• Subscribe to my RSS
  • فیسبوک


كد ساعت و تاريخ



  • برگ نخست
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • درباره دادخواهی
  • آمار کشته شدگان


  • اخبار روز
  • شنبه, ۹ دی ۱۴۰۲

روایت گلرخ ایرایی

روز چهارشنبه ۶ دی ماه تعدادی از قضات دادگاه انقلاب از جمله ایمان افشاری رئیس شعبه ی ۲۶، محمدرضا عموزاد رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، علی قناعت کار سرپرست دادسرای امنیت، القاضی مهر رئیس دادگستری کل استان تهران و تعدادی از مقامات امنیتی و قضائی ج ا به بند زنان زندان اوین آمدند.

تعدادی از زنان زندانی برای اعلام اعتراض به سرکوب مردم، زندان، بازداشت، شکنجه و اعدام به راهروی کارکنان آمدند. به محض بلندشدن صدای شعار و خواندن سرود، درهای اتاق هایی که مقامات ج ا در آن حضور داشتند توسط نگهبانان و گارد محافظ قضات از داخل قفل شد. یکی از زندانیان در حین ورود به اتاق و در حال باز کردن در، انگشتانش لای در مانده بود و هر چه عوامل زندان به گارد ایمان افشاری می گفتند که انگشت زندانی لای در مانده اعتنایی نمی کردند.

به محض ورود ۹ نفر از زنان به راهروی کارکنان بند، در ورودی میان بند و راهروی کارکنان قفل شد و تعداد دیگری از زنان نیز پشت در ماندند و همانجا پشت درِ بسته تجمع کردند.

زندانیان در دو سوی در، شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» «مرگ بر جمهوری اسلامی» «زن زندگی آزادی» سر داده و سرود «خون ارغوان ها» «بلا چاو» و «شب مهسا» لحظه ای قطع نمی شد. زندانیان در مقابل درها اعلام کردند: حضور ما در اینجا نه برای پیگیری پرونده های خودمان، بلکه برای اعلام اعتراض نسبت به سیاست های سرکوبگرانه ی قوه قضائیه است.

در میان شما قضاتی چون افشاری و عموزاد و دادیارها و عوامل دادسرای امنیت حضور دارند که طی سال های اخیر بیشترین احکام ظالمانه و ضد بشری را صادر اجرا کرده اند. اعدام معترضین به دست شما و سایر عوامل ج ا صادر و اجرا شده است. آمده ایم بگوییم دست از اعدام معترضان بردارید و چرخعه خشونت مرگ بار علیه مردم این سرزمین را متوقف کنید.»

نام «محسن شکاری» ده ها بار توسط زنان در زندان طنین انداز شد.

قضات صادرکننده احکام اعدام از جمله عموزاد که حکم اعدام «محسن شکاری» را صادر کرد در میان نیروهای امنیتی در داخل اتاق ها پنهان شده بودند و کوچکترین صدایی از آنان شنیده نمی شد. صدای زنان دوباره با سردادن شعار «قاتل بیا بیرون» بلند شد و در پی آن اعلام کردند «رضا رسائی» و «مجاهد کورکور» را اعدام نکنید. اعدام ها، قتل حکومتی است و باید متوقف شود. بر تعداد گارد و نیروهای امنیتی لحظه به لحظه افزوده می شد. عوامل زندان از زندانیان می خواستند که محل را ترک کنند، اما زندانیان اصرار داشتند که «نمی رویم و خواهان پاسخگویی این افراد در مقابل جنایاتشان هستیم. این قضات همان هایی هستند که در دادگاه های چند دقیقه ای و غیرعلنی انسان ها را به مرگ و زندان محکوم می کنند. نیروهای امنیتی اصرار داشتند که شما فقط می توانید راجع به پرونده های خودتان درخواست ارائه دهید و انان اصرار داشتند که برای این به اینجا آمده ایم که اعلام کنیم قوه قضائیه باید ماشین مرگ را متوقف کند».

خواسته زندانیان روشن بود و روش شان همان مقاومت و ایستادگی در مقابل سرکوب، چه در خیابان و چه در زندان بود. حضور زنان در راهروی کارکنان و حضور تعدادی در پشت راهرو حامل یک پیام بود. «روزی پاسخگوی جنایات ضدبشری خواهید شد. هر جا و هر زمان در میان مردم حاضر شوید باید پاسخ بدهید

که چرا کشتید؟

چرا اعدام کردید؟

چرا شکنجه و زندان کردید>؟»

سپس زنان زندانی با فزونی نیروی گارد در محاصره ی تنگ افتادند و با هل دادن نیروهای امنیتی و ماموران زندان به عقب رانده شدند، به زمین پرت شدند و حدود دو متر از جلوی درهای اتاق ها عقب رانده شدند و درست همین لحظه مقامات بلندپایه قضائی ج ا و صادرکننده احکام اعدام و زندان، با عجله و شتابان با شعار «بی شرف بی شرف»، «قاتل برو گمشو» و «زن زندگی آزادی» از بند زنان بیرون رفتند و درها پشت سر هم کوبیده و قفل شد.

این لحظه لحظه ی رویای نشاندن جنایت کاران پشت میز محاکمه و پاسخگویی به مردم را به تصویر می کشد. لحظه ای از اراده ی قدرتمند مردم و شکست دیوار استبداد.

روایت نرگس محمدی

روز چهارشنبه شش دی‌ماه زمانی که قضات دادگاه انقلاب و مقامات قضائی به بند زنان آمدند و مواجهه و مقاومت زنان در مقابل سرکوب، شکنجه، زندان و اعدام شکل گرفت، صحنه‌هایی به‌یاد ماندنی به تصویر کشیده شد.
صحنه‌ای که مقابل چشمانم بود تصویری واضح و قدرتمند از برپاییِ یک” داد”گاه و” داد”خوهی مردمی علیه عوامل قضائیِ دخیل در جنایت‌ها بود که احکام ضد بشری را صادر و اجرا کرده بودند.
زنانی که در داخل زندان با شجاعت و شهامت در مقابل قضات صادر کننده احکام‌شان ایستاده بودند و تنها خواسته‌شان توقف سرکوب و خشونت علیه مردم ایران بود.
آنها فریاد می‌زدند و از مقامات می‌خواستند که اعدام و شکنجه را متوقف کنند.
قضات و مقاماتی که در میان ده‌ها نیروی امنیتی جرات بیرون آمدن از در اتاق یا پذیرفتن ورود ما زنان به اتاق‌های‌شان را نداشتند.
این لحظه همان لکنت زبان جنایت‌کار در مقابل دادخواه است.
صحنه عجیبی بود. ما زندانیان جلوی در ایستاده بودیم و تکان نمی‌خوردیم. نیروهای امنیتی و زندان‌بان‌ها ما را به این‌طرف و آن‌طرف می‌کشیدند. یکی دو بار زمین خورده اما دوباره بلند شدیم و ایستادیم. دستها‌یمان را به شکل قلاب زنجیر کردیم و شعار و سرود خواندیم.
یک لحظه در راهروی بند هیچ نبود جز فریاد طنین‌انداز زنان : “محسن شکاری” “محسن شکاری” “محسن شکاری”.. و تصویر عموزاد از لای نرده‌های پنجره افسرنگهبانی که سرش پائین و پائین‌تر می‌افتاد،  تصویری به یاد ماندنی شد در خاطرمان.
ای کاش عکاسی از آن لحظه عکس می‌گرفت.
این شکوه فریاد دادخواهی علیه بیدادگر و ظالم است. این زیبایی سر برآوردن عدالت‌خواهی در بارگاه ظلم بی‌امان، در بند زنان است.
در آن لحظه گلرخ را می‌بینم که با یکی از ماموران بحث می‌کند و می‌گوید به جای عقب راندن ما یک بار رو به سوی آنان بگیر و به آنان بگو جنایت بس است. قتل و کشتار بس است. به جای ما آنان را متوقف کن که دستشان در خون است.
صدای فریاد دیگری را می‌شنوم. سپیده سرش را از لای میله‌های پنجره جلو می‌برد و خطاب به عموزاد می‌گوید چرا محسن را کشتی؟ چرا محمد مهدی کرمی را کشتید؟
بی‌اختیار دیگری فریاد می‌کشد ماشالله کرمی کجاست؟ چرا آزادش نمی‌کنید؟

محبوبه با لهجه جنوبی فریاد می‌زند کیان را خودتان کشتید. حالا می‌خواهید مجاهد کورکور را اعدام کنید؟

صدای سروناز را از پشت در قفل شده و صورت پر حرارتش را از دریچه کوچکش میبینم و میشنوم فریاد میزند: “ محسن شکاری زنده است.” “ خون سرد نمیشه.”
از پشت درِ قفل شده، کمی دورتر از ما زنان فریاد می‌زنند رضا رسائی را نکشید و با مشت بر در می کوبند.

