• Subscribe to my RSS
  • فیسبوک


كد ساعت و تاريخ



  • برگ نخست
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • درباره دادخواهی
  • آمار کشته شدگان

 


  • اخبار روز
  • شنبه, ۷ مهر ۱۴۰۳

نمی‌خواهیم کلیشه بیاوریم که بار دیگر نظام سرمایه فاجعه آفرید، که سرمایه‌داری خود سراسر فاجعه و جنایت است، با هر رنگ ولعابی، نوع اسلامی، یهودی، مسیحی و لیبرالی آن فرقی ندارد. نظام سرمایه به اشکال مختلف جان انسان‌ها را ابزار سودجویی کرده و می‌کند، مرگ بیش از ۵٠ کارگر در معدن طبس، مرگ هزاران نفر در فلسطین،  اوکراین،  خاورمیانه، آفریقا و کل جهان نمونه‌های امروز آن است.

جنایت معدن طبس بی‌شک نه اولین واقعه‌ی جنایتکارانه در معادن، کارگاه‌ها، کارخانه‌ها و سایر مراکز کاری است و نه قطعا آخرین آن. این روندِ مرگبار تا از بین رفتن مناسبات استثمارگرانه‌ی حاکم ادامه خواهد داشت. این مرگ‌ها، قتل عمد سیستماتیک است زیرا زمانی اتفاق می‌افتد که به‌رغم اعتراض کارگران به نشت گاز و نبودن تجهیزات ایمنی، آن‌ها را به اعماق معدن به کام مرگ می‌فرستند؛ زمانی اتفاق می‌افتد  که اولین تصمیم‌گیری‌های رئیس‌جمهور منتصب از بالا مبرا کردن کارفرمایان به‌ظاهر خصوصی، از هرگونه تعهدات ایمنی محیط کار است، زمانی‌که هیچ نهاد و تشکل مستقلی جهت حمایت از کارگران وجود ندارد و فقر و مصیبت چنان کارگران را تحت فشار قرار داده که برای حقوق ناچیز ده، دوازده میلیونی دو شیفت در معادن با سخت‌ترین شرایط کار می‌کنند.

جنبش زنان و جنبش کارگری، به‌مثابه یک طبقه‌ی بزرگ اجتماعی در هم ‌تنیده‌اند و اهداف مشترک بسیاری دارند ، این مساله به‌درستی در اعتراضات، شعارها و مطالبات آنان مشهود است. در همین راستا، ما جمعی از زنان فعال داخل کشور، همراه با کارگران و سایر معترضان به وضع موجود، ضمن همدردی و همدلی با خانواده‌های کارگرانِ طبس که در فضای سانسور و سرکوب، تهدید به سکوت شده‌اند، و هم صدا با آن‌ها  اعلام دادخواهی می‌کنیم، تاوان این خون‌های ریخته را خواهید داد! ما در شرایطی که سوگوار عزیزانمان هستیم، بار دیگر بر لزوم عمل و رویکرد مشترک همه  جنبش‌ها‌ی مترقی برای از بین بردن مناسبات ستمگرانه و تبعیض‌آمیز حاکم و رسیدن به رهایی و عدالت تاکید می‌کنیم.

 مهر ماه ١۴٠٣

 



  • اخبار روز
  • جمعه, ۶ مهر ۱۴۰۳

۵۰ کارگر معدن ذغال سنگ معدنجوی طبس در ۳۱ شهریور بر اثر انفجار گاز متان کشته شدند. این‌ گونه فجایع بارها و بارها اتفاق افتاده است:

معدن باب نیروی کرمان، ۱۳۸۸/۱/۳۱ – ۱۲ کارگر کشته
معدن زمستان یورت ۱۳۹۶/۲/۱۱ – ۴۳ کارگر کشته
معدن ذغال سنگ معدنجو، ۱۴۴/۶/۲ – ۱ کارگر کشته
معدن ذغال سنگ طزره،۱۴۰۲/۲/۱۱- ۲ کارگر کشته
معدن ذغال سنگ طزره، ۱۴۰۲/۶/۱۲- ۶‌کارگر کشته
معدن شازند اراک، ۱۴۰۳/۳/۲۷- ۴ کارگر کشته
معدن ذغال سنگ معدنجو، ۱۴۰۳/۶/۳۱- ۵۰ کارگر

این کشتارها تمامی ندارند …

در این موارد دستورهای قضایی با شور و حرارت برای پیگیری صادر میشود؛ عده ای از مسئولین تسلیت می گویند؛ احتمالا چند تن از وزرا به محل حادثه می روند؛ عزای عمومی اعلام میشود؛ بعضی از مسئولین به ملاقات خانواده های کارگران جانباخته میروند و دستی بر سر فرزندان آنان میکشند و عکس یادگاری میگیرند. اما نتیجه؟ هیچ!

باز هم این حوادث تکرار میشود چرا که سود کارفرمایان مهم تر از جان‌کارگران است. ولع آنان تمامی ندارد. باز هم‌کارگران را بدون اینکه استانداردهای ایمنی رعایت شوند برای استخراج به معدن می فرستند.

کارگرانی که بدون امنیت شغلی و با حداقل دستمزد در معادن مشغول به کار هستند چگونه میتوانند به نبود ایمنی در محیط کار اعتراض نمایند؟

هنوز فاجعه معدن زمستان یورت را فراموش نکرده ایم. در آن زمان، شاهد صدور دستورات پیگیری قضایی، تسلیت ها و … بودیم. اما همه اش تبلیغات بود و هیچ مانعی برای جلوگیری از وقوع مجدد چنین فجایع دلخراشی نشد.

واقعیت این است که بر روی کاغذ قوانین ایمنی و آئین نامه های بسیاری داریم اما فقط روی کاغذ!!

آنچه در عمل وجود دارد عدم رعایت استانداردهای ایمنی در محیطهای کار به خصوص معادن است. هیچوقت مسببین اصلی چنین فجایعی بازخواست و‌ مجازات‌ نمیشوند. نهایتا مسئولین می گویند «حادثه بود و غیر قابل پیش بینی».

پیامهای تسلیت و‌ عکس های یادگاری مسئولین باعث حفظ جان و‌ امنیت همکاران ما نمی شود.  تجربه نشان داده است هر زمان که ما کارگران متحد و‌ متشکل بر سر مطالباتمان از جمله ایمنی محیط کار مبارزه کرده ایم، توانسته ایم گامی صاحبان سرمایه را به عقب برانیم.

چاره پیشگیری از وقوع چنین فجایع دلخراشی در محیطهای کار، نظارت تشکل های مستقل کارگری بر لزوم رعایت قوانین و آیین‌نامه‌های ایمنی ممانعت از کار در محیطهای ناایمن می باشد.

سندیکاها و دیگر تشکل های مستقل کارگری را به نیروی خود ایجاد‌کنیم!

ریحانه انصاری نژاد،
کارگر زندانی،
بند زنان اوین،
۲ مهر ۱۴۰۳

 آنچنان زندگی برایشان به خفت افتاده بود

که مرگ را 

با تمام نیروی جوانی

از درون حنجره ها

با بغضی خفه کننده از فلاکت

فریاد زدند

در آن دخمه ی معدن گون

 که فقر به کار گرفته شده بود

و کس را نای نفس کشیدن نبود

 درمانده در یافتن  قرصی نان 

به لحظه ای

زندگی شرمسار زندگان شد

لحظه ای که

مرگ درمانده تر از آن بود

که پا پس کشد


نون- الف

مهرماه ۱۴۰۳

 


  • اخبار روز
  • سه شنبه, ۳ مهر ۱۴۰۳

انفجار معدن طبس خبری بسیار تکان دهنده در تمام کشور بود. اما برای خانواده کارگران معدن که در سوگ عزیزانشان نشسته اند و نیز همۀ کارگران مزدی، آلام این فاجعه التیام ناپذیر خواهد بود. ۵۲ کارگر در حادثه نشت گاز متان و انفجار معدن به کام مرگ فرو رفتند و عده ای دیگر نیز در این حادثه مرگ را به انتظار نشسته اند. مدیران و سرمایه گذاران شرکت معدنجو و مسئولان محلی می گویند از وقوع حادثه «متاثر» شدند و «مترصد» کشف علت حادثه اند. مقامات عالی کشور نیز با «اندوهی بیکران» از این واقعه تلخ می گویند که «وجدانشان جریحه دار شد» و برای التیام اندوه خانواده ها پیام تسلیت فرستادند، و این بود پایان ماجرا.
از منظر کسانی که از معدن، از ماشین آلات، از ساختمان، از کشتی، از قطار، از هواپیما و هر ابزار تولید، فقط سود ثروت خود را در نظر دارند، این حوادث« مشیتی» است که بندگان «ناصالح» با آن وسایل مورد «آزمایش الهی» قرار می گیرند. این آزمایش ها گاهی با قطع دست و اندام های کارگران، با ماشین و ابزار تولید است، گاهی با سقوط از داربست، گاهی با ریزش ساختمان، گاهی سقوط هواپیما و گاهی هم با گاز متان و انفجار معدن. اما این «مشیت الهی» و «بلای آسمانی» هرگز دامنگیر سرمایه داران و مقامات حاکم نمی شود!
این بخشی از قانون نظامی است که وجدان، شرافت، انسانیت آدم هایش بر محور سرمایه می چرخد. کسانی که کار و  حیاتشان برای افزایش سود و بقای حاکمیت سرمایه به خدمت گرفته می شود تا جان در بدن دارند، آزادند استثمار شوند و این افتخار به آنان اعطا می شود که «ام القراء اسلام» بر گردۀ آنان و تکه پاره های استخوان هایشان بنا گردد. ویژگی جامعۀ مدرن، نظامی است که قانون سرمایه بر آن حاکم است و در ایران لباس اسلامی بر تن دارد! هر چیزی در این نظام با منافع سرمایه داری معنی و مفهوم می یابد. عدم ایمنی، فراوانی حوادث کار، بحران، تورم، تضاد، فساد، فرسودگی، ناکارآمدی و دیگر معلول های نظام سرمایه داری در فرهنگستان طبقه مسلط جامعه مفهوم جدیدی پیدا می کند به نام «ناترازی». این ناترازی ها در جایگاه مختلف از مفاهیم خاصی برخوردار می گردند. در صنایع، و نیروگاه های برق و آب و گاز و بهداشت و … که از فرسودگی و عدم بازسازی رنج می برند به ناترازی فاجعه بار رسیده است! در بنگاه های مالی و منابع پولی و تخصیص بودجه به نوعی عمل می کند که جیب عاملان آنها را انباشته تر کند. هرجا که نیاز به عمران و نوسازی و ایمن سازی باشد، از سرمایه گذاری سرباز می زنند و ایمنی و آسایش و رفاه اجتماعی را فدای دزدی ها، فساد و رانت خواری های خود می نمایند. بعد نامش را ناترازی بین واقعیت موجود و افزایش مصرف آنها از سوی مردم می گذارند. اما یک طرف همۀ این ناترازی ها همواره سرمایه و سود است که باید به بهای استثمار و رنج دائمی کارگران و به بهای حوادثی که به مرگ، نقص عضو یا معلولیت کارگران منجر می شوند، و در اکثریت عظیم موارد قابل پیش بینی و پیشگیری هستند، «همتراز شود»، یعنی سود آوری سرمایه به هر قیمت تثبیت گردد و به حد اکثر خود برسد: این است منطق سرمایه و این است منطق کارگزاران پلید آن که به شیوه های مختلف می کوشند بر چشمان کارگران و توده های مردم خاک بپاشند و آنها را از دیدن حقایق محروم سازند.
در حادثه نشت گاز و انفجار معدن ذغال سنگ طبس، کارگر معدنکار با بغض و اشک می گفت: «اگر دستگاه های تهویه و اعلام نشت گاز سالم بود و به کار گرفته می شد این حادثه که شبیه قتل و کشتار عمدی کارگران است هرگز اتفاق نمی افتاد.» این واقعیتی از ناترازی موجود در جامعه است که از زبان کارگران بیان می شود. در نظام سرمایه داری ناترازی ها را باید در تضاد میان منافع توده های کارگر و زحمتکش و منافع طبقه سرمایه دار و دارای جامعه دید که از سوی حاکمیت ها و دولت ها اعمال می گردد. آری ناترازی ها را باید از جمله استثمار مطلق کارگران، حوادث کار و اهمیت ندادن به ایمنی کارگران به خاطر کاهش هزینه های تولید و در نتیجه بالابردن سود، تورم و افزایش قیمت ها، فقر و فلاکت توده مردم و بحران های ساخته حاکمیت ها دانست؛ که راه حلی جز رفع ستم و تغییر بنیادی در جامعه و کاهش رنج و التیام غم و درد مردم زحمتکش ندارد.
اما فهم علت اصلی رویدادهای ناگوار جامعۀ سرمایه داری و به طور کلی شناخت علل استثمار و رنج کارگران و دیگر توده های زحمتکش در این نظام، کافی نیست. باید برای تغییر اساسی این وضعیت اقدام کرد و به عمل روی آورد. این اقدام و عمل دگرگون ساز تنها توسط کارگران متحد و توده های متحد به گرد طبقۀ کارگر عملی است و اتحاد واقعی تنها براساس تشکیلات و سازمان مستقل اقتصادی- اجتماعی کارگران یعنی سندیکاهای مستقل کارگری و نیز تشکل مستقل سیاسی کارگران میسر است. 

اگر سندیکاهای مستقل کارگری در صنایع و دیگر مراکز تولیدی – از جمله در معادن – وجود می داشت، بی گمان نظارت بر ایمنی و بهداشت و اطمینان  از روندهای کار و تولید، که یکی از وظایف اصلی سندیکاهای مستقل است، برقرار می شد و احتمال وقوع رویدادهای مرگباری مانند انفجار معدن طبس بسیار کاهش می یافت.
از این رو یک وظیفۀ بسیار مهم کارگران، بویژه کارگران معادن و ساختمان و صنایع و غیره، علاوه بر دادخواهی و مطالبۀ جبران بیمه ها و خسارات کارگران و خانواده هایشان و افشای مسئولان مستقیم این فاجعه، باید تلاش برای ایجاد تشکل های مستقل پایدار – هم تشکل های اقتصادی – اجتماعی کارگران مانند سندیدکاها و اتحادیه ها و هم سازمان سیاسی مستقل کارگران باشد.

دوم مهرماه ۱۴۰۳

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

گروه اتحاد بازنشستگان

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های مستقل کارگری

کارگران بازنشسته خوزستان

 


  • اخبار روز
  • چهارشنبه, ۴ مهر ۱۴۰۳

فاجعه ای دیگر برای کارگران معدن طبس و قربانی شدن بیش از ۵۰ نفر از کارگران  بدلیل ایمن نبودن محیط کار، کارگران را هم چون همیشه به قتلگاه فرستاد و خانوده های بسیاری را از داشتن عزیزانشان محروم کرد.
ما فعالین کارگری که برای پیگیری مطالبات خود و دیگر کارگران در زندان بسر میبریم تاثر و تالم خود را از این مصیبت وارده اعلام میداریم و به خانواده های این عزیزان و طبقه کارگر ایران تسلیت میگویم.


فعالین کارگری
ریحانه انصاری
نسرین خضری جوادی
ناهید خداجو
بند زنان اوین ۱۴۰۳/۷/۴

 


  • اخبار روز
  • چهارشنبه, ۴ مهر ۱۴۰۳

اول مهر روز بازگشایی مدارس و شروع سال تحصیلی است. در این روز، میلیون ها کودک در سراسر ایران راهی مدرسه می شوند. بخشی از آنان ورودی تازه و بخش بزرگتری از آنان از سال های پیش وارد این چرخه شدند.

اما تعدادی از کودکان این سرزمین هیچ وقت وارد این مسیر نشده و “زنگ‌ها برایشان بصدا در نمی آیند”. از جمله:

 “… فقط در مقطع ابتدایی ۱۸۴ هزار دانش‌آموز بازمانده از تحصیل داریم” (اظهارات معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش).

“… در سال ۱۳۹۵، آمار بازماندگان از تحصیل در رده‌ی سنی ۶ تا ۱۹ سال بنا بر سرشماری نفوس و مسکن بیش از دو میلیون و ۳۸۶ هزار نفر بوده است. در همین رده‌ی سنی تعداد ‌‌بی‌سوادان مطلق بیش از ۴۳۱ هزار نفر بوده است …”

آخرین سرشماریِ سراسری و رسمی در ایران مربوط به سال ۱۳۹۵ است؛ در آن زمان، هشت میلیون و ۷۹۵ هزار نفر بی‌سوادِ ۱۰ تا ۴۹ ساله در ایران وجود داشت. بنا بر همین سرشماری، تعداد افراد ۶ تا ۱۹ ساله‌ای که خارج از مدرسه‌اند یعنی یا ‌‌بی‌سوادند یا در حال حاضر تحصیل نمی‌کنند بیش از دو میلیون و ۳۸۶ هزار بوده است …”، (مرکز پژوهش های مجلس)

بررسی ها نشان می دهد، تعداد کل افراد بازمانده از تحصیل، به نسبت سال تحصیلی ۱۳۹۴- ۹۵ با رشد ۱۷ درصدی در سال تحصیلی ۱۴۰۱- ۱۴۰۲ به ۹۱۱ هزار نفر رسیده است.”( مرکز پژوهش های مجلس) و همچنین اظهارات نایب رئیس کمیسیون آموزش در مجلس شورای اسلامی، روز پنجشنبه ۴ تیر، شمار کودکان بازمانده از تحصیل در ایران را ۹۱۱ هزار نفر، شامل ۴۰۰ هزار دانش‌آموز مقطع ابتدایی، اعلام کرد.

این آمار همچنین شامل کودکانی می شود که به دلایل زیر به این چرخه وارد نشده‌اند:

کودکان بدون شناسنامه و هرگونه اوراق هویتی

کودکانی که درگیر مهاجرت درون یا بین استان محل سکونت شدند

کودکان کوچ‌نشین مناطق ویژه عشایر

کودکانی که به کار در خانه، کارگاه‌ها و مراکز تولیدی و یا خیابان اشتغال دارند

کودکانی که بدلیل دور بودن مدرسه و یا اساسا نبودن مدرسه از چرخه تحصیل باز ماندند

کودکانی که بدلیل ازدواج(کودک همسری) از چرخه تحصیل باز ماندند

کودکانی که بدلیل فقر مالی و مشکلات خانواده، بویژه آنان که دچار بیکاری، معوق ماندن دریافتی ها و عموما حقوق های چند برابر زیر خط فقر دریافت می کنند و متحمل گرانی و تورم سرسام آور معیشت و مسکن و درمان و دارو و … در معرض انواع آسیب ها هستند 

کودکانی که بدلیل بیماری صعب‌العلاج، معلولیت شدید ذهنی و جسمی و دیگر شرایط استثنایی از چرخه تحصیل باز ماندند

کودکان بدسرپرست، بی‌سرپرست( بدلیل فوت، جدایی، فرار و اعتیاد والدین) محروم ماندند

کودکانی که بدلیل حوادث طبیعی و معضلات ناشی از آن(بی خانمانی، معلولیت، مهاجرت و …) محروم مانده‌اند

حاشیه نشینی، پشت بام خوابی، خیابان خوابی، بی مسکنی و معضلات اجتماعی دوره های اخیر …

کودکان مهاجر و پناهجو(علی رغم ابلاغ طرح فرمان که تأکید بر جذب و ثبت نام همه کودکان فارغ از مهاجر و غیر مهاجر دارد) از چرخه تحصیل باز ماندند

موارد گفته شده ازمهم ترین و عمده ترین موارد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مؤثر در محرومیت و بازماندگی از تحصیل است. اما این یکی از دلایل مهم دیگر، نوع رویکرد و ضعف شدید ساختار و مناسبات سیستم آموزش رسمی است که خود یکی از عمده ترین علتهای رشد بی سوادی(ظبق استانداردهای جهانی و نه صرفا خواندن و نوشتن)، محرومیت از ورود و رانده شدن از چرخه آموزش رسمی است و عمدتا این بخش ها را شامل می شود:

رویکرد و نگاه سیستم محور پروسه آموزش رسمی که به جای رجوع و انطباق با نیازها و خصلت های کودکانه آموزش؛ از نگاه محض و مشخص حاکمان طراحی شده است. این موضوع در همه جنبه های آموزش(محتوا، ساختار و مناسبات) آشکار؛ نه تنها کودک محور نیست، بلکه در بسیاری از موارد ضد کودک و منافع عالیه آنان است.

ساختار نابرابر و تبعیض آمیز که ماحصل کارکرد دولت های مختلف این دوران هاست و بنوعی بازتولید کننده فاصله طبقاتی و آموزش های طبقاتی و همچنین بستر ساز گونه های مختلف مدارس و سیستم های آموزشی است که عمدتا در خدمت طبقات دارا و وابستگان به سیستم اقتصادی حاکم است. آموزش بی کیفیت و ضد کودک(که یکی از دلایل خروج کودکان از چرخه تحصیل است)، محصول همین خصلت انحصاری بودن و در خدمت طبقات دارا قرار گرفتن این حق اجتماعی و تبدیل آن به امتیاز است. پا گرفتن مافیای تحصیلی و آموزشی یکی از ره آوردهای این سیستم آموزشی است.

مناسبات بالا به پایین(معلم محور)، خشن و ضد کودک، از خصوصیات آموزش سیستم محور است. مدارس ایران و بخش های زیادی از جهان، رابطه بالادست و فرودست است. بدین معنا که آزادی و اختیار در کودکان سرکوب و سلب شده و آنچه سیستم از طریق نمایندگانش دیکته می کند اجرا می شود.

در این میان شوق، علاقه و خلاقیت کودکان از اولین عناصر شخصیتی است که سرکوب شده و تقریبا ویژگی های فردی کودکان لجاظ نشده و تنها بر اساس برنامه از پیش تعیین شده؛ که عموما بی روح و خشک است، اعمال می شود. 

محتوای درسی عموما مغایر با سلایق کودکانه و بدور از خلاقیت و سرکوب کننده خلاقیت و خواست های کودکان است. این مفاهیم و موضوعات، بشدت وقت گیر و غیر استاندارد است. یعنی شامل اجزای امروزی و لازم برای باسوادی نیست و بیشتر به خدمت افکار و ایدئولوژی حاکم و بازتولید کننده و مبلغ نابرابری و تبعیض از نوع نژادی، جنسی، مذهبی و فرهنگی است.

 در مقابل نگاه ما کاملا کودک محور و مشخص است:

آموزش رایگان و اجباری و با کیفیت برای همه کودکان، فارق از نژاد، جنسیت، ملیت، مذهب و غیره

آموزش حق همگانی، نه تنها از منظر دارا بودن و در دسترس داشتن و حق انتخاب آن؛ که هم از جهت کنترل و نظارت جامعه بر امر و جریان تحصیل و آموزش در سیستم آموزش و پرورش و جامعه

مطالبات آموزشی ما حداقل این موارد را شامل می شود:

بیمه و تأمین هزینه تحصیلی از جمله هزینه لوازم تحصیلی، پوشاک، رفت و آمد رایگان، درمان رایگان و شهریه (پول تو جیبی برای قطع وابستگی تحصیل به والدین)

تغییر پروسه آموزش و تبدیل آن به دوره های شاد و مفرح و آموزش همراه با بازی و تفریح در کنار همسالان

تغییر محتوای درسی و رساندن آن به استانداردها و تأمین امکانات لازم از جمله سخت افزار و دسترسی به جهان آزاد اطلاعات

برسمیت شناختن حق کودک در انتخاب رشته و موضوعات درسی

برسمیت شناختن و تأمین امکانات لازم برای ترویج آموزش زبان و علوم به زبان مادری

رفع تبعیضات جنسی، نژادی، مذهبی، فرهنگی در تمامی اجزاء آموزش (ساختار، مفاهیم و منابع و …)

اعلام جرم علیه خشونت های جسمی و عاطفی علیه کودکان و ممنوعیت اعمال جرایم درسی و تنبیه

مشارکت کودکان در روند اجراء و تعیین مفاهیم آموزشی و دخالت دادن آنان از طریق شورای دانش آموزی

تأمین شرایط تحصیل و آموزش کودکان با بیماریهای خاص و دارای معلولیت ها و مشکلات فیزیکی و ذهنی 

مطالبات عمومی: چنانکه شاهدیم؛ پروسه سقوط سهمگین ارزش ریال و به تبع آن پایین آمدن قدرت خرید و فاصله عمیق با خط فقر، بواسطه حقوق های چند برابر زیر خط فقر، خانواده ها را به سمت نابودی کشانده است. تورم و گرانی ناشی از آن نه تنها آموزش و تحصیل، که بقاء اجتماعی خود و کودکان شان را به مخاطره انداخته است. در نتیجه برای جلوگیری از ریزش و ازهم گسیختگی حداقل پناه کودکان- چهار دیواری خانواده- لازم است مطالبات حداقلی و اقدامات زیر در دستور فوری قرار گیرد:

همسان سازی حقوق کارگران، معلمان، پرستاران و دیگر اقشار مزدبگیر، بالای خط فقر-واقعی- جهت تأمین معیشت استاندارد و زندگی مرفع و انسانی

بیمه های تأمین خدمات اجتماعی و درمانی برای همه مزدبگیران تضمین یک زندگی استاندارد

تحت پوشش بیمه تحصیلی قرار دادن همه کودکان، فوری و بدون قید و شرط

برسمیت شناختن حقوق معلمان و دیگر اقشار برای اعتراض و ایجاد تشکل های مستقل و آزادی همه معلمان و فعالان سیاسی- اجتماعی

تعهد به اجرای پیمان نامه جهانی حقوق کودک و دیگر معاهدات بین المللی جهت حفظ امنیت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و زندگی ایمن در چهارچوب جغرافیای سیاسی ایران

برسمیت شناسی حقوق اقلیت های نژادی و مذهبی و تأمین امنیت و مقابله با تعرضات علیه آنان، بویژه مهاجران و پناهجویان افغانستانی

در کنار همه این موارد، برسمیت شناسی حق دخالت و نظارت مردم و جامعه در امور مربوط به زندگی خویش در چهارچوب اقتصادی، اجتماعی موجود و تضمین و تأمین بستر مناسب فعالیت در عرصه های موجود و رسمیت بخشیدن به سازمان های مردم نهاد؛ بعنوان نمایندگان و مدافعان حقوق عامه از فوری ترین و حیاتی ترین وظایف دولت ها و نمایندگان آنان است.

 

  • اخبار روز
  • سه شنبه, ۳ مهر ۱۴۰۳

همزمان با هفتاد و نهمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک و حضور مسعود پزشکیان رئیس جمهور ایران و هیئت همراهش در این شهر، بیش از ۴۵ زن زندانی سیاسی-عقیدتی در زندان اوین در روز سه‌شنبه سوم مهرماه دست به اعتصاب غذا زدند.

به گزارش وب‌سایت بنیاد نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح و زندانی سیاسی، چهار زن زندانی هم از یک روز قبل، در حیاط بند زنان این زندان تحصن و اعتصاب غذا کرده‌اند.

زنان متحصن و اعتصاب‌کننده خواهان توقف اعدام زندانیان سیاسی-عقیدتی هستند.

نزدیک به هفت ماه است که گروهی از زنان زندانی در زندان اوین و چند زندان دیگر جمهوری اسلامی، سه‌شنبه‌ها در قالب کارزاری به نام «نه به اعدام» دست به تحصن و اعتصاب غذا می‌زنند.

مسعود پزشکیان رئیس جمهور ایران که یکشنبه اول مهر برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد راهی نیویورک شد، در آستانه این سفر ادعا کرده بود که ایران، از تصویری که رسانه‌ها از آن ارائه می‌دهند، «به مراتب امن‌تر و آزادتر» است.

این در حالی‌است که بر اساس آمارهای سازمان‌ها و نهادهای حقوق بشری، تنها در هشت ماه نخست سال جاری میلادی،‌ بیش از ۴۰۰ تن در ایران اعدام شده‌اند که حداقل یکصد مورد از آنها،‌ پس از انتخابات ریاست جمهوری و تنها ظرف یک ماه انجام شده است.

 

  • اخبار روز
  • چهارشنبه, ۴ مهر ۱۴۰۳

نرگس محمدی، زندانی سیاسی، فعال حقوق بشر و برنده نوبل صلح همزمان با هفتاد‌ونهمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک و حضور مسعود پزشکیان رئیس جمهوری ایران و هیئت همراهش در این شهر، نامه‌ای خطاب به آنتونیو گوترش، دبیرکل و از اعضای مجمع عمومی سازمان ملل نوشت و در آن خواستار توجه ویژه به وضعیت حقوق بشر در ایران شد.

نرگس محمدی در این نامه با اشاره به دومین سالگرد جنبش سراسری «زن، زندگی، آزادی» در ایران، مطالبه این جنبش را حقوق زنان و «دموکراسی و برابری» خوانده و نوشته است:

تاوان این برخاستنِ جمعی و همبستگی مردم، چون خیزش‌ها و جنبش‌های اجتماعی پیشین، سرکوب بی‌رحمانه مردم بود که همچنان ادامه دارد.

محمدی با تأکید بر وضعیت پخشان عزیزی، روزنامه‌نگار، مددکار اجتماعی و زندانی سیاسی کُرد و شریفه محمدی، فعال کارگری که به اعدام محکوم شده‌اند، افزوده است که «جهان شاهد کشتار، اعدام، زندان و سرکوب خشونت‌بار و بی‌رحمانه زنان در خیابان‌ها، بازداشتگاه‌ها و زندان‌هاست».

برنده جایزه نوبل صلح با خطاب قرار دادن نمایندگان کشورها در مجمع عمومی سازمان ملل آورده است:

نمایندگان این حکومت در میان شما در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد خواهند بود. از شما تقاضا دارم برای تحقق دموکراسی و صلح در خاورمیانه و در ایران به‌طور جدی و فعال و نه فقط در کلام و کنایه، حقوق بشر را پیش‌شرط هر نوع مذاکره‌ای در هر سطحی قرار دهید.

نرگس محمدی از این نمایندگان خواسته است که  برای «توقف اعدام‌های گسترده و وحشیانه زندانیان بی‌پناه»؛ «آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی»؛ «توقف سرکوب سیستماتیک و هدفمند زنان ایران و جرم‌انگاری آپارتاید جنسیتی» و «توقف سرکوب نهادهای مدنی مستقل»، دست به «اقدام عاجل و قاطع» بزنند.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد از سه‌شنبه ۳ مهر / ۲۴ سپتامبر تا دوشنبه ۹ مهر / ۳۰ سپتامبر در نیویورک برگزار می‌شود و مسعود پزشکیان در نخستین ساعت بامدادی چهارشنبه ۴ مهر / ۲۵ سپتامبر به‌وقت ایران در این مجمع سخنرانی کرده است.

موضوع هفتادونهمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل «پیشبرد صلح، توسعه پایدار و کرامت انسانی» اعلام شده است.

پیش از این نیز ۴۷ نفر از زنان زندانی سیاسی و عقیدتی بند زنان اوین اعلام کردند که همزمان با حضور و سخنرانی مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل، از ساعت ۱۰ شب دوشنبه ۲ مهرماه تا ساعت ۱۰ شب سه‌شنبه ۳ مهرماه در اعتصاب غذا خواهند بود.

این زنان زندانی دلیل اعتصاب غذای خود را «اعتراض به تشدید اعدام‌ها» و «وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی» عنوان کرده و خواهان توقف اعدام‌ها و آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی هستند.

زندانیان معترض به مجازات اعدام که روز سه‌شنبه ۳ مهرماه، برای سی‌وپنجمین هفته متوالی دست به اعتصاب غذا زدند نیز در رابطه با سفر مسعود پزشکیان به نیویورک از تمامی نمایندگان دولت‌ها در سازمان ملل و همه نهادهای حقوق بشری خواستند که «در سفر رئیس دولت حکومت اعدام که روانه سازمان ملل شده است؛ او را در ارتباط با موج گسترده کشتار و اعدام زندانیان مورد سوال و بازخواست قرار دهند».

مسعود پزشکیان یکشنبه اول مهر پیش از سفر به آمریکا برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل در مراسم بدرقه خود گفته بود:

ایران ما امن‌تر و آزادتر از چیزی است که تلویزیون‌های خارجی تصویر می‌کنند.

 


این بار کارگران معدن ذغال سنگ در شهر طبس جان عزیز خود را به دلیل عدم توجه مسئولان به شرایط ایمنی محیط کار از دست دادند. به گفته خانواده قربانیان، “کارگران روز قبل نشت گاز را به اطلاع مسئولان رسانده بودند، ولی آنها کارگران را سر کار فرستاده بودند.”

به واقع چه کسانی مسئولیت این قتل ها را به عهده می گیرند؟ قتل هایی که در حوزه حقوقی، قتل عمد محسوب شوند.

در این فاجعه ۵۲ انسان جان خود را از دست داده اند و نزدیک به ۲۰ نفر در زیر آوارها زنده به گور هستند و جان آنان در خطر مرگ است. ۵۲ مادر دوباره داغدار شدند، ۵۲ خانواده پدر خود را از دست دادند و ۵۲ خانواده از هم پاشیده شدند.

ما امضاکنندگان این متن، ضمن گرامی داشت یاد قربانیان این فاجعه وحشتناک و تسلیت به تمامی خانواده ها و ملت شریف ایران، خواستار رسیدگی فوری و محاکمه عاملان و مسببین این جنایت فجیع می باشیم.

شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران

در مقابل این همه جنایت سکوت نکنیم!

سپتامبر ۲۰۲۴ برابر با مهر ۱۴۰۳

امضاکنندگان:

۱ – انجمن جمهوری خواهان آلمان و هلند

۲ – انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران – هامبورگ

۳ – انجمن فرهنگی ایران و سوئیس – ژنو

۴ – انجمن زنان پرتو

۵ – انجمن زنان مونترال

۶ – بنیاد اسماعیل خویی

۷ – حزب آزادی و رفاه ایرانیان (آرا)

۸ – حامیان مادران پارک لاله – هامبورگ

۹ – حامیان مادران پارک لاله – فرزنو

۱۰- جمعیت ایرانى حقوق بشر- شمال کالیفرنیا

۱۱- فدراسیون اروپرس

۱۲- کانون مدافعان حقوق بشر کردستان

۱۳- کانون فیلم – تئاتر “روند”

۱۴- کانون فرهنگ و هنر ایرانیان فرزنو

۱۵- کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی – پاریس

۱۶- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – هجا

۱۷- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – شیکاگو

۱۸- کمیته نه به جمهوری اسلامی – اورنج کانتی

۱۹- کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

۲۰- مادران پارک لاله – دورتموند

۲۱- مادران صلح مونترال

۲۲- نهاد «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران»

۲۳- نهاد زنان برای آزادی و برابری پایدار

۲۴- همبستگی جمهوری خواهان ایران (هجا) – مونترال

۲۵- همبستگی ملی ایرانیان فرزنو – کالیفرنیا

۲۶- صدای زنان سوسیال دموکرات

پست‌های جدیدتر پست‌های قدیمی‌تر صفحهٔ اصلی

آخرین مطالب منتشر شده

آخرین نظرات

Advertisement

مادران پارک لاله ایران، حرکتی جوان و نوپاست و تلاش می‌کند در ادامه روند خود «صدایی» همراه با «جنبش دادخواهی مادران و خانواده‌های آسیب‌دیده‌ی ایرانی» باشد. این حرکت مستقل و دادخواهانه که از تلاش‌گَران عرصه دادخواهی و فعالان اجتماعی تشکیل شده است، از تیرماه 1388، با فراخوان تعدادی از زنانِ دادخواه در اعتراض به کشتن و مجروح و زندانی کردن مردمی که برای حداقل خواست انسانی خود به خیابان آمده بودند، در پارک لاله تهران شکل گرفت.

این حرکتِ دادخواهانه، در مسیر حرکت خود، سه خواست حداقلی و مشخص زیر را تعریف کرد:

- آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی،

- لغو مجازات اعدام،

- محاکمه و مجازات آمران و عاملان همه جنایت‌های صورت گرفته در جمهوری اسلامی در دادگاهی علنی و عادلانه.

در طی این مدت نیز همواره در کنار و در پیوند با خانواده‌ها، در راستای تحقق این سه خواسته حرکت کرده است. این حرکت خودجوش و دادخواهانه به هیچ فرد، گروه و سازمان سیاسی داخلی و خارجی وابستگی ندارد و هم‌چنین با افراد و گروه‌های وابسته به حکومت مرزبندی دارد.

ما هم‌چنین اعتقاد داریم برای رسیدن به سه خواست حداقلی خود، باید در جهت رسیدن به آزادی بیان و اندیشه، رفع هر گونه تبعیض و جدایی دین از حکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی‌عدالتی‌ها را در ساختار حکومت و قوانین آزادی ستیز و تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی می‌دانیم.

اخبار منتخب دیگر رسانه ها

ایالات متحده، اسرائیل و ایران باید از حمله به زیرساخت‌های انرژی غیرنظامی که سلامت عمومی را به خطر می‌اندازد، خودداری کنند: بیانیه مشترک پزشکان برای حقوق بشر و مجموعه فعالان
صلیب سرخ: نیازهای پزشکی در ایران به‌سرعت افزایش یافته و ذخایر امدادی در معرض تهی‌شدن است
بیش از صد حقوقدان آمریکایی: حملات آمریکا به ایران می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد
سقوط جنگنده آمریکایی در جنوب ایران
سقوط دو جنگنده آمریکایی، ادعاهای ترامپ و هگست درباره برتری مطلق هوایی بر فراز ایران را زیر سؤال برد
اوج‌گیری اعدام زندانیان سیاسی در سایه جنگ
هشدار دو نهاد حقوق بشری: در ایران هزاران زندانی در معرض خطرند
بیانیه شخصیتهای سیاسی، کارگری و اجتماعی: قطع فوری و بدون قید و شرط جنگ
نسرین ستوده بازداشت شد
حمله به انستیتو پاستور: تهدید علیه اکوسیستم جهانی
اختلال بی‌سابقه در جریان اطلاعات در ایران؛ روایت یک‌سویه و تشدید فشار بر رسانه‌ها در سایه جنگ
ترامپ مسئولیت حمله به پل B1 کرج را پذیرفت: «بزرگ‌ترین پل ایران برای همیشه نابود شد»
حزب کمونیست فلسطین: قانون اعدام زندانیان، گامی در مسیر نهادینه‌کردن فاشیسم صهیونیستی است

تشدید سرکوب در فضای جنگی، جان زندانیان سیاسی ایران در خطر است.

برگه ها

  • آخرین اخبار (2353)
  • آخرین اخبارر (1)
  • اخبار (45)
  • اخبار حامیان (233)
  • اخبار دادخواهانه حامیان حرکت های مردمی در ایران (60)
  • اخبار مربوط به مادران (44)
  • از دیگر سایت ها (91)
  • از زبان دادخواهان (216)
  • اشعار (80)
  • بیانیه‌ها (315)
  • بیدادگران (23)
  • تازه ها (15)
  • خاطرات (13)
  • درباره دادخواهی (93)
  • گزارشات (370)
  • مصاحبه (12)
  • مصاحبه مادران (90)
  • مصاحبه ها (79)
  • مقالات (121)
  • نامه مادران به فرزندان (13)
  • نامه های دادخواهانه (73)
  • وب نوشت ها (347)

صفحات

  • فیسبوک مادران پارک لاله ایران

آمار بازدید ماهانه

Photos on Flickr

بایگانی مطالب

کلیه حقوق برای مادران پارک لاله ایران.محفوظ است
طراحی شده توسط مادران پارک لاله ایران