• Subscribe to my RSS
  • فیسبوک

مادران پارک لاله ایران

کارزاری برای دادخواهی



كد ساعت و تاريخ



  • برگ نخست
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • درباره دادخواهی
  • آمار کشته شدگان

 



  • اخبار روز
  • جمعه, ۶ مهر ۱۴۰۳

۵۰ کارگر معدن ذغال سنگ معدنجوی طبس در ۳۱ شهریور بر اثر انفجار گاز متان کشته شدند. این‌ گونه فجایع بارها و بارها اتفاق افتاده است:

معدن باب نیروی کرمان، ۱۳۸۸/۱/۳۱ – ۱۲ کارگر کشته
معدن زمستان یورت ۱۳۹۶/۲/۱۱ – ۴۳ کارگر کشته
معدن ذغال سنگ معدنجو، ۱۴۴/۶/۲ – ۱ کارگر کشته
معدن ذغال سنگ طزره،۱۴۰۲/۲/۱۱- ۲ کارگر کشته
معدن ذغال سنگ طزره، ۱۴۰۲/۶/۱۲- ۶‌کارگر کشته
معدن شازند اراک، ۱۴۰۳/۳/۲۷- ۴ کارگر کشته
معدن ذغال سنگ معدنجو، ۱۴۰۳/۶/۳۱- ۵۰ کارگر

این کشتارها تمامی ندارند …

در این موارد دستورهای قضایی با شور و حرارت برای پیگیری صادر میشود؛ عده ای از مسئولین تسلیت می گویند؛ احتمالا چند تن از وزرا به محل حادثه می روند؛ عزای عمومی اعلام میشود؛ بعضی از مسئولین به ملاقات خانواده های کارگران جانباخته میروند و دستی بر سر فرزندان آنان میکشند و عکس یادگاری میگیرند. اما نتیجه؟ هیچ!

باز هم این حوادث تکرار میشود چرا که سود کارفرمایان مهم تر از جان‌کارگران است. ولع آنان تمامی ندارد. باز هم‌کارگران را بدون اینکه استانداردهای ایمنی رعایت شوند برای استخراج به معدن می فرستند.

کارگرانی که بدون امنیت شغلی و با حداقل دستمزد در معادن مشغول به کار هستند چگونه میتوانند به نبود ایمنی در محیط کار اعتراض نمایند؟

هنوز فاجعه معدن زمستان یورت را فراموش نکرده ایم. در آن زمان، شاهد صدور دستورات پیگیری قضایی، تسلیت ها و … بودیم. اما همه اش تبلیغات بود و هیچ مانعی برای جلوگیری از وقوع مجدد چنین فجایع دلخراشی نشد.

واقعیت این است که بر روی کاغذ قوانین ایمنی و آئین نامه های بسیاری داریم اما فقط روی کاغذ!!

آنچه در عمل وجود دارد عدم رعایت استانداردهای ایمنی در محیطهای کار به خصوص معادن است. هیچوقت مسببین اصلی چنین فجایعی بازخواست و‌ مجازات‌ نمیشوند. نهایتا مسئولین می گویند «حادثه بود و غیر قابل پیش بینی».

پیامهای تسلیت و‌ عکس های یادگاری مسئولین باعث حفظ جان و‌ امنیت همکاران ما نمی شود.  تجربه نشان داده است هر زمان که ما کارگران متحد و‌ متشکل بر سر مطالباتمان از جمله ایمنی محیط کار مبارزه کرده ایم، توانسته ایم گامی صاحبان سرمایه را به عقب برانیم.

چاره پیشگیری از وقوع چنین فجایع دلخراشی در محیطهای کار، نظارت تشکل های مستقل کارگری بر لزوم رعایت قوانین و آیین‌نامه‌های ایمنی ممانعت از کار در محیطهای ناایمن می باشد.

سندیکاها و دیگر تشکل های مستقل کارگری را به نیروی خود ایجاد‌کنیم!

ریحانه انصاری نژاد،
کارگر زندانی،
بند زنان اوین،
۲ مهر ۱۴۰۳

 آنچنان زندگی برایشان به خفت افتاده بود

که مرگ را 

با تمام نیروی جوانی

از درون حنجره ها

با بغضی خفه کننده از فلاکت

فریاد زدند

در آن دخمه ی معدن گون

 که فقر به کار گرفته شده بود

و کس را نای نفس کشیدن نبود

 درمانده در یافتن  قرصی نان 

به لحظه ای

زندگی شرمسار زندگان شد

لحظه ای که

مرگ درمانده تر از آن بود

که پا پس کشد


نون- الف

مهرماه ۱۴۰۳

 