به نظرم می‌آید این باشکوه‌ترین “داد”گاه است.
صدایم بلند می‌شود و به جمع سخن‌رانان می‌پیوندم.”  این یک دادخواهی مردمی است . جلوه و تصویری از “ داد” گاه شما قضاتِ دادگاه انقلاب و مقامات قضائی‌ست که دست به اِعمال شکنجه و اعدام زده‌اید. خوب احساس کنید. احساس کنید زمانی که در مقابل مردم رنج‌کشیده ایران با این پرسش مواجه خواهید شد “که چرا فرزندان این سرزمین را کشته‌اید؟ چرا جوانان را اعدام کرده‌اید؟ چرا زنان و مردان را شکنجه و زندان کرده‌اید به چه حالی خواهید افتاد؟ شما الان که هنوز در مسند قدرتید و در داخل زندان جمهوری‌اسلامی در میان گارد مسلح محافظت میشوید،  جرات ندارید که به میان ما نُه زن زندانی بیائید یا درِ اتاق را باز کنید و در مقابل ما بایستید و پاسخگوی رفتارتان باشید. یقین دارم در پیشگاه مردم در روز دادخواهی نیز نخواهید توانست حتا یک کلمه بر زبان برانید. اینجا دادگاه مردمی در قلب زندان اوین در بند زنان سیاسی-عقیدتی برای امر دادخواهی‌ست.
این تاریخ را به ذهن‌تان بسپارید.
صدای اعتراض بلندتر از قبل در تمام زوایای ساختمان می‌پیچد. “دست از صدور احکام اعدام بردارید. ماشین مرگ، اعدام و شکنجه را متوقف کنید. دلیل به اینجا آمدن‌مان نه احکامی‌ست که علیه خودمان صادر شده است و نه زندانی‌ست که با افتخار تحمل می‌کنیم. ما اینجا آمده‌ایم که بگوییم خشونت علیه مردم را متوقف کنید. آمده‌ایم بگوئیم مقاومت و اعتراض ادامه دارد و جنبش “زن، زندگی، آزادی” زنده است.”
موج فریاد رسای زنان در فضای زندان پیچیده بود . ای کاش صدابرداری بود و سکوت محض خفت الود مقامات و قضات را که قادر به براوردن یک کلمه از همان دهانهایی که احکام مرگ و زندان را پشت میزهایشان بلند میخوانند، نبودند، ضبط می کرد. این سکوت برای تاریخ شنیدنی است و قطعا تکرار خواهد شد.
گرچه این تصویر به دوربین هیچ عکاسی راه نیافت اما در روح و روان ما و ذهن جنایتکاران ثبت تاریخی شد. زنده باد مقاومت و امید

نرگس_محمدی – ۶ دی ۱۴۰۲- زندان اوین



جمعه ۸ دی ۱۴۰۲ - ۲۹ دسامبر ۲۰۲۳

رادیو فردا:‌ آفریقای جنوبی روند دادرسی در دیوان بین‌المللی کیفری را در ارتباط با نقض ادعایی کنوانسیون نسل‌کشی از سوی اسرائیل به‌دلیل حملات آن علیه فلسطینی‌ها در نوار غزه را آغاز کرده است.

بر اساس بیانیه روز جمعه هشتم دی این دیوان که به «دادگاه بین‌المللی» معروف است، آفریقای جنوبی در تقاضای خود گفته که «اسرائیل دست به اقدامات نسل‌کشی زده، درگیر آن است و خطر دست زدن به اقدامات بیشتر نسل‌کشی علیه فلسطینی‌ها در غزه وجود دارد».

این کشور همچنین مدعی است که اسرائیل «به قصد مشخص ... نابودی فلسطینی‌ها در غزه به عنوان بخشی از دایره وسیع ملیت، نژاد و گروه قومی فلسطینی» دست به اقدام می‌زند.

اسرائیل این ادعای آفریقای جنوبی را کاملا بی‌اساس و فاقد مبنای حقوقی دانسته و گفته که در جنگ با گروه افراطی حماس در نوار غزه به «موازین قانونی بین‌المللی» پایبند است.

گروه افراطی حماس از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا گروهی تروریستی قلمداد می‌شود.

وزارت خارجه اسرائیل در بیانیه‌ای گفته است: «آفریقای جنوبی همدست یک گروه تروریستی است که خواهان نابودی اسرائیل است. مردم غزه دشمن اسرائیل نیستند که تمام تلاش خود را به کار می‌گیرد تا به غیرنظامیان کمترین آسیب وارد شود».

منابع فلسطینی می‌گویند از زمان آغاز درگیری بین حماس و اسرائیل، بیش از ۲۱ هزار و ۵۰۰ فلسطینی در نوار غزه کشته شده‌اند.

درگیری بین طرفین پس از آن شروع شد که گروه افراطی حماس روز ۱۵ مهر به جنوب اسرائیل حمله کرد و دستکم ۱۲۰۰ نفر را کشت و ۲۴۰ نفر را به گروگان گرفت.

ادامه تنش‌ها میان اسرائیل و فلسطینیان در کرانه باختری

ارتش اسرائیل ظهر جمعه هشتم دی اعلام کرد در پی «حمله تروریستی» در کوه حبرون (در نزدیکی الخلیل در کرانه باختری)، نیروهای خود را در این منطقه افزایش داده است.

نظامیان اسرائیلی روز جمعه یک مرد فلسطینی را که به گفته ارتش با خودروی در حالِ حرکت، «درصدد زیر کردن» اسرائیلی‌ها در جاده کوه حبرون بود، از پا درآوردند.

به گزارش یدیعوت آحرونوت، چهار اسرائیلی در حمله با خودرو زخمی شدند.

در ساعات شامگاهی پنج‌‍شنبه هفتم دی نیز یک مرد فلسطینی از اهالی بخش جبل المکبر، که یک شهرک فلسطینی‌نشین در بخش شرقی اورشلیم است، در پی «تلاش برای ضربه با چاقو» به اسرائیلی‌ها در یک جاده نزدیک به اورشلیم کشته شد.

احمد علیان، ۲۳ ساله، که مانند فلسطینیان شرق اورشلیم شناسنامه اسرائیلی داشت، دو نوجوان اسرائیلی را با چاقو زخمی کرده بود.

گزارش سازمان ملل درباره حمله اسرائیل به یکی از کاروان‌های امدادی این سازمان در غزه

دو مقام ارشد در نهادهای وابسته به سازمان ملل گزارش دادند که یک کاروان کمک‌رسانی این سازمان روز پنج‌شنبه هفتم دی در غزه هدف آتش ارتش اسرائیل قرار گرفت که آسیب جانی نداشت، اما یکی از خودروها در این کاروان آسیب دیده است.

تام وایت، رئیس انروا، آژانس امدادرسانی به فلسطینیان وابسته به سازمان ملل متحد، آتشباری در مسیر تعیین شده از سوی ارتش اسرائیل را کار شماری از سربازان این کشور در منطقه شمال غزه هنگام بازگشت این کاروان امدادی دانست. او نوشت که تیم کمک‌رسانی و سرپرست آن آسیبی ندیدند.

مارتین گریفیث، کمیسر امور بشردوستانه سازمان ملل، نیز در پستی در شبکه ایکس بدون اشاره مشخص به رویداد یادشده نوشته بود وضعیت برای مردم غزه و برای کسانی که در تلاش برای کمک به آن‌ها هستند، غیرقابل تحمل شده است.

ارتش اسرائیل گفته است که در حال بررسی گزارش‌های یادشده در خصوص این رویداد است.

زارش‌ها از جابه‌جایی پیاپی فلسطینیان در داخل باریکه غزه

در حالی که ارتش اسرائیل از پیشروی عملیات خود در بخش‌های میانی نوار غزه خبر داده، گزارش‌ها از این مناطق حاکی است که ده‌ها هزار تن دیگر از ساکنان آن ناچار شده‌اند به سوی بخش‌های جنوبی این باریکه بروند به گونه‌ای که برخی از مناطق ظاهراً دیگر توانی برای پذیرش جمعیت بیشتر ندارند.

ارتش اسرائیل از آغاز این هفته مناطقی از بخش میانی غزه را مشخص کرده و به ساکنان باقی‌مانده در آن گفته بود که این اماکن را تخلیه کنند.

به نوشته رسانه‌های اسرائیل، تسلط نسبی نظامیان این کشور بر مناطق یادشده که جنگ در آن شدید است، دست‌کم به دو هفته دیگر عملیات فشرده نیاز دارد.

این رسانه‌ها نوشتند که عمده عملیات اسرائیل در بخش میانی غزه حول اردوگاه البُریج در جریان است.

اسرائیل از ساکنان باقی‌مانده در البریج و اردوگاه نصیرات خواسته به سوی دیرالبلح و مناطق جنوبی‌تر از آن حرکت کنند.

سازمان ملل روز پنج‌شنبه هفتم دی هشدار داد که دیرالبلح دیگر توان تحمل آوارگان بیشتر جنگی را ندارد.

