هشت سال پیش در چنین روزهایی، پس از آشکار شدن تقلب در انتخابات فرمایشی سال 1388، شاهد خیزش مردمی در خیابانها بودیم که منجر به سرکوب وحشیانهی دولتی و کشته و مجروح و ناپدید شدن تعدادی از مردم بیدفاع شد. این بیعدالتیها ما را بر آن داشت که حرکتی را برای بلند کردن صدای دادخواهی سامان دهیم. حرکتی که خودجوش آغاز شد و دادخواهانه ادامه یافت و به هیچ فرد، گروه و سازمان سیاسی داخلی و خارجی وابستگی ندارد و همچنین با افراد و گروههای وابسته به حکومت مرزبندی دارد.
ما که خود آرمانی برای رهایی و ساختن دنیای انسانی داشتیم و
در طی این سالها به اشکال مختلف مبارزه کرده و زخم خورده بودیم، به این نتیجه
رسیدیم که لازمهی رسیدن به دموکراسی، فعال کردن جنبشهاست و تلاش کردیم صدایی
هرچند کوچک از جنبش دادخواهی مردم ایران باشیم.
ما در
این مسیر سه خواستهی زیر را مبنای حرکت خود قرار دادیم:
1- آزادی
زندانیان سیاسی و عقیدتی،
2- لغو
مجازات اعدام،
3- محاکمه
و مجازات آمران و عاملان تمامی جنایتهای
صورت گرفته در جمهوری اسلامی در دادگاهی علنی و عادلانه.
و
بارها تاکید کردیم که برای رسیدن به این خواستهها، باید در جهت رسیدن به آزادی
بیان و اندیشه، رفع هر گونه تبعیض و جدایی دین از حکومت نیز
تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بیعدالتیها را در ساختار حکومت و قوانین
آزادی ستیز و تبعیضآمیز جمهوری اسلامی میدانیم.
ما از تجمع شنبهها در میدان آب نمای پارک لاله تهران شروع
کردیم و در حمایت و همراهی با حرکت دادخواهانهی خانوادهها و زندانیان سیاسی این
راه را ادامه دادیم. در مسیر حرکت خود به این نتیجه رسیدیم که برای فعالتر شدن
جنبش دادخواهی نیازمند آنیم که بیشتر درباره مفاهیم دادخواهی بخوانیم و بدانیم و
روشنگری کنیم. در این رابطه مصاحبههایی با فعالان عرصه دادخواهی و خانوادهها
ترتیب دادیم و سپس به نوشتن کتابی با نام «مفاهیم دادخواهی به زبان ساده»
پرداختیم. در این بین نیز از حمایت و همراهی با خانوادهها و همچنین افشاگری علیه
عملکرد غیردموکراتیک حکومت غافل نماندیم.
هرچند تلاش ما برای روشنگری، در وسعت
خاموش کردن بلایایی که بر سرمان میآورند، بسیار اندک است، ولی به روشن نگاه داشتن
این شمع کوچک ایمان داریم و میدانیم که بالاخره روزی جنبش دادخواهی فراگیر شده و
پرچم خواستههای دموکراتیک و انسانی خود را در خیابانها برخواهیم افراشت و مسیری
را طی میکنیم تا به برقراری عدالت دست یابیم.
اکنون بیش از گذشته بر این باوریم که
جمهوری اسلامی دچار بحران شدید مدیریت ساختاری شده است و هر چه میگذرد بر همگان
روشنتر میشود که با «نمایش ثبات و امنیت و دموکراسی» هم نمیتواند این ساختار
معیوب را « حتی اگر بخواهد» اصلاح نماید.
مروری جدی بر عملکرد سیاسی 38 سالهی
حکومت نیز دلیل دیگری بر این ادعاست که سیاستِ تمام لایههای قدرت، سرکوب و شکنجه
و زندان و اعدام آزادی خواهان بوده و هست و رعایت حقوق انسانی ما هیچ کجای این
معادلهی سیاسی نیست. و ما مردم تنها زمانی برای حاکمان قدر و قیمت مییابیم که
نیاز به آرای ما دارند تا حکومت مطلقهشان را دموکراتیک جلوه دهند و پس از آن نه
تنها ما را نادیده میگیرند، بلکه زیر پای خود له میکنند تا خللی در قدر قدرتیشان
ایجاد نشود و به محاق رفتن سند 2030، شاهدی دیگر بر این ادعاست.
شاهدی دیگر، افزایش فشار بر زندانیان سیاسی برای اعتراف گیری و
گسترش دستگیریها و اعدامهای بیشتر به بهانهی حمله داعش و مشابهت دادن آن با
مساله دههی 60 است تا بتوانند با خشونتی لجام گسیخته، نیروهای معترض را سر جای
خود بنشانند و شهرهای مرزی را نیز کنترل کنند.
شاهدی دیگر، سرکوب و پرونده سازیهای دوباره برای خانوادههای
دادخواه از دههی شصت گرفته تا خانوادههای کشته شدگان سال 88 است تا بتوانند
جسارت و دادخواهی را سرکوب کنند و از حرکت پیش رونده و همبستگی خانوادهها با
همدیگر جلوگیری کرده و مطالباتشان را خاموش کنند.
ولی غافل از آنند که جنبشها در حال اوج گیریاند و سیاست
سرکوب تنها میتواند برای مدتی شعلههای سرکش آتش خشم مردم را به زیر خاکستر ببرد
و دیری نمیپاید که دوباره جنبشها با نیرویی قویتر سر بلند میکنند؛ دادخواست
خانوادههای پنجاه نفر از اعدام شدگان دههی شصت یکی از آن نمونههاست و امیدواریم
این حرکت دادخواهانهی جمعی گسترش یابد و سایر خانوادهها را نیز با خود همراه کند
و گزارشگر ویژه و کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل و دیگر سازمانها و نهادهای حقوق
بشری را بر آن بدارد که به مسئولیت خود عمل نمایند و خانوادهها را در جهت کشف
حقیقت و پاسخگو کردن جمهوری اسلامی یاری رسانند تا شاید با پرده برداری از این
جنایتها، بتوانیم از تکرار جنایت جلوگیری کنیم و به سوی دموکراسی و برقراری عدالت
پیش برویم.
بر ماست که زمان و شرایط را تشخیص دهیم تا
بتوانیم برای برون رفت از این شرایط فلاکت بار گامهای جدی تری برداریم. اگر میخواهیم
حرکتی پوینده داشته باشیم و قدرتی بالنده شویم و دنیایی به دور از تبعیض و
نابرابری بسازیم و صلح و امنیت را بر زندگیمان برقرار سازیم، راهی جز این نیست که
با ایجاد تشکلهای مستقل و پیگیری مطالبات واقعیمان و اتحاد و همبستگی با سایر
جنبشهای مردمی، این راه را هموار سازیم.
مادران پارک لاله ایران
7 تیرماه 1396
برگرفته از سایت هرانا
سازمان عفو بینالملل خواستار رسیدگی فوری به وضعیت امید علیشناس، فعال حقوق بشر، در زندان اوین تهران شده است. بر اساس اطلاعیه این سازمان، آقای علیشناس بیش از شش ماه است که در بند هفت زندان اوین در شرایط نامناسب نگهداری میشود.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از بی بی سی، سازمان عفو بینالملل میگوید گزارشهایی درباره وضعیت “بد” این بخش از زندان اوین در دست دارد که نشان میدهد زندانیان در اتاقهای شلوغ، با موش و سوسک، بدون میوه و تغذیه مناسب نگه داشته میشوند.
امیدعلیشناس فعال مدنی ۳۳ ساله مشغول گذارندن دوران ۷ ساله محکومیت است.
مطابق دادنامه، فعالیتهای مجازی و انتشار مطالب انتقادی درباره وضعیت حقوق بشر و اعدام در ایران، همدلی و همراهی با خانوادههای زندانیان سیاسی و خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام، شرکت در تجمع در دفاع از کوبانی، همدلی با خانوادههای قربانیان حوادث سال ۸۸ و ارتباط با فعالان حقوق بشر، از اتهامات این فعال مدنی بوده است.
به ستاد خبرى اداره اطلاعات و نهادهاى امنيتى در آستانه عيد فطر
برگرفته از سایت عصرنو
يکشنبه ۴ تير ۱۳۹۶ - ۲۵ ژوين ۲۰۱۷
ده ها تن از فعالان عرب شهر اهواز در آستانه عيد فطر توسط ستاد خبرى اداره اطلاعات اهواز واقع در منطقه امانيه و تعدادى از آنها به يك نهاد امنيتى واقع در پادادشهر و بعضى به كلانترى 17 واقع در خيابان الهادى كوى علوى( حي الثوره) جهت اخذ تعهد كتبى مبنى بر باقى ماندن در منازلشان وعدم شركت در مراسم عيد فطر احضار شدند.
پس از سال 1384، هر ساله همزمان با عيد فطر جوانان عرب در اقدامی مسالمت آميز دربرابر منازل به خانواده هاي محكومين به اعدام، خانواده هاي زندانيان سیاسی و خانواده هاي فعالان عرب اعدام شده، تجمع کرده وبه شعار خوانی ویزله وپایکوبی می پردازند. در این تجمعات اشعاری در افتخار به فدارکای های فرزندان این خانواده سرداده شده واز آنها قدردانی می شود.
از دیگر اقدامات مسالمت آمیز واعتراضی جوانان عرب برپا کردن نماز عید فطر در اماکنی غیر از امکان رسمی تعیین شده از سوی نظام است. طی سال های گذشته، جوانان عرب در روز عید فطر که یکی از نمادهای ملی مردم عرب اهواز است پس از ادای نماز عید، راهپیمایی اعتراضی خود را آغاز می کنند.نیروهای امنیتی جهت ممانعت از برگزاری چنین راهپیمایی ها ویا تجمعات مردمی، امسال نیز مانند سال های گذشته اقدام به احضار شماری از فعالان عرب کرده است.
بنا به تعهد كتبى كه نيروهاى امنيتى با اعمال فشار از آنها گرفته اند، اين تعداد از فعالان چنانچه به تعهد خود عمل نكنند بازداشت مى شوند. احضار شدگان كسانى هستند که سابقه دستگیر شدن در اعتراضات صورت گرفته در ایام عید فطر ویا سالیاد انتفاضه سال های گذشته و بعضى از آنها از خانواده اى فعالان عرب اعدام شده مى باشند.
تعدادى از احضار شدگان كه اسامي آنها به دست فعالان حقوق بشر رسيده به شرح آتی است:
از اهالى كوى علوى شهر اهواز :
يعقوب بنى تميم 50 ساله،شاكر بنى تميم 37 ساله،توفيق بنى تميم 35 ساله ( خانواده مالك بنى تميم كه در سال 1385 إعدام شد). جاسم بترانى و سه فرزندش محمد بترانى 28 ساله، عمار(رياض) بترانى 20ساله و باسم بترانى 26 ساله (خانواده على بترانى كه در انتفاضه 1384 با تير مستقيم نيروهاى امنيتى كشته شد).