  • اخبار روز
  • سه شنبه, ۳ مهر ۱۴۰۳

انفجار معدن طبس خبری بسیار تکان دهنده در تمام کشور بود. اما برای خانواده کارگران معدن که در سوگ عزیزانشان نشسته اند و نیز همۀ کارگران مزدی، آلام این فاجعه التیام ناپذیر خواهد بود. ۵۲ کارگر در حادثه نشت گاز متان و انفجار معدن به کام مرگ فرو رفتند و عده ای دیگر نیز در این حادثه مرگ را به انتظار نشسته اند. مدیران و سرمایه گذاران شرکت معدنجو و مسئولان محلی می گویند از وقوع حادثه «متاثر» شدند و «مترصد» کشف علت حادثه اند. مقامات عالی کشور نیز با «اندوهی بیکران» از این واقعه تلخ می گویند که «وجدانشان جریحه دار شد» و برای التیام اندوه خانواده ها پیام تسلیت فرستادند، و این بود پایان ماجرا.
از منظر کسانی که از معدن، از ماشین آلات، از ساختمان، از کشتی، از قطار، از هواپیما و هر ابزار تولید، فقط سود ثروت خود را در نظر دارند، این حوادث« مشیتی» است که بندگان «ناصالح» با آن وسایل مورد «آزمایش الهی» قرار می گیرند. این آزمایش ها گاهی با قطع دست و اندام های کارگران، با ماشین و ابزار تولید است، گاهی با سقوط از داربست، گاهی با ریزش ساختمان، گاهی سقوط هواپیما و گاهی هم با گاز متان و انفجار معدن. اما این «مشیت الهی» و «بلای آسمانی» هرگز دامنگیر سرمایه داران و مقامات حاکم نمی شود!
این بخشی از قانون نظامی است که وجدان، شرافت، انسانیت آدم هایش بر محور سرمایه می چرخد. کسانی که کار و  حیاتشان برای افزایش سود و بقای حاکمیت سرمایه به خدمت گرفته می شود تا جان در بدن دارند، آزادند استثمار شوند و این افتخار به آنان اعطا می شود که «ام القراء اسلام» بر گردۀ آنان و تکه پاره های استخوان هایشان بنا گردد. ویژگی جامعۀ مدرن، نظامی است که قانون سرمایه بر آن حاکم است و در ایران لباس اسلامی بر تن دارد! هر چیزی در این نظام با منافع سرمایه داری معنی و مفهوم می یابد. عدم ایمنی، فراوانی حوادث کار، بحران، تورم، تضاد، فساد، فرسودگی، ناکارآمدی و دیگر معلول های نظام سرمایه داری در فرهنگستان طبقه مسلط جامعه مفهوم جدیدی پیدا می کند به نام «ناترازی». این ناترازی ها در جایگاه مختلف از مفاهیم خاصی برخوردار می گردند. در صنایع، و نیروگاه های برق و آب و گاز و بهداشت و … که از فرسودگی و عدم بازسازی رنج می برند به ناترازی فاجعه بار رسیده است! در بنگاه های مالی و منابع پولی و تخصیص بودجه به نوعی عمل می کند که جیب عاملان آنها را انباشته تر کند. هرجا که نیاز به عمران و نوسازی و ایمن سازی باشد، از سرمایه گذاری سرباز می زنند و ایمنی و آسایش و رفاه اجتماعی را فدای دزدی ها، فساد و رانت خواری های خود می نمایند. بعد نامش را ناترازی بین واقعیت موجود و افزایش مصرف آنها از سوی مردم می گذارند. اما یک طرف همۀ این ناترازی ها همواره سرمایه و سود است که باید به بهای استثمار و رنج دائمی کارگران و به بهای حوادثی که به مرگ، نقص عضو یا معلولیت کارگران منجر می شوند، و در اکثریت عظیم موارد قابل پیش بینی و پیشگیری هستند، «همتراز شود»، یعنی سود آوری سرمایه به هر قیمت تثبیت گردد و به حد اکثر خود برسد: این است منطق سرمایه و این است منطق کارگزاران پلید آن که به شیوه های مختلف می کوشند بر چشمان کارگران و توده های مردم خاک بپاشند و آنها را از دیدن حقایق محروم سازند.
در حادثه نشت گاز و انفجار معدن ذغال سنگ طبس، کارگر معدنکار با بغض و اشک می گفت: «اگر دستگاه های تهویه و اعلام نشت گاز سالم بود و به کار گرفته می شد این حادثه که شبیه قتل و کشتار عمدی کارگران است هرگز اتفاق نمی افتاد.» این واقعیتی از ناترازی موجود در جامعه است که از زبان کارگران بیان می شود. در نظام سرمایه داری ناترازی ها را باید در تضاد میان منافع توده های کارگر و زحمتکش و منافع طبقه سرمایه دار و دارای جامعه دید که از سوی حاکمیت ها و دولت ها اعمال می گردد. آری ناترازی ها را باید از جمله استثمار مطلق کارگران، حوادث کار و اهمیت ندادن به ایمنی کارگران به خاطر کاهش هزینه های تولید و در نتیجه بالابردن سود، تورم و افزایش قیمت ها، فقر و فلاکت توده مردم و بحران های ساخته حاکمیت ها دانست؛ که راه حلی جز رفع ستم و تغییر بنیادی در جامعه و کاهش رنج و التیام غم و درد مردم زحمتکش ندارد.
اما فهم علت اصلی رویدادهای ناگوار جامعۀ سرمایه داری و به طور کلی شناخت علل استثمار و رنج کارگران و دیگر توده های زحمتکش در این نظام، کافی نیست. باید برای تغییر اساسی این وضعیت اقدام کرد و به عمل روی آورد. این اقدام و عمل دگرگون ساز تنها توسط کارگران متحد و توده های متحد به گرد طبقۀ کارگر عملی است و اتحاد واقعی تنها براساس تشکیلات و سازمان مستقل اقتصادی- اجتماعی کارگران یعنی سندیکاهای مستقل کارگری و نیز تشکل مستقل سیاسی کارگران میسر است. 