بخش مهم دیگری از عملیات نظامی اسرائیل در روزهای اخیر در شهر جنوبی خان یونس و اطراف آن در جریان دارد؛ این شهر زادگاه یحیی سنوار رهبر گروه افراطی حماس است که اسرائیل احتمال می‌دهد او و محمد ضیف، فرمانده شاخه نظامی حماس، در شبکه‌ تونل‌های زیرزمینی این مناطق پنهان شده باشد.

گروه افراطی حماس از سوی آمریکا و اروپا در فهرست گروه‌های تروریستی قرار دارد.

همچنین در حالی که شهر الرفح در نزدیکی مرز غزه با مصر در هفته‌های اخیر میزبان ده‌ها هزار تن از جابه‌جاشدگان جنگی شده، کارشناسان نظامی در رسانه‌های اسرائیل تأکید دارند برای موفقیت عملیات نظامی کشورشان علیه حماس، گسترش حملات به رفح و دالان موسوم به «فیلادلفی» در این منطقه یک ضرورت است. شماری از یگان‌های زمینی اسرائیلی در روزهای این هفته به نزدیکی محله‌های الرفح رسیدند.

مصر پیشاپیش به اسرائیل هشدار داده که در صدد وادار کردن آوارگان به عبور از مرز و ورود به خاک مصر در الرفح نباشد.

هلال احمر فلسطینی از کشته‌شدن ده‌ها نفر در غزه طی دو روز خبر داد

هلال احمر فلسطین در غزه اعلام کرد تشدید حملات اسرائیلی در مرکز و جنوب این باریکه، که مناطق تحت محاصره ارتش اسرائیل است، در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه این هفته منجر به کشته شدن ۴۱ تن شده است.

براساس این گزارش، روز پنج‌شنبه ده نفر کشته و دست‌کم ۲۱ تن دیگر در نزدیکی بیمارستان الامل زخمی شدند و یک روز پیش از آن نیز حمله در مقابل همین بیمارستانِ وابسته به هلال احمر ۳۱ کشته بر جا نهاده بود.

خبرگزاری فرانسه اعلام کرد فیلم‌هایی از شهر خان یونس دارد که نشان می‌دهد فلسطینی‌ها با پیکرهایی خونین در خیابان‌ها به بیمارستان دیگر شهر، کویتی، می‌رسند و تیم‌های پزشکی درمان آن‌ها را شروع می‌کنند.

این خبرگزاری گفته نمی‌تواند تأیید کند که آیا مجروحین رسیده به بیمارستان کویتی کسانی هستند که در نتیجه حملات در نزدیکی بیمارستان الامل زخمی شده‌اند یا نه.

حملات هوایی و توپخانه‌ای اسرائیل در شهر خان یونس و اطراف آن در روزهای اخیر تشدید شده، زیرا اسرائیل گمان می‌کند که یحیی سنوار، رهبر حماس، در شبکه تونل‌های زیرزمینی در این شهر زادگاه خود پنهان شده است.

گروه افراطی حماس از سوی اروپا و آمریکا در فهرست گروه‌های تروریستی قرار دارد.

یوآو گالانت، وزیر دفاع اسرائیل، روز پنج‌شنبه گفت «مأموریت نیروهای مستقر در خان یونس بی‌سابقه است و اکنون به مناطقی رسیده‌اند که قبلاً در آن حضور نداشتند، بر اتاق‌های کنترل (حماس) مسلط شده و تروریست‌ها را از بین می‌برند».


  • اخبار روز
  • شنبه, ۹ دی ۱۴۰۲

جمعه ۱ دی ۱۴۰۲

ــ صالح نیکبخت، وکیل خانواده ژینا امینی، در بازگشت از سفر فرانسه به ایران در فرودگاه خمینی تهران مورد بازجویی قرار گرفت و علاوه بر گذرنامه و گوشی همراه او، لوح جایزه‌ی آزادی بیان ساخاروف نیز که به ژینا امینی اهدا شده است، توقیف شد.

شنبه ۲ دی

ــ انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران با انتشار بیانیه‌ای ضمن اعتراض به احضار و محکومیت روزنامه‌نگاران، خواستار خویشتن‌داری نهادهای قضایی حکومت از احضار خبرنگاران منتقد شد.

ــ سیدهادی کسایی‌زاده مهابادی، روزنامه‌نگار، که سه‌شنبه‌ی گذشته به دلایل نامعلوم بازداشت شده بود آزاد شد.

ــ حسن سعیدی، عضو سندیکای شرکت واحد و محبوس در بند ۴ زندان اوین، از حق تماس تلفنی در زندان محروم شد.

ــ حکمت صالحی، معلم یکی از روستاهای شهرستان سروآباد، به اتهاماتی ازجمله «توهین به مقدسات» به حکم هیئت تخلفات آموزش و پرورش برای مدت ۲ سال به شهرستان بیجار تبعید شده است.

ــ فروشگاه مرکزی شهرکتاب تهران، که ظهر جمعه به دلیل «حضور بی‌حجابِ مشتریان» و عدم رعایت مقررات صنفی و وزارت کشور پلمب شده بود، پس از رفع پلمب فعالیت خود را از سر گرفت.

یک‌شنبه ۳ دی

ــ سارا دل‌دار، فعال مدنی، به دلیل «توهین به قاسم سلیمانی در صفحه‌ اینستاگرام خود» به یک سال حبس محکوم شده است و در زندان لاکان رشت به ‌سر می‌برد.

ــ مژگان باقری، از فعالان صنفی معلمان فارس، که برای گذراندن ۲ سال حبس در زندان عادل‌آباد شیراز محبوس بود با پابند الکترونیکی حبس خانگی شد.

دوشنبه ۴ دی

ــ علی‌مراد مرادی، مدیر مسئول یک نشریه‌ی اینترنتی، به اتهام «ایجاد اختلاف مابین اقشار جامعه از طریق طرح مسائل نژادی و قومی» در دادگاه کیفری تهران محاکمه شد.

سه‌شنبه ۵ دی

ــ زرتشت احمدی‌راغب، زندانی سیاسی، در اعتراض به پرونده‌سازی برای او به اتهام «تبلیغ علیه نظام» در زندان قزل‌حصار کرج دست به اعتصاب غذا زد.

ــ ارژنگ مرتضوی، دانشجوی دانشگاه خوارزمی و زندانی سیاسی پیشین، در دادگاه انقلاب استان البرز به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور و استفاده از شبکه‌های اجتماعیِ محکوم شد.

چهارشنبه ۶ دی

ـــ 

پنج‌شنبه ۷ دی

ــ پرونده‌ی فرشید عابدی، مدیر مسئول یک پایگاه خبری، در پی صدور کیفرخواست به اتهامات «نشر اکاذیب» و «تشویش اذهان عمومی» به دادگاه زاهدان ارجاع شد.

ــ حسن سعیدی، کارگر زندانی، که از روز شنبه بدون ابلاغ قبلی از تماس تلفنی و ملاقات حضوری محروم شده بود، در اقدامی تنبیهی به بند ۸ زندان اوین تبعید شد.

  • اخبار روز - پنجشنبه, ۷ دی ۱۴۰۲


در چنین‌روزی ۷ دی ۱۳۹۶، تظاهراتی موسوم به دی۹۶ در اعتراض به گرانی ها علیه دولت وقت، حسن روحانی 

در مشهد شروع شد که خیلی زود تمام ایران را درنوردید و برای اولین بار شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» 

از جمعیت شنیده شد.

وسعت تظاهرات به حدی بود که جمعیت حدوداً در ۱۶۰ شهر در طی ۱۰ روز در خیابان‌ها شعار می‌دادند که از اعم 

آن می‌توان «مردم گدایی می‌کنن، آقا خدایی می‌کنه»،«نان، کار، آزادی»،«دانشجو، کارگر، اتحاد، اتحاد» 

«مرگ بر دیکتاتور» و «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» را نام برد.

بر طبق آمار‌های رسمی ۵۴ نفر کشته، حدود ۱۰۰ نفر زخمی و بیش از ۵ هزار نفر دستگیر شدند که یکی از بازداشتی‌ها 

به نام مصطفی صالحی بدون داشتن وکیل اعدام شد و همچنین مهدی صالحی با «تزریق داروی اشتباه» در بیمارستان درگذشت.


 


نوزدهم دسامبر ۲۰۲۳، بار دیگر سیاه ترین رژیم اسلامی، در یک دادگاه بین المللی و بی طرف محکوم شد. محکومیت حمید نوری به حبس ابد، یکی از جلادان زندان های تهران و کرج، در دادگاه بدوی استکهلم، دوباره در دادگاه استیناف تایید شد، با این که پسر نوری گفته بود، پدرش در زندان شکنجه می شود و به او چای سرد می دهند، روند چندین ساله بازداشت و محاکمه او برابر با تمام موازین بین المللی برگزار شد. در این دادگاه تمام رسانه ها، خانواده حمید نوری و وکلای پر خرج او حضور داشتند.