رحيم سوارى 43ساله، مرتضى سوارى 18 ساله، أحمد سوارى،محمود سوارى، سعيد حيدرى ، مصطفى سيلاوى،سيد كامل فاضلى ،عباس سوارى،عدنان سوارى ، فيصل سوارى، جليل بدوى،سامى چلداوى،توفيق جادرى،مهدى سوارى، چاسب حيدرى،جليل سوارى،احمدطرفى،طارق ساعدى،نجم باوى،سامح زائرى،عبدالرحمن سوارى ، مسعد حيدرى، ناطق سوارى، موسى شريفى
بنا به گزارش منابع محلى ،روز سه شنبه گذشته 30 خردادماه نيز اداره اطلاعات يك فعال مذهبى اهل سنت بنام جاسم جلالى( كعبى) 24 ساله از اهالى كوى علوى را بازداشت كرده است و به محل مجهولى منتقل شده است. روز پنجشنبه اول تير ماه نيز اداره اطلاعات شهرستان اهواز يك فعال اهل سنت بنام فؤاد سلامى از اهالى قلعه كنعان/چنعان حومه شهر اهواز را در مغازه اش بازداشت كرده است وبه مكان نامعلومى منتقل كرده است. خانواده بازداشت شدگان از محل و سرنوشت فرزندان خود اطلاعى ندارند.
كريم دحيمى
پس از سال 1384، هر ساله همزمان با عيد فطر جوانان عرب در اقدامی مسالمت آميز دربرابر منازل به خانواده هاي محكومين به اعدام، خانواده هاي زندانيان سیاسی و خانواده هاي فعالان عرب اعدام شده، تجمع کرده وبه شعار خوانی ویزله وپایکوبی می پردازند. در این تجمعات اشعاری در افتخار به فدارکای های فرزندان این خانواده سرداده شده واز آنها قدردانی می شود.
از دیگر اقدامات مسالمت آمیز واعتراضی جوانان عرب برپا کردن نماز عید فطر در اماکنی غیر از امکان رسمی تعیین شده از سوی نظام است. طی سال های گذشته، جوانان عرب در روز عید فطر که یکی از نمادهای ملی مردم عرب اهواز است پس از ادای نماز عید، راهپیمایی اعتراضی خود را آغاز می کنند.نیروهای امنیتی جهت ممانعت از برگزاری چنین راهپیمایی ها ویا تجمعات مردمی، امسال نیز مانند سال های گذشته اقدام به احضار شماری از فعالان عرب کرده است.
بنا به تعهد كتبى كه نيروهاى امنيتى با اعمال فشار از آنها گرفته اند، اين تعداد از فعالان چنانچه به تعهد خود عمل نكنند بازداشت مى شوند. احضار شدگان كسانى هستند که سابقه دستگیر شدن در اعتراضات صورت گرفته در ایام عید فطر ویا سالیاد انتفاضه سال های گذشته و بعضى از آنها از خانواده اى فعالان عرب اعدام شده مى باشند.
تعدادى از احضار شدگان كه اسامي آنها به دست فعالان حقوق بشر رسيده به شرح آتی است:
از اهالى كوى علوى شهر اهواز :
يعقوب بنى تميم 50 ساله،شاكر بنى تميم 37 ساله،توفيق بنى تميم 35 ساله ( خانواده مالك بنى تميم كه در سال 1385 إعدام شد). جاسم بترانى و سه فرزندش محمد بترانى 28 ساله، عمار(رياض) بترانى 20ساله و باسم بترانى 26 ساله (خانواده على بترانى كه در انتفاضه 1384 با تير مستقيم نيروهاى امنيتى كشته شد).
رحيم سوارى 43ساله، مرتضى سوارى 18 ساله، أحمد سوارى،محمود سوارى، سعيد حيدرى ، مصطفى سيلاوى،سيد كامل فاضلى ،عباس سوارى،عدنان سوارى ، فيصل سوارى، جليل بدوى،سامى چلداوى،توفيق جادرى،مهدى سوارى، چاسب حيدرى،جليل سوارى،احمدطرفى،طارق ساعدى،نجم باوى،سامح زائرى،عبدالرحمن سوارى ، مسعد حيدرى، ناطق سوارى، موسى شريفى
بنا به گزارش منابع محلى ،روز سه شنبه گذشته 30 خردادماه نيز اداره اطلاعات يك فعال مذهبى اهل سنت بنام جاسم جلالى( كعبى) 24 ساله از اهالى كوى علوى را بازداشت كرده است و به محل مجهولى منتقل شده است. روز پنجشنبه اول تير ماه نيز اداره اطلاعات شهرستان اهواز يك فعال اهل سنت بنام فؤاد سلامى از اهالى قلعه كنعان/چنعان حومه شهر اهواز را در مغازه اش بازداشت كرده است وبه مكان نامعلومى منتقل كرده است. خانواده بازداشت شدگان از محل و سرنوشت فرزندان خود اطلاعى ندارند.
كريم دحيمى
شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران

| تروریست های منتسب به داعش با کشتن و مجروح کردن ده ها تن از هم وطنان ما در تهران، یکبار دیگر موج انزجار مردم ایران و جهان را نسبت به خود و هر شکل دیگری از تروریسم برانگیختند. تروریست ها این بار پایتخت کشوری را هدف قرار دادند که ۳۸ سال است، دگراندیشان آن در معرض تروریسم حکومتی قرار دارند و تا کنون هزاران تن از شهروندان ایرانی قربانی تروریسم حکومتی گردیده اند. |
ما نهادهای ایرانی مدافع حقوق بشر، ضمن ابراز همدردی با خانواده ها و بازماندگان قربانیان عملیات تروریستی تهران و محکوم نمودن اعمال نفرت انگیز تروریستی، هشدار می دهیم که جمهوری اسلامی در نظر دارد، به بهانه سرکوب داعش، فضای جامعه را پلیسی تر از گذشته کرده و به سرکوب مخالفان و منتقدان ایرانی ابعاد گسترده تری بدهد.
بدون تردید، فعالان حقوق بشری به افشای ماهیت تروریستی مسئولان حکومت اسلامی که خود متهم به اعمال تروریستی علیه دگراندیشانند، هم چنان در سرتاسر جهان ادامه خواهند داد.
هنوز جنجال آخرین انتخابات ریاست جمهوری تمام نشده است که حکومت اسلامی ایران در فضای پلیسی پس از اعمال تروریستی منتسب به داعش در تهران، با از سرگیری اعدام ها و دستگیری ها و شکنجه و آزار مخالفان سیاسی و عقیدتی، یکبار دیگر ماهیت ضد حقوق بشری خود را نشان می دهد. حکومت اسلامی ایران به مردم کشور و همه جهانیان نشان می دهد: نظامی که بنیادش بر ترور مخالفان سیاسی و عقیدتی، تبعیض های گوناگون، سلب آزادی های فردی و اجتماعی، زندان، شکنجه و اعدام بنا شده باشد، نه تنها قصد هیچ گونه تغییری در رفتارهای ضد انسانی نسبت به شهروندان را نخواهد داشت، بلکه هر روز که بگذرد، بر سرکوب و فشار بیشتر بر جامعه مدنی و مدافعان حقوق بشر در خواهد افزود.
وجود یکی از عوامل کشتار دهه ۶۰، به ویژه قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، در میان کاندیداهای ریاست جمهوری اسلامی، ما را بر آن داشت که بیش از گذشته بر مسئله دادخواهی و افشای جنایات و آمران و عاملان آن تاکید کنیم. اگر چه ما می دانیم که هیچ گاه روسای جمهور برگزیده، از جمله حسن روحانی، به هیچ یک از وعده هائی که در موارد تأمین آزادی ها، رفع تبعیض ها و دفاع از حقوق شهروندان ایران می دهند، عمل نمی کنند، با این وجود، ما آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر را جزء نخستین مطالبات حقوق بشری خود می دانیم.
حسن روحانی نیز در چهار سال گذشته نه تنها به وعده های حقوق بشری خود پایمند نماند، بلکه در کابینه خود افرادی مانند مصطفی پورمحمدی را که جزء هیات مرگ و هم کار ابراهیم رئیسی در کشتار دهه ۶۰ بود، گنجاند! او بنا به وعده هائی که در باره آزادی های سیاسی، فرهنگی، رفع تبعیض ها و بهبود زندگی مردم داده است، باید کابینه خویش را از وجود افرادی که خود متهم به جنایت علیه بشریت اند، پاک سازد.
روزی نیست که خبر اعتصاب غذای زندانیان سیاسی ایران از پشت دیوارهای بلند زندان های ایران به بیرون مخابره نشود. ضروری است تاکید کنیم که جامعه مدنی و مدافعان حقوق بشر پیگیرانه نقض آشکار حقوق بشر در ایران را در زیر ذرهبین دارند.
درخواست آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی و رفع حصر که یکی از شعارهای عمده در تجمعات انتخاباتی در تهران و شهرستان ها بود، می بایستی در صدر مطالبات مدافعان حقوق بشر در ایران قرار داشته باشند.
ما تشدید جو پلیسی در جامعه را محکوم میکنیم و اعلام میداریم که نمیتوان به بهانه "سرکوب داعش"، همچنان فشار بر زنان و مردانی را که به جرم دگراندیشی، آزادیخواهی و عدالت جوئی در زندان های جمهوری اسلامی به اسارت گرفته شده اند، ادامه داد.
شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران
خرداد ۱۳۹۶
امضاء:
۱ - انجمن همبستگی ایرانیان - دالاس
۲ - انجمن تئاتر ایران و آلمان ـ کلن
۳ - انجمن جمهوریخواهان ایران - پاریس
۴ - انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران - هامبورگ
۵ - بنیاد اسماعیل خویی
۶ - مادران پارک لاله ایران
۷ - مادران صلح مونترال
۸ - حامیان مادران پارک لاله - دورتموند
۹ - حامیان مادران پارک لاله - هامبورگ
۱۰- حامیان مادران پارک لاله - لندن
۱۱- حامیان مادران پارک لاله - فرزنو
۱۲- شبکه همبستگی ملی فرزنو - کالیفرنیا
۱۳- فدراسیون اروپرس
۱۴- کانون مدافعان حقوق بشر کردستان
۱۵- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران - شیکاگو
۱۶- كمپين دفاع از زندانيان سياسي و مدني
۱۷- همه حقوق بشر، برای همه، در ایران
۱۸- همبستگی برای جمهوری عرفی و حقوق بشر در ایران - مونترال
۱۹- همبستگی برای جمهوری عرفی و حقوق بشر در ایران - نیویورک
۲۰- همبستگی برای حقوق بشردر ایران – کلگری
برگرفته از سایت هرانا
عصر روز پنجشنبه ٢۵ خرداد ماه، نیروهای انتظامی با یورش به مردم معترض روستاهای آق درە در شهرستان تکاب آذربایجان غربی، شماری از شهروندان منجمله چندین زن را زحمی کرده و شماری را نیز بازداشت کردەاند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از موکریان، برخی از اهالی روستاهای آق درە علیا، آق درە سفلی و آق درە وسط کە در مجاورت معدن طلای آق دره تکاب زندگی میکنند، مدت بیست روز بود کە در اعتراض به بیکاری و عدم بکارگیری آنها در این معدن دست به تحصن و تجمع مسالمت آمیز زده بودند.
یکی از اهالی آق درە که نخواست نامش فاش شود در این بارە گفت: “این معدن در مراتع روستاهای ما واقع شدە است. بیشتر کارگران شاغل در این معدن غیر بومی هستند. فقط چند نفر از اهالی روستاهای ما در این معدن کار میکنند آن هم با قراردادهای فصلی”.
او در ادامە می گوید: “ما به نشانه اعتراض به بیکاری شدید، از بین رفتن مراتعمان و قراردادهای فصلی، دست به تحصن زدیم. اعتراض ما مسالمت آمیز و خواسته هایمان برحق است. در روزهای گذشته چندین نفر از ما به ادارە اطلاعات سپاه فراخواندە شدە بودند و تهدید شدە بودند کە در صورت ادامه تحصن با اتهام اقدام علیه امنیت ملی مواجه خواهیم شد”.
یک شاهد عینی در مورد درگیری نیروهای انتظامی با اهالی آق درە گفت: “آنها برای پایان دادن به تحصن مسالمت آمیز ما، متوصل به زور شدند. زنان میخواستند از این اقدام جلوگیری کنند ولی آنها هر کسی را کە اعتراض میکرد کتک میزدند”.
براساس اطلاعاتی کە رسیدە است، بعد از این واقعه چندین تن از اهالی این روستاها توسط نیروهای حکومتی بازداشت شدەاند. برخی از بازداشت شدگان بعد از بازجویی و دادن تعهد آزاد شدەاند.
سال گذشته نیز ١٧ نفر از کارگران کورد معدن طلای آق دره کە از ساکنان روستاهای آق دره بودند در جریان دو پرونده قضایی که به صورت جداگانه علیه آنها تشکیل شده بود، به ترتیب در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری در شهر تکاب و شعبه ۱۰ تجدید نظر استان آذربایجان غربی محاکمه شدند.
متهمان این پرونده به تحمل مجازات تعزیری حبس، پرداخت جزای نقدی و تحمل ضربات شلاق محکوم شده بودند که در نهایت با اعلام گذشت شاکی و استفاده از فرصت عفو مقام قضایی، مجازات حبس تمامی کارگران مورد نظر لغو شد و مجازات پرداخت جزای نقدی و تحمل ضربات شلاق در مورد هرکدام از متهمان به اجرا درآمد.
پیام نرگس محمدی به كنفرانس نويسندگان شهرهاى آزاد
و فستيوال ادبى نروژ:
برگرفته از سایت اخبار روز
پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۵ ژوين ۲۰۱۷
شهر ليله هامر نروژ هفته گذشته ميزبان نويسندگان، روزنامه نگاران و هنرمندانى از سراسر دنيا بود كه براى شركت در كنگره سالانه نويسندگان عضو شبكه شهرهاى آزاد و نيز فستيوال ادبى نروژ شركت كرده بودند. نرگس محمدى، خديجه اسماعيلووا و اصلى اردوغان سه مهمان ويژه اين دو نشست بودند كه كارنامههايشان به دليل دفاع از آزادى بيان و تحمل هزينه زندان و محدوديت در زندگى آزادانه مورد توجه قرار گرفتند.
به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، روز 11 خرداد (٣١ ماه مى) مراسم ويژهاى از سوى برگزاركنندگان فستيوال ادبى شهر ليله هامر نروژ و با مشاركت انجمن جهانى قلم (PEN International)، سازمان أيكورن (ICORN) و انجمن قلم نروژ (Norwegian PEN) برگزار شد كه محور آن سه مهمان ويژه اين كنفرانس يعنى اصلى اردوغان- روزنامه نگار تازه آزاد شده تركيه-، نرگس محمدى- روزنامه نگار زندانى ايرانى و فعال حقوق بشر- و همچنين خديجه اسماعيلووا بودند.
اصلى اردوغان و خديجه اسماعيلووا با وجود ممنوعالخروج بودن و محدوديتهاى فراوان سياسى كه آزادى بيان آنها را محدود مىكند، توانستند از طريق اسكايپ در كنفرانس حاضر شده و براى مخاطبانشان سخنرانى كنند. نرگس محمدى با وجود اينكه دو روز پيش از اين مراسم تحت عمل جراحى قرار گرفته بود، بدون داشتن حق ملاقات با خانوادهاش يا امكان استفاده از تلفن، به زندان بازگشت. اما از آنجا كه او از ماهها پيش در جريان اين دعوت ويژه قرار گرفته بود، متن سخنرانىاش را پيشتر براى ميزبانان فرستاده بود. اين نامه كه نويسندگان و برگزاركنندگان را مخاطب قرار داده بود، توسط برادر نرگس محمدی- حميدرضا محمدى- به نيابت از وى خوانده شد.
همچنين فيلم كوتاهى كه به معرفى نرگس محمدى و فعاليتهايش مربوط است و توسط داوطلبان كمپين آزادى نرگس ساخته شده، توسط آسيه امينى، روزنامه نگار و شاعر مقيم نروژ نمايش داده شد.
علاوه براين على كلايى- روزنامهنگار- نيز سخنانى را در توضيح چرايى حكم نرگس و محور فعاليتهاى او پرداخت و گفت: «بیشتر شما در باب فعالیتهای حقوق بشری او شنیدهاید. آنچه که او، آنگاه که حاکمیت میخواست زندانیان اهل سنت (حامد احمدی و دیگر دوستانش) را اعدام کند، انجام داد به یاد ماندنی و خاطره انگیز است. برادر یکی از اعدام شدگان به من گفت که آنها به هیچ وجه تلاشها و همدردیهای نرگس محمدی را فراموش نمیکنند. متاسفانه همین برادر (شهرام احمدی) در تابستان گذشته اعدام شد. نرگس محمدی بهعنوان یک نویسنده و محقق در تلاش است که راهی بهسوی ایرانی آزاد و کامیاب، با توجه و نگاه به سنتها و فرهنگ جامعه ایران بیابد. او را، بر اساس آنچه تا به حال نگاشته، می توان یک روشنفکر بومی ایرانی نامید. فکر میکنم برخی از شما میدانید که از او کتابی محتوی مجموعه مقالات سیاسی با عنوان "اصلاحات، هم استراتژی هم تاکتیک" منتشر شده است.» على كلايى همچنين به جنبه هاى شخصى زندگى نرگس به عنوان يك مادر در كنار مسئولیتهاى اجتماعىاش بهعنوان يك فعال اجتماعى اشاره كرد.
همچنين در مراسم اختتاميه كنفرانس نويسندگان شهرهاى آزاد، كارلس تورنر، مدير اجرايى انجمن جهانى قلم شرحى از وضعيت نرگس محمدى را براى حاضران ارائه داد.
به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، متن كامل نامه نرگس محمدى خطاب به شركت كنندگان فستيوال ادبى نروژ و كنفرانس شهر آزاد نويسندگان به شرح زیر است:
سلام
مفتخرم که مهمان شما نویسندگان و متفکران در این کنفرانس مهم در کشور نروژ هستم و متأسفم که به دلیل حبس نتوانستم در کنار شما حاضر شوم، اگر چه حالا این نامه و این کلمهها بهجای من با شما سخن میگویند. و این مهم است. چون همین کلمهها دلیل بودن من در حبساند. و همین کلمهها دلیل بودن شماست در کنفرانسی که همه ارزشش بهخاطر احترام به کلمه و احترام به آزادی بیان است. پس من امروز اینجا هستم. در بین شما. در شهری که وصف زیباییاش را شنیدهام: پس به شما در لیله هامر زیبا سلام میکنم.
دوستان عزیز،
این نامه را در شرایطی مینویسم که با پایان یافتن محکومیت 6 سال حبسام، در تاریخ 24/12/95 محکومیت 16 سال حبس را از همان تاریخ برای من به اجرا گذاشتهاند. و تمام این محکومیتها بهدلیل فعالیتهایم در کانون مدافعان حقوق بشر، فعالیتهای فمینیستی و مبارزه علیه اعدام بوده است.
شاید از خودتان بپرسید که من چه کردهام، یا چه گفتهام و چه نوشتهام که مستحق چنین مجازاتی هستم.
اجازه دهید یک داستان کوتاه برایتان تعریف کنم و شما قضاوت کنید اگر جای من و خیلی از کنشگران حقوق بشر در ایران بودید چه میکردید؟ چند سال پیش وقتی در زندان زنجان دوران محکومیتم را میگذراندم، با زن جوان زیبایی آشنا شدم که بیشتر عمرش را در زندان گذرانده بود. او وقتی که دخترکی نوجوان بود حکم اعدام گرفته بود و تمام کودکی و نوجوانیاش را در انتظار طناب دار سپری کرده بود تا در بزرگسالی اعدام شود. چون طبق قانون کودکان باید در زندان بمانند تا بعد از هجده سالگی اعدام شوند. من شاهد جان کندن هر روزه او بودم. در بیرون از زندان هم به واسطه فعالیتم در کانون مدافعان حقوق بشر، همیشه با خانوادههای محکومان به اعدام در ارتباط بوده و شاهد بودهام که اعدام چه دردهای هولناکی بر پیکر جامعه ما وارد کرده است.
دوستان عزیزم، شما اگر جای من بودید قلمتان را برای اصلاح چنین قوانینی به کار نمیبردید؟
اگر امروز در بین شما، در لیله هامر زیبا نیستم برای این است که هزینه حرف زدن و نوشتن علیه زندانهای انفرادی و شکنجه را میدهم. سلول انفرادی مصداق بارز شکنجه است. جایی است برای شستوشوی مغزی و شکاندن نیروی مقاومت کسانی که مخالف ایده و باور غالب در حکومت هستند. یکی از فعالیتهای من تلاش برای برچیدن سلولهای انفرادی بوده است که متأسفانه نهادهای مختلفی از جمله سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و حتی قوه قضائیه در ایران آن را در اختیار دارند.
دوستان فرهیخته و همکاران عزیزم
بدون شک اگر شما در کشورهایی زندگی میکنید که از موهبت آزادی بیان و برابری بهرهمندید، کسانی در گذشته برای این آزادی و برابری، مبارزه و تلاش کرده و هزینه دادهاند. بدون شک زنانی بودهاند در کشورهای شما که علیه فرودست شمردن زنان اعتراض کردهاند.علیه نابرابری زنان و مردان مبارزه کردهاند. آیا میدانید یکی از دلایل زندان من فعالیتهای فمینیستی بوده است؟ و البته بدیهی است که تا زمانی که قوانین نابرابر علیه زنان و سیاستهای ضد زن وجود دارد، مبارزات زنان علیه این نابربری هم وجود خواهد داشت.
دوستان عزیزم، من از روی اتفاق، یا بد حادثه به حبس طولانی محکوم نشدهام، بلکه در کنار مردم آگاه سرزمینم برای رسیدن به دموکراسی و برابری تلاش کردهام و مطمئن باشید روزی که از زندان آزاد شوم دوباره به تلاشهایم ادامه خواهم داد.
دوستان خوب و حامیان عزیز
این آرمان ماست: صلح و امنیت و آزادی و برابری برای همه. آیا جز این است؟
از انسان بدون آرمانهایش چه میماند؟ نرگس محمدی را میشود زندانی کرد، مثل همه زندانیانی که بهخاطر برابری و عدالت و آزادی زندان را متحمل شدهاند. اما آیا آرمانهای آنها را هم میشود در زندان نگه داشت؟ نه! بدون شک نه! و این دقیقاً چیزی است که مسئولیت همه ماست. این که از آرمانهای بشری مراقبت کنیم. و برای محقق شدن آن در عمل و در دنیای واقعی گام برداریم.
دوستان و همکارانی که که در دنیای آزاد زندگی میکنید. شما که کنفرانس برگزار میکنید و شما که تلاش میکنید از آزادی بیان بهعنوان یک آرمان بشری محافظت کنید، روی سخنم با شماست. من یقین دارم صلح و امنیت و حقوق بشر فقط در صورت اتحاد و پشتیبانی ما از هم محقق خواهد شد.
از همه شما که وقتتان را برای شنیدن سخنان من صرف کردید و از میزبانان این جلسه در شهر لیله هامر نروژ و فستیوال ادبی این شهر، از اینترنشنال پن که هرگز حمایتش را از من دریغ نکرده، از سازمان آیکورن، و بهویژه از پن نروژ که برای حق آزادی بیان من کمپین کرده است و از همه سازمانها و افراد حامی آزادی بیان و حقوق بشر که حامی من و همکاران زندانیام در سراسر دنیا بودهاند، صمیمانه سپاسگزارم.
به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، روز 11 خرداد (٣١ ماه مى) مراسم ويژهاى از سوى برگزاركنندگان فستيوال ادبى شهر ليله هامر نروژ و با مشاركت انجمن جهانى قلم (PEN International)، سازمان أيكورن (ICORN) و انجمن قلم نروژ (Norwegian PEN) برگزار شد كه محور آن سه مهمان ويژه اين كنفرانس يعنى اصلى اردوغان- روزنامه نگار تازه آزاد شده تركيه-، نرگس محمدى- روزنامه نگار زندانى ايرانى و فعال حقوق بشر- و همچنين خديجه اسماعيلووا بودند.
اصلى اردوغان و خديجه اسماعيلووا با وجود ممنوعالخروج بودن و محدوديتهاى فراوان سياسى كه آزادى بيان آنها را محدود مىكند، توانستند از طريق اسكايپ در كنفرانس حاضر شده و براى مخاطبانشان سخنرانى كنند. نرگس محمدى با وجود اينكه دو روز پيش از اين مراسم تحت عمل جراحى قرار گرفته بود، بدون داشتن حق ملاقات با خانوادهاش يا امكان استفاده از تلفن، به زندان بازگشت. اما از آنجا كه او از ماهها پيش در جريان اين دعوت ويژه قرار گرفته بود، متن سخنرانىاش را پيشتر براى ميزبانان فرستاده بود. اين نامه كه نويسندگان و برگزاركنندگان را مخاطب قرار داده بود، توسط برادر نرگس محمدی- حميدرضا محمدى- به نيابت از وى خوانده شد.
همچنين فيلم كوتاهى كه به معرفى نرگس محمدى و فعاليتهايش مربوط است و توسط داوطلبان كمپين آزادى نرگس ساخته شده، توسط آسيه امينى، روزنامه نگار و شاعر مقيم نروژ نمايش داده شد.
علاوه براين على كلايى- روزنامهنگار- نيز سخنانى را در توضيح چرايى حكم نرگس و محور فعاليتهاى او پرداخت و گفت: «بیشتر شما در باب فعالیتهای حقوق بشری او شنیدهاید. آنچه که او، آنگاه که حاکمیت میخواست زندانیان اهل سنت (حامد احمدی و دیگر دوستانش) را اعدام کند، انجام داد به یاد ماندنی و خاطره انگیز است. برادر یکی از اعدام شدگان به من گفت که آنها به هیچ وجه تلاشها و همدردیهای نرگس محمدی را فراموش نمیکنند. متاسفانه همین برادر (شهرام احمدی) در تابستان گذشته اعدام شد. نرگس محمدی بهعنوان یک نویسنده و محقق در تلاش است که راهی بهسوی ایرانی آزاد و کامیاب، با توجه و نگاه به سنتها و فرهنگ جامعه ایران بیابد. او را، بر اساس آنچه تا به حال نگاشته، می توان یک روشنفکر بومی ایرانی نامید. فکر میکنم برخی از شما میدانید که از او کتابی محتوی مجموعه مقالات سیاسی با عنوان "اصلاحات، هم استراتژی هم تاکتیک" منتشر شده است.» على كلايى همچنين به جنبه هاى شخصى زندگى نرگس به عنوان يك مادر در كنار مسئولیتهاى اجتماعىاش بهعنوان يك فعال اجتماعى اشاره كرد.
همچنين در مراسم اختتاميه كنفرانس نويسندگان شهرهاى آزاد، كارلس تورنر، مدير اجرايى انجمن جهانى قلم شرحى از وضعيت نرگس محمدى را براى حاضران ارائه داد.
به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، متن كامل نامه نرگس محمدى خطاب به شركت كنندگان فستيوال ادبى نروژ و كنفرانس شهر آزاد نويسندگان به شرح زیر است:
سلام
مفتخرم که مهمان شما نویسندگان و متفکران در این کنفرانس مهم در کشور نروژ هستم و متأسفم که به دلیل حبس نتوانستم در کنار شما حاضر شوم، اگر چه حالا این نامه و این کلمهها بهجای من با شما سخن میگویند. و این مهم است. چون همین کلمهها دلیل بودن من در حبساند. و همین کلمهها دلیل بودن شماست در کنفرانسی که همه ارزشش بهخاطر احترام به کلمه و احترام به آزادی بیان است. پس من امروز اینجا هستم. در بین شما. در شهری که وصف زیباییاش را شنیدهام: پس به شما در لیله هامر زیبا سلام میکنم.
دوستان عزیز،
این نامه را در شرایطی مینویسم که با پایان یافتن محکومیت 6 سال حبسام، در تاریخ 24/12/95 محکومیت 16 سال حبس را از همان تاریخ برای من به اجرا گذاشتهاند. و تمام این محکومیتها بهدلیل فعالیتهایم در کانون مدافعان حقوق بشر، فعالیتهای فمینیستی و مبارزه علیه اعدام بوده است.
شاید از خودتان بپرسید که من چه کردهام، یا چه گفتهام و چه نوشتهام که مستحق چنین مجازاتی هستم.
اجازه دهید یک داستان کوتاه برایتان تعریف کنم و شما قضاوت کنید اگر جای من و خیلی از کنشگران حقوق بشر در ایران بودید چه میکردید؟ چند سال پیش وقتی در زندان زنجان دوران محکومیتم را میگذراندم، با زن جوان زیبایی آشنا شدم که بیشتر عمرش را در زندان گذرانده بود. او وقتی که دخترکی نوجوان بود حکم اعدام گرفته بود و تمام کودکی و نوجوانیاش را در انتظار طناب دار سپری کرده بود تا در بزرگسالی اعدام شود. چون طبق قانون کودکان باید در زندان بمانند تا بعد از هجده سالگی اعدام شوند. من شاهد جان کندن هر روزه او بودم. در بیرون از زندان هم به واسطه فعالیتم در کانون مدافعان حقوق بشر، همیشه با خانوادههای محکومان به اعدام در ارتباط بوده و شاهد بودهام که اعدام چه دردهای هولناکی بر پیکر جامعه ما وارد کرده است.
دوستان عزیزم، شما اگر جای من بودید قلمتان را برای اصلاح چنین قوانینی به کار نمیبردید؟
اگر امروز در بین شما، در لیله هامر زیبا نیستم برای این است که هزینه حرف زدن و نوشتن علیه زندانهای انفرادی و شکنجه را میدهم. سلول انفرادی مصداق بارز شکنجه است. جایی است برای شستوشوی مغزی و شکاندن نیروی مقاومت کسانی که مخالف ایده و باور غالب در حکومت هستند. یکی از فعالیتهای من تلاش برای برچیدن سلولهای انفرادی بوده است که متأسفانه نهادهای مختلفی از جمله سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و حتی قوه قضائیه در ایران آن را در اختیار دارند.
دوستان فرهیخته و همکاران عزیزم
بدون شک اگر شما در کشورهایی زندگی میکنید که از موهبت آزادی بیان و برابری بهرهمندید، کسانی در گذشته برای این آزادی و برابری، مبارزه و تلاش کرده و هزینه دادهاند. بدون شک زنانی بودهاند در کشورهای شما که علیه فرودست شمردن زنان اعتراض کردهاند.علیه نابرابری زنان و مردان مبارزه کردهاند. آیا میدانید یکی از دلایل زندان من فعالیتهای فمینیستی بوده است؟ و البته بدیهی است که تا زمانی که قوانین نابرابر علیه زنان و سیاستهای ضد زن وجود دارد، مبارزات زنان علیه این نابربری هم وجود خواهد داشت.
دوستان عزیزم، من از روی اتفاق، یا بد حادثه به حبس طولانی محکوم نشدهام، بلکه در کنار مردم آگاه سرزمینم برای رسیدن به دموکراسی و برابری تلاش کردهام و مطمئن باشید روزی که از زندان آزاد شوم دوباره به تلاشهایم ادامه خواهم داد.
دوستان خوب و حامیان عزیز
این آرمان ماست: صلح و امنیت و آزادی و برابری برای همه. آیا جز این است؟
از انسان بدون آرمانهایش چه میماند؟ نرگس محمدی را میشود زندانی کرد، مثل همه زندانیانی که بهخاطر برابری و عدالت و آزادی زندان را متحمل شدهاند. اما آیا آرمانهای آنها را هم میشود در زندان نگه داشت؟ نه! بدون شک نه! و این دقیقاً چیزی است که مسئولیت همه ماست. این که از آرمانهای بشری مراقبت کنیم. و برای محقق شدن آن در عمل و در دنیای واقعی گام برداریم.
دوستان و همکارانی که که در دنیای آزاد زندگی میکنید. شما که کنفرانس برگزار میکنید و شما که تلاش میکنید از آزادی بیان بهعنوان یک آرمان بشری محافظت کنید، روی سخنم با شماست. من یقین دارم صلح و امنیت و حقوق بشر فقط در صورت اتحاد و پشتیبانی ما از هم محقق خواهد شد.
از همه شما که وقتتان را برای شنیدن سخنان من صرف کردید و از میزبانان این جلسه در شهر لیله هامر نروژ و فستیوال ادبی این شهر، از اینترنشنال پن که هرگز حمایتش را از من دریغ نکرده، از سازمان آیکورن، و بهویژه از پن نروژ که برای حق آزادی بیان من کمپین کرده است و از همه سازمانها و افراد حامی آزادی بیان و حقوق بشر که حامی من و همکاران زندانیام در سراسر دنیا بودهاند، صمیمانه سپاسگزارم.
حمایت فعالان حقوق بشر از سعید شیرزاد
• صدها تن فعال اجتماعی و سیاسی و فرهنگی متنی برای آزادی سعید شیرزاد خطاب به نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر منتشر کرده اند ...
برگرفته از سایت اخبار روز
چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱٣۹۶ - ۱۴ ژوئن ۲۰۱۷
چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱٣۹۶ - ۱۴ ژوئن ۲۰۱۷

صدها تن از فعالین اجتماعی و سیاسی و فرهنگی با امضای متنی که خطاب به نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر نوشته شده است، با اشاره به این که سه سال است سعید شیرزاد فعال حقوق کودکان در زندان به سر می برد، خواهان آزادی فوری او شده اند. در این نامه که در «تریبون زمانه» منتشر شده، آمده است:
جناب آقای آنتونیو گوترس، دبیر کل سازمان ملل متحد
سرکار خانم عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران
جناب آقای میشل فورست، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مسائل مدافعان حقوق بشر
جناب آقای خوزه گوارا ،گزارشگر کارگروه بازداشت های خودسرانه سازمان ملل
جناب آقای فیلیپو گراندی، کمیسر عالی پناهندگان سازمان ملل متحد
جناب آقای تونی لیک، مدیر عامل صندوق کودکان ملل متحد، یونیسف
سرکار خانم فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا
رونوشت:
– کمیسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
– سازمان بین المللی جبران
– سازمان عفو بین الملل
– دیدهبان حقوق بشر
– فرانت لاین دیفندرز
– بنیاد اولاف پالمه
– بنیاد مارتین انالز
– کمیسیون ملی حقوق بشر فرانسه
به استحضار میرساند آقای سعید شیرزاد از فعالان حقوق کودک در ایران بیش از سه سال است در زندان به سر میبرد. نامبرده سابقه فعالیتهای داوطلبانه در انجمن حمایت از حقوق کودکان، خانه کودک شوش، و جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان را داشته است و در این مراکز اقدام به کمکهای آموزشی، تحصیلی، و بهداشتی برای کودکان کار و آسیب دیده، و نیز ارائه داوطلبانه همین خدمات به کودکان مهاجر و پناهنده و همچنین اقدام به برگزاری کلاسهای مددکاری برای خانوادههای آنان و انجام کارهای حقوقی و گرفتن وکیل برای نوجوانان بزهکار مینموده است.
سعید شیرزاد نخستین بار، تابستان ۱۳۹۱ در حالی که داوطلبانه جهت ارائه خدمات آموزشی، مددکاری، و بهداشتی در مناطق زلزله زده آذربایجان حضور یافته بود، دستگیر و نزدیک یک ماه در زندان بود. پس از آن در دادگاه انقلاب تهران به همان دلیل به یک سال حبس محکوم شد. سعید شیرزاد علیرغم داشتن حکم زندان، مجدداَ به مناطق زلزله زده بازگشت و در آن مناطق مشغول فعالیتهای داوطلبانه و ارائه خدمات به مردم زلزله زده آن مناطق بوده است.
سعید شیرزاد پس از آن هم، در مناطق محروم و روستایی، در زمینه مسائل آموزشی و تحصیلی کودکان فعالیت داشته و حتی برای حضور در کمپهای آوارگان سوری در ترکیه و فعالیت در زمینه کودکان پناهنده نیز اقداماتی انجام داده است و به همین منظور به ترکیه مسافرت کرده است. سفری که به خاطر آن در طول بازجوییهای بعدی تحت فشار برای اعترافات دروغین بوده است.
سعید شیرزاد تابستان ۱۳۹۳به دلیل همین فعالیتها و از جمله کمکهای آموزشی و تحصیلی به کودکان زندانیان سیاسی، بازداشت و بیش از دو ماه بدون هیچگونه ملاقاتی با خانواده، و بدون دسترسی به وکیل، در انفرادیهای بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری شده و در طول آن مدت بارها به اعدام تهدید گشته بود. نامبرده در حالی که بدون صدور هر گونه وثیقهای در بازداشت نگه داشته شده بود علیرغم برگزاری دادگاه، پس از چند ماه به دلیل پیگیری مشکلات صنفی زندانیان در حالی که در بندهای عادی زندان اوین به سر میبرد، به زندان گوهردشت تبعید شد و چند ماه در بندهای عادی و در بین زندانیان قتلی و محکوم به اعدام نگهداری میشد. شیرزاد در حالیکه چندین بار به دلیل اجازه ندادن دادگاه برای گرفتن وکیل از حضور در دادگاه خودداری نموده بود، در اواخر تابستان، پس از ۱۵ ماه بلاتکلیفی در زندان و بدون هیچ گونه ملاقات قبلی با وکیل، محاکمه و به پنج سال زندان محکوم شده است.
ما فعالین سیاسی، اجتماعی، مدنی و حقوق بشری، ضمن درخواست از نهادهای بین المللی، از جمله دبیرکل سازمان ملل، گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران، کمیساریای عالی پناهندگاه، صندوق بین المللی کودکان، و نیز نهادهای مستقل بین المللی و سازمانهای فعال در زمینه حقوق کودکان، میخواهیم که ضمن توجه به نقض حقوق کودکان و فقدان سیستمی برای آموزشهای لازم از جمله آموزشهای تحصیلی و مددکاری برای تمامی کودکان در ایران و نیز نبود قانون برای برخورد با ناقضین این امر و توجه بیشتر به این مساله، و تلاش برای احیای حقوق کودکان کار و آسیب دیده و نیز کودکان مهاجر و پناهنده در ایران، از این فعال حقوق کودک در زندان حمایت کرده و خواستار لغو محدودیتهای تحمیل شده بر فعالان اجتماعی گردند و تمام تلاش خود را برای آزادی این فعال حقوق کودک انجام دهند.
امضاها
بهروز جاوید تهرانی، فعال حقوق بشر، سیدنی
محسن پویان مهر، پاریس، مهندس کامپیوتر
علی عجمی
علی امانی
علی کلائی سوئد
فریبا راد
علی افشاری
حمیدرضا ظریفی نیا٬روزنامه نگار٬لندن
مریم موذن زاده – فعال حقوق بشر- هلند
مریم نائب یزدی، فعال حقوق بشر، تورنتو، کانادا
مهناز پراکند
جعفر علیزاده
بیژن افتخاری فعال سیاسی
امیر بیگلری
عضدی عباسی ٬فعال حقوق بشر ٬هلند
زینب پیغمبرزاده فعال زنان مالمو سوید
علی طایفی، سوئد، جامعه شناس و پژوهشگر مسایل اجتماعی
سعید پیوندی٬پروفسور ٬پاریس
مهدی امینی
دکتر سیاوش عبقری، استاد دانشگاه، آتلانتا
بهزاد مهرانی
مهرانگیز کارحقوقدان و فعال و نویسنده حقوق بشر
لیلا کرمی
علی طایفی، سوئد، جامعه شناس و پژوهشگر مسایل اجتماعی
آرام حسامی
علی تهرانی، واشنگتن دیسی
منصور معدل
مهرداد درویش پور
مسعود شب افروز
خدیجه مقدم
منیر کاشف، اتحاد برای عدالت و دمکراسی
دلارام علی
حسن مکارمی روانکاو و پژوهشگر پاریس
احمد منتظری پژوهشگر دینی قم
میثاق پارسا٬پروفسور٬ هانور٬ نیوهامپشیر
حسین رئیسی وکیل – اوتاوا
احمد رافت ، روزنامه نگار، لندن
دکترعلی گوشه کشور اتریش
حمد باطبی- روزنامه نگار و فعال حقوق بشر- واشنگتن
بابک اجلالی- فعال حقوق بشر-نیوهیون
ناهید فرهاد- فعال حقوق بشر-نیوهیون
امیرحسین اعتمادی – واشنگتن دی.سی
آیدا ابروفراخ – فعال حقوق زنان – ترنتو
رضا هیوا – شاعر – پاریس
نرگس توسلیان -زمینه فعالیت: آزادی مذهب و بیان – لندن
شهلا بهار دوست
پرستو مسیری٬ گوتنبرگ
کاوه کرمانشاهی
ساسان دهقان٬ مشاور آیتی٬ آمریکا
اکبر کریمیان
بیژن پیرزاده٬ فعال حقوق بشر٬ لوس آنجلس
منوچهر راستا. فعال سیاسی چپ لس انجلس کالیفرنیا
برزو فولادوند
مهری جعفری، وکیل پایه یک دادگستری، لندن
محمد بهبودی ٬لوس آنجلس٬آمریکا
بیژن مهر ٬بوستن ٬آمریکا
شهابالدین شیخی
آزاده ثبوت، فعال حقوق کودک، تهران
لطیفه حسن زاده
فرید اشکان فعال مدنی،نیویورک
آرش نصیری اقبالی، کوالالامپور
فرامرز رفیعی
رحمان جوانمردی٬رتردام٬هلند
پرویز مختاری
محمود جعفری ٬فعال سیاسی٬دن هاگ
اسماعیل زرگرین
لیلا جدیدی٬نویسنده و فعال سیاسی٬آمریکا ٬ویرجینیا
فرهاد فردجاد ٬برلین
بهرام عباسی
فتح الله کیاییها ساکن آلمان و تکنسین برق و الکترونیک
پرویز شجاعی خرم آباد لرستان. دانشجوی ارشد. شغل آزاد
فرشید عبدلله زاده ٬سوئد مالمو
مزدک عبدی پور کنشگر مدنی _ آلمان
علی اصغر رمضانپور
بهزاد پرنیان ، فعال سیاسی، انگلستان
مهران میرفخرایی
علیرضا عزیزی
ایرج باقرزاده فعال ملی و مذهبی
راضیه (پری) نشاط
امیر ابراهیمی -فعال سیاسی -هلند
محسن سازگارا واشنگتن دی سی ٬آمریکا
حمید کوثری اموزش لس انجلس کالیفرنیا
رضا مبین
انور میرستاری ٬بروکسل٬بلژیک
مهدی سامعی ٬فعال سیاسی٬پاریس ٬فرانسه
بیژن حق شناس پیرکوهی٬دانمارک٬هرسن
مصطفی رحمانی، فعال حقوق بشر – ترکیه
مرسده محسنی کلن آلمان
پروین شهبازی
حسین ترکاشوند واشینگتن
ایمان نیکی نژاد
کاوه طاهری، فعال حقوق بشر – ترکیه
نازنین جواهریان
نازی جواهریان
سولماز اسکندری، فعال حقوق کودکان کار و خیابانی، فعال حقوق زنان و فعال حقوق حیوانات ، آنکارا
مهرداد إحسانی پور فعال سیاسی و حقوق بشری کلن
سیمین روزگرد، فعال حقوق بشر، تورنتو
داراب شباهنگ ژورنالیست و فعال حقوق بشر نقاش و هنر آموز موسیقی در مریلند آمریکا و تورنتو در کانادا
فرحناز محمدی
شهلا انتصاری فعال زنان تهران
مریم زندی
خسرو تجربه کار٬
شادیار عمرانی – روزنامه نگار و فعال سیاسی- ترکیه
بهرنگ زندی-روزنامه نگار-آنکارا
بهروز خباز، فعال کارگری مقیم استکهلم
عزت ملکی ٬فعال حقوق اجتماعی و کارگران ٬پاریس ٬فرانسه
سیاوش شهابی ٬آنکارا
آزاد عزیزیان- فعال دانشجویی- سیواس
امیر معماریان
فرزاد رحیق
رضا دهقان
ناصر اشجاری
حسن نایب هاشم، مدافع حقوق بشر، ساکن شهر وین در اتریش
ناصر اشجاری، فعال مدنی، تهران
رضا دهقان فعال مدنی تهران
حشمت الله طبرزدی، دبیرکل حزب دموکراتیک ایران، تهران
سیامک فرید، فعال سیاسی،بروکسل
محمد رضا خسروی , تهران
فریده شاهگلی .ایران – المان
احسان رضوی
علی اشرف یاراحمدی,
احسان رضوی
میترا اعتضاد، فعال مدنی و از مادران پارک لاله، تهران
محمد نجفی، فعال مدنی،اراک
علی باقری،فعال مدنی،شازند
جمال لیل نهاری – پژوهشگز
امیر شیبانی
جمال لیل نهاری – پژوهشگر حقوق بشر و حقوق کودکان
عباس صفری فعال مدنی ایران. استان مرکزی.شهرآستانه
کورش زعیمُ عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران-تهران
محمد نجفی ، فعال مدنی ، شازند
جابر حسینی نسب تهران کاسب
آیت بهمنی، فعال حقوق حیوانات، کرج
ارسلان ارشادی
امیر چمنی – فعال مدنی – تبریز
شعله پاکروان، مادر ریحانه جباری، فعال مدنی، تهران
منصوراسانلو کنشگر مدافع حقوق کارگران وحقوق بشر ساکن نیویورک امریکا
رامتین غفّاری – فعّال اجتماعی – تهران
زهره دهقان _حقوقبشر _نروژ
امیر علی مرادی ..فعال سیاسی و مدنی .. شهرستان نظرآباد کرج
کاوه اقتصادی پزشک عمومی بریزبن استرالیا
فریبرز رئیس دانا. اقتصاد دان
ابراهیم دانایی تهران
حوریه فرج زاده طارانی برادر شهرام فرج زاده، فعال مدنی- کرج
مریم کریم بیگی از تهران ، دانشجوی جامعه شناسی
شهناز کریم بیگی مادر شهید مصطفی کریم بیگی
محمد کریم بیگی پدر شهید مصطفی کریم بیگی
اصغر آهنین
افشین حیرتیان فعال مدنی وآنارشیست تهران
حجت – کسرائیان . هنرمند – نقاش و مجسمه ساز . گوتنبرگ – سوئد .
سیما صاحبی.
سعید اوحدی گوتنبرگ سوئد
سیما صاحبی.فعال حقوق بشر .محل زندگی هانوفر. آلمان
رضا رفیعی ٬روزنامه نگار ٬آلمان ٬هورس
حسن جعفری – فعال سیاسی / ساکن برلین
علی کامرانی بازیگر، ترانه سُرا
رضا بهرنگ
مسعود معمار، فیلم ساز، عکاس، روزنامه نگار. آمستردام.
تونیا ولی اوغلی سانفرانسیسکو
مریم روستایی فعال حقوق زنان
محمود تجلی مهر٬زوریخ ٬سویس
لیلی گلسار ٬شاعر٬آرنهم ٬هلند
کاوه بنائی .رم ایتالیا
محبوبه حسین پور/ فعال سیاسی و حقوق بشر/ ترکیه / استانبول
کریم شام بیاتی کرپن ٬آلمان
ﺳﻮﺳﻦ ﺷﻬﺒﺎﺯﻱ,ﻣﺪاﻓﻊ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ
خسرو باقرپور. شاعر؛ روزنامه نگار. اسن – آلمان
حماد شیبانی پاریس
مرتضی صادقی ٬فعال سیاسی٬نیجمگن ٬هلند
مهرداد باران ٬پاریس٬موزیسیان
منیژه ناظم٬آلمان٬سنت آگوستن ٬فعال حقوق بشر
شاهد علوی، روزنامه نگار
نعمت ملا، وین
کامیار پویان مهر ، فعال اجتماعی و زندانی سیاسی در دو رژیم ، ایران
خلیل حواری نسب٬آلمان ٬کلن
منیره براداران ٬آلمان
ایرن رضا زاده .خانواده جانباختگان دهه شصت
زرتشت احمدی راغب ، فعال سیاسی و مدافع حقوق بشر شهریار ،
فاطمه رضایی . فعال حقوق بشر
مازیار فولادپور _ شغل آزاد _ ساکن تهران
افشین بختیاری سیدنی استرالیا
پوریا ضرغامی اصفهان
فرشاد روشنی پور روانشناس بالینی و رواندرمانگر اسیب شناس کودک المان
معصومه دهقان تهران
معصومه سیدنژاد معلم از تهران
ماه منیرجعفری
امیر ناظری
شاهین علیپور
مهدی حمیدی شفیق
امیر چمنی
مازیار بهمنش
فیروزه فولادی
ژیلا مکوندی
فرزاته خزاعی – اصفهان
شهلا عبقری إسناد دانشگاه و فعال حقوق بسر در امریکا
بانو صابری
سیاوش عبقری، استاد دانشگاه و کوشنده فرهنگی، در آتلانتا
رویا پازوکی، آتلانتا
یوسف عزیزی بنی طرف، فعالی قومی و حقوق بشری عرب، لندن
آرمان شیرازی٬سن پل ٬مینسوتا٬آمریکا
مریم شجاعی
محمد صادق پور
علی سازگارا ٬نیویورک
آرام حسامی
علی دوستکام سوادکوهی – فعال سیاسی – فعال محیط زیست
سلطان زاده نادری ٬سوئد
داود لطفی ،فعال سیاسی،اسلو
جلیل ذوالفقاری، پناهنده سیاسی و ساکن نروژ
جواد ذولفقاری نروژ
علی اصغر مومنی
نادر بخشی
فرزانه سرخوش.استاد دانشگاه.تهران
سیاوش صفا لیل فرانسه
پروین حیدریان، سیاسی، اجتماعی و حقوق بشری. آلمان -الدنبورگ
ابوالفضل اخباری
هوشنگ روزبهانی ٬استکهلم
شیرین کریمی٬آمریکا
محمود مقدس ٬آلمان
خداکرم بخشی ٬استکهلم
محمود ناصوحی
محمد امامی – رومانی بخارست
رکسانا سرنگونی٬فعال حقوق بشر ٬لندن
حسین سجودی٬آلمان٬ویس بادن
مصطفی موسوی تورنتو
فاطمه اصل روستا دبیر باز نشسته
فرشید فرخ نیا
امیر صادقی٬ایران٬ بازنشسته
پروانه رشیدی٬آمریکا ٬فیزیکدان
کوروش بریگی٬فعال حقوق بشر٬آلمان
استاد سرایی٫فعال سیاسی ٫ایران تهران
اسماعیل فتاحی٬فعال سیاسی٬ترکیه
جواد رجایی٫فرانسه ٫لیل
اردلان مقدم ٬کانادا
ساشا رجایی٬فرانسه٬ویلانو دسک
ابراهیم برسن کانادا مکانیک
فرخ مقامی ٬دبیر کالج٬استرالیا
غلامرضا سوئد
بتی جعفری٬آلمان
فرزاد ظروفچی٬ایران٬معمار
حسین جهانسوز٬آمریکا٬بیوشیمیست
سامیه پرایس مدیر(J&J)
طهانی٬فعالی سیاسی ٬لندن
طاهر مطهر ٬سوئد ٬کمونیست کارگری حکمتیست
میترا سلطانی٬آلمان
محمد حسین توتونچیان٬فعال سیاسی٬زندانی سیاسی سابق٬نروژ اسلو
زهرا سادات معینی٬فعال سیاسی٬زندانی سیاسی سابق ٬نروژ اسلو
طغری قرقوزلو ٬آلمان٬کلن
احسان توتونچیان ٬فعال سیاسی ٬دانشجوی پزشکی٬نروژ اسلو
سعید توتونچیان٬فعال سیاسی پزشک٬نروژ اسلو
مرتضی رفیعی٬فرانسه٬نقاش
پرویز داور پناه٬آلمان٬فعال سیاسی
البرز منویی٬نروژ
مصطفی روزبه٬آلمان٬روزنامه نگار
نوید مینایی٬سوئد٬فعال پناهندگی
شایان شیخی٬سوئد فعال سیاسی
افسانه وحدت ٬سوئد
مجتبی ربیعی ٬زندانی سیاسی سابق٬انگلیس
شیوا محبوبی ٬انگلیس
بهنام ایرانمنش ٬نویسنده٬ماینز
نبی خلیلی ٬افغانستان
حسین دولت آبادی ٬فرانسه ٬نویسنده
محمد لطفی حسابدار٬هلند
ایران منصوری ٬سوئد ٬محقق
محمود رفیعی٬آلمان برلین٬
بهنام آجر٬فعال سیاسی٬المان
آرام محمدی٬سنندج٬دیپلم فنی
عبدی سلیمی٬سوئد ساختمان سازد
حسین پویان٬نویسنده٬انگلیس
سرور علی اوحمدی٬آلمان
علی وکیلی٬کانادا٬تاجر
مهرداد قادری٬ایتالیا٬فعال سیاسی
پارسا یاشار٬بریتانیا
هساره ابراهیمی ٬آلمان
وریا ابراهیمی ٬آلمان ٬دانشجو
هیمن خاکی ٬آلمان٬فعال سیاسی
لیلا ارغوانی٬نروژ٬فعال سیاسی
شیدا ارغوانی ٬نروژ٬فعال سیاسی
فخرالدین صادقی٬آلمان٬فعال سیاسی
محمود قاعدی٬آلمان٬فعال حقوق کودکان
محمد سالم علی٬اتریش٬وبلاگ نویس
تقی آقنیا٬انگلیس٬بازنشسته
محمود نجفی ٬آلمان٬عضو حزب کمونیست کارگری ایران
ناصراصغری٬ایران٬فعال اجتماعی
خالد ظاهری ٬سوئد
سیامک موئدزاده ٬آلمان٬فعال کارگری
نرگس غفاری٬کانادا٬فعال حقوق بشر٬ مجری رادیو
محسن رضوانی٬کانادا
شهلا آبغاری٬آمریکا٬فعال حقوق بشر و استاد دانشگاه
سوسن شهبازی٬آلمان ٬فعال حقوق بشر
دامون سالور٬کانادا
فریدون رمضانی٬آلمان٬فعال
پریچهر نومنه٬ایران٬بازنشسته
رضا نگهداری٬فرانسه
فرید فرهان٬آمریکا
منوچهر هزارخانی٬فرانسه٬عضو شورای ملی مقاومت ایران
نیکو نفیسی ٬سوئد٬پرستار
غلام عسگری٬آلمان٬فعال کارگری در تبعید
آمادور نویدی٬اتریش٬( CPA)
علی ندیمی٬اتریش
بهروز سورن٬فرانسه٬فعال سیاسی
اصغر ادیبی٬فرانسه ٬بازنشسته
کورش آفتاسی٬اتریش ٬وین
سولماز برازیل٬آمریکا
گلاره باقر پور٬ایران٬دانشجو
محمد آسنگران٬آلمان٬فعال سیاسی
افشین حیرتیان٬ایران
متیوتاسوج٬آمریکا٬نائب رئیس (NES)
ماو ثبات٬آمریکا٬مهندس
آزاده زیلائی ٬آلمان٬فعال حقوق زنان
غلام عسگری بختیار٬بلژیک٬فعال کارگری
شراره رضایی پلشاهی٬آلمان
فتح الله کیایی ها ٬المان٬کمیته دفاع از زندانیان سیاسی در ایران
بهروز معظمی٬آمریکا٬استاد تاریخ
بیژن فتحی ٬کانادا٬فعال حقوق بشر
مهوش علا سوندی٬کانادا٬فعال حقوق بشر
شاهپور عبدل ٬افغانستان کارگر
منوچهر ولایی٬اتریش
سلیمان جافی دانمارک٬حزب دمکرات کردستان
علی آشناگر٬سوئد
هلالا قاضی٬سوئد
پرویز انصاری٬ فردریسبرگ٬حزب دموکرات کردستان
سیاوش قدری٬دانمارک٬عضو کومله
داوود درویشی٬انگلیس
ژیانه ویسی علی٬هلند٬فارغ التحصیل هنرهای زیبا
سیاوش احمدی ٬ایران
سیوان ناصری٬دانمارک٬دانشجو
جبرئیل رستمی٬آلمان٬فعال سیاسی
آروین مجاور٬استاد دانشگاه
پرویز رحیم زاده٬دانمارک
محمد رستمی
علی پیچگاه
علی گوشه٬اتریش٬پزشک فعال حقوق بشر
منوچهر کیانفر٬ایران٬کانون کارگران متحد ایران
جعفر حامدی/ استاد دانشگاه
ماجد عبدالله زاده ٬سلیمانیه چالاک سیاسی
علی ترابی ٬رشت
حسین افتخاری٬سوئد٬حمل ونقل
فریبا قاضی٬استرالیا٬ماما
هلمت معروفی ٬سوییس٬خبرنگار
فریبا باقری٬اصفهان٬زندانی سیاسی
یزدان مارابی٬آلمان٬فعال سیاسی پیشمرگ کومله
شهرام جزا٬دانمارک٬دانشجو
کزیوا آناماقی٬دانمارک٬آموزش وپرورش و روانشناسی
رامان ظاهری٬ایران٫محقق هنر
مهناز قزلو٬سوئد٬خبرنگار
عبید گاولی٬آلمان٬راننده
آناهیتا اردوان٬آمریکا٬نویسنده و فعال سیاسی
چی چو محمود زاده٬ام سی لین٬آمریکا
کاوه کانبی٬هلند٬نایمیخن٬فعال سیاسی
فروغ آزاد٬افغانستان٬معلم
رضا پریچی زاده٬آمریکا٬نظریه پرداز سیاسی
ملیحه حسینی ٬فرانسه٬پناهنده سیاسی
پیمانه شفیعی٬سانفرانسیسکو٬فعال حقوق بشر
احمد لطفی٬سوییس٬قهرمان کیک بوکسینگ سوییس
افسانه کاشفی٬لوگزامبورگ٬شاعر
بهکام بختیاری٬هلند٬دبیر اسبق تهران٬کنشگر فرهنگی سیاسی
کامران قاضی ٬سوئد
عدنان رشیدی٫فعال حقوق بشر٬ژورنالیست٬مریوان
کیومرث رشیدی٬فعال سیاسی٬مریوان
سید هاشم خواستار٬مشهد٬معلم بازنشسته٬فعال صنفی و مدنی
داوود بابایی٬عراق
مسعود نجاری٬کانادا٬فعال حقوق بشر
نازآفرین صبوری٬مالزی
سعید جوزانی٬آمریکا٬سان جوزه ٬کالیفرنیا
نادر امینیان٬فعال حقوق بشر
خورشید ندیمی٬یونان
علیرضا زندیه٬سوییس٬فعال حقوق بشر
مریم هدایتی٬کانادا
هلالا شوکت٬عراق
علی رسولی ٬ایران٬شاعر
کمال عمرانی٬استرالیا٬معلم
نوید علایی حسینی٬بازل٬سوییس٬فعال سیاسی
منصور سهرابی٬آلمان٬دکترای اگرواکولوگی
ماسون قفقازی٬کانادا٬دستیاراستاد دانشگاه تورنتو
سید مظارعی٬آمریکا٬ایران
مونا ده محسنی٬آمریکا
امین انور رستمی٬ایران٬فعال حقوق بشر
بابک اجلالی٬آمریکا ٬فعال حقوق بشر
ناهید فرهاد٬آمریکا٬فعال حقوق بشر
امیر سلیمانی٬انگلیس
برزو علی پور٬وکیل پایه یک دادگستری٬ایران
مینا انتظاری٬زندای سیاسی سابق و فعال حقوق بشر
کاوه طاهری٬ترکیه٬فعال حقوق بشر و روزنامه نگار
منوچهر ترابی پور
علی رسولی ٬دانمارک
نادر احسانی٬آمریکا٬داندانپزشک
سوسن احسانی٬آمریکا٬خانه دار
آرش رایجی
رشید علیزاده٬آلمان٬فعال سیاسی
ماهان علیزاده٬آلمان٬دانشجو
سوهیلا سیروانی٬آلمان ٬فعال سیاسی
پریچهر نومانی٬ایران٬معلم بازنشسته
تورنج سرابی٬آلمان٬پرستار
آذر خلیلی٬انگلیس
هیمن مرادخانی٬آلمان٬فعال سیاسی
میلادفلاحی٬آلمان٬فعال مدنی
مهین پیران٬اتریش ٬زن خانه دار
دکتر زری عرفانی٬سوییس٬مسوول رادیو پارس
ابراهیم علی پور ٬آلمان٬پناهنده سیاسی
مهری زموحا٬هلند
جواد ریاحی ٬انگلیس٬راننده تاکسی
آمیده مطمئن فر٬کانادا٬فیزیکدان
حمید ضیا٬کاناد٬مکانیک
مهدی صانع٬آمریکا
گرگ کنورسی٬آمریکا٬معلم
سهیلا کاربر٬ایران٬مدیرعامل شرکت تعاونی چندمنظوره
عباس خرسندی٬آلمان٬فعال سیاسی
ربابه جزاقی٬بلژیک ٬معلم بازنشسته
هیوا مولانیا ترکیه٬رونامه نگار وفعال حقوق بشر
کاظم لطیف٬سوئد٬معلم
محمود ایمانی٬فرانسه٬نقاش و گرافیست
احمد ثابت٬افغانستان٬معلم
محمد سمیعی زاده ٬اتریش٬آزاد
کوروش داوود نیا٬هلند٬چاپ
پژمان مرابی٬آلمان ٬فوتبالیست
هیوا محمودی ٬دانمارک٬حسابدار
محمدی داری٬آلمان٬کارمند
سارا اسکویی٬فرانسه٬دانشجو
پرویزشجاعی ٬ایران٬بازنشسته
آماندا دورسو٬آمریکا٬دانشجوی مقطع دکترا
پرستو مرادخانی ٬ایران
فرشید طهیری٬ایران٬شرکت صنایع نفتی
نسرین الماسی٬کانادا٬روزنامه نگار
حسنی سعیدیان٬آمریکا٬دانشجو
جمال زینالی٬آلمان٬دانشگاه
محسن دشتستانی٬سوئد٬فعال مدنی
فرخ حیدری ٬دانشگاه٬مهندس کامپیوتر
بتول فقاهتی٬لوکزامبورگ٬فعال حقوق بشر
ناصر اشجاری٬ایران٬شغل آزاد
فرح کیوانی٬انگلیس٬خانه دار
رضا محمدی٬آمریکا٬دانشجو
آتی آزاد٬هلند٬پرستار آی سی یو
روزبه نیکزاد٬اندونزی٬فعال حقوق بشر
سیروان منصوری٬ترکیه٬روزنامه نگار و فعال حقوق بشر
علی زیدونی٬فعال کارگری
حمید شمس٬رومانی ٬بخارست٬آزاد فروشگاه پوشاک
امیر ابراهیمی ٬هلند٬فعال سیاسی
حسن احمدی٬ایران٬کارگر چاپخانه
حسن محمودی ٬آلمان
کامران علامی نژاد آلمان
اسد طاهری٬آمریکا
مهیستان بختیاری٬ترکیه٬فعال سیاسیا
ناهید وفایی٬ایران
فردوس جمشیدی رودباری٬آلمان٬هانور٬پزشک
جراح لایق٬آلمان٬مهندس معماری
محسن وجدی قزلجی٬کردستان عراق٬مترجم
پروانه توفیق سان احمد ٬عراق ٬پروگرامر
امیدحاجیانی٬ایران٬ازاد
ایمان محمدی٬آلمان٬آزاد
پردیس پارل ٬نروژ
دارا نارس٬نروژ
سیروس اکله٬نروژ٬مترجم
پرویز الکا٬نروژ٬فروشنده
رضا باستانی٬نروژ
جیمی آدم٬انگلیس٬مهندس
ایوب دارابی٬ایران ٬راننده آژانس
علی رسولی٬ایران ٬کارگر
کاوه کرد٬کردستان
سمیرایادگار٬ایران٬متخصص زیست شناسی
سارا قاضی٬آمریکا
سعید کیانی٬سوئد٬آزاد
مهدی فیلی ٬ایران دانشجو
نوشین ارشادی٬ترکیه٬روزنامه نگار و مدافع حقوق بشر
شیدا ناصرزاده٬آمریکا٬مشاور املاک ملکی
سیده طاهره موسوی٬ایران٬کارمند بازنشسته راه آهن٬فعالیت اجتماعی
زهره جمشیدی٬انگلیس٬فیزیوتراپ
گیتی رضایی زینالانی٬انگلیس٬دانشجو
هاله باقر زاده٬آلمان٬کلن٫فعال حقوق بشر
فهمیم هیلا هومن٬افغانستان٬تخار٬دانشجو
صابرمنصوری٬نروژ٬خبرنگار
مسعود اسماعیلی٬ایران٬هنر ٬موسیقی
ارام محمدی٬کردستان٬آزاد
شاهو حسن پور سوئد٬معلم
اینه بلانک ٬آمریکا
آرام محمدی٬سنندج
زهره ناظمی
علی مطمئن
تورج محمدی
ابی محسنی
صوفیا صادیقپور
سیاوش عبقری
مرجان افتخاری
سهیلا دالوند
جنی انگلدو
بری ست دنیس
مارک اوانز
فیونا بوی
کیرا لوقرن
آلیسن بنویلل
بریل بیک
سیمون شانن
دی پاریس
بیل مکنزی
جان آدامس
ناهید ناظمی
آلبرت یوم
پتر هیگگینس
عقیل احمد
سیامک مکی
ولری بریگینشو
آرون کوئین
ماری سنسم
پریکو رودریگز
سیر چیلوکوری
کاترین ستننرد
الین انسلل
پیتر گادفری
جان آدامس
ایزابل میشکین
جولیا هوبنر
پیتر تچلل
رجب اشتری
افشین افشین جم
عباس ماندگار
سوسن کولیوند
محسن ابراهیمی
مسعود فرزانه
یادی محمودی
سالار سالاری
داووس اثری
فرانک غفوریان
احد باقردی
فتاح سبحانی
اشرف علیخانی
شهلا عبقری
ربابه جوزقی
مرتضی اکبری
احسان مفتاحی
فرشته نظام آبادی
ماهرخ فیروزه
محسا فعال زده
احسان شریفی
سعید بهبهانی
آوات احمدی
فواد روشن
جمال نصیری
امیر امیری
فرزانه دتاخشن
فرشید فرشیدی
نرگس سشتری
سروناز سینایی
شراره رضایی
نگار قنبری
شانه مارس
شرزد چوپانی
غلامرضا غلامحسینی
احسان فتاحی
تیمور امجدی
زهرا لطفی
بهمن یوسفی
کاظم نیکخواه
رحیم یزدانپرست
امین باقری
شرم قنبری
شهلا خباززده
غلام اکبری
شروین راسخ
صابر رحیمی
رازی سعدی
سیاوش عبقری
بابک یزدی
آرش شاملو
ایرج رضایی
بابک آسیایی
شیدا روستائی
سیامک بهاری
فرنوش عقیلی
اسرین درکله
سیما ریاحی
سروناز سینای
هما صفا
مهران زهراکار
بیژن فتحی سورباریکی
فرشته ناجی
هیوا سروش
مرسده محسنی
منصوره بهکیش
پیام آذر
حسام یوسفی
مانی ریاحی
سپیده فرح آبادی
محمد کریمی
علیرضا اعظمی
سعید اقبالی
نادیا نادری
نادر بخشی
علی قادری
فریاد فراهانی
عزت دولتآبادی
پردل زارع
اندیشه جعفری
روث بوچلی
منیژه فتحاللهی
کاوه عباسیان
صادق زهرببگی
رافت زینالدین
مایک کریمی
ترسا برامینی
حسن اردین
علی بحرانی
مریم حیدری
منوچهر منتظری
حسن فسخسری
بهمن امینی
امیر رزاقی
اکتائی داراب زند
سهیلا محمودی
دانا شاکری
فاطمه طباطبائی
معصومه محمودی
علی فرید
محمود مقدس
رسول افشارپور
تامی ویترمرک
اکرم لحیمی
مهرداد خضری جوادی
علی افشاری اردبیلی
پویان مکاری
مجید رحیمی
محمد کاشفی
رضا هیوا
ندا امینی
احمد فاطمی
قباد بخش چی
باب اندرسن
آن ماری مریلوتو
بهزاد باقری
کورش شجاعی
سهیلا اکبری
لیلا خالد
منصور برجی
عادله باکر
ضالح حمید
علی عجمی
مینا سیگل
منوچهر گلشن
شهره تیلور
کریستس پولکیس
سیلویا کتفستا
علی جاوید
شیما سیلاوی
حسین محمد زده
فاطمه طباطبائی
فاطمه رضایی
علی اشرف
کارمن کشیشیان
کریستینا کتفستا
ناهید احمدی
حنیف حیدرنژد
هاجر لیواری
منوچهر لرستانی
هوشنگ روزبهانی
فای گرتسچ
مرسده محسنی
محمد غزنویان
داود لطفی
مراد شیخی
سیامک سهراب منش
حیدر عظیمی
هیمن سیدی
مرضیه میلی منفرد
ستاره صبور
منوچهر فرد
فرنگیس بابقره
امین خوله
جواد آمدی
علیرضا سربازی
ونداد اولادعظیمی
لاله عنبری
مهدی صانع
نوید صحبتی
مرتضی اسماعیلپور
حسین رئیسی
فریبا محرابی
مانی کاشف
حمید بهرامی
بابک آسیایی
سیاوش خررمگه
بهداد بردبار
محمد علی انصاری
عیسی بازیار
بیانیه جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان
به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودک
برگرفته از سایت عصرنو
سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۳ ژوين ۲۰۱۷
۱۲ ژوئن برای عده ی کثیری از مردم و البته فعالان جنبش لغو کار کودکان در سرتاسر جهان روز مهمی است. نشست نمایندگان ۱۸۲ کشور عضو در اجلاس سالیانه سازمان جهانی کار(ILO) اتفاقی است که در جریان است. یکی از مباحثی که کنفرانس بر آن تمرکز دارد، وضعیت "یک میلیارد و پانصد میلیون انسانی است که در شرایط جنگ، خشونت و فجایع طبیعی زندگی می کنند که یک سوم از جمعیت آنرا کودکان"* تشکیل می دهند.
با نگاهی گذرا به ژئو پلتیک مناطق درگیر جنگ، خاورمیانه ی خونینی به چشم می خورد که از هر سو مورد تهاجم قدرت ها و عناصر دست سازشان است. داعش، القاعده و جریانات ریز و درشت دیگر، خلق شده اند تا مطامع و منافع قدرت ها، دولت ها و فرقه های مذهبی و نژادی از چهار سوی جهان را فراهم کنند. در این میان میلیون ها خانوار در فضای وحشت و خشونت تروریسم بسر می برند وبخش کثیری از آنان آواره ی مرزها و کشورهای دور و نزدیک شده اند.
زندگی در اردوگاه هایی با امکانات حداقل و ابتدائی، شرایط زندگی موقتی است که چیزی جز "مرگ تدریجی" نیست. محرومیت از تغذیه، بهداشت، پوشاک، مسکن مناسب و فقدان فضای مناسب رشد و آموزش کودکان، ماحصل جنگ ناخواسته ای است که نصیب مردم افغان، عراقی، سوری، یمنی، فلسطینی و... شده است.
اسکان کودکان آواره در سایر کشورها هم شرایط بهتری نصیب آنان نکرده است. اگر بلافاصله مجبور به کار نشده اند، در آینده ای نزدیک در صف نیروی ارزان کار قرار خواهند گرفت و این ادامه ی مرگ تدریجی ای است که برای کودکان مهاجر و پناهنده ترسیم شده است.
به این جنگ خانمان سوز باید پایان داد. این حداقل خواست جامعه ی متمدن جهانی است. این اولین وظیفه و هدف دولت ها و سازمان ها و مراجع بین المللی می بایست باشد. برای این خواست و برای دست یابی به حقوق پایه ای کودکان و همه ی ابناء بشر می بایست دست ها را به کار گرفت.
در وضعیت کودکان دیگر نقاط جهان هم نه تنها بهبودی حاصل نشده بلکه هر روز خطرناک تر شده است. آمار روز افزون فقر، بیکاری، افزایش مهاجرت بدلیل قحطی، گرسنگی و بلایای طبیعی در کنار جنگ ها و نسل کشی های ضد انسانی، جهان را به منزل گاه پر وحشت و سیاهی بدل کرده است که بنظر تنها برای عدهای اندک، تعدادی کمتر از یک درصد حتی، تخصیص یافته است. این در حالی است که زمین به همه ی ساکنان آن تعلق دارد. زمین متعلق به همه ی جانداران، اعم از انسان ها، حیوانات و موجودات و گیاهان است. این حکم انسان متمدن امروز است و همگان می بایست بدان پایبند باشند.
در کنار صلح و آرامش برای جهانیان، تحصیل و آموزش اجباری و رایگان، بهداشت و سلامتی جسمی و روانی، تغذیه و مسکن مناسب، فضای سالم و بدون تنش برای رشد شخصیت وجایگاه، امکان مشارکت و دخالت در امور مربوط به خود و حمایت های همه جانبه از کودکان از مقدمات جهان مناسب کودکان است.
برای تحقق این مهم باید دولت ها را موظف به پذیرش و تأمین حقوق پایه ای بالا و نیز شروط حداقلی زیر نمود:
- تأمین اجتماعی همگانی، بیمه کامل همه ی آحاد جامعه اعم از خدمات درمانی، بیکاری و از کار افتادگی، زایمان و عمر عامل توانمندی خانواده ها و ضامن ممانعت از بکار گماردن کودکان خواهد شد.
- تضمین و تأمین دستمزد مکفی (متناسب با معیشت خانواده ها) در ایران بویژه حداقل باندازه ی مبلغ اعلام شده توسط بانک مرکزی در سال ۹۶یکی از گام های ابتدائی رسیدن به سطح معیشت حداقل انسانی است.
- هر شکلی از بهره کشی و به کار گماردن کودکان از سوی هر فرد، نهاد و مرجعی، می بایست به مثابه جرم علیه کودکان تلقی شود و مراجع قضائی و ذیربط باید با آن برخورد کنند.
- پذیرش حق تشکل برای سازمان و نهادهای اجتماعی و مدنی و به رسمیت شناسی حقوق و جایگاه آنان در نظارت و هدایت مطالبات جامعه به سمت شرایط انسانی و حقیقی همه ی آحاد و بویژه نهادهای حوزه کودکان.
- به رسمیت شناختن حقوق مهاجران و پناهندگان در ایران و تضمین و تامین شرایط زیست انسانی برای آنان.
با امید به انسجام و پیگیری جدی تر برای تحقق منافع عالیه کودکان و همه ی انسان ها در سراسر جهان و تلاش در جهت "لغو کار کودکان همین امروز"
جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان
۱۲ ژوئن - ۲۲ خرداد ۱۳۹۶
* http://www.ilo.org/
با نگاهی گذرا به ژئو پلتیک مناطق درگیر جنگ، خاورمیانه ی خونینی به چشم می خورد که از هر سو مورد تهاجم قدرت ها و عناصر دست سