران
۲۴- مادران پارک لاله – آلمان (دورتموند تا کلن)
۲۵- مادران صلح مونترال
۲۶- نهاد «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران»
۲۷- همبستگی ملی ایرانیان فرزنو – کالیفرنیا
۲۸- همکاری کلکتیو – کلن
با حمایت:
۲۹- حزب آزادی و رفاه ایرانیان (آرا)
ما، امضاکنندگان این بیانیه، در این برهه حساس و سرنوشتساز که میهنمان میان سرکوب لجامگسیخته داخلی و جنگافروزیهای منطقهای قرار گرفته است، اعلام میداریم که سکوت در برابر جنایات سازمانیافته حاکمیت را به هیچ وجه جایز نمیدانیم. روزی نیست که اخبار اعدامهای تازه و دستگیری فعالان مدنی و آزادیخواه به گوش نرسد. اعدام، قتل عمد حکومتی است که هدف آن نه اجرای عدالت، بلکه ابزارسازی برای ایجاد رعب و وحشت عمومی و عقب راندن جامعه از مطالبات بنیادین و برحقش میباشد.
ما با صدای رسا، ضمن مخالفت قاطع با مجازات اعدام، خواستار توقف فوری و بدون قید و شرط تمامی این احکام، بهویژه در مورد زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم. حکومت اسلامی با توسل به اتهامات واهی نظیر جاسوسی و اتکا به اعترافات اجباری تحت شکنجه، به ماشین کشتار خود سرعت بخشیده تا بقای خود را تضمین کند. همزمان، ما خواستار آزادی فوری تمامی کسانی هستیم که صرفاً به دلیل دفاع از حق آزادی بیان و عدالتطلبی در زندانها به سر میبرند. نهادهای امنیتی و قضایی مکلفاند در قبال وضعیت سلامت، محل نگهداری و سرنوشت فعالانی که بازداشت شدهاند، پاسخگویی شفاف داشته باشند.
واقعیت ملموس امروز ایران، حاکمیت بلامنازع سپاه پاسداران بر تمامی ارکان کشور است که منجر به برقراری یک حکومت نظامی تمامعیار شده است. فضای جامعه بهشدت امنیتی شده و خفقان موجود، حتی از دوران پیش از تنشهای نظامی نیز فراتر رفته است.
در حوزه سیاست خارجی، ما قاطعانه بر موضع صلحطلبانه "نه به جنگ" تأکید میورزیم. سیاستهای ماجراجویانه جمهوری اسلامی و بهرهبرداری از گروههای نیابتی، ایران را به ورطه یک رویارویی ویرانگر کشانده است. هرگونه درگیری نظامی، علاوه بر نابودی زیرساختهای ملی، دستاویزی برای استبداد جهت انسداد هرچه بیشتر فضای مدنی خواهد بود. ما همچنین و دوباره، بمباران زیرساختها، بیمارستانها، مدارس و کشتار مردم غیرنظامی و کودکان را از طرف امریکا و اسرائیل قویاً محکوم میکنیم. در حال حاضر، مردم ایران به دلیل تبعات این تنشزاییها، با بحرانهای معیشتی خردکننده، فقر مطلق و گرانی افسارگسیخته روبرو هستند؛ از این رو، ما خواستار پایان دادن فوری به این رویههای جنگافروزانه هستیم.
در نهایت، ما منشأ این بحرانها را در ماهیت ساختاری نظام حاکم میبینیم و یکصدا اعلام میکنیم: «نه به جمهوری اسلامی». این ساختار استبدادی با اولویت دادن به بقای ایدئولوژیک خود بر منافع مردم، مشروعیتی ندارد و باید برود. ما از جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری میخواهیم که در کنار مردم ایران بایستند و با اعمال فشارهای هدفمند بر این رژیم، مانع از تداوم اعدامها و فجایع جنگی شوند. راه نجات ما، گذار آگاهانه به دست مردم ایران برای برپایی یک حکومت دموکراتیک، سکولار و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر است.
شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران
آپریل ۲۰۲۶
امضاکنندگان:
۱ - انجمن زنان ایرانی - آلمانی کلن
۲ - انجمن زنان پرتو
۳ - انجمن زنان مونترال
۴ - اتحاد چپ زنان
۵ - انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران - هامبورگ
۶ - انجمن فرهنگی ایران و سوئیس- ژنو
۷ - بنیاد اسماعیل خویی
۸ - جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران
۹ - جمهوری خواهان جنوب کالیفرنیا
۱۰- حامیان مادران پارک لاله - هامبورگ
۱۱- حامیان مادران پارک لاله - فرزنو
۱۲- زنان برای آزادی و برابری پایدار
۱۳- شبکه زن، زندگی، آزادی بلژیک
۱۴- شورای آزادیخواهان سوسیالیست
۱۵- صدای زنان سوسیال دموکرات ایران
۱۶- فدراسیون اروپرس
۱۷- کانون فرهنگ و هنر ایرانیان فرزنو
۱۸- کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی - پاریس
۱۹- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران - شیکاگو
۲۰- کمپین توقف قتل های ناموسی
۲۱- کمیسیون حقوق بشر حزب جمهوری خواه سوسیال دموکرات و لائیک ایران
۲۲- مادران پارک لاله - آلمان (دورتموند تا کلن)
۲۳- مادران صلح مونترال
۲۴- نهاد «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران»
۲۵- همبستگی ملی ایرانیان فرزنو - کالیفرنیا
۲۶- همکاری کلکتیو - کلن
با حمایت:
۲۷- حزب آزادی و رفاه ایرانیان (آرا)
در برهه بحرانی کنونی، خاورمیانه در آتش رقابتهای قدرت و جاهطلبیهای نظامی میسوزد. شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران، ضمن ابراز نگرانی عمیق از گسترش درگیریها و ادامه جنگ در ایران و منطقه، اعلام میدارد که جنگ کنونی محصول مستقیم سیاستهای تنشزای مثلث قدرت یعنی جمهوری اسلامی، ایالات متحده و اسرائیل است. در این میان، مردم بیدفاع منطقه و بهویژه ملت ایران، قربانیان اصلی معاملاتی هستند که در آن حق زندگی نادیده گرفته میشود.
جمهوری اسلامی با استفاده از گروههای نیابتی و دخالتهای ثباتزدا، اسرائیل با تداوم اشغالگری و خشونت نظامی، و ایالات متحده با بمباران و حمایتهای تسلیحاتی و دیپلماسی مبتنی بر جنگ، همگی در ایجاد این بنبست خونین سهیماند. رژیمی که حتی از تامین حقوق اولیه شهروندان خود عاجز است، با ماجراجوییهای هستهای، تنها به دنبال بقای ایدئولوژیک خود به قیمت نابودی زیرساختهای کشور و تهدید زیستبوم منطقه است.
در سایه این جنگ و در حالی که نگاه جهان به جبهههای نبرد معطوف شده، ماشین اعدام در داخل ایران دوباره به طرز وحشتناکی به راه افتاده است. ما با شدیدترین لحن ممکن، اعدام تعدادی از زندانیان سیاسی در روزهای گذشته را محکوم میکنیم؛ جنایتی که نشاندهنده هراس رژیم از بیداری جامعه است. هماکنون جان چندین تن دیگر از زندانیان سیاسی و عقیدتی در خطر فوری قرار دارد و هر لحظه بیم آن میرود که رژیم از التهابات منطقه برای حذف فیزیکی آنها استفاده کند.
همزمان با این اعدامها، موج جدید و گستردهای از بازداشتهای خودسرانه فعالان حقوق بشر، فعالان دموکراسیخواه و کنشگران اتنیکهای مختلف در سراسر ایران به راه افتاده است. ما بازداشت این شهروندان را که تنها به جرم دفاع از آزادی و حقوق انسانی خود هدف سرکوب قرار گرفتهاند، قویاً محکوم میکنیم. طبق هشدارهای کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، این بازداشتهای خودسرانه و صدور احکام مرگ، بخشی از استراتژی رژیم برای خفه کردن صدای اعتراضات داخلی در میان هیاهوی موشکهاست.
ما ضمن تاکید بر ضرورت پایان فوری درگیریهای نظامی، اعلام میکنیم که صلح پایدار در منطقه تنها با عبور از رژیمهای جنگطلب و مستبد میسر است. جمهوری اسلامی با گروگان گرفتن معیشت و جان مردم برای پیشبرد پروژههای هستهای خود، بزرگترین ناقض حقوق بشر در ایران است. ما خواهان توقف فوری ماشین اعدام، آزادی بیقید و شرط تمامی زندانیان سیاسی-عقیدتی و فعالان مدنی و اتنیک، و شفافیت کامل در فعالیتهای هستهای هستیم. جامعه جهانی نباید اجازه دهد که رقابتهای ژئوپلیتیک، راه را برای سرکوب مضاعف ملت ایران و حرکت رژیم به سوی تسلیحات کشتار جمعی هموار سازد. ما نسبت به عواقب جبرانناپذیر سکوت در برابر اعدامهای سیاسی هشدار میدهیم و خواهان اقدام فوری بینالمللی برای نجات جان کسانی هستیم که در چنگال این نظام جنایتکار اسیرند.
زن، زندگی، آزادی
ژن، ژیان، ئازادی
نه به جنگ
نه به حکومت اسلامی
شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران
سوم آپریل ۲۰۲۶ برابر با ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
۸ مارس، یادآور بیش از یک قرن مبارزه جهانی زنان برای برابری، کرامت و آزادی است؛ روزی که ریشه در اعتراضات کارگران زن در نیویورک دارد و بعدها به ابتکار کلارا زتکین در کنفرانس سوسیالیستهای زن در کپنهاگ به عنوان روز جهانی زن تثبیت شد. این روز، نماد پیوند آزادی زن با عدالت اجتماعی و مبارزه علیه هر شکل از تبعیض است.
امسال، ۸ مارس در ایران نه فقط یک مناسبت تاریخی، بلکه ایستگاهی خونین در ادامه جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی - ژن،ژیان ،ئازادی » که بصورت جنبش ساختار شکنانه اوج پیدا کرده است، می باشد.
در هفته های اخیر، حکومت اسلامی با خشونتی عریان و آنچه میتوان آن را یک سرکوب سیستماتیک دولتی نامید، به جنگ با جامعه برخاسته است. قتلعام دیماه ۱۴۰۴، اعدامهای انتقامجویانه و فشار مضاعف بر فعالان، همگی بازتاب هراس حکومتی است که مشروعیت خود را از دست داده و تنها با ارعاب نفس میکشد. اما این جنبش، فراتر از اعتراض، یک مبارزه برای نفی کل نظام ولایتمحور است و به راه خود ادامه خواهد داد.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» صرفاً جنبشی اعتراضی علیه یک قانون تبعیضآمیز نیست؛ این جنبش، نفی بنیادین ساختار تبعیض جنسیتی، تبعیض ایدئولوژیک و نفی کل نظام ولایتمحور است. زن ایرانی امروز برای حق انتخاب سرنوشت، برای پایان دادن به حکومت مرگ و برای استقرار نظمی سکولار و دموکراتیک مبارزه میکند.
۸ مارس امسال، روز بزرگداشت مادران دادخواه، زنان زندانی، دختران دانشجو، کارگران زن، معلمان، پرستاران و همه آنان است که هزینه ایستادگی را با زندان، تبعید، اخراج و حتی جان خود پرداختهاند. خون ریختهشده در خیابانهای ایران، از زاهدان تا تهران، از سنندج تا شیراز، تنها یک پیام دارد: جامعهای که زنانش به پا خاستهاند به مانند رودخانه ای است که هرگز به عقب بر نخواهد برگشت!
با این حال، باید در نظر داشت که سازماندهی در تداوم و پیروزی این جنبش نقشی حیاتی دارد. سازمانیابی، ایجاد همبستگی پایدار، عبور از پراکندگی و ساختن بدیلی روشن و قابل اتکا، امری حائز اهمیت است. در این راستا، داشتن برنامهای مشخص برای گذار دموکراتیک، توافق حداقلی بر سر اصول بنیادین مانند جدایی دین از دولت و برابری کامل حقوقی و جنسی-جنسیتی ضروری مینماید. همچنین، تضمین حقوق جامعه الجیبیتیکیو پلاس و تمامی اقلیتهای جنسی به عنوان بخشی جداییناپذیر از حقوق بشر، در کنار لغو هرگونه تبعیض ملیتی، مذهبی، فرهنگی و زبانی، از ملزومات اصلی تضمین آزادیهای اساسی است.
ما در این ۸ مارس اعلام میکنیم:
- مبارزه زنان ما بخشی جداییناپذیر از مبارزه جهانی برای آزادی و برابری است.
- هیچ گذار سیاسی بدون تضمین برابری کامل زنان، گذار به دموکراسی نخواهد بود.
- عدالت، جایگزین انتقام؛ و قانون، جایگزین سرکوب خواهد شد.
- آینده ایران تنها بر پایه سکولاریسم، حقوق بشر و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش ساخته میشود.
زن، زندگی، آزادی / ژن، ژیان، ئازادی
پیش به سوی برابری، تکثر و رهایی
شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران
فوریه ۲۰۲۶ برابر با اسفند ۱۴۰۴
امضاکنندگان:
۱. انجمن زنان ایرانی - آلمانی کلن
۲. انجمن زنان پرتو
۳. انجمن زنان مونترال
۴. اتحاد چپ زنان
۵. انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران - هامبورگ
۶. انجمن فرهنگی ایران و سوئیس- ژنو
۷. بنیاد اسماعیل خویی
۸. جمعيت ایرانی حقوق بشر شمال کالیفرنیا
۹. جمعیت سوسیال دموکراسی برای ایران
۱۰. جمهوری خواهان جنوب کالیفرنیا
۱۱. حامیان مادران پارک لاله - هامبورگ
۱۲. حامیان مادران پارک لاله - فرزنو
۱۳. زنان برای آزادی و برابری پایدار
۱۴. شبکه جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران
۱۵. شبکه همگرایی جمهوریخواهان سکولار دموکرات ایران
۱۶. صدای زنان سوسیال دموکرات ایران
۱۷. فدراسیون اروپرس
۱۸. کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی - پاریس
۱۹. کمیته دفاع از حقوق بشر و برابری جنسیتی/ هجا
۲۰. کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران - شیکاگو
۲۱. کمپین توقف قتل های ناموسی
۲۲. گروه «نه به جمهوری اسلامی - اورنج کانتی، کالیفرنیا»
۲۳. مادران پارک لاله - آلمان (دورتموند تا کلن)
۲۴. مادران صلح مونترال
۲۵. نهاد «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران»
۲۶. همبستگی ملی ایرانیان فرزنو - کالیفرنیا
۲۷. همبستگی جمهوریخواهان ایران - مونترال
۲۸. همکاری کلکتیو - کلن
با حمایت:
۲۹. حزب آزادی و رفاه ایرانیان (آرا)
با تکیه بر اسناد حقوق بشری بینالمللی، «حق بر حیات» بنیادیترین حقی است که در تلاطم سایههای جنگ، نخستین و بزرگترین قربانی به شمار میرود.
ما به عنوان یک شبکه حقوق بشری، ضمن سوگواری برای کودکان و جانهای عزیزی که در دبستانِ مینابِ استان هرمزگان به خاک و خون کشیده شدند، همدردی عمیق خود را با خانوادههای این کودکان و تمامی آسیبدیدگانِ بیدفاع اعلام میداریم. حمله به غیرنظامیان و اماکن غیرنظامی از جمله مدارس، نقض حقوق بینالمللی است و آشکارترین گواه بر ماهیت ضدانسانی جنگ است.
تاریخِ معاصر نشان داده است که مداخلات خارجی، نه تنها مسیرِ دستیابی به دموکراسی را هموار نمیکنند، بلکه با ایجاد چرخههای پایدارِ بیثباتی، حق تعیین سرنوشت را از جوامع سلب کرده و حقوق اولیهی غیرنظامیان، کودکان و طبقات آسیبپذیر را در پایِ معادلات ژئوپلیتیک از بین میبرند.
در این میان، وضعیت زندانیان سیاسی و عادی در زندانهای سراسر کشور مایه نگرانی مضاعف است. در شرایط بحرانی جنگی، جان زندانیان که بیپناهترین شهروندان در برابر حملات و بیثباتیها هستند، با خطری جدی و فوری روبروست. مطابق با قوانین بینالمللی حقوق بشر در شرایط جنگی، مسئولیت جان زندانیان مستقیماً بر عهده دولت ها است؛ لذا ما بر اساس اصول انسانی و برای پیشگیری از یک فاجعهی انسانی دیگر، خواهان آزادی فوری تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی و فراهم شدن شرایط آزادی برای زندانیان عادی هستیم.
از طرفی، ما بر مسئولیت اخلاقی تمامی کنشگران، بهویژه در جوامع دیاسپورا، تاکید میکنیم که به جای ستایش گزینههای نظامی یا همسویی با پروژههای خشونتبار، بر حق اساسی مردم ایران در تعیین سرنوشت خود، بدون هراس از ویرانی پایبند بمانند.