تأثیر دستگیری و محاکمه حمید نوری بر سران حکومت اسلامی به حدی است که رئیسی، یکی از اعضای اصلی گروه مرگ، جرات نکرد به ژنو آمده و در نشست شورای حقوق بشر شرکت کند.

اما متاسفانه هنوز «قضاتی» مانند صلواتی، مقیسه و شکنجه گران از سرنوشت حمید نوری درس عبرت نمی گیرند و به شکنجه زندانیان و اعدام ها ادامه می دهند. چندی پیش همه ما شاهد افشاگری جوان هنرمند و « فرزند ایران »، توماج صالحی، از شکنجه هایی که بر او روا شده، بودیم.

مسلما رژیم جنایت پیشه و منزوی ایران تلاش خواهد کرد با گروگان های بیگناهی که در اسارت خود دارد، دولت سوئد را زیر فشار بگذارد تا همانند آزادی اسدالله اسدی در بلژیک، حمید نوری را نیز آزاد کند. دکتر احمد رضا جلالی را چندین سال است به همین منظور در زندان نگاه داشته و او را به مرگ محکوم کرده اند.

ایرانیان خارج از کشور، به ویژه هم وطنان ساکن سوئد، می توانند به طور یکپارچه در برابر شانتاژهای رژیم آخوندها ایستادگی و افشاگری کنند و دولت سوئد را از هرگونه معامله ای برای آزادی حمید نوری باز دارند.نتیجه دادگاه تجدید نظر یک پیروزی بزرگ دیگری برای مادران داغدیده و دادخواه، خانواده های زندانیان و جان‌باختگان و کنشگران حقوق بشری، زیستگاهی و نیروهای سیاسی دموکراتیک است.

ما امضاکنندگان این بیانیه و نهادهای وابسته به شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران، این پیروزی بزرگ را به تمام کسانی که در این راه زحمات فراوانی کشیده اند و به خانواده های جان‌باختگان، به همه زندانیان سیاسی و مردم ایران در سراسر گیتی شادباش می گوئیم.

ما نیز هم صدا با خانم نرگس محمدی که از زندان اوین نامه ای به نخست وزیر سوئد نوشته است، فریاد می زنیم: ” لازمه تحقق دمکراسی در ایران، پایان دادن به رژیم سرکوبگر جمهوری‌ اسلامی است”.

ما از همه ایرانیان با گرایش های گوناگون درخواست می کنیم، برای آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی و برای دستیابی به اجرای پیمان جهانی حقوق بشر در ایران بدون حکومت مستبد اسلامی، دست در دست هم دهند.

شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران

۲۰ دسامبر ۲۰۲۳

امضاکنندگان:

۱ –  انجمن جمهوری خواهان آلمان و هلند

۲ –  انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران – هامبورگ

۳ –  انجمن فرهنگی ایران و سوئیس – ژنو

۴ –  بنیاد اسماعیل خویی

۵ –  حزب آزادی و رفاه ایرانیان (آرا)

۶ –  حامیان مادران پارک لاله – هامبورگ

۷ –  حامیان مادران پارک لاله – فرزنو

۸ –  جمعیت ایرانى حقوق بشر شمال کالیفرنیا

۹ –  زنان برای آزادی و برابری پایدار

۱۰ – صدای زنان سوسیال دموکرات ایران

۱۱- فدراسیون اروپرس

۱۲- کانون مدافعان حقوق بشر کردستان

۱۳- کارزار حقوق بشر برای ایران

۱۴- کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی – پاریس

۱۵- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – هجا

۱۶- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – شیکاگو

۱۷- کمیته حقوق بشر جنوب کالیفرنیا

 ۱۸- کمیته نه به جمهوری اسلامی اورنج کانتی جنوب کالیفرنیا

۱۹- کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

۲۰- مادران پارک لاله – دورتموند

۲۱- مادران صلح مونترال

۲۲-  نهاد «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران»

۲۳- همبستگی ملی ایرانیان فرزنو – کالیفرنیا

۲۴- همبستگی جمهوری خواهان ایران (هجا) – مونترال

۲۵- همبستگی برای حقوق بشر در ایران – کلگری

 


پيام مادر ژينا-مهسا امينی به مناسبت دریافت جایزه پارلمان اروپا

نام ژینا نماد آزادی می‌ماند


عصرنو- سه شنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۲ - ۱۲ دسامبر ۲۰۲۳

امروز دوازدهم دسامبر ٢٠٢٣ مراسم اهدای جایزە ساخاروف بە ژینا امینی و خیزش ژن، ژیان ئازادی - زن، زندگی، آزادی در صحن پارلمان اروپا در شهر استراسبورگ فرانسه برگزارشد. شمار کثيری از نمایندگان پارلمان اروپا حضور داشتند، میزان شرکت کنندگان عمومی نیز چشمگیر بود. آقای صالح نیک‌بخت، وکیل خانوادۀ امینی همراه با افسون نجفی خواهر حدیث نجفی - یکی از قربانیان سرکوب - و مرسده شاهین‌کار که در جریان اعتراضات از ناحیۀ چشم آسیب دیده، با حضور در مقر پارلمان اروپا در شهر استراسبورگ جایزۀ ساخاروف را دریافت کردند.

ابتدا خانم روبرتا متسولا در بیانات خود بە ژینا و مرگ غم انگیز او بە دلیل "عدم رعايت حجاب" اشارە کرد و تاکید نمود کە این رویداد موجب بروز اعتراضاتی در سراسر ایران گردید کە محور مطالبات آن آزادی و عدالت بود.

آقای صالح نیک‌بخت وکیل خانوادە ژینا-مهسا امینی پیام این خانوادە را قرائت نمود. بخشی از اين پيام به زبان کردی بود، آقای نیک‌بخت ضمن اظهار تاسف از نبود مترجم زبان کردی در اين مراسم اما با ابراز خوشحالی از حضور در پارلمان اروپا اظهار داشت کە آرزو می کرد والدین ژینا دراین مراسم شرکت می کردند و شخصا این پیام را می خواندند. خانم مژگان افتخاری مادر ژینا در پیام خود، آقای صالح نیک بخت و خانم سهیلا قادری را بە عنوان نمایندگان خود جهت دریافت جایزە ساخاروف معرفی کردەبود. آقای نیک‌بخت که خود کُرد است، چندی پیش به "تبلیغ علیه نظام" متهم شد و در یک محاکمە فرمایشی بە "جرم" دفاع از خانوادە ژینا ـمهسا امینی بە یکسال حبس محکوم گردید.

متن کامل پيام خانم مژگان افتخاری مادر ژینا امینی :

اندر دل من درون و بیرون همە اوست
اندر تن من، جان و رگ و خون همە اوست
اینجای چگونە کفر و ایمان گنجد
بی چون باشد وجود من، چون همە اوست
بەو دەمەت کە بۆنی سەد بەهاری لێوە دێ،
بۆنی دەشتی بەختیاری باوەشی چیای بە دەستی با، بە گوڵ چناوی لێوە دێ،
بۆنی سەر سەکۆی بە کاگڵی بە ئاوپژاوی لێوە دێ،
خۆشەویستەکەم
لە پەنجەرەی نیوەتاکی بوومەلێڵەوە
چاوی من لە دیمەنی کچی بەیانییە
لە حەنجەرەی زەمانەوە
گوێم لە زەمزەمەی زوڵاڵی خیزە وردەکانی کانییە.

خانمها و آقایان!
دوست داشتم در جمع ارزشمند شما حضور بیابم تا از نزدیک و بە نمایندگی از تمامی زنان سرزمینم، از شما اهداکنندگان جایزەی ارزندەی ساخاروف، جایزەی نماد آزادگی پارلمان اروپا، قدردانی کنم. متاسفانە بر خلاف همەی موازین قانونی و انسانی، این فرصت را از ما دریغ کردند. وکیل مدافع ما آقای صالح نیکبخت بە همراە خانم دکتر سهیلا قادری بە نمایندگی از ما در جمع شما حضور خواهند یافت تا پیام من را بە شما برسانند.

ما اینجاییم تا در زادگاه ژاندارک یاد ژینا را گرامی بداریم، و چە زیبا و معنادار است بە هم رسیدن این دختران الهام بخشِ تاریخ از پس اعصار و قرون، آنان که با مرگشان مرزهای سرزمینی را درنوردیدند و اراده‌ی رهایی و آزادی انسان‌ها را جانی دوباره بخشیدند. ژینا تجلی ژین و زندگی است، همو کە نامش رمز رهایی شد و رویای آزادی را از زادگاهش کوردستان، بە تمام ایران و خاورمیانە و جهان گسترانید و میلیون‌ها زن و انسان ستم‌دیده را به امید پرواز در افق بی‌کران رستگاری، بە جنبش درآورد.

مظلومانه جانش را ستاندند، و در خیال خود چنین پنداشتند کە با ستاندن جان از کالبد، از شدن و بودن باز خواهد ایستاد. بەسان ژاندارک کە در تصور واهی ستمگران، با سوزاندن کالبدش رویاهایش هم دود می‌شود و بە هوا می‌رود. آنان نمی‌دانستند و هنوز هم نمی‌دانند کە از خاکستر ژاندارک و ژینا، ققنوس وار، روحی متولد خواهد شد تسخیرناپذیر و الهام بخش: روح زمانە.

این روح‌های زمانە پس از چندین قرن اکنون بە هم پیوستەاند تا مژدەی رستگاری جاودان را برای ما مردمان این عصر بە ارمغان بیاورند. آنان نویددهندەی تحقق ارزش‌های والای انسانی‌اند کە اکنون در شعار مترقی «ژن، ژیان، ئازادی» تبلور یافتە است، ارزشهایی مرزگریز و فراتر از زمان و مکان: عدالت، آزادی، صلح، هم‌زیستی و برابری همەی انسان‌ها.

خانم‌ها، آقایان، جهانیان!

داغ ژینا برای من ابدی است و برای همەی مردم جهان جاویدان. اطمینان دارم کە نام او همراه با نام ژاندارک، نماد آزادی خواهد ماند.

اکنون از زادگاە ژینای همارە زندە، قدرشناسی بی‌کران خود و خانوادەام را تقدیم شما می‌کنم و امیدوارم در این انتخاب بزرگ، مانا و سرافراز بمانید. و امید آن کە هیچ صدایی از گفتن آزادی نهراسد.

مژگان افتخاری
مادر زنده‌یاد ژینا امینی

_____________________________

پیام مادر مهسا به مراسم ساخاروف: نام ژینا نماد آزادی می‌ماند

دویچه وله: مراسم اعطای جایزه حقوق بشری ساخاروف پارلمان اروپا به ژینا امینی برگزار شد. صالح نیکبخت، وکیل خانواده امینی این جایزه را به نیابت از خانواده او دریافت کرد. مرسده شاهین‌کار و خواهر حدیث نجفی نیز در این مراسم حضور داشتند.

مراسم اهدای جایزه حقوق بشری ساخاروف از سوی پارلمان اروپا به مهسا ژینا امینی روز سه‌شنبه ۱۲ دسامبر (۲۱ آذر ۱۴۰۲) در شهر استراسبورگ فرانسه برگزار شد. صالح نیکبخت، وکیل خانواده مهسا امینی این جایزه را به نیابت از خانواده او دریافت کرد.

جایزه ساخاروف از سال ۱۹۸۸ همه‌ساله به افراد و سازمان‌هایی اعطا می‌شود که از حقوق بشر و آزادی دفاع می‌کنند.

جان‌باختن مهسا امینی منجر به جنبش اعتراضی "زن، زندگی، آزادی" در ایران شد. ابتدا قرار بود والدین و برادر ژینا امینی در استراسبورگ این جایزه را دریافت کنند، اما مقامات جمهوری اسلامی مانع سفر آنها شدند و گذرنامه آن‌ها را مصادره کردند.

پیش از اهدای جایزه ساخاروف خانم روبرتا متسولا، رییس پارلمان اروپا در سخنانی پیش از اهدای جایزه، با انتقاد ازجمهوری اسلامی به دلیل ممانعت از سفر خانواده مهسا امینی برای دریافت جایزه دخترشان شد گفت مردم ایران روزانه با چنین محدودیت‌ها و فشارهایی مواجه‌اند.

مژگان افتخاری، مادر مهسا امینی به مناسبت اعطای جایزه ساخاروف در پیامی اطلاع داد که صالح نیکبخت، وکیل خانواده‌اش به همراه سهیلا قادری، به نیابت از آنها در این مراسم حضور پیدا خواهند کرد تا این جایزه معتبر حقوق بشری را دریافت کنند.

پیام مادر ژینا امینی به مراسم اهدای جایزه ساخاروف

در همین زمینه صالح نیکبخت، وکیل خانواده مهسا امینی در سخنرانی خود در صحن پارلمان اروپا گفت: «من پیام خانواده امینی را به نقل از مادر او قرائت می‌کنم که می‌تواند پیام هر زن ایرانی به‌پاخاسته در جریان اعتراضات سال گذشته باشد؛ اعتراضاتی که سراسری شد و پیام آن به تمام جهان رسید.»

در پیام مژگان افتخاری، مادر مهسا امینی که توسط نیکبخت قرائت شد، آمده است:‌ «داغ ژینا برای من ابدی است و برای همه مردم جهان جاویدان. اطمینان دارم کە نام او همراه با نام ژاندارک، نماد آزادی خواهد ماند.»

مهسا امینی، ۲۲ ساله اهل سقز، روز ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۱ به بهانه "حجاب نامناسب" توسط ماموران گشت ارشاد در تهران بازداشت و به ساختمانی در خیابان وزرا منتقل شد. او ساعاتی بعد به بیمارستان انتقال یافت و سه روز بعد، خبر جان باختن او به طور رسمی از سوی خانواده‌اش تایید شد.

مرسده شاهین‌کار، معترض ایرانی که در اعتراضات اخیر دچار آسیب‌دیدگی از ناحیه چشم شده بود، به همراه افسون نجفی، خواهر حدیث نجفی، معترض جان‌باخته در روزهای نخست خیزش مردمی شهریور ۱۴۰۱ نیز در مراسم اهدای جایزه ساخاروف حضور داشتند.

مرسده شاهین‌کار، در کنفرانس مطبوعاتی که رئیس پارلمان اروپا نیز حضور داشت با اشاره به وضعیت زنان در ایران تاکید کرد، "زنان ایرانی از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود محروم هستند."

شاهین‌کار افزود: «به چشم من نگاه کنید؛ به مزار کشته‌های ما نگاه کنید؛ به ممنوع‌الخروج کردن خانواده ژینا نگاه کنید؛ جمهوری اسلامی ما مخالفان و معترضان و دادخواهان و داغ‌داران را برده خود می‌خواهد. اما ما عقب نمی‌نشینیم و از رسیدن به عدالت و رهایی عقب نمی‌نشینیم.»

افسون نجفی، خواهر حدیث نجفی نیز در سخنانی گفت: «جمهورى اسلامى اعلام كرده كه بيش از ٩٠ هزار نفر از معترضان آزادی‌خواه زندانى را آزاد كرد، اما هنوز هزاران جوان ديگر در زندان‌هاى جمهورى اسلامى زجر می‌كشند و شكنجه می‌شوند.»

خواهر حدیث نجفی تاکید کرد که "هنوز کسی نام بسیاری از زندانیان‌ معرتض را نمی‌داند."

اهدا جایزه معتبر ساخاروف به مهسا امینی نشان می‌دهد که اعتراضات ایرانیان به ر‌غم حواثی که در خاورمیانه اتفاق می‌افتد مورد توجه افکار عمومی جهانیان قرار گرفته است. روز یکشنبه نیز مراسم اعطای جایزه صلح نوبل به نرگس محمدی، مدافع ایرانی حقوق بشر و محبوس در زندان اوین اعطا شد و خانواده او این جایزه را دریافت کردند.

جایزه ساخاروف، به‌یاد آندره ساخاروف، فیزیکدان و مخالف سیاسی شوروی نام‌گذاری شده است. ساخاروف خود جایزه نوبل صلح سال ۱۹۷۵ را دریافت کرده بود. او حدودا ۱۰ سال را در زندان و تبعید گذراند و در دسامبر سال ١٩٨٩ در ۶۸ سالگی درگذشت.

متسولا جرئت و مقاومت زنان ا یران در تلاش برای دستیابی به عدالت و آزادی و حقوق بشر توقف‌ناپذیر توصیف کرد.

 

متن سخنرانی نرگس محمدی برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۳

عصرنو- يکشنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۲ - ۱۰ دسامبر ۲۰۲۳



متن سخنرانی نرگس محمدی برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۳

ارائه شده توسط کیانا و علی رحمانی
اسلو، ۱۰ دسامبر ۲۰۲۳
اعلاحضرتین،
والاحضرتان،
عالیجنابان،
اعضای محترم کمیته صلح نوبل نروژ،
خانمها‌ و آقایان

از ریاست و اعضای محترم کمیته‌ی نوبل صلح سپاسگزارم که با اعطای جایزه‌ی معتبر و پرافتخار صلح نوبل از جنبش باشکوه ”زن، زندگی، آزادی“ و از یک زن زندانی مدافع حقوق بشر و دموکراسی‌خواه، حمایت معنادار و پرقدرتی کردید. یقین دارم تأثیر تردیدناپذیر جایزه صلح نوبل بر جنبش پرقدرت اخیر ایرانیان برای صلح، آزادی و دموکراسی، بیش از فزونی قدرت مبارزه و مقاومت فردی من خواهد بود و این برای من امیدآفرین و شورانگیز است.

من یکی از میلیون‌ها زن سربلند و مقاوم ایرانی‌ام که برای رفع ستم، سرکوب، تبعیض و استبداد به پا خاسته‌اند. یاد می‌کنم از زنان بی‌نام و نشانی که در حوزه‌های گسترده‌ی سرکوب بی‌امان، جسورانه مقاومت و در واقع مقاومت را زندگی کرده‌اند.

این پیام را از پشت دیوارهای بلند و سرد زندان می‌نویسم. من یک زن خاورمیانه‌ای‌ام. خاورمیانه‌ای که گر چه از سابقه تمدنی بسیار غنی برخوردار بوده ، اما اکنون در میان جنگ، آتش تروریسم و بنیادگرایی گرفتار شده است. من یک زن ایرانی‌ام. ایرانی تمدن ساز و پرافتخار که امروز تحت ظلم بی‌امان حکومت دینی استبدادی زن‌ستیز است. من زنی زندانی‌ام که در تحمل رنج‌های عمیق و جان‌کاه ناشی از فقدان آزادی، برابری و دموکراسی، به ضرورت وجود آن‌ها پی برده و ایمان یافته‌ام.

در میان شعله‌های خشونت و در قدرت‌یابی و تداوم استبداد ، سال هاست مسئله ما ، پیش و بیش از ارتقاء ”کیفیت زندگی“، اساسا امکان ”زنده ماندن“ ، ” بقاء” و “زندگی کردن“ شده است.

در چنین وضعیتی ”حیات برهنه“ انسان، بی‌هیچ حایل و سپری در مقابل قدرت سرکش حکومت‌های استبدادی قرار می‌گیرد و در مقابل همه چیز، بی‌پناه می‌ماند.

در دنیای کنونی فرق معنادار و شکاف بزرگ و بیگانه‌کننده‌ای بین این دو وضعیت وجود دارد.

ما در تقلای ”زنده” ماندنیم.

این ”واقعیت زندگی“ ماست. ما مبارزه را زندگی می‌کنیم و آگاهانه و داوطلبانه گام به راهی می گذاریم که شاید جان سالم به در نبریم.

استبداد، شرارتی پایان‌ناپذیر و بی‌حد و مرز است که سایه‌ی شومش را دیرزمانی است که بر سر میلیون‌ها انسان آوار کرده‌است. استبداد، زندگی را به مرگ، موهبت را به حسرت و آسایش را به عذاب تبدیل می‌کند. استبداد ذایل‌کننده‌ی ”انسانیت“، “اراده” و ”شرافت” انسان است. ”استبداد” روی دیگر سکه‌ی ”جنگ“ است. شدت ویرانگری و انهدام هر دو هولناک است. یکی مستقیم با شعله‌های ویرانگر آتش که قابل رؤیت است و دیگری موذیانه و فریبکارانه ”انسان” را پاره پاره می‌کند. جان دادنِ ”انسان” در دالان‌های ”وحشت” و ناامنی استبداد، چون جان دادن پرهراس یک انسان بی‌پناه زیر آتش موشک و گلوله است.

”استبداد” و ”جنگ“، فزون‌بخش ”قربانی” است. قربانیان “استبداد” و ”جنگ” فقط جان‌باختگان نیستند. هر دو ، ”انسانیت” و ”شرافت” بازماندگان ، ناظران و سکوت‌کنندگان را به چالش می‌کشند و کیست که ادعا کند در این معرکه ، ”انسان” باقی می‌ماند؟

”مردم”، عنصر تعیین‌کننده معادله دموکراسی در ایران

حضار محترم
با این مقدمه، می‌خواهم به لحظه‌ی اعلام جایزه نوبل صلح و پژواک طنین صدای خانم اندرسون برگردم. به شعار زیبا و پرمحتوای جنبش مردم ایران؛ ”زن، زندگی، آزادی“.

جمله‌ی آغازین جایزه صلح نوبل من، نام جنبش مردم ایران بود و نقطه‌ی اتکاء و مرکز ثقل تحلیل و راهبرد من نیز ”مردم” و ”جامعه” است.

معادله‌ی پیچیده‌ی تغییرات و تحولاتِ بنیادینِ معطوف به تحقق دموکراسی، آزادی و برابری در ایران، تابعی از عنصر تعیین‌کننده‌ی ”مردم” است، گرچه پارامترهای ثابت و متغیر دیگری نیز ضرورتاً در این معادله نقش ایفا می‌کنند که تأثیرگذارند و نباید از نظر دور نگه داشته شوند.

مردم ایران برای تحقق دموکراسی، آزادی و برابری تلاش کرده‌اند. آنان برای تحقق این مطالبات همواره بر اعتراضات خشونت پرهیز و مقاومت مدنی تاکید و از هر فرصت و امکانی برای ساختن جامعه ای سرسار از صلح، رفاه و توسعه بهره گرفته اند. اما جهان شاهد است که حکومت سرسختانه و بی‌رحمانه با سرکوب، کشتار، اعدام و زندان در مقابل خواسته‌ها و مطالبات مدنی، آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه مردم ایستاده است . دموکراسی به واسطه‌ی ظرفیتی که برای تحقق آزادی و برابری در دل خود دارد، مطالبه‌ی بنیادین جامعه ایران بوده و قریب به اتفاق جامعه مدنی ، خواهان تغییرات بنیادین و گذار به دموکراسی به‌عنوان مولفه نظام سیاسی آینده ایران هستند.

جمهوری اسلامی؛ حکومت دینی استبدادی و زن‌ستیز

جمهوری اسلامی در عرصه‌ی سیاسی، راه هرگونه تحرک سیاسی را در جامعه مسدود کرده و ساختارهای فرصت‌های سیاسی را محدود و حوزه‌های کنش‌های جمعی و فردی را سرکوب می‌کند. جمهوری اسلامی اساساً با پاسخگویی به ”مردم” بیگانه است.

انتخابات و صندوق‌های رأی به دلیل رویکرد متحجرانه، ساختار متصلب، قوانین غیردموکراتیک و مکانیزم و رویه‌های غیرشفاف و متقلبانه، برای اکثریت مردم ایران موضوعیتی ندارد. جمهوری اسلامی ضریبِ امکانِ مشارکتِ سیاسی را ضرب در صفر کرده و سازمان‌های مدنی مستقل را به شدت سرکوب می‌کند و تلاش می‌کند تا هیچ فضای آزادی را به معنای حوزه‌ای خارج از دخالت و نظارت خود باقی نگذارد. حکومت، ”تبعیض” بر اساس ”دین“، “جنسیت“ و ”قومیت” را به طور هدفمند و سیستماتیک به منظور فرودستی ”دگر” ها در دستور کار خود قرار می‌دهد.

در عرصه‌ی قضایی باید به صراحت اعلان کنم که قوه‌ی قضائیه جمهوری اسلامی، مظهر بی‌عدالتی و ظلم و عامل نقض حقوق بشر است، استقلال قوه‌ی قضائیه امری محال است، چرا که ریاست این قوه، منصوب مستقیم ولی فقیه و دادگاه‌های انقلاب، تحت سلطه‌ی نهادهای امنیتی و نظامی‌اند. آن‌چه در این سیستم قضایی مجال تحقق نمی‌یابد، ”عدالت” است.

همچنین حکومت در عرصه‌ی فرهنگی تلاش کرده تا با هزینه‌های گزاف، ماشین ایدئولوژی و سازمان‌های تبلیغاتی را سر پا نگه دارد تا به جامعه‌پذیری ایدئولوژیکی و تبلیغات گسترده دائمی بپردازد و با سانسور، حذف کامل رسانه‌های مستقل، کنترل و سرکوب، فرهنگ واقعی جامعه را به مهمیز کشد. با این‌همه ماشین ایدئولوژی حکومت کارکرد خود را از دست داده و افکار عمومی مشروعیت حکومت را به چالش کشیده است.

در عرصه‌ی اقتصادی نظام حامی پرور(رانتیر)،رفاقت سالار (کرونیستی) و غارتی با واگذاری انحصارات و امتیازات ویژه به گروه های وفادار به خود، حوزه اقتصاد را بدل به عرصه غارت و سرکوب کرده است. فساد افسارگسیخته سیستماتیک، ناکارآمدی و سوءمدیریت، اختلاس و غارت اموال و ذخایر عمومی،‌ جامعه را دچار فقر، نابرابری های عمیق، بی‌کاری و دیگر نابسامانی‌ها کرده که تبعات سنگین این سیاست‌ها، ”زیست انسانی“ مردم و ”شأن” و ”منزلت” انسانی آنها را در معرض ”فروپاشی” و ”انهدام” قرار داده‌است. پاسخ رژیم در برابر معترضان همواره پرونده سازی، دستگیری، زندان و گلوله بوده است. آبان ۹۸ شاهدی بر این مدعاست.

می خواهم اجمالاً تأکید کنم که جمهوری اسلامی بسیاری از حقوق مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین را در همه ابعاد زندگی مردم اعم از سیاسی،اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی به مخاطره افکنده است.

جنبش ”زن، زندگی، آزادی“ ؛شتاب‌بخش فرایند دموکراسی

در چنین شرایطی است که جنبش فراگیر ”زن، زندگی، آزادی“ در امتداد مبارزات تاریخی، با عاملیت ”زنان” ایران، پس از کشته شدن مهسا ـ ژینا امینی شکل گرفت و با حمایت گسترده مردان و جوانان جامعه همراه شد.

در چنین بستری مردم ایران به ویژه ”زنان” در ستیز رو در رو با رژیم دینی استبدادی، توان و امکان به چالش کشیدن الگوهای فرهنگی و نهادی را کسب کرده‌اند و به قدرتی تأثیرگذار در ”مبارزه” و ”مقاومت” و ترسیم چشم‌انداز دولت و دموکراسی در آینده‌ی ایران تبدیل شده‌اند.
زنان، این موقعیت تأثیرگذار را به موجب ۴۵ سال تجربه‌ی تبعیض و ستم در تمام عرصه‌های خصوصی و عمومی و ”آپارتاید جنسی و جنسیتی“ و متقابلاً مقاومت‌های خستگی ناپذیرشان به دست آورده‌اند.

جنبش ”زن، زندگی، آزادی“ با ایده‌ی سترگ و فراگیر ”گذار از استبداد دینی“، فرایند تحقق دموکراسی، آزادی و برابری را در ایران شتاب داد و مطالبات تاریخی مردم ایران را وضوح و معنا بخشید. این جنبش در تداوم جنبش‌ها و خیزش‌های زنان، جوانان، دانشجویان، معلمان، کارگران، حقوق بشر ، محیط زیست و …به بسط مقاومت مدنی مردم ایران کمک شایان توجهی کرد. این جنبش ماهیتاً ”تغییرمحور“ و اساساً ”زندگی بنیاد“ است.

این جنبش به منزله‌ی “بسطی از سیاست‌های ستیز“ (contentious politics) متکی بر سیر مبارزات مدنی، جنبش‌های اجتماعی و تلاش خستگی‌ناپذیر مردم برای تحقق ”جامعه مدنی“ است. گرچه در حال حاضر تحت شدیدترین سرکوب‌های حکومت قرار دارد، اما زنده و پویا است.

تشدید سرکوب زنان به موجب ”حجاب اجباری“ ننگین حکومتی، ما را دچار ”انفعال” یا ”انطباق” نخواهد کرد، چرا که باور داریم ”حجاب اجباری“ از سوی حکومت، نه فریضه‌ای دینی و الگویی فرهنگی، بلکه به منظور جریان و شریان عنصر ”سلطه” و ”تسلیم” در رگ و پی کل جامعه بوده و ”لغو حجاب اجباری“ به منزله لغو تمام شقوق سلطه و شکستنِ سرکوب استبداد دینی است.

واقعیت این است که رژیم جمهوری اسلامی در نازل‌ترین سطح مشروعیت و پایگاه اجتماعی مردمی و در موقعیت ”تعادل ناپایدار“ قرار دارد و ظهور هر عنصری به عنوان کاتالیزور، شکل نهایی سیاست‌های ستیز و ”گذار از استبداد دینی“ را رقم خواهد زد. چرا که باور به ”دموکراسی” و ”حقوق بشر“ صرفا امور محصور در ”زیست ذهنی“ روشنفکران ایران نیست، بلکه کنش‌های جمعی و فردی پردامنه‌ای را در کل جامعه رقم زده است.

راهبردِ تقویت جامعه‌ی مدنی و تضمین حقوق بشر در ایران

حضار محترم
جنبش قدرتمند و فراگیر مردم ایران برای به ثمر نشستن، نیاز به رشد، گسترش و قدرت‌یابی سارمان های جامعه مدنی و توسعه ساختار شبکه‌ای برای بسیج نیروهای جنبش دارد.

از سویی دیگر ”جامعه‌ی مدنی“ جان‌مایه‌ی ”دموکراسی” است و بدون ”جامعه‌ی مدنی“ قدرتمند، آینده‌ی ”دموکراسی” در ایران تضمین نخواهد شد. جامعه‌ی مدنی ایران از تجارب تاریخی ارزشمندی برخوردار است و علی‌رغم سرکوب شدید و بی‌امان حکومت، به اشکال مختلف به بقای خود ادامه داده‌است و اکنون زمان ”تقویت” و ”حمایت” گسترده جامعه مدنی بین‌المللی از “جامعه‌ی مدنی” ایران فرا رسیده و من تمام تلاش خود را در این خصوص به کار خواهم گرفت.

تحقق ”دموکراسی” مستلزم تحقق “حقوق بشر“ است. ”حقوق بشر“ به سطح آگاهی تاریخی مردم ایران رسیده و سرفصل‌ فعالیت بسیاری از جنبش‌ها، جریانات و گروه‌هاست و ظرفیت و توان ایجاد همبستگی و ائتلاف‌های گسترده‌ی ملی را پیدا کرده است.

همراهی افکار عمومی جهان از طریق ”رسانه‌های”معتبر جهانی بی تردید اثرات جدی در تداوم و تقویت جنبش دموکراتیک مردم ایران خواهد داشت.

حضار محترم
بی‌گمان مردم ایران به مبارزه ادامه خواهند داد، اما در دنیای جهانی شده‌ی کنونی، نقش دولت‌ها،جامعه مدنی جهانی، از جمله سازمان ها و نهادهای بین المللی، رسانه ها و سازمان های مدنی مستقل و غیر دولتی انکار ناپذیر است.

من عمیقاً از حمایت نهادهای بین‌المللی حقوق بشری، همینطور سازمان های مدنی زنان، هنرمندان، انجمن جهانی قلم، نویسندگان و روشنفکران و رسانه‌های جهانی برای حمایت‌های تأثیرگذارشان از جنبش ”زن، زندگی، آزادی“ سپاسگزارم.

اما واقعیت این است که دولت‌ها و سازمان ملل آن‌چنان که ضروری و سزاوار می‌نمود، اهتمام جدی، انسجام عملی و رویکردی پیش‌برنده برای حمایت معطوف به پیروزی مردم ایران نداشته‌اند. سیاست‌ها و راهبردهای دولت‌های غربی سطحی‌تر از آن بوده که با اصالت بخشی به اراده‌ی مردم ایران برای رسیدن به اهدافشان، دموکراسی را در این نقطه از جهان ممکن‌تر و صلح را تضمین نمایند.

حقوق بشر در خلأ اتفاق نمی‌افتد، حال آن‌که حقوق بشر در کشور ایران تحت فشارهای چندجانبه نیروهای قدرتمند سرکوبگر قرار دارد و دولت‌های غربی نمی‌بایست با اتخاذ راهبردهای سرگردان معطوف به استمرار حکومت جمهوری اسلامی، دموکراسی و حقوق بشر را به تأخیر اندازند و انتظار می رود جامعه مدنی جهانی حمایت های جدی تری از تلاش مردم ایران برای گذار دموکراتیک و خشونت پرهیز برای دست یابی به صلح و دموکراسی و حقوق بشر انجام دهند.

راهبرد شکل‌گیری اراده و انسجام بین‌المللی

حضار محترم
به رسمیت شناخته شدن حق ”حاکمیت ملی“ و “حق تعیین سرنوشت” مردم و ملل پس از هزینه‌های سنگین جنگ‌ها، قابل احترام، بسیار مترقی، سرفصل جدیدی برای زیست بشر و پیشرفت بزرگی برای محافظت از صلح بوده است، اما جهان شاهد است و تاریخ گواهی می‌دهد که مسئله‌ی ”تجاوز” و ”تعرض” حاکمان به ”حقوق اساسی مردم“ خودشان، مسئله‌ای بزرگ و حل‌نشده باقی مانده و صلح پایدار جهانی را به مخاطره افکنده و بشریت از آن رنج می‌برد.

تصویب اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر در سازمان ملل و سازوکارهای موجود، معاهدات و دادگاه‌های بین‌المللی و اروپایی نیز نتوانسته‌اند مانع افسارگسیختگی سرکوب وحشیانه، انهدام زندگی، تجاوز به حقوق بنیادین مردم، شکنجه، اعمال تبعیض و ستم حاکمان بر مردم بی‌پناهشان شوند. در جهان کنونی، اقتصاد، دین و دولت- ملت‌ها از نهادهای قدرتمند تاریخی برخوردارند و نهاد تازه‌جان‌یافته‌ی حقوق بشر از سوی نهادهای قدتمند تحت فشار قرار گرفته‌است.

جهان شاهد است که هیچ سندی به اندازه‌ی اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، نقض نشده است. راهکار چیست؟ آیا زمان آن فرا نرسیده تا جهان اراده و اهتمام کند که با یکپارچگی و انسجام راه حلی بیابد؟

به باور من جهانی شدن صلح و حقوق بشر، مقدم و کارسازتر از جهانی شدن هر امر دیگری است.

واقعیت این است که تبعات و پیامدهای نقض حقوق بشر که بهای ابقاء حکومت‌های اقتدارگرا است، در داخل مرزهای جغرافیایی نمی‌ماند و تبعات سنگین و جبران‌ناپذیر مهاجرت، آوارگی، بروز جنگ‌ها، آشوب‌ها، مداخلات نظامی و ایجاد بستر مناسب برای رشد گروه‌های تروریستی و بنیادگرایی، چون تبعات پهن دامنه‌ی جنگ بین کشورها، به کل جهان سرایت می‌کند.

به نظر می‌رسد در دنیای جهانی شده، یا ”حقوق بشر“ جهانی خواهد شد، یا پیامدهای ”نقض حقوق بشر“. من به سهم خود در کنار تلاشگران و مدافعان حقوق بشر برای جهانی شدن حقوق بشر تلاش خواهم کرد.

حضار محترم
من در کنار استاد و همکار عزیزم سرکار خانم شیرین عبادی دومین دریافت‌کننده‌ی مدال نوبل صلح از کشور سربلند ایرانم. ایران تمدنی کهن و پر افتخار دارد و همواره در تقلای بالندگی و بهروزی بوده‌است. ما وارثان این تمدن و تقلاییم.

تاریخ و میراث فرهنگی و تمدنی گذشته، تنها پیوند ما نیست، آینده نیز ما را در کنار و تکیه‌گاه هم قرار داده‌است. ما در تقلای دموکراسی و حقوق بشریم و این از مردمانی سخت‌کوش و مقاوم که پیشتاز مشروط کردن قدرت دولت، آزادی‌خواهی و عدالت طلبی در منطقه بوده‌اند، امری غریب نیست.

عنصر پایدار و روزافزون ” مقاومت“ و ”مبارزه” در ترکیب و بافت تاریخ، فرهنگ و باورهای مردم ایران، قدرتمند و تأثیرگذار بوده‌است.

مقاومتِ امروز مردم از اقوام، مذاهب، عقاید، رویکردهای سیاسی مختلف و در جغرافیای فراگیر ایران طی سالین گذشته ستودنی است.

جنبش ”زن، زندگی، آزادی“ ، وارث و وامدار همه این سال‌ها مقاومت با استراتژی گوناگون است. از اعتراضات فراگیر و خونین مردم به انتخابات فرمایشی و متقلبانه ۸۸ ، دی ماه ۹۶ تا اعتراضات ”آب“، از آبان خونین ۹۸ تا اعتراض به سرنگونی هواپیمای اوکراینی و اعتراضات مستمر معلمان، کارگران، بازنشسته گان و دیگرگروه‌های اجتماعی.

این روزها سبک زندگی، بستر مقاومت روزمره جوانانی است که خیابان و عرصه عمومی را به فضایی برای مقاومت مدنی فراگیر تبدیل کرده‌اند. مقاومت، زنده و مبارزه پابرجاست.

مقاومتِ مداوم و خشونت‌پرهیز بس سترگ است. این همان راه دشواری است که ایرانیان به اتکای آگاهی تاریخی و اراده‌ی جمعی خود تا امروز پیموده‌اند. مردم ایران با استمرار، انسداد و استبداد را ویران خواهند کرد. تردید نکنید، این امر قطعی است. من در کنار جامعه مدنی، زنان و مردان مقاوم و شجاع ایران با امید و اشتیاق دست تمام نیروها، جریانات و افراد با محوریت پای‌بندی به صلح ،‌ میثاق جهانی حقوق بشر و دموکراسی را می‌فشارم.

یقین دارم نور آزادی و عدالت با قدرت به سرزمین ایران تابانده خواهد شد. در آن بزنگاه، پیروزی دموکراسی و حقوق بشر را بر استبداد و اقتدارگرایی جشن خواهیم گرفت و پژواک سرود پیروزی مردم در خیابان‌های ایران در سراسر جهان طنین انداز خواهد شد.

نرگس محمدی/ اوین- آذر ۱۴۰۲

پست‌های جدیدتر پست‌های قدیمی‌تر صفحهٔ اصلی

آخرین مطالب منتشر شده

آخرین نظرات

Advertisement

مادران پارک لاله ایران، حرکتی جوان و نوپاست و تلاش می‌کند در ادامه روند خود «صدایی» همراه با «جنبش دادخواهی مادران و خانواده‌های آسیب‌دیده‌ی ایرانی» باشد. این حرکت مستقل و دادخواهانه که از تلاش‌گَران عرصه دادخواهی و فعالان اجتماعی تشکیل شده است، از تیرماه 1388، با فراخوان تعدادی از زنانِ دادخواه در اعتراض به کشتن و مجروح و زندانی کردن مردمی که برای حداقل خواست انسانی خود به خیابان آمده بودند، در پارک لاله تهران شکل گرفت.

این حرکتِ دادخواهانه، در مسیر حرکت خود، سه خواست حداقلی و مشخص زیر را تعریف کرد:

- آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی،

- لغو مجازات اعدام،

- محاکمه و مجازات آمران و عاملان همه جنایت‌های صورت گرفته در جمهوری اسلامی در دادگاهی علنی و عادلانه.

در طی این مدت نیز همواره در کنار و در پیوند با خانواده‌ها، در راستای تحقق این سه خواسته حرکت کرده است. این حرکت خودجوش و دادخواهانه به هیچ فرد، گروه و سازمان سیاسی داخلی و خارجی وابستگی ندارد و هم‌چنین با افراد و گروه‌های وابسته به حکومت مرزبندی دارد.

ما هم‌چنین اعتقاد داریم برای رسیدن به سه خواست حداقلی خود، باید در جهت رسیدن به آزادی بیان و اندیشه، رفع هر گونه تبعیض و جدایی دین از حکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی‌عدالتی‌ها را در ساختار حکومت و قوانین آزادی ستیز و تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی می‌دانیم.

اخبار منتخب دیگر رسانه ها

ایالات متحده، اسرائیل و ایران باید از حمله به زیرساخت‌های انرژی غیرنظامی که سلامت عمومی را به خطر می‌اندازد، خودداری کنند: بیانیه مشترک پزشکان برای حقوق بشر و مجموعه فعالان
صلیب سرخ: نیازهای پزشکی در ایران به‌سرعت افزایش یافته و ذخایر امدادی در معرض تهی‌شدن است
بیش از صد حقوقدان آمریکایی: حملات آمریکا به ایران می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد
سقوط جنگنده آمریکایی در جنوب ایران
سقوط دو جنگنده آمریکایی، ادعاهای ترامپ و هگست درباره برتری مطلق هوایی بر فراز ایران را زیر سؤال برد
اوج‌گیری اعدام زندانیان سیاسی در سایه جنگ
هشدار دو نهاد حقوق بشری: در ایران هزاران زندانی در معرض خطرند
بیانیه شخصیتهای سیاسی، کارگری و اجتماعی: قطع فوری و بدون قید و شرط جنگ
نسرین ستوده بازداشت شد
حمله به انستیتو پاستور: تهدید علیه اکوسیستم جهانی
اختلال بی‌سابقه در جریان اطلاعات در ایران؛ روایت یک‌سویه و تشدید فشار بر رسانه‌ها در سایه جنگ
ترامپ مسئولیت حمله به پل B1 کرج را پذیرفت: «بزرگ‌ترین پل ایران برای همیشه نابود شد»
حزب کمونیست فلسطین: قانون اعدام زندانیان، گامی در مسیر نهادینه‌کردن فاشیسم صهیونیستی است

تشدید سرکوب در فضای جنگی، جان زندانیان سیاسی ایران در خطر است.

برگه ها

  • آخرین اخبار (2353)
  • آخرین اخبارر (1)
  • اخبار (45)
  • اخبار حامیان (233)
  • اخبار دادخواهانه حامیان حرکت های مردمی در ایران (60)
  • اخبار مربوط به مادران (44)
  • از دیگر سایت ها (91)
  • از زبان دادخواهان (216)
  • اشعار (80)
  • بیانیه‌ها (315)
  • بیدادگران (23)
  • تازه ها (15)
  • خاطرات (13)
  • درباره دادخواهی (93)
  • گزارشات (370)
  • مصاحبه (12)
  • مصاحبه مادران (90)
  • مصاحبه ها (79)
  • مقالات (121)
  • نامه مادران به فرزندان (13)
  • نامه های دادخواهانه (73)
  • وب نوشت ها (347)

صفحات

  • فیسبوک مادران پارک لاله ایران

آمار بازدید ماهانه

Photos on Flickr

بایگانی مطالب

کلیه حقوق برای مادران پارک لاله ایران.محفوظ است
طراحی شده توسط مادران پارک لاله ایران