اگر سندیکاهای مستقل کارگری در صنایع و دیگر مراکز تولیدی – از جمله در معادن – وجود می داشت، بی گمان نظارت بر ایمنی و بهداشت و اطمینان  از روندهای کار و تولید، که یکی از وظایف اصلی سندیکاهای مستقل است، برقرار می شد و احتمال وقوع رویدادهای مرگباری مانند انفجار معدن طبس بسیار کاهش می یافت.
از این رو یک وظیفۀ بسیار مهم کارگران، بویژه کارگران معادن و ساختمان و صنایع و غیره، علاوه بر دادخواهی و مطالبۀ جبران بیمه ها و خسارات کارگران و خانواده هایشان و افشای مسئولان مستقیم این فاجعه، باید تلاش برای ایجاد تشکل های مستقل پایدار – هم تشکل های اقتصادی – اجتماعی کارگران مانند سندیدکاها و اتحادیه ها و هم سازمان سیاسی مستقل کارگران باشد.

دوم مهرماه ۱۴۰۳

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

گروه اتحاد بازنشستگان

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های مستقل کارگری

کارگران بازنشسته خوزستان

 


  • اخبار روز
  • چهارشنبه, ۴ مهر ۱۴۰۳

فاجعه ای دیگر برای کارگران معدن طبس و قربانی شدن بیش از ۵۰ نفر از کارگران  بدلیل ایمن نبودن محیط کار، کارگران را هم چون همیشه به قتلگاه فرستاد و خانوده های بسیاری را از داشتن عزیزانشان محروم کرد.
ما فعالین کارگری که برای پیگیری مطالبات خود و دیگر کارگران در زندان بسر میبریم تاثر و تالم خود را از این مصیبت وارده اعلام میداریم و به خانواده های این عزیزان و طبقه کارگر ایران تسلیت میگویم.


فعالین کارگری
ریحانه انصاری
نسرین خضری جوادی
ناهید خداجو
بند زنان اوین ۱۴۰۳/۷/۴

 

  • اخبار روز
  • سه شنبه, ۳ مهر ۱۴۰۳

همزمان با هفتاد و نهمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک و حضور مسعود پزشکیان رئیس جمهور ایران و هیئت همراهش در این شهر، بیش از ۴۵ زن زندانی سیاسی-عقیدتی در زندان اوین در روز سه‌شنبه سوم مهرماه دست به اعتصاب غذا زدند.

به گزارش وب‌سایت بنیاد نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح و زندانی سیاسی، چهار زن زندانی هم از یک روز قبل، در حیاط بند زنان این زندان تحصن و اعتصاب غذا کرده‌اند.

زنان متحصن و اعتصاب‌کننده خواهان توقف اعدام زندانیان سیاسی-عقیدتی هستند.

نزدیک به هفت ماه است که گروهی از زنان زندانی در زندان اوین و چند زندان دیگر جمهوری اسلامی، سه‌شنبه‌ها در قالب کارزاری به نام «نه به اعدام» دست به تحصن و اعتصاب غذا می‌زنند.

مسعود پزشکیان رئیس جمهور ایران که یکشنبه اول مهر برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد راهی نیویورک شد، در آستانه این سفر ادعا کرده بود که ایران، از تصویری که رسانه‌ها از آن ارائه می‌دهند، «به مراتب امن‌تر و آزادتر» است.

این در حالی‌است که بر اساس آمارهای سازمان‌ها و نهادهای حقوق بشری، تنها در هشت ماه نخست سال جاری میلادی،‌ بیش از ۴۰۰ تن در ایران اعدام شده‌اند که حداقل یکصد مورد از آنها،‌ پس از انتخابات ریاست جمهوری و تنها ظرف یک ماه انجام شده است.

