• Subscribe to my RSS
  • فیسبوک


كد ساعت و تاريخ



  • برگ نخست
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • درباره دادخواهی
  • آمار کشته شدگان

 رادیوزمانه- ۸ آبان ۱۴۰۳



شمار زندان‌هایی که به کارزار «سه‌شنبه‌های‌ نه به اعدام» پیوسته‌اند به ۲۴ زندان افزایش یافت. این کارزار گفته است که حکم اعدام چهار تن از اعضایش تأیید شده است. زندانیان اعتصابی اعدام جمشید شارمهد را محکوم کردند.

منابع «زمانه» گزارش داده‌اند که زندانیان اعتصابی کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» سه‌شنبه ۸ آبان / ۲۹ اکتبر در زندان‌های ایران از جمله زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خرم‌آباد، زندان نظام شیراز، زندان اسدآباد اصفهان، زندان بم، زندان مشهد، زندان لاکان رشت، زندان قائمشهر، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان کامیاران، زندان اراک و زندان شیبان اهواز برای چهلمین هفته متوالی دست به اعتصاب غذا زدند.

این بار کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در ۲۴ زندان برگزار شد. بنا بر بیانیه این کارزار، روز دوشنبه ۷ آبان / ۲۸ اکتبر جمعی از زندانیان سیاسی زندان کهنوج استان کرمان در نامه‌ای اعلام کردند که از این هفته به کارزار‌ «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» می‌پیوندند و در اعتصاب غذا خواهند بود.

بیانیه کارزار «سه‌شنبه‌های‌ نه به اعدام» به اعدام‌های تازه در ایران نیز اشاره کرده و گفته است که حکم اعدام چهار تن از اعضای کارزار تأیید شده است. در این بیانیه آمده است:

روز ۴ آبان حکم چهار زندانی سیاسی ـ عقیدتی بلوچ توسط دیوان [عالی] تأیید و به اجرای احکام دادسرای امنیت تهران ارجاع داده شد. این چهار زندانی به نام‌های عیدو شه‌بخش، عبدالغنی شه‌بخش، عبدالرحیم قنبرزهی و سلیمان شه‌بخش از اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» هستند و در شرایط بسیار اسفبار نزدیک از ۱۶ ماه پیش در «بند امن» واحد سه زندان قزلحصار محبوس بوده و جانشان در خطر جدی است و هر لحظه احتمال اجرای حکم آنان وجود دارد.

ادامه اعدام‌ها در سه روز اخیر

بیانیه همچنین از ادامه موج اعدام‌ها در ایران نوشته و به اعدام جمشید شارمهد، زندانی ایرانی ـ آلمانی که بامداد روز گذشته، دوشنبه ۷ آبان / ۲۸ اکتبر حکم او اجرا شد نیز اشاره کرده است.

جمشید شارمهد پس از گذراندن بیش از چهار سال زندان اعدام شد. او از حقوق قضائی محروم بود و مراحل دادرسی او شفاف نبود. اعدام جمشید شارمهد با واکنش‌های گسترده‌ای در آلمان و اتحادیه اروپا روبه‌رو شد و مقام‌های اروپایی به‌شدت آن را محکوم کردند.

در بیانیه کارزار آمده است که «جمشید شارمهد تمام این مدت در بازداشگاه امنیتی محبوس بود و نهادهای امنیتی در چهار سال گذشته با هدف پنهان نگه داشتن شکنجه‌ها و نقض حقوق‌انسانی وی، اجازه انتقال جمشید شارمهد به بند عمومی را نداده بودند».

کارزار «سه‌شنبه‌های‌ نه به اعدام» با اشاره به افزایش کم‌سابقه اعدام‌ها در ایران نوشته است که از ابتدای سال جاری تاکنون نزدیک به ۵۶۷ اعدام صورت گرفته و تنها در مهرماه سال جاری ۱۵۰ نفر از محکومان اعدام شدند. همچنین در هفته اول آبان‌ماه جاری، ۲۷ تن به دار آویخته شدند و ۲۱ اعدام در سه روز اجرا شد. این به معنای آن است که هر روز هفت اعدام در ایران صورت گرفته است.

در ادامه اعدام‌ها در ایران، هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خبر داد که بامداد دوشنبه ۷ آبان یک زندانی به نام محمد جواد احمدیان در زندان شیبان اهواز اعدام شد. اتهام او به جرائم مواد مخدر مربوط می‌شد.

سحرگاه روز یکشنبه ۶ آبان نیز حکم اعدام دو زندانی به نام‌های طاهر گنج خانلو و محمدرضا نعمتی به اتهام در زندان زنجان اجرا شد.

اعدام این سه زندانی توسط مسئولان زندان و نهادهای مربوطه اعلام نشده است.

همچنین روز گذشته دوشنبه ۷ آبان، هشت زندانی در زندان قزلحصار کرج با اتهامات مربوط به جرائم مواد مخدر جهت اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شدند.

محکومیت جدید برای پنج زندانی سیاسی زن

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در بیانیه خود به محکومیت ۲۷ ماه حبس اضافی برای پنج زندانی سیاسی زن که به اعدام‌ها اعتراض کرده بودند اشاره کرده و در این میان از اعتصاب غذای وریشه مرادی، زندانی سیاسی کُرد که با اتهام «بغی» روبه‌روست و در خطر اعدام قرار دارد نوشته است.

براساس آخرین اطلاعاتی که به «زمانه» رسیده است، این زندانی سیاسی پس از ۲۰ روز اعتصاب غذا، ظهر سه‌شنبه ۸ آبان ۱۴۰۳ به اعتصاب خود پایان داد. وریشه مرادی، با تشکر از حمایت‌های صورت‌گرفته از او طی این مدت، و با احترام به درخواست‌های فعالان مدنی و زنان داخل و خارج از کشور، انجمن‌های زنان در روژئاوا، زنان مدافع روژئاوا در آلمان، جامعه زنان آزاد شرق کردستان (کژار)، مادران آشتی، جمعیت انقلابی زنان افغانستان (راوا)، پلاتفرم دموکراتیک فراملیتی زنان، و همبندی‌هایی که با وجود اختلافات در دیدگاه سیاسی در مساله مخالفت با اعدام همصدا شدند و همچنین شهروندان دغدغه‌مندی که صدای حمایت و اعتراض‌شان را بلندتر کردند، به اعتصاب غذای خود پایان داد.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در پایان بیانیه خود آورده است:

با تمام این سرکوب‌ها و ایجاد رعب و وحشت در جامعه، اما مقاومت و ایستادگی همچنان ادامه‌ دارد. چنان‌که هفته گذشته همزمان با کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» جمعی از خانواده‌های زندانیان محکوم به اعدام مقابل مجلس تجمع اعتراضی علیه اعدام برگزار نمودند. شعار نه به اعدام سر دادند و از نیروهای سرکوبگر نترسیدند. ما این شجاعت را ستایش می‌کنیم و به این خانواده‌های مقاوم درود می‌فرستیم.

«سه‌شنبه‌های اعتصابی نه به اعدام» از سوی زندانیان سیاسی در ایران از سه‌شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۲ آغاز شد. سه‌شنبه هر هفته شمار بیشتری از زندانیان زندان‌های مختلف ایران که با اتهام‌های گوناگون در حبس‌اند به این کارزار اعتصابی می‌پیوندند. «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به یک صدای اعتراضی و حق‌خواهانه رسا و پایدار بدل شده است از سوی زندانیان دربندی که بسیاری از آن‌ها شاهد اعدام هم‌بندی‌های خود بوده‌‌اند. 

اکثر دولت‌های جهان مجازات اعدام را به‌عنوان یک مجازات غیرانسانی و ابزاری برای گرفتن جان انسان‌ها، به‌طور کامل کنار گذاشته‌اند. تا پایان سال ۲۰۲۳ میلادی دست‌کم ۱۱۲ کشور به‌طور کامل در قانون و عمل و ۱۴۴ کشور در عمل مجازات اعدام را لغو کرده‌اند. پاکستان هم سال گذشته مجازات اعدام را برای جرایم مرتبط با مواد مخدر لغو کرد. 

حکومت ایران همچنان به‌رغم اعتراض‌ها صدور و اجرای حکم اعدام‌ را افزایش می‌دهد. به تأیید نهادهای حقوق بشری جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته از این مجازات برای سرکوب و انتقام‌جویی از معترضان و مخالفان خود استفاده کرده است.

پیوستن زندان کهنوج به کارزار «سه‌شنبه‌های‌ نه به اعدام» در چهلمین هفته این کارزار

«تایید حکم اعدام چهار تن از اعضای کارزار»
این روزها ماشین اعدام در حکومت مستبدِ ولایت‌فقیه، بی‌دنده و ترمز سرعت گرفته و سر باز ایستادن ندارد. در حکومت قرون وسطایی حاکم بر ایران روزانه شاهد گسترش فزاینده اعدام‌ها هستیم. از ابتدای سال جاری تاکنون قریب به ۵۶۷ اعدام صورت گرفته که ۱۵۰ تن از محکومان تنها در مهرماه اعدام شده‌اند. به طوری که در هفته اول آبان ماه، ۲۷ تن به دار آویخته شدند و ۲۱ اعدام در ۳ روز اجرا شد. یعنی هر روز هفت اعدام.
متاسفانه روز گذشته، جمشید شارمهد پس از ۴ سال حبس ظالمانه اعدام شد. جمشید شارمهد تمام این مدت در بازداشگاه امنیتی محبوس بود و نهادهای امنیتی در چهار سال گذشته با هدف پنهان نگه داشتن شکنجه‌ها و نقض حقوق‌انسانی وی، اجازه انتقال جمشید شارمهد به بند عمومی را نداده بودند.
در اقدام سرکوبگرانه دیگر، روز ۴ آبان حکم چهار زندانی سیاسی _عقیدتی بلوچ توسط دیوان تایید و به اجرای احکام دادسرای امنیت تهران ارجاع داده شد؛ این چهار زندانی به نام‌های عیدو شه‌بخش، عبدالغنی شه‌بخش، عبدالرحیم قنبرزهی و سلیمان شه‌بخش از اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» هستند و در شرایط بسیار اسفبار نزدیک از ۱۶ ماه پیش در "بند امن" واحد سه زندان قزلحصار محبوس بوده و جانشان در خطر جدی است و هر لحظه احتمال اجرای حکم آنان وجود دارد.
در ادامه این سرکوب‌ها در چند روز گذشته بی‌دادگاه کیفری دو تهران، ۵ زندانی سیاسی زنِ محبوس در اوین را که به اعدام‌ها‌ی گسترده، اعتراض کرده بودند مجموعاً به ۲۷ ماه حبس اضافی محکوم نمود. که یکی از آنها زندانی سیاسی وریشه مرادی است که با اتهام واهی بغی روبرو بوده و خود در معرض حکم اعدام است. وی ۱۹ روز است در اعتراض به صدور احکام عدام و گسترش آنها اعتصاب غذا کرده‌است.
با تمام این سرکوب‌ها و ایجاد رعب و وحشت در جامعه، اما مقاومت و ایستادگی همچنان ادامه‌ دارد. چنان‌که هفته گذشته همزمان با کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» جمعی از خانواده‌های زندانیان محکوم به اعدام مقابل مجلس تجمع اعتراضی علیه اعدام برگزار نمودند. شعار نه به اعدام سر دادند و از نیروهای سرکوبگر نترسیدند. ما این شجاعت را ستایش می‌کنیم و به این خانواده‌های مقاوم درود می‌فرستیم.
در خبری دیگر، روز گذشته جمعی از زندانیان سیاسی زندان کهنوج استان کرمان، در نامه‌ای اعلام کردند که از این هفته به کارزار‌ «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» می‌پیوندند و در اعتصاب غذا خواهند بود.
اعضای این کارزار در چهلمین هفته خود در ۲۴ زندان مختلف، اعدام‌های گسترده در ایران و همچنین ارجاع پرونده ۴ زندانی بلوچ ـ که در دادگاهی بسیار مبهم و به دور از حق دادرسی منصفانه محکوم شده‌اند ـ را شدیداً محکوم می‌کند و از همه فعالان سیاسی، حقوق بشری و تمام وجدان‌های بیدار می‌خواهد صدای این زندانیان بی نام و نشان و تمام محکومان به اعدام باشند و خواهان حمایت عملی از خانواده‌های محکومان به اعدام هستند. ما همچنان تاکید می‌کنیم تنها راه توقف ماشین اعدام، اقدام و همبستگی جمعی است.
در هفته چهلم، زندانیان اعتصابی در زندان‌های زیر در اعتصاب هستند:
زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خرم‌آباد، زندان اراک، زندان اسدآباد اصفهان، زندان نظام شیراز، زندان شیبان اهواز، زندان بم، زندان مشهد، زندان لاکان رشت (بند زنان و مردان)، زندان قائمشهر، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان کامیاران و زندان کهنوج کرمان
سه‌شنبه‌ ۸ آبان ۱۴۰۳

کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام 

 



مردم دردمند ایران!

کنشگران حقوق بشر در سراسر جهان!

همه روزه عفریت جنگ در خاورمیانه، صدها انسان را به کام مرگ می کشاند و هزاران نفر را آواره و مجروح می سازد. قربانیان عمده این جنگ هم، مانند همه جنگ‌های دیگر، زنان، ‌کودکان و به طور کلی، غیرنظامیان بی دفاع می باشند.

هم اکنون پای این جنگ نفرت انگیز، در سایه سیاست های ویرانگر خامنه ای و فرماندهان نظامی بی کفایت به کشور ما رسیده است.

مردم شریف و صلح دوست ایران!

جمهوری اسلامی به واسطه اقدامات ماجراجویانه  و سیاست خارجی مداخله گرانه خود، کشور ما را یکبار دیگر در وضعیت جنگی با اسرائیل و کشورهای پشتیبان آن قرار داده است.

رژیمی که بنیانگذارش جنگ را «رحمت الهی » می دانست، موجودیت و بقای خویش را بر پایه بحران سازی، جنگ افروزی و سرکوب مردم ایران استوار کرده است.

فراموش نمی کنیم که در پرتو جنگ ایران و عراق هزاران زندانی سیاسی در ایران اعدام شدند. مطالبات صنفی و برحق اقشار جامعه ایران در سال‌های دهه ۶۰ به طرز وحشیانه ای سرکوب گردیدند. هنوز هم آثار شوم آن جنگ ویرانگر بر اقتصاد و پیکر جامعه در شهرهای ایران باقی مانده است.

جنگ نه تنها حقوق بشر و آزادی و رفاه را برای ما به ارمغان نخواهد آورد، بلکه ویرانی ‌ها، تنگدستی و مرگ و میر را در ایران  چندین برابر خواهد کرد. بعلاوه  فضای جنگی و حمله خارجی موجب توحش و درندگی بیشتر حکومت خودکامه اسلامی نسبت به شهروندان و منتقدین و آزادی‌خواهان ایران خواهد شد. در سایه فضای جنگی، در دو ماه گذشته، بیش از ۲۰۰ نفر اعدام شده اند. سرکوب و فشار را بر زنان و دختران مبارز جنبش زن، زندگی، آزادی بیشتر کرده اند و لایحه حجاب و عفاف را به تصویب نهائی رسانیدند. 

متأسفانه در این میان پاره ای از هموطنان ما که بر اثر تداوم ظلم و جور ۴۵ ساله حکومت اسلامی به ستوه آمده اند، ناآگاهانه و به امید تغییر شرایط موجود و رهائی از شر حکومت اسلامی، چشم به حمله نظامی قدرت های خارجی به ایران دوخته اند.

چندین ماه است که بیش از همیشه، مردم ایران احساس خطر و نا امنی در برابر حملات احتمالی اسرائیل به کشورمان می کنند.

اکنون این احساس به واقعیت پیوسته است. سحرگاه امروز، ۵ آبان ۱۴۰۳، ارتش اسرائیل شهرهای مختلف ایران را مورد بمباران و موشک باران خویش قرار داد. جان همه شهروندان ایرانی در خطر است. به گفته توماج، «پسر ایران زمین»، سران خائن و ترسوی رژیم به سوراخ های موش ها خزیده اند و کشور و مردم را رها کرده اند.

مردم دردمند و آزادی خواه ایران!

تلاشگران حقوق بشر در سراسر جهان!

صدای صلح طلبی خود را بلندتر کنیم. مردم را بر ضد جنگ و جنگ افروزان به حرکت در آوریم. چاره درد به دست خودمان است.

نه به جنگ

نه به اعدام

نه به جمهوری اسلامی ایران

شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران

۵ آبان ۱۴۰۳ برابر با ۲۶ اکتبر ۲۰۲۴


امضاکنندگان:

۱ – انجمن جمهوری خواهان آلمان

۲ – انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران – هامبورگ

۳ – انجمن فرهنگی ایران و سوئیس – ژنو

۴ – اتحاد چپ زنان

۵ – انجمن زنان مونترال

۶ – انجمن زنان پرتو

۷ – بنیاد اسماعیل خویی

۸ – حزب آزادی و رفاه ایرانیان (آرا)

۹ – حامیان مادران پارک لاله – هامبورگ

۱۰- حامیان مادران پارک لاله – فرزنو

۱۱- فدراسیون اروپرس

۱۲- کانون فرهنگ و هنر – فرزنو

۱۳- کانون فیلم – تئاتر “روند”  

۱۴- کانون فرهنگ و هنر ایرانیان فرزنو

۱۵- کانون مدافعان حقوق بشر کردستان

۱۶- کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی – پاریس

۱۷- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – هجا

۱۸- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – شیکاگو

۱۹- کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

۲۰- مادران پارک لاله – آلمان (دورتموند)

۲۱- مادران صلح مونترال

۲۲- نهاد «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران»

۲۳- نهاد زنان برای آزادی و برابری پایدار

۲۴- همبستگی جمهوری خواهان ایران (هجا) – مونترال

۲۵- همبستگی ملی ایرانیان فرزنو – کالیفرنیا

۲۶- صدای زنان سوسیال دموکرات

 

  • اخبار روز
  • سه شنبه, ۱ آبان ۱۴۰۳

 

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در نخستین روز آبان ماه، از تداوم اعتصاب غذای زندانیان معترض به مجازات اعدام در ۲۳ زندان ایران خبر داد. در سی‌ونهمین سه‌شنبه اعتصاب علیه اعدام، جمعی از زندانیان زندان شیبان اهواز به این کارزار پیوستند. در این زندان چهار زندانی سیاسی عرب محکوم به اعدام به انفرادی منتقل شده‌اند.

در بیانیه ی سی و نهمین هفته ی این کارزار آمده است:

همزمان با سالگرد “اعتراضات ۱۴۰۱” و سالگرد جانباختگان این جنبش و گستردگی بحران‌های داخلی و خارجی حکومت، شاهد شتاب فزاینده و گسترده اعدام‌ها بوده و هستیم ؛ که تنها در مهرماه امسال بیش از ۱۴۰ تن به دار آویخته شده‌اند.(از این تعداد ۵ تن زن بوده اند).

بنا بر اخبار منتشر شده در یک هفته گذشته قریب به ۳۵ تن اعدام شده‌اند که تنها در روز ۲۵ مهر  ۱۷ تن اعدام شدند. در اقدام سرکوبگرانه دیگر، ۴ زندانی سیاسی محکوم به اعدام از هموطنان عرب در زندان شیبان اهواز  برای اجرای حکم اعدام به انفرادی منتقل شده‌اند که جانشان در خطر جدی قرار دارد. در پی این احکام ضد انسانی، جمعی از زندانیان سیاسی زندان شیبان اهواز طی بیانیه‌ای پیوستن خود به کارزار “سه‌شنبه‌های نه به اعدام” را اعلام کردند.

بنابراین کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام ضمن محکوم کردن این اعدام‌های سیستماتیک، به تمام فعالان و نهادهای سیاسی، مدنی، صنفی و حقوق بشری و تمام وجدان‌های بیدار داخل و بین‌المللی برای مقابله با این سرکوب‌ها فراخوان می‌دهد امروز ایستادن در برابر صدور و اجرای احکام اعدام باید بخشی از مطالبه اجتماعی باشد. این محقق نخواهد شد مگر با مقاومت ، همبستگی و اراده جمعی. ما می‌توانیم  این ماشین کشتار و اعدام را متوقف کنیم  و بنیان چنین احکام غیر انسانی را در میهنمان براندازیم.

اعضای کارزار “سه‌شنبه‌های نه به اعدام”، سه‌شنبه یکم آبان ۱۴۰۳ در هفته سی و نهم در ۲۳ زندان مختلف در اعتصاب غذا هستند و جمعی از زندانیان اعتصابی در زندان‌های زیر در اعتصاب غذا هستند.

زندان اوین (بند زنان،بند ۴ و ۸)، زندان قزلحصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خرم آباد، زندان اراک، زندان اسد آباد اصفهان، زندان نظام شیراز، زندان بم، زندان مشهد، زندان لاکان رشت (بند زنان و مردان)، زندان قائمشهر، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان کامیاران و زندان شیبان اهواز.

۱ آبان ۱۴۰۳

خبر تلخ و ناگوار است و هنوز باورمان نمی‌شود که میترا ابراهیمی، آن زن مبارز و مقاوم و یار و همراه و غم‌خوار خانواده‌های دادخواه از میان ما رفت. او که از پانزده سال پیش رفیق شفیق ما بود و در مبارزه با ستم، تبعیض، بی‌عدالتی و در خوشی و ناخوشی و برای دادخواهی همراه همدیگر بودیم. او که از سنین جوانی برای حمایت از حقوق کارگران و زحمتکشان تلاش ‌بسیاری کرد و تا آخر عمر نیز برای دستیابی به آزادی، برابری و ساختن دنیایی عادلانه و انسانی و شاد، یک دم از مبارزه دست نکشید.

میترا ابراهیمی در دوم بهمن ۱۳۳۵ در رشت به دنیا آمد. این‌که دوران جوانی و میان‌سالی را کجا و چگونه گذرانده و چه کارهایی کرده است را به وقتی دیگر موکول می‌کنیم که هر یک از ما یارای نوشتن و گفتن از این زن پرتلاش، مقاوم و صبور را داشته باشیم. اما این کوتاه سخن را بگوییم: از سال هشتاد و هشت که او را شناختیم و همراه همدیگر شدیم، در تهران زندگی می‌کرد و مدیر مالی بود تا بازنشسته شد. در این میان نیز هر فرصتی می‌یافت راهی رشت می‌شد تا خانواده‌اش که عاشقانه دوست‌شان می‌داشت را از نزدیک ببیند. میترا ازدواج نکرد و فرزندی نداشت، اما سال‌ها سخت کار کرد و مراقب مادر و خواهران و خانواده‌ی خود بود. او هم‌چنین در طول زندگی پربار خود، یک‌دم از حمایت زندانیان سیاسی و همراهی با خانواده‌های داغدار و دادخواه غافل نماند. متاسفانه هفت سال پیش خواهر کوچک‌ترش به‌نام گلی ابراهیمی که او نیز از زنان جسور و از همراهان ما بود، در اثر ابتلا به سرطان از میان ما رفت و همگی ما بسیار سوختیم. چند سال بعد نیز مادرش را از دست داد. هرچند این غم‌ها برای میترا و خانواده‌اش بسیار سنگین بود، ولی نتوانست او را از پای بیاندازد. اما این بیماری لعنتی که ناشی از استرس‌های فراوان ناشی از جنگ است، زندگی عزیزان ما را زیر و رو کرد. هم‌چنان که زندگی میلیون‌ها انسان را در ایران و جهان زیر و رو کرده است.

میترای عزیز ما متاسفانه شب بعد از حمله‌ی جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل در ۲۷ فروردین ۱۴۰۳، در رشت سکته مغزی کرد و در طی شش ماه گذشته تا کنون، خانواده اش پروانه‌وار و عاشقانه به گِرد او گشتند تا بتوانند او که نیمی از مغزش گرفتار شده بود را به زندگی باز گردانند. این تلاش‌ها نیز تا اندازه‌ای نتیجه داد و میترای عزیز ما به زندگی بازگشت و حرف زدن و چند قدم راه رفتن با کمک فیزیوتراپ را انجام می‌داد و هر روز امیدوارتر می‌شدیم که شاید با ایستادگی و همت بسیار خودش و عشقی که برای ساختن زندگی انسانی و عادلانه داشته است، و همراهی عاشقانه‌ی خانواده‌اش و ابراز محبت ما دوستان، بتواند سلامتی‌اش را به دست آورد. اما با تاسف فراوان این آرزو محقق نشد و پنج شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۳، درست شش ماه پس از سکته‌ی مغزی اولیه، در بیمارستانی در رشت به دنبال عفونت و عوارض بیماری و در اثر ایست قلبی، ناباورانه از میان ما رفت. پیکر میترای عزیز را خانواده‌ی مهربانش با غمی جانکاه، با همراهی دوستان و آشنایان، شنبه ۲۸ مهر در گورستان تازه‌آباد رشت در کنار مادرش به خاک سپردند.

میترا ابراهیمی طبع شعر نیز داشت و گاهی برای خانواده‌ها و مبارزان شعر می‌سرود و با نام «شفق» شعرهایش را منتشر می‌کردیم. ما مادران پارک لاله ایران، این غم بزرگ را از صمیم قلب به خانواده‌ی محترم و عاشق میترا ابراهیمی و به خانواده‌های دادخواه و تمام یارانی که او را عاشقانه دوست داشته و دارند، تسلیت می‌گوییم و شریک غم‌شان هستیم.

شعری از شفق، برای گرامی‌داشت یاد او و تمام انسان‌های عاشق که برای ساختن زندگی انسانی و دنیایی عادلانه تا پای جان ایستادند:

بهار «زن، زندگی، آزادی»

ما از زمستان‌های سخت عبور کردیم
برای آمدن هر بهار شادمان شدیم
کابوس‌ها را هراسیدیم
برای رهایی رؤیا بافتیم

ما شقایق بودیم و پرپر شدیم
بر گورهای بی‌نشان گریستیم
سیاوش بودیم و خون شدیم
از خون ما لاله‌های سرخ روئید

از خون سرخ ستاره‌ها
سرودی ساختیم
باز هم زخم خوردیم
ولی جوانه شدیم

از این زمستان نیز گذر خواهیم کرد
و باز روزی بهار را
در آغوش خواهیم کشید
بهار «زن، زندگی، آزادی» را. منتشر شده در ۱۵ اسفند ۱۴۰۱

میترا ابراهیمی، هم‌چنان همراه عزیز ما خواهد بود و یادش و راهش را ادامه می‌دهیم.

مادران پارک لاله ایران
بیست و نهم مهر ۱۴۰۳










سال ۸۸ یکی از سال هایی بود که اثر عمیقی بر زندگی من داشت. سالی پر از اتفاقات و خاطرات بد و خوب. همان وقت که پس از سال ها به آرزویی دور از دسترس رسیدم، یافتن دوستانی صاحب فکر و اندیشه و دارای نگاهی انسانی. این بهترین رویداد آن سال از زندگی ام بود. میترا یکی از آنان بود، خردمند- نکته سنج- شوخ طبع- مهربان- حساس و دلسوز. میترا طبع شعری هم داشت که گاه شکوفا می شد و در مورد وقایع مختلف اجتماعی و سیاسی شعری درخور می سرود. از آن سال به بعد بهترین ساعات زندگی ام وقتی بود که در جمع دوستان می گفتیم و می شنیدیم. میترا یکی از دوستان عزیز جمع مان بود که اغلب با صحبت های خود دید جدید و روشنی از مسایل به ما می داد. تا آن که شش ماه پیش به دنبال حادثه ای ناگوار میترا اسیر بستر بیماری شد واز هم صحبتی و همراهی او محروم شدم. امروز پنجشنبه ۲۶ مهر ماه میترای نازنین ما را برای همیشه ترک کرد. برای من و دوستان دیگر که هر کدام حداقل روزی یک بار آرزوی سلامتی میترا را داشتیم و به این امید دل بسته بودیم غم از دست دادن او بسیار سخت است و می دانیم خانواده مهربان و دلسوز او نیز که در تمام مدت بیماری اش دمی تنهایش نگذاشتند و پا به پای او سوختند هم، اندوهی سنگین دارند. برایشان آرزوی بردباری می کنیم و در این غم شریک شان هستیم.


شعر زیر را دوستی امروز سرود تا تسلایی باشد بر این اندوه.

از دست دادن یک رفیق
یک همدم
یک دیر آشنا
آن که در کشاکش روزگار
تکیه گاهی بود سترگ
آواری می شود از غم
و بر احساس چنان تنگ می گیرد
که جز اشک
هیچ پاسخی از بطن آدمی برنخیزد
و با خود میبرد ذهن را
به سفری در گذشته
به سفری نه چندان دور
آنجا که می توان برای دوستی ها
برای از خودگذشتگی ها
راز این غم
راز این درد را
جستجو کرد (از نون- الف)

لیلا سیف اللهی
۲۶ مهر ۱۴۰۳

 

  • اخبار روز
  • دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۴۰۳

در بند زنان زندان اوین، محدودیت‌ها و محرومیت‌های گروهی علیه برخی زندانیان اعمال شده است. این اقدامات شامل محرومیت از برقراری تماس تلفنی و محرومیت از ملاقات است که عمدتا در پی اعتراض اخیر شماری از زنان زندانی نسبت به “بازرسی‌های بدنی نامتعارف زندانیان” صورت گرفته است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، سروناز احمدی، آنیشا اسداللهی، سمانه اصغری، ریحانه انصاری نژاد، گلرخ ایرایی، سکینه پروانه، ناهید خداجو، نسرین خضری جوادی، راحله راحمی پور، ویدا ربانی، نسرین روشن، نسیم غلامی سیمیاری، سعیده شفیعی، مهوش ثابت شهریاری، پخشان عزیزی، سعیده قربانعلی، نرگس محمدی، وریشه مرادی، پریوش مسلمی، معصومه نساجی، حورا نیکبخت و مریم یحیوی، با انتشار بیانیه ای در تاریخ ۱۵ مهرماه، خواستار پایان دادن به “بازرسی‌های بدنی نامتعارف و اذیت و آزارهای جنسی در حین بازرسی بدنی” شدند. آنها در اعتراض به این اقدام در مقابل درب افسر نگهبانی زندان به صورت مسالمت آمیز تجمع کردند. فرزادی، رئیس زندان با این افراد مذاکره کرد و برآورده شدن مطالبه مطروحه را به این زندانیان وعده داد.

چند روز پس از انتشار این بیانیه و وعده رئیس زندان، دستکم ۱۷ زندانی از جمع امضاکنندگان بیانیه، بدون طی روند اداری و ابلاغیه مشخص، به دستور رئیس زندان از ملاقات با خانواده محروم شدند.

یکی از اعضای خانواده زندانیان که برای ملاقات به زندان مراجعه کرده بود، ضمن تایید این خبر به هرانا گفت: “اخیرا به چند نفر از زندانیان گفته شده بود که محرومیت اعمالی شامل ملاقات های حضوری می شود و آنها کماکان از امکان ملاقات کابینی با خانواده‌های خود برخوردار هستند، در حالی که امروز پس از حضور خانواده ها در زندان، به این زندانیان و خانواده ها اجازه ملاقات داده نشد.”

از میان این افراد، مریم یحیویی از تاریخ ۱۶ مردادماه سال جاری تاکنون، از امکان برقراری تماس تلفنی با خانواده نیز محروم مانده‌ است.

در کنار اعمال محدودیتهای مشخص و تنبیهی، تعدادی از زنان زندانی با اعمال محدودیت مضاعف در خصوص حسابهای کاربری تلفن زندان خود روبرو هستند که باعث می شود تماس های آنها از منظر تعداد مخاطبانی که میتوانند ارتباط برقرار کنند به محدودترین شکل ممکن برسد. این اقدام محدودیت گسترده‌تری بر حقوق زندانیان اعمال می‌کند.

لازم به ذکر است، قانون آیین دادرسی کیفری و آیین‌نامه سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور، به‌طور مشخص‌ به حقوق زندانیان اشاره می‌کنند که بر اساس این آیین‌نامه‌ها، زندانیان حق دارند که در طول دوران حبس خود با خانواده ملاقات داشته باشند و از امکان تماس تلفنی با آن‌ها بهره‌مند شوند.

سایه‌ی جنگ بیش از پیش بر سر مردم ایران و جهان سنگینی می‌کند. دولت‌ها و قدرت‌ها چه کشورهایی مانند اسرائیل و آمریکا و کشورهای اروپایی که داعیه‌ی دموکراسی دارند، چه حکومت‌های دیکتاتوری و ارتجاعی چون جمهوری اسلامی ایران و طالبان و گروه‌هایی چون حماس و حزب‌الله که هیچ اندیشه‌ای جز اندیشه‌ی ارتجاعی خود را تحمل نمی‌کنند. همه و همه‌ی این قدرت‌ها، تنها و تنها به فکر منافع و حفظ قدرت خود در منطقه و در دنیا هستند، نه به فکر آزادی و رهایی انسان‌ها. بی تردید کشته شدن مردم برای همگی این قدرت‌ها تنها آمار و ارقام است نه هیچ چيز ديگر و اگر جلوی آن‌ها را نگیریم، هر روز در ایران و جهان فاجعه می‌آفرینند و زندگی انسانی و عادلانه و هستی ما را به نیستی و نابودی می‌کشانند.

چه کسانی مسئول این همه کشتار و جنایت‌ هستند؟

چند روز قبل هفتم اکتبر بود و یک‌سال از حمله‌ی حماس که یک نیروی ارتجاعی است به اسرائیل می گذرد. در این حمله گفته شده ۱۲۰۰ تن از مردم اسرائیل کشته و ۲۵۰ تن به گروگان گرفته شدند. دولت نژادپرست اسرائیل که به نظر می‌رسد منتظر چنین بهانه‌ای بود، نیز بلافاصله با قساوت هرچه تمام‌تر، در ظاهر برای از بین بردن حماس و نجات جان گروگان‌ها، اما در حقیقت برای بیرون کردن مردم فلسطین از غزه و نابودی آن‌ها، حمله‌های وحشیانه‌ای را از زمین و آسمان شروع کرده و هم‌چنان بی وقفه مردم فلسطین و کودکان را می‌کُشد و خانه‌ها و بیمارستان‌ها و مدارس را با بی‌ رحمی غیر قابل وصفی تبدیل به تلی از خاک کرده است و به‌هیچ طریقی نیز متوقف نمی‌شود. گفته شده تاکنون دست‌کم ۴۱ هزار تن از مردم فلسطین کشته و دو برابر این تعداد نیز مجروح شده اند. بی تردید در اثر آوارگی و گرسنگی نیز تعداد زیادی کشته یا بیمار شده‌اند و هر روز تعداد زیادی کشته می‌شوند و شرایط‌شان بسیار فاجعه بار است. به‌ویژه در پائیز و زمستان که سرما نیز مزید بر علت خواهد شد و تنها تصور این شرایط ظالمانه، نفس هر انسان شریفی را بند می‌آورد. در نامه سرگشاده ۹۹ پزشک و پرستار آمریکایی به کاخ سفید در چهارم اکتبر ۲۰۲۴ آمده است که شمار کشته شدگان در غزه سه برابر آمار رسمی است. آن‌ها که ۲۵۴ هفته را در بیمارستان‌های غزه سپری کرده و خود شاهد این جنایات هولناک بوده‌‌اند در این نامه تعداد کشته شدگان در غزه را ۱۱۸ هزار و ۹۰۸ تن اعلام کرده‌اند. بی‌تردید، در این سیل عظیم جنایت و نسل‌کشی در این یک‌سال، دولت‌های فاشیستی اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران و گروه‌های ارتجاعی حماس و حزب‌الله و قدرت‌های بزرگ جهانی به ویژه آمریکا سهیم هستند و باید پاسخ‌گو باشند.

در این شرایط فاجعه بار که بروز جنگی تمام عیار در خاورمیانه و به تبع آن در تمام دنیا در حال وقوع است، ما نیروهای دادخواه و آزادی‌خواه چه باید بکنیم تا از این همه سرکوب، کشتار، ستم، تبعیض و بی‌عدالتی رهایی یابیم. ما تجربه‌ی تلخ سال‌های سیاه دهه‌ی شصت را داریم و با اطمینان می‌توانیم بگوییم که در شرایط جنگی مانند زمان حال که هر لحظه احتمال بمباران ایران و لبنان و سوریه و غزه توسط اسرائیل و آمریکا و هم‌دستان‌شان یا بمباران اسرائیل توسط ایران و گروه‌های حماس و حزب‌الله وجود دارد، بیم آن می‌رود که حاکمیت اسلامی ایران نیز سرکوب‌ها را تشدید کند و جان مردم ایران و به ویژه زندانیان سیاسی به شدت در معرض خطر است. هم‌چنان که جان مردم بی‌دفاع فلسطین و لبنان و سوریه و اسرائیل و تمام دنیا در معرض خطر جدی است.

هشتم اکتبر روز جهانی کودک!

در شانزدهم مهر، شورای بازنشستگان ایران بیانیه‌ای به مناسبت روز جهانی کودک دادند که ما از آن حمایت می‌کنیم. در بخش‌هایی از این بیانیه آمده است: «روز جهانی کودک امسال ثبت تاریخ هولوکاست کودکان غزه و لبنان است. کودکانی که توسط دستجات شبه نظامی و یا دولت اسرائیل چه با پنهان شدن جنگجویان در ساختمان‌های مسکونی و اماکن عمومی و چه بطور مستقیم زیر آتش بمباران‌های مرگبار ارتش اسرائیل به خون غلطیده و یا زخمی و ناقص، یا آواره و بی پناه شده اند! هشتم اکتبر روزجهانی کودک است، اما کودکان بسیاری از حق زندگی و شادی محرومند. کودک هیچگونه مذهب، سنت، نژاد و تعصب خاصی ندارد. به هيچ فرقه ملی، قومی و مذهبى نپيوسته. کودکی که تنها به حکم تصادف و مستقل از اراده خود در خانواده‌اى با مذهب و سنت و تعصبات خاص پا به حيات گذاشته است، دارای حقوق انسانى، جهانشمول و قوانینى‌ست که باید تثبیت و تضمین شوند. منافع کودکان بر هر ملاحظه سیاسی، اقتصادی، مذهبی، قومی و ملی و کشوری، مقدم و ارجحیت دارد و جامعه موظف است زمینه و شرایط رشد و شکوفائی و حقوق جهانشمول کودکان را تضمین کند.».

دهم اکتبر روز جهانی لغو مجازات اعدام!

حکومت‌های دیکتاتوری و فاشیستی چون جمهوری اسلامی ایران، همواره از مجازات اعدام و شکنجه برای خاموش کردن صدای معترضان استفاده می‌کنند. اما این مجازات‌ها حداقل در دو دهه‌ی گذشته که جمهوری اسلامی با بحران‌های عمیق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روبرو شده، نتوانسته است صدای اعتراض جنبش‌های مستقل و مردمی را، علیرغم سرکوب‌های وحشیانه، خاموش کند و هر روزه شاهد تجمع‌ها و اعتراض‌های پیاپی و خیزش‌های انقلابی‌تر در سراسر ایران هستیم.

ما مادران پارک لاله ایران از ششم تیرماه ۱۳۸۸ تا کنون، بیش از پانزده سال است که مستمر و مصمم خواهان لغو مجازات اعدام و شلاق و برچیدن هرگونه شکنجه هستیم. ما همصدا و هم‌پیمان با تمام مبارزان در سراسر ایران و زندانیان سیاسی، تا لغو حکم اعدام ایستاده ایم تا پایان!

ما از کارزار«سه شنبه‌های نه به اعدام» که سه‌شنبه هفدهم مهر، سی‌وهفتمین هفته‌ی متوالی اعتصاب غذای خود را در ۲۲ زندان در سراسر ایران انجام داده‌اند، حمایت می‌کنیم. در بیانیه‌ی این کارزار آمده است: «حکومت اعدام در ایران برای جلوگیری از اعتراضات مردمی به ماشین اعدام و کشتار خود سرعت بخشیده است. از ابتدای سال ۱۴۰۳ تاکنون قریب به ۴۵۰ تن را اعدام کرده‌اند. تنها در روزهای ۱۰ و ۱۱ مهر نیز ۳۰ تن از جمله سه زن زندانی را در زندان‌های مختلف کشور اعدام کرده‌اند.». پخشان عزیزی و شریفه محمدی و تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی هم‌چنان با حکم اعدام، جان‌شان به شدت در معرض خطر است و باید هرچه زودتر تمام احکام صادره اعدام برای زندانیان سیاسی و زندانیان عمومی لغو و تمام زندانیان سیاسی آزاد شوند.

یازدهم اکتبر روز جهانی دختر!

با تاسف فراوان، روزی نیست که خبر قتل یک زن جوان یا نوجوان توسط خانواده‌اش به دلایل ناموسی را در ایران و افعانستان یا کشورهای مشابه نشنویم، به‌ویژه که اساس قوانین حاکمیت ارتجاعی اسلامی ایران و حاکمیت طالبان بر زن ستیزی و فرهنگ مرد-پدرسالاری استوار است و به اشکال مختلف‌ نیز آن را تبلیغ و ترویج می‌کنند. قیام «زن، زندگی، آزادی» که پس از کشته شدن ژینا امینی به پاخاست نیز برای پایان دادن ستم جنسی- جنسیتی و هرگونه تبعیض و نابرابری بود و پژواک صدای آن به سراسر دنیا نیز رسید و حمایت‌های گسترده ای را به دنبال داشت. از همین رو حاکمیت اسلامی ایران و طالبان و أمثال آن‌ها به شدت وحشت زده شدند. اما این فجایع فقط زیر سلطه‌ی حاکمیت‌های ارتجاعی صورت نمی‌گیرد، حتی در کشورهای اروپایی و به اصطلاح مدرن که قوانین آن بر پایه اعلامیه جهانی حقوق بشر نوشته شده، اما هنوز کلیساها با فرهنگ مرد-پدرسالاری در آن قدرت دارند، و به‌ویژه در شرایط جنگی این فجایع و خشونت‌ها به وفور رخ می‌دهند. رادیو زمانه در گزارشی نوشته است: «صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) در بیانیه‌ای به مناسب ۱۱ اکتبر روز جهانی دختر که از آن به عنوان روز کودکان دختر و دختربچه‌ها نیز یاد می‌شود، ارقام تکان دهنده‌ای درباره خشونت جنسی علیه دختران ارایه کرده است. از هر هشت دختر در جهان، یک دختر قبل از ۱۸ سالگی مورد تجاوز یا آزار جنسی قرار گرفته‌اند. ۳۷۰ میلیون دختر و زن زیر سن قانونی در سراسر جهان قربانی این پدیده بوده‌اند. شمار افراد آسیب دیده به ویژه در مناطق جنگی یا بحرانی زیاد است. در این مناطق از هر چهار دختر یک دختر قربانی تجاوز جنسی یا خشونت جنسی شده‌اند. تجاوز جنسی و سوء استفاده جنسی از زنان زیر سن قانونی نیز عامدانه به عنوان سلاح در جنگ‌ها و درگیری‌ها استفاده می‌شود.».

بی تردید، برای ثبت این روزها در تقویم جهانی، مبارزات بسیاری در سراسر جهان شده است تا بتوان توجه همگان را به این معضلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جلب کرد تا با عزمی همگانی در جهان بتوانیم به این همه ستم، جنگ، جنایت، کشتار، تبعیض، خشونت، بی‌عدالتی و نابرابری پایان دهیم.

چه باید کرد؟!

ما مادران پارک لاله ایران، به عنوان صدایی از جنبش دادخواهی مردم ایران، تمامی جنایت‌های صورت گرفته توسط دولت‌های فاشیستی اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران و گروه‌های ارتجاعی حماس و حزب‌الله را به شدت محکوم می‌کنیم و از جنگ بین قدرت‌ها و دولت‌ها که تنها برای منافع خود و سلطه‌ی بیشتر بر جهان می‌جنگند، به شدت بیزاریم. جنگ‌هایی که نه تنها آرامش، امنیت و آزادی به ارمغان نمی‌آورد، بلکه باعث کشته شدن انسان‌های بیشمار، به‌ویژه کودکان می‌شود که در بروز این درگیری‌های ضد بشری هیچ سهمی نداشته‌اند و از همه بی‌دفاع ترند. این جنگ‌ها نه تنها جان بسیاری از انسان‌ها را می‌گیرد، بلکه باعث نابودی طبیعت، منابع و امکانات کشورها می‌شود که جبران‌ناپذیر است و باز هم ضعیف‌ترین و فقیرترین اقشار جامعه از قبلِ آن به شدت آسیب می‌بینند و باید هرچه سریعتر جلوی ادامه‌ی این روند فاجعه‌بار را بگیریم. ما از تمام جنبش‌های مستقل و مردمی در ایران و جهان می‌خواهیم که با همبستگی بیشتر علیه جنگ، کشتار، تبعیض و برای لغو مجازات اعدام بپاخیزیم و اجازه ندهیم که قدرت‌ها حق زندگی انسانی و عادلانه را از ما بگیرند. حتی سازمان ملل نمی‌تواند برای ما دموکراسی و عدالت و آزادی به ارمغان بیاورد، چه برسد به دولت‌ها. ما می‌دانیم که سازمان ملل نیز پس از سال‌ها تلاش و مبارزه برای جلوگیری از جنگ و تبعیض بنا شده است، اما تا زمانی که دولت‌ها و قدرت‌های بزرگ از حق ویژه‌ای در این سازمان برخوردارند، سازمان ملل سازمان ملت‌ها نمی‌تواند باشد و سازمان دولت‌هاست. این سازمان، زمانی می‌تواند تبدیل به سازمان ملل شود که جنبش‌های مستقل و مردمی در سراسر دنیا قدرتمند شود و جلوی این همه جنگ، ستم، تبعیض، بی عدالتی و کشتار توسط قدرت‌ها را بگیرند و خواهان این باشند که در سازمان ملل فرایند و روابط عادلانه‌ای مستقر شود. حتی در یک حکومت دموکراتیک نیز، اگر جنبش‌های مستقل و مردمی فعال نباشند، خطر تبدیل دموکراسی به دیکتاتوری بسیار محتمل است و این رویه را در سراسر دنیا به وفور مشاهده می‌کنیم. بنابراین به جای این‌که نیروهای خود را صرف کمک گرفتن از دولت‌ها کنیم، ضروت دارد که با تمام توان در قدرتمندکردن جنبش‌های مستقل و مردمی در ایران و جهان بکوشیم و با اعتراض‌های سراسری و پیوسته، جلوی ادامه‌ی جنگ و کشتار و تبعیض و اعدام را بگیریم تا بتوانیم به این شرایط فاجعه بار در ایران و جهان پایان دهیم و دنیایی انسانی و عادلانه بسازیم که همه در صلح و آرامش و در آزادی و برابری و شاد زندگی کنیم.

همواره از شما دادخواهان می‌خواهیم که برای دستیابی به مطالبات زیر با ما همراه شوید:

۱) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۲) لغو مجازات اعدام و شلاق و پایان دادن به هرگونه شکنجه و کشتار از جمله؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، قصاص، سنگسار، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنایت‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه‌هایی علنی، عادلانه و مردمی (مجازاتی به جز اعدام)، ۴) برخورداری از آزادی بیان، اندیشه، قلم بدون قید و شرط ۵) برخورداری از آزادی پوشش و حق کنترل بر بدن بدون قید و شرط، ۶) برخورداری از حق اعتراض، اعتصاب، تجمع، تشکل، سازمان‌ و احزاب مستقل، ۷) برخورداری از برابری حقوق شهروندی و رفع هرگونه تبعیض و ۸) جدایی دین از حکومت. ما اعتقاد عمیق داریم که ساختار سراپا فاسد، تمامیت‌خواه و دیکتاتوری مذهبی – ارتجاعی و غیر دموکراتیک حکومت اسلامی ایران باید در هم شکسته شود و طرحی نو در اندازیم و به آزادی، برابری، دموکراسی و عدالت اجتماعی دست یابیم تا بتوانیم از تکرار جنایت و تبعیض و بی‌عدالتی جلوگیری کنیم.

مادران پارک لاله ایران
بیستم مهر ۱۴۰۳ برابر با یازدهم اکتبر ۲۰۲۴


پست‌های جدیدتر پست‌های قدیمی‌تر صفحهٔ اصلی

آخرین مطالب منتشر شده

آخرین نظرات

Advertisement

مادران پارک لاله ایران، حرکتی جوان و نوپاست و تلاش می‌کند در ادامه روند خود «صدایی» همراه با «جنبش دادخواهی مادران و خانواده‌های آسیب‌دیده‌ی ایرانی» باشد. این حرکت مستقل و دادخواهانه که از تلاش‌گَران عرصه دادخواهی و فعالان اجتماعی تشکیل شده است، از تیرماه 1388، با فراخوان تعدادی از زنانِ دادخواه در اعتراض به کشتن و مجروح و زندانی کردن مردمی که برای حداقل خواست انسانی خود به خیابان آمده بودند، در پارک لاله تهران شکل گرفت.

این حرکتِ دادخواهانه، در مسیر حرکت خود، سه خواست حداقلی و مشخص زیر را تعریف کرد:

- آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی،

- لغو مجازات اعدام،

- محاکمه و مجازات آمران و عاملان همه جنایت‌های صورت گرفته در جمهوری اسلامی در دادگاهی علنی و عادلانه.

در طی این مدت نیز همواره در کنار و در پیوند با خانواده‌ها، در راستای تحقق این سه خواسته حرکت کرده است. این حرکت خودجوش و دادخواهانه به هیچ فرد، گروه و سازمان سیاسی داخلی و خارجی وابستگی ندارد و هم‌چنین با افراد و گروه‌های وابسته به حکومت مرزبندی دارد.

ما هم‌چنین اعتقاد داریم برای رسیدن به سه خواست حداقلی خود، باید در جهت رسیدن به آزادی بیان و اندیشه، رفع هر گونه تبعیض و جدایی دین از حکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی‌عدالتی‌ها را در ساختار حکومت و قوانین آزادی ستیز و تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی می‌دانیم.

اخبار منتخب دیگر رسانه ها

ایالات متحده، اسرائیل و ایران باید از حمله به زیرساخت‌های انرژی غیرنظامی که سلامت عمومی را به خطر می‌اندازد، خودداری کنند: بیانیه مشترک پزشکان برای حقوق بشر و مجموعه فعالان
صلیب سرخ: نیازهای پزشکی در ایران به‌سرعت افزایش یافته و ذخایر امدادی در معرض تهی‌شدن است
بیش از صد حقوقدان آمریکایی: حملات آمریکا به ایران می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد
سقوط جنگنده آمریکایی در جنوب ایران
سقوط دو جنگنده آمریکایی، ادعاهای ترامپ و هگست درباره برتری مطلق هوایی بر فراز ایران را زیر سؤال برد
اوج‌گیری اعدام زندانیان سیاسی در سایه جنگ
هشدار دو نهاد حقوق بشری: در ایران هزاران زندانی در معرض خطرند
بیانیه شخصیتهای سیاسی، کارگری و اجتماعی: قطع فوری و بدون قید و شرط جنگ
نسرین ستوده بازداشت شد
حمله به انستیتو پاستور: تهدید علیه اکوسیستم جهانی
اختلال بی‌سابقه در جریان اطلاعات در ایران؛ روایت یک‌سویه و تشدید فشار بر رسانه‌ها در سایه جنگ
ترامپ مسئولیت حمله به پل B1 کرج را پذیرفت: «بزرگ‌ترین پل ایران برای همیشه نابود شد»
حزب کمونیست فلسطین: قانون اعدام زندانیان، گامی در مسیر نهادینه‌کردن فاشیسم صهیونیستی است

تشدید سرکوب در فضای جنگی، جان زندانیان سیاسی ایران در خطر است.

برگه ها

  • آخرین اخبار (2353)
  • آخرین اخبارر (1)
  • اخبار (45)
  • اخبار حامیان (233)
  • اخبار دادخواهانه حامیان حرکت های مردمی در ایران (60)
  • اخبار مربوط به مادران (44)
  • از دیگر سایت ها (91)
  • از زبان دادخواهان (216)
  • اشعار (80)
  • بیانیه‌ها (315)
  • بیدادگران (23)
  • تازه ها (15)
  • خاطرات (13)
  • درباره دادخواهی (93)
  • گزارشات (370)
  • مصاحبه (12)
  • مصاحبه مادران (90)
  • مصاحبه ها (79)
  • مقالات (121)
  • نامه مادران به فرزندان (13)
  • نامه های دادخواهانه (73)
  • وب نوشت ها (347)

صفحات

  • فیسبوک مادران پارک لاله ایران

آمار بازدید ماهانه

Photos on Flickr

بایگانی مطالب

کلیه حقوق برای مادران پارک لاله ایران.محفوظ است
طراحی شده توسط مادران پارک لاله ایران