سی و هشت سال پس از تابستان خونین ۱۳۶۷، حقیقت آن فاجعه بزرگ همچنان بر
وجدان جمعی جامعه ایران و جهان سنگینی میکند. در تابستان ۶۷ حاکمیت در جنایتی سازمانیافته
و ناگهانی، هزاران زندانی سیاسی را که پیشتر محاکمه شده و در حال تحمل دوران حبس خود
بودند، بر اساس فتوای شوم روح الله خمینی، رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران و طی محاکماتی
چنددقیقهای به دار آویخت و پیکرشان را در گورهای جمعی و بینامونشان همچون خاوران
به خاک سپرد. آن جنایت علیه بشریت، یورشی بود برای پاکسازی فیزیکی جامعه از آگاهی،
نقد و دگراندیشی.
امروز، خط مستقیم آن جنایت و ساختار سرکوب با همان الگوی فکری،
ماشین اعدام و کشتار را در ابعادی بیسابقهتر به حرکت درآورده است. تاریخ سه دهه اخیر
ایران، گواهی بر تداوم این ماشین سرکوب در خیزشهای مردمی است، از سرکوب خونین اعتراضات
دیماه ۹۶ و کشتار خیابانی آبان
۹۸ با صدها کشته، تا جنبش
انقلابی و سراسری "زن، زندگی، آزادی" پس از قتل ژینا امینی، و سرکوب شدید
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴. افزایش هر روزه احکام
سلب حق زندگی، هدف قرار دادن معترضان، فعالان مدنی، ملتهای ساکن ایران، جوامع مذهبی
غیرشیعه و قربانیان ساختار اقتصادی، بازتولید همان سیاست اداره جامعه از طریق وحشت
است. همان شیوههای سرکوب تابستان ۶۷ تکیه بر اعترافات اجباری زیر شکنجه، دادگاههای فرمایشی و سلب
کامل حق دفاع مستقل، امروز دادگاههای انقلاب را به اتاقهای صدور مرگ بدل کرده است.
این احکام شتابان اعدامها، پاسخ سرکوبگرانه حاکمیت به جنبشهای اجتماعی و ناآرامیهایی
است که ارکان مشروعیت آن را هدف قرار دادهاند.
در برابر این استمرار خونین، مفهوم دادخواهی دیگر یک یادآوری
تاریخی نیست، دادخواهی سنگری زنده، پویا و سیاسی است که حال و آینده جامعه ایران را
به حق زندگی پیوند میزند. جنایت سال ۶۷ و موج اعدامها و کشتار معترضان در سالهای
اخیر، دو روی یک سکهاند. عدم تعقیب کیفری و مصونیت عاملان جنایات گذشته، این جسارت
را به آمران امروز داده است تا با همان شتاب در کشتار، جان شهروندان را بستانند. دادخواهی،
اهرم درهمشکستن این چرخه خشونت است.
ما امضاکنندگان این بیانیه تأکید میکنیم که دادخواهی واقعی زمانی
محقق میشود که آمران و عاملان جنایات تابستان ۱۳۶۷ و نیز عاملان سرکوب و موج کنونی اعدامها،
در دادگاههای صلاحیتدار بینالمللی و با رعایت موازین دادرسی عادلانه، پاسخگو شده
و به مسئولیت کیفری خود برسند. هیچ مصلحت سیاسی، معاهده اقتصادی یا ملاحظه دیپلماتیک
نباید بر اصل لزوم تعقیب کیفری مرتکبان جنایت علیه بشریت سایه اندازد. تحقق عدالت تنها
با آشکار شدن تمام حقیقت، تعیین محل دقیق گورهای جمعی، پایان دادن به آزار خانوادههای
دادخواه و دادگاهی شدن جنایتکاران میسر خواهد شد.
ما از جامعه بینالمللی، شورای حقوق بشر سازمان ملل و تمامی وجدانهای
بیدار میخواهیم که از چارچوب بیانیههای تشریفاتی خارج شده و با استفاده از ابزارهای
حقوقی بینالمللی، فرآیند شناسایی و پیگرد قضایی مسئولان این جنایات و اعدامها را
آغاز کنند. سکوت در برابر این حجم جنایت و بی عدالتی، شانه خالی کردن از مسئولیتهای
جهانی حقوق بشری است.
دادخواهی تا روزی که تمامی آمران و عاملان در برابر دادگاههای
عادلانه پاسخگو و مجازات نشوند، خاموش نخواهد شد. یاد جانباختگان راه آزادی جاودانه
است!
خاوران زنده است
دادخواهی
نه به اعدام
زن زندگی آزادی
ژن ژیان ئازادی
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران
آگوست ۲۰۲۶ برابر با مرداد ۱۴۰۵
*این بیانیه ترجمه و به مراجع بینالمللی حقوق بشری فرستاده خواهد
شد.
امضاکنندگان:
۱. اتحاد چپ زنان
۲.
انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران - هامبورگ
۳.
انجمن حقوق بشر در قرن ۲۱
۴.
انجمن فرهنگی ایران و سوئیس - ژنو
۵.
انجمن زنان ایرانی - آلمانی کلن
۶.
انجمن زنان پرتو
۷.
انجمن زنان مونترال
۸.
بنیاد اسماعیل خویی
۹.
جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران
۱۰.
حامیان مادران پارک لاله - فرزنو
۱۱.
حامیان مادران پارک لاله - هامبورگ
۱۲.
زنان برای آزادی و برابری پایدار
۱۳.
شبکه همگرایی جمهوریخواهان سکولار دموکرات ایران
۱۴.
شورای آزادیخواهان سوسیالیست
۱۵.
صدای زنان سوسیال دموکرات ایران
۱۶.
فدراسیون اروپرس
۱۷.
کانون فرهنگ و هنر ایرانیان فرزنو
۱۸.
کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران - شیکاگو
۱۹.
کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی - پاریس
۲۰.
کمپین توقف قتل های ناموسی
۲۱.
کمیسیون حقوق بشر حزب جمهوری خواه سوسیال دموکرات و لائیک ایران
۲۲.
مادران پارک لاله - آلمان (دورتموند تا کلن)
۲۳.
مادران صلح مونترال
۲۴.
نهاد «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران»
۲۵.
همبستگی ملی ایرانیان فرزنو - کالیفرنیا
۲۶.
همکاری کلکتیو – کلن
با حمایت:
۲۷.
حزب آزادی و رفاه ایرانیان (آرا)

0 نظر