 

  • اخبار روز
  • چهارشنبه, ۴ مهر ۱۴۰۳

نرگس محمدی، زندانی سیاسی، فعال حقوق بشر و برنده نوبل صلح همزمان با هفتاد‌ونهمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک و حضور مسعود پزشکیان رئیس جمهوری ایران و هیئت همراهش در این شهر، نامه‌ای خطاب به آنتونیو گوترش، دبیرکل و از اعضای مجمع عمومی سازمان ملل نوشت و در آن خواستار توجه ویژه به وضعیت حقوق بشر در ایران شد.

نرگس محمدی در این نامه با اشاره به دومین سالگرد جنبش سراسری «زن، زندگی، آزادی» در ایران، مطالبه این جنبش را حقوق زنان و «دموکراسی و برابری» خوانده و نوشته است:

تاوان این برخاستنِ جمعی و همبستگی مردم، چون خیزش‌ها و جنبش‌های اجتماعی پیشین، سرکوب بی‌رحمانه مردم بود که همچنان ادامه دارد.

محمدی با تأکید بر وضعیت پخشان عزیزی، روزنامه‌نگار، مددکار اجتماعی و زندانی سیاسی کُرد و شریفه محمدی، فعال کارگری که به اعدام محکوم شده‌اند، افزوده است که «جهان شاهد کشتار، اعدام، زندان و سرکوب خشونت‌بار و بی‌رحمانه زنان در خیابان‌ها، بازداشتگاه‌ها و زندان‌هاست».

برنده جایزه نوبل صلح با خطاب قرار دادن نمایندگان کشورها در مجمع عمومی سازمان ملل آورده است:

نمایندگان این حکومت در میان شما در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد خواهند بود. از شما تقاضا دارم برای تحقق دموکراسی و صلح در خاورمیانه و در ایران به‌طور جدی و فعال و نه فقط در کلام و کنایه، حقوق بشر را پیش‌شرط هر نوع مذاکره‌ای در هر سطحی قرار دهید.

نرگس محمدی از این نمایندگان خواسته است که  برای «توقف اعدام‌های گسترده و وحشیانه زندانیان بی‌پناه»؛ «آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی»؛ «توقف سرکوب سیستماتیک و هدفمند زنان ایران و جرم‌انگاری آپارتاید جنسیتی» و «توقف سرکوب نهادهای مدنی مستقل»، دست به «اقدام عاجل و قاطع» بزنند.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد از سه‌شنبه ۳ مهر / ۲۴ سپتامبر تا دوشنبه ۹ مهر / ۳۰ سپتامبر در نیویورک برگزار می‌شود و مسعود پزشکیان در نخستین ساعت بامدادی چهارشنبه ۴ مهر / ۲۵ سپتامبر به‌وقت ایران در این مجمع سخنرانی کرده است.

موضوع هفتادونهمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل «پیشبرد صلح، توسعه پایدار و کرامت انسانی» اعلام شده است.

پیش از این نیز ۴۷ نفر از زنان زندانی سیاسی و عقیدتی بند زنان اوین اعلام کردند که همزمان با حضور و سخنرانی مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل، از ساعت ۱۰ شب دوشنبه ۲ مهرماه تا ساعت ۱۰ شب سه‌شنبه ۳ مهرماه در اعتصاب غذا خواهند بود.

این زنان زندانی دلیل اعتصاب غذای خود را «اعتراض به تشدید اعدام‌ها» و «وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی» عنوان کرده و خواهان توقف اعدام‌ها و آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی هستند.

زندانیان معترض به مجازات اعدام که روز سه‌شنبه ۳ مهرماه، برای سی‌وپنجمین هفته متوالی دست به اعتصاب غذا زدند نیز در رابطه با سفر مسعود پزشکیان به نیویورک از تمامی نمایندگان دولت‌ها در سازمان ملل و همه نهادهای حقوق بشری خواستند که «در سفر رئیس دولت حکومت اعدام که روانه سازمان ملل شده است؛ او را در ارتباط با موج گسترده کشتار و اعدام زندانیان مورد سوال و بازخواست قرار دهند».

مسعود پزشکیان یکشنبه اول مهر پیش از سفر به آمریکا برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل در مراسم بدرقه خود گفته بود:

ایران ما امن‌تر و آزادتر از چیزی است که تلویزیون‌های خارجی تصویر می‌کنند.

 


این بار کارگران معدن ذغال سنگ در شهر طبس جان عزیز خود را به دلیل عدم توجه مسئولان به شرایط ایمنی محیط کار از دست دادند. به گفته خانواده قربانیان، “کارگران روز قبل نشت گاز را به اطلاع مسئولان رسانده بودند، ولی آنها کارگران را سر کار فرستاده بودند.”

به واقع چه کسانی مسئولیت این قتل ها را به عهده می گیرند؟ قتل هایی که در حوزه حقوقی، قتل عمد محسوب شوند.

در این فاجعه ۵۲ انسان جان خود را از دست داده اند و نزدیک به ۲۰ نفر در زیر آوارها زنده به گور هستند و جان آنان در خطر مرگ است. ۵۲ مادر دوباره داغدار شدند، ۵۲ خانواده پدر خود را از دست دادند و ۵۲ خانواده از هم پاشیده شدند.

ما امضاکنندگان این متن، ضمن گرامی داشت یاد قربانیان این فاجعه وحشتناک و تسلیت به تمامی خانواده ها و ملت شریف ایران، خواستار رسیدگی فوری و محاکمه عاملان و مسببین این جنایت فجیع می باشیم.

شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران

در مقابل این همه جنایت سکوت نکنیم!

سپتامبر ۲۰۲۴ برابر با مهر ۱۴۰۳

امضاکنندگان:

۱ – انجمن جمهوری خواهان آلمان و هلند

۲ – انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران – هامبورگ

۳ – انجمن فرهنگی ایران و سوئیس – ژنو

۴ – انجمن زنان پرتو

۵ – انجمن زنان مونترال

۶ – بنیاد اسماعیل خویی

۷ – حزب آزادی و رفاه ایرانیان (آرا)

۸ – حامیان مادران پارک لاله – هامبورگ

۹ – حامیان مادران پارک لاله – فرزنو

۱۰- جمعیت ایرانى حقوق بشر- شمال کالیفرنیا

۱۱- فدراسیون اروپرس

۱۲- کانون مدافعان حقوق بشر کردستان

۱۳- کانون فیلم – تئاتر “روند”

۱۴- کانون فرهنگ و هنر ایرانیان فرزنو

۱۵- کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی – پاریس

۱۶- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – هجا

۱۷- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – شیکاگو

۱۸- کمیته نه به جمهوری اسلامی – اورنج کانتی

۱۹- کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

۲۰- مادران پارک لاله – دورتموند

۲۱- مادران صلح مونترال

۲۲- نهاد «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران»

۲۳- نهاد زنان برای آزادی و برابری پایدار

۲۴- همبستگی جمهوری خواهان ایران (هجا) – مونترال

۲۵- همبستگی ملی ایرانیان فرزنو – کالیفرنیا

۲۶- صدای زنان سوسیال دموکرات

رادیوزمانه- ۳ مهر ۱۴۰۳

 زندانیانی که به کارزار نه به اعدام پیوسته‌اند می‌گویند که صدور حکم غیرانسانی اعدام در راستای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه و جلوگیری از به راه افتادن موج تازه‌ای از اعتراضات سراسری و استفاده مردم از حق بنیادین «اعتراض» صورت می‌گیرد.


براساس اطلاعاتی که به دست «زمانه» رسیده ‌است زندانیان معترض به مجازات اعدام روز سه‌شنبه ۳ مهرماه، برای سی‌وپنجمین هفته متوالی و همزمان با حضور مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری جدید ایران در نیویورک در ۲۱ زندان ایران دست به اعتصاب غذا زدند.

براساس بیانیه کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» که نسخه‌ای از آن در اختیار زمانه قرار گرفته است در این اعتصاب غذای جمعی در سی‌وپنجمین نوبت خود در زندان‌های اوین (بند زنان، بند ۴ و ۶)، قزل‌حصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خرم‌آباد، زندان نظام شیراز، زندان بم، زندان اسدآباد اصفهان، زندان مشهد، زندان لاکان رشت (بند زنان و مردان)، زندان قائم‌شهر، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان خوی، زندان نقده، زندان سلماس، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان کامیاران ادامه پیدا کرده است.

فعالان این کارزار در بیانیه‌شان به انفجار معدن ذغال‌سنگ در طبس اشاره کرده‌اند و نوشته‌اند که بار دیگر کارگرانی قربانی شده‌اند که در محیطی بدون کمترین ایمنی برای مخارج اولیه زندگی با به خطر انداختن جانشان، نان خانواده‌شان را تأمین می‌کردند.

در این بیانیه آمده است که بروز چنین فجایعی در ایران که به دفعات هم رخ داده است «حاصل فساد و ناکارآمدی ساختاری حکومت استبدادی است که ضمن چپاول و غارت دسترنج مردم زحمتکش ایران، هرگز پاسخگوی عملکرد فاجعه‌آفرین خود نیز نبوده است».

در رابطه با سفر مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران برای شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل، کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از تمامی نمایندگان دولت‌ها در سازمان ملل و همه نهادهای حقوق بشری خواست که «در سفر رئیس دولت حکومت اعدام که روانه سازمان ملل شده است؛ او را در ارتباط با موج گسترده کشتار و اعدام زندانیان مورد سوال و بازخواست قرار دهند»


فعالان کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام، به یک میلیون کودک و نوجوان بازمانده از تحصیل در ابتدای سال تحصیلی جدید هم اشاره کرده‌اند و گفته‌اند که «فقر گسترده» و اجبار کودکان به کار چنین وضعیتی را رقم زده است.