صلح، تنها بسترِ ممکن برای تحقق عدالت و پاسخگویی است و هر صدایی که جنگ و بمبارانِ مردم بیدفاع را به عنوان راهکار معرفی کند، در حقیقت بر پایمال شدن گسترده و جبرانناپذیرِ حقوق اساسی ملت مهر تائید زده است.
نه به جنگ، آری به حق حیات
شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران
مارس ۲۰۲۶ برابر با اسفند ۱۴۰۴
اخبار روز
خطاب به:
سرکار خانم کایا کالاس
مسئول عالی سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا
سرکار خانم روبرتا متسولا
رئیس محترم پارلمان اروپا
سرکار خانمها،
ما امضاکنندگان این نامه سرگشاده، با نگرانی عمیق و احساس فوریت نسبت به تشدید سرکوب سیاسی در جمهوری اسلامی ایران و خطر قریبالوقوع اجرای موج جدیدی از اعدامهای گسترده، این نامه را خطاب به شما مینویسیم.
بهویژه پس از سرکوب خونین اعتراضات در روزهای ۸ و ۹ ژانویه، گزارشهای متعدد و نگرانکننده از کشتهشدن شمار زیادی از شهروندان و بازداشت دهها هزار نفر منتشر شده است. شواهد موجود نشان میدهد که بسیاری از بازداشتشدگان در معرض شکنجه، اعترافات اجباری، دادرسیهای فاقد حداقل استانداردهای بینالمللی و در نهایت خطر صدور و اجرای احکام اعدام قرار دارند.
بر اساس گزارشهای معتبر نهادهای حقوق بشری، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران با توسل به اتهاماتی نظیر «محاربه»، «افساد فیالارض» و «همکاری با عوامل خارجی»، در حال آمادهسازی زمینه برای صدور احکام سنگین، از جمله مجازات مرگ، علیه معترضان و فعالان مدنی است. روند کنونی نشانههای جدی از شکلگیری اعدامهای نمایشی با هدف ایجاد رعب و وحشت سیستماتیک در جامعه را نشان میدهد.
همزمان، فعالان سیاسی و مدنی، روزنامهنگاران، زنان، کارگران، دانشجویان، و اعضای ملیتها و جوامع زبانی و فرهنگی مختلف بهدلیل فعالیتهای مسالمتآمیز خود با بازداشتهای گسترده، شکنجه، اعترافات اجباری و دادرسیهای غیرعادلانه مواجه هستند.
این اقدامات نقض آشکار تعهدات بینالمللی جمهوری اسلامی ایران، از جمله میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و اصول بنیادین حقوق بشر است و در صورت تداوم، میتواند مصداق نقضهای فاحش و سیستماتیک حقوق بشر تلقی شود.
با توجه به تعهد اعلامشده اتحادیه اروپا به دفاع از حقوق بشر و کرامت انسانی، ما از شما تقاضا داریم در این مقطع حساس، اقدامات فوری، ملموس و مؤثر زیر را در دستور کار قرار دهید:
– در بالاترین سطح سیاسی و بهصورت علنی خواهان توقف فوری تمامی اعدامها در ایران، بهویژه احکام صادرشده علیه بازداشتشدگان اعتراضات اخیر، شوید.
– آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی را مطالبه نمایید.
– در چارچوب اتحادیه اروپا برای اتخاذ اقدامات هماهنگ سیاسی و حقوقی علیه مقامها و نهادهای مسئول در سرکوب، شکنجه و صدور احکام اعدام اقدام کنید.
– در سازمان ملل متحد و سازوکارهای حقوق بشری بینالمللی از تقویت تحقیقات مستقل، نظارت مؤثر و پاسخگویی عاملان نقضها حمایت فعال به عمل آورید.
– امکان اعمال و گسترش تحریمهای هدفمند حقوق بشری علیه افراد و نهادهای دخیل در کشتار معترضان، بازداشتهای گسترده، شکنجه و احکام اعدام را بهطور فوری بررسی و پیگیری نمایید.
ما تأکید میکنیم که حق حیات، آزادی بیان، آزادی تجمع مسالمتآمیز و حق دادرسی عادلانه، حقوقی جهانی و غیرقابل معاملهاند و نباید تحت هیچ شرایطی قربانی ملاحظات سیاسی یا اقتصادی شوند.
امروز، خطر اجرای احکام اعدام برای بسیاری از بازداشتشدگان فوری و واقعی است. هرگونه تأخیر در اقدام مؤثر جامعه بینالمللی میتواند به بهای جان انسانهایی تمام شود که صرفاً به دلیل استفاده از حقوق بنیادین خود هدف سرکوب قرار گرفتهاند. از شما میخواهیم در این مقطع حساس تاریخی، مسئولیت اخلاقی و سیاسی خود را با اقداماتی قاطع، علنی و عملی ایفا نمایید.
با احترام
همبستگی برای جمهوری و دموکراسی در ایران
امضاکنندگان:
«چند تشکل نخست در این فهرست، به عنوان ائتلافهای فراگیر (جریانات چتری)، مجموعهی وسیعی از گروهها، احزاب و سازمانهای مختلف را در بر میگیرند.»
الف) جریانات بزرگ و ائتلافهای فراگیر:
۱. همبستگی فراگیر برای آزادی و برابری در ایران
۲. کنگره ملیتهای ایران فدرال
۳. کنگره مشترک جمهوریخواهان دموکرات و فدرال
۴. شورای برگزارکنندگان کنگره جمهوریخواهان دموکرات ملی
۵. شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران
ب) احزاب، گروهها، سازمانها و نهادهای مدنی:
۶. اتحاد کلن در دفاع از مردم ایران
۷. انجمن زنان ایرانی آلمانی – کلن
۸. برلین مد (کادر درمان برلین برای حقوق بشر و دموکراسی)
۹. پژاک (حزب حیات آزاد کردستان)
۱۰. تلاشگران راه آزادی هامبورگ
۱۱. تشکیلات مقاومت آذربایجان
۱۲. حزب چپ ایران
۱۳. حزب دمکرات آذربایجان
۱۴. حزب دمکرات ایران آزاد
۱۵. حزب کمونیست کارگری ایران
۱۶. حزب کومەلە کوردستان ایران
۱۷. حقوق بشر بلوچستان
۱۸. زن، زندگی، آزادی کلن
۱۹. سازمان حقوق بشری هانا
۲۰. «سهشنبههای اعتراضی نه به اعدام» کلن
۲۱. شبکه زن، زندگی، آزادی بلژیک
۲۲. شورای برگزاری آکسیونها در هلند
۲۳. کادر درمان جمهوریخواه برای حقوق بشر و دمکراسی (دیما)
۲۴. کنشگران حقوق بشر ایران
۲۵. نسل برانداز (شعبه مرکزی – هامبورگ)
۲۶. هانای روژلات
پ) حامیان:
۲۷. انجمن پژوهشی دانا
۲۸. انجمن فرهنگ دموکراسی و جمهوریخواهی – اتریش
۲۹. سازمان خبات کردستان ایران
۳۰. شبکه همگرایی جمهوریخواهان سکولار دموکرات ایران
مادران پارک لاله ایران، حرکتی جوان و نوپاست و تلاش میکند در ادامه روند خود «صدایی» همراه با «جنبش دادخواهی مادران و خانوادههای آسیبدیدهی ایرانی» باشد. این حرکت مستقل و دادخواهانه که از تلاشگَران عرصه دادخواهی و فعالان اجتماعی تشکیل شده است، از تیرماه 1388، با فراخوان تعدادی از زنانِ دادخواه در اعتراض به کشتن و مجروح و زندانی کردن مردمی که برای حداقل خواست انسانی خود به خیابان آمده بودند، در پارک لاله تهران شکل گرفت.
این حرکتِ دادخواهانه، در مسیر حرکت خود، سه خواست حداقلی و مشخص زیر را تعریف کرد:
- آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی،
- لغو مجازات اعدام،
- محاکمه و مجازات آمران و عاملان همه جنایتهای صورت گرفته در جمهوری اسلامی در دادگاهی علنی و عادلانه.
در طی این مدت نیز همواره در کنار و در پیوند با خانوادهها، در راستای تحقق این سه خواسته حرکت کرده است. این حرکت خودجوش و دادخواهانه به هیچ فرد، گروه و سازمان سیاسی داخلی و خارجی وابستگی ندارد و همچنین با افراد و گروههای وابسته به حکومت مرزبندی دارد.
ما همچنین اعتقاد داریم برای رسیدن به سه خواست حداقلی خود، باید در جهت رسیدن به آزادی بیان و اندیشه، رفع هر گونه تبعیض و جدایی دین از حکومتنیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بیعدالتیها را در ساختار حکومت و قوانین آزادی ستیز و تبعیضآمیز جمهوری اسلامی میدانیم.