در ادامه این بیانیه با اشاره به اعدام زندانیان مرتبط با جرائم مواد مخدر آمده است که بسیاری از این افراد قربانی فقر تحمیلی جمهوری اسلامی بوده‌اند و جمهوری اسلامی یک بار با گستراندن بساط فقر کودکی این افراد را از آن‌ها سلب کرده و در بزرگسالی هم با اجرای حکم اعدام، حیات آن‌ها را سلب می‌کند:

ما زندانیان کارزار سه‌شنبه‌ها  در زندان‌ها و در میان زندانیان غیرسیاسی تعداد زیادی زندانی محکوم به اعدام به دلیل جرائم مواد مخدر و ... دیده‌ایم و از نزدیک روایت زندگی آنها را شنیده‌ایم؛ ما نیک می‌دانیم که آنان عموماً در کودکی و نوجوانی به دلیل فقر ترک تحصیل کرده و هم در کودکی و هم در بزرگسالی دچار آسیب‌های اجتماعی گوناگون شده‌اند. و حکومت ولایت فقیه که با گسترش فقر بستر زندگی سخت آنها را در کودکی و نوجوانی فراهم آورده، اکنون با به دار کشیدنشان به وسیله حکم غیرانسانی اعدام نقطه پایانی بر زندگی کوتاه این قربانیان می‌گذارد.

در ادامه این بیانیه به موارد صدور احکام اعدام در هفته گذشته اشاره شده است:

در یک هفته گذشته استبداد دینی حاکم بر ایران دو زندانی سیاسی به نام‌های مهدی حسنی و بهروز احسانی را که در اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت شده‌ بودند؛ با نقض حق دادرسی منصفانه و پشت درهای بسته و با اتهامات ساختگی محکوم به اعدام کرد؛ همچنین دو زندانی سیاسی دیگر به اسامی محمدجواد وفایی ثانی و زندانی کُرد به نام حاتم اوزدمیر که از سال ۱۳۹۸ در زندان‌ هستند، به ترتیب بعد از سه و دو بار نقض حکم اعدام آنها، مجددا به اعدام محکوم کرده‌اند.

در انتهای بیانیه کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام «از مردم و تمامی فعالان حقوق بشری داخلی و بین‌المللی» خواسته شده است که با یاری رساندن به این کارزار آن‌ها را «در جهت نجات جان» زندانیان زیر حکم اعدام و دفاع از «حق حیات» زندانیان و لغو حکم اعدام یاری دهند.

«سه‌شنبه‌های اعتصابی نه به اعدام» از سوی زندانیان سیاسی در ایران از سه‌شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۲ آغاز شد. سه‌شنبه هر هفته شمار بیشتری از زندانیان زندان‌های مختلف ایران که با اتهام‌های گوناگون در حبس‌اند به این کارزار اعتصابی می‌پیوندند. «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به یک صدای اعتراضی و حق‌خواهانه رسا و پایدار بدل شده است از سوی زندانیان دربندی که بسیاری از آن‌ها شاهد اعدام هم‌بندی‌های خود بوده‌‌اند. 

در فاصله یک هفته گذشته و در سحرگاه روز پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳، دو زندانی در ندامتگاه مرکزی کرج اعدام شدند.

هویت این زندانیان که پیشتر در پرونده ای مشترک از بابت اتهامات مرتبط با جرائم مواد مخدر و قتل به اعدام محکوم شده بودند، «اکبر عزیزی» و «حامد جاهدی» بود.

در همان روز پنج‌شنبه دو زندانی دیگر هم در زندان یزد اعدام شدند. هویت یکی از این دو  زندانی، «مرتضی شاه‌ اسماعیلی» و ۳۵ ساله گزارش شده است.

این زندانی دو سال پیش در رابطه با اتهامات مرتبط با جرائم مواد مخدر بازداشت و سپس توسط دادگاه انقلاب یزد به اعدام محکوم شده بود.

زندانی دیگری که اعدام شد «منان براهویی» (نسیم نارویی)، حدوداً ۵۰ ساله گزارش شده است.

این زندانی هم در سال ۱۳۹۸ بابت اتهامات مرتبط با جرائم مواد مخدر بازداشت و سپس توسط دادگاه انقلاب یزد به اعدام محکوم شده بود.

اکثر دولت‌های جهان مجازات اعدام را به‌عنوان یک مجازات غیرانسانی و ابزاری برای گرفتن جان انسان‌ها، به‌طور کامل کنار گذاشته‌اند. تا پایان سال ۲۰۲۳ میلادی دست‌کم ۱۱۲ کشور به‌طور کامل در قانون و عمل و ۱۴۴ کشور در عمل مجازات اعدام را لغو کرده‌اند. پاکستان هم سال گذشته مجازات اعدام را برای جرایم مرتبط با مواد مخدر لغو کرد. 

حکومت ایران اما همچنان به‌رغم اعتراض‌ها صدور و اجرای حکم اعدام‌ را افزایش می‌دهد و به تأیید نهادهای حقوق بشری از این مجازات برای سرکوب و انتقام‌جویی از معترضان و مخالفان خود استفاده می‌کند.

متن کامل بیانیه سی و پنجمین هفته «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»

 سی‌ و پنجمین هفته کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در ۲۱ زندان مختلف کشور

«ما را در راه دفاع از حق زندگی زندانیان یاری دهید»
روز یکشنبه یکم مهر ماه با شروع سال تحصیلی جدید، شاهد فاجعه انفجار معدن  در شهر طبس بودیم که در این فاجعه ۵۲ نفر از کارگران معدن جان خود را از دست داده‌ و تعدادی نیز مجروع شدند. کارگرانی که در محیطی بدون کمترین ایمنی برای مخارج اولیه زندگی با به خطر انداختن جانشان، نان خانواده‌شان را تامین می‌کردند. این نوع فجایع که به دفعات در کشور اتفاق افتاده‌است حاصل فساد و ناکارآمدی ساختاری حکومت استبدادی است که ضمن چپاول و غارت دسترنج مردم زحمتکش ایران، هرگز پاسخگوی عملکرد فاجعه‌آفرین خود نیز نبوده است.
فعالان کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام، با خانواده‌های جانباختگان صمیمانه ابرازی همدردی می‌کنند و آرزوی سلامتی برای مجروحین این حادثه را دارند.
همچنین در آغاز سال تحصیلی یادی می‌کنیم از بیش از یک میلیون کودک و نوجوانی که به دلیل فقر گسترده از تحصیل باز می‌مانند و عموما به دلیل فقر مجبور به کار کردن می‌شوند
و گرامی می‌داریم خاطره دانش‌آموزان و معلمانی که در قیام ژینا جان خود را از دست دادند و کشته شدند.
ما زندانیان کارزار سه‌شنبه‌ها  در زندانها و در میان زندانیان غیرسیاسی  تعداد زیادی زندانی محکوم به اعدام به دلیل جرائم مواد مخدر و ... دیده‌ایم و از نزدیک روایت زندگی آنها را شنیده‌ایم؛ ما نیک می‌دانیم که آنان عموما در کودکی و نوجوانی به دلیل فقر ترک تحصیل کرده و هم در کودکی و هم در بزرگسالی دچار آسیب‌های اجتماعی گوناگون شده‌اند. و حکومت ولایت فقیه که با گسترش فقر بستر زندگی سخت آنها را در کودکی و نوجوانی فراهم آورده، اکنون با به دار کشیدن‌اشان به وسیله حکم غیرانسانی اعدام نقطه پایانی بر زندگی کوتاه این قربانیان می‌گذارد.
در یک هفته گذشته استبداد دینی حاکم بر ایران دو زندانی سیاسی به نام‌های مهدی حسنی و بهروز احسانی را که در اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت شده‌ بودند؛ با نقض حق دادرسی منصفانه و پشت درهای بسته و با اتهامات ساختگی محکوم به اعدام کرد؛ همچنین دو زندانی سیاسی دیگر به اسامی محمدجواد وفایی ثانی و زندانی کُرد به نام حاتم اوزدمیر که از سال ۱۳۹۸ در زندان‌ هستند، به ترتیب بعد از سه و دو بار نقض حکم اعدام آنها، مجددا به اعدام محکوم کرده‌اند.
باور ما این است که این احکام غیر انسانی اعدام که با نقض تمامی موازین حقوق‌بشری صادر می‌شود، تنها در راستای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه و جلوگیری از به راه افتادن موج تازه‌ای از اعتراضات سراسری و استفاده مردم از حق بنیادین "اعتراض" صورت می‌گیرد.
کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" از تمامی نمایندگان دولت‌ها در سازمان ملل و همه  نهادهای حقوق بشری می‌خواهد که در سفر رئیس دولت حکومت اعدام که روانه سازمان ملل شده است؛ او را در ارتباط با موج گسترده کشتار و اعدام زندانیان مورد سوال و بازخواست قرار دهد. سوال اساسی این است که چگونه با تحریم گسترده انتخابات و بدون کسب رای اکثریت، پزشکیان خود را نماینده مردم ایران می‌داند!؟
کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" در سی و پنجمین هفته از این کارزار ،سه‌شنبه ۳ مهر ۱۴۰۳ در ۲۱ زندان مختلف از جمله زندان اوین (بند زنان ،بند ۴ و بند ۸)، زندان قزلحصار (واحد ۳ و واحد ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران‌ بزرگ، زندان خرم آباد، زندان نظام شیراز ، زندان اسدآباد اصفهان، زندان بم، زندان مشهد، زندان قائم شهر، زندان لاکان رشت، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان خوی ،زندان نقده، زندان سلماس، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان و زندان کامیاران علیه حکم غیرانسانی اعدام دست به اعتصاب غذا می‌زنند. و ضمن هشدار نسبت به اجرای حکم ده‌ها زندانی سیاسی و غیر سیاسی زیر حکم اعدام؛ صدور احکام اعدام برای چهار زندانی سیاسی مهدی حسنی، بهروز احسانی، محمدجواد وفایی ثانی و حاتم اوزدمیر و تمام محکومان به اعدام با هر اتهامی را محکوم می‌کنند؛ و از مردم و تمامی فعالان حقوق بشری داخلی و بین‌المللی می‌خواهند، با یاری کارزار "سه‌شنبه‌های نه به اعدام" ما را در جهت نجات جان این عزیزان و دفاع از "حق حیات" زندانیان و لغو حکم اعدام یاری دهند.
سه‌شنبه‌ ۳ مهرماه ۱۴۰۳

پست‌های جدیدتر پست‌های قدیمی‌تر صفحهٔ اصلی

آخرین مطالب منتشر شده

آخرین نظرات

Advertisement

مادران پارک لاله ایران، حرکتی جوان و نوپاست و تلاش می‌کند در ادامه روند خود «صدایی» همراه با «جنبش دادخواهی مادران و خانواده‌های آسیب‌دیده‌ی ایرانی» باشد. این حرکت مستقل و دادخواهانه که از تلاش‌گَران عرصه دادخواهی و فعالان اجتماعی تشکیل شده است، از تیرماه 1388، با فراخوان تعدادی از زنانِ دادخواه در اعتراض به کشتن و مجروح و زندانی کردن مردمی که برای حداقل خواست انسانی خود به خیابان آمده بودند، در پارک لاله تهران شکل گرفت.

این حرکتِ دادخواهانه، در مسیر حرکت خود، سه خواست حداقلی و مشخص زیر را تعریف کرد:

- آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی،

- لغو مجازات اعدام،

- محاکمه و مجازات آمران و عاملان همه جنایت‌های صورت گرفته در جمهوری اسلامی در دادگاهی علنی و عادلانه.

در طی این مدت نیز همواره در کنار و در پیوند با خانواده‌ها، در راستای تحقق این سه خواسته حرکت کرده است. این حرکت خودجوش و دادخواهانه به هیچ فرد، گروه و سازمان سیاسی داخلی و خارجی وابستگی ندارد و هم‌چنین با افراد و گروه‌های وابسته به حکومت مرزبندی دارد.

ما هم‌چنین اعتقاد داریم برای رسیدن به سه خواست حداقلی خود، باید در جهت رسیدن به آزادی بیان و اندیشه، رفع هر گونه تبعیض و جدایی دین از حکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی‌عدالتی‌ها را در ساختار حکومت و قوانین آزادی ستیز و تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی می‌دانیم.

اخبار منتخب دیگر رسانه ها

پرونده «شهرک اکباتان» در دادگاه انقلاب؛ ۴ متهم به اعدام و ۴ تن به حبس محکوم شدند
اعدام زندانی سیاسی عباس اکبری؛ پس از دادرسی غیرشفاف
غلامرضا خانی شکرآب اعدام شد
همزمان با تفتیش منزل؛ محمود بهشتی به اداره اطلاعات احضار شد
تداوم محدودیت‌ها در اوین؛ وریشه مرادی از دسترسی به تماس تلفنی محروم شد
اجرای حکم اعدام ۲ زندانی در مهاباد و رشت/ رهایی یک زندانی از مجازات مرگ
گزارشی از تداوم بازداشت و بی‌خبری از وضعیت رضا امانی‌فر در بوشهر
دیوان عدالت مصوبه بازگشایی اینترنت بین‌الملل را متوقف کرد
حمله تازه آمریکا به جنوب ایران هم‌زمان با مذاکرات دوحه

تشدید سرکوب در فضای جنگی، جان زندانیان سیاسی ایران در خطر است.

برگه ها

  • آخرین اخبار (2297)
  • آخرین اخبارر (1)
  • اخبار (45)
  • اخبار حامیان (235)
  • اخبار دادخواهانه حامیان حرکت های مردمی در ایران (63)
  • اخبار مربوط به مادران (45)
  • از دیگر سایت ها (94)
  • از زبان دادخواهان (223)
  • اشعار (80)
  • بیانیه‌ها (316)
  • بیدادگران (23)
  • تازه ها (15)
  • خاطرات (13)
  • درباره دادخواهی (93)
  • گزارشات (364)
  • مصاحبه (12)
  • مصاحبه مادران (90)
  • مصاحبه ها (79)
  • مقالات (121)
  • نامه مادران به فرزندان (13)
  • نامه های دادخواهانه (73)
  • وب نوشت ها (348)

صفحات

  • فیسبوک مادران پارک لاله ایران

آمار بازدید ماهانه

Photos on Flickr

بایگانی مطالب

کلیه حقوق برای مادران پارک لاله ایران.محفوظ است
طراحی شده توسط مادران پارک لاله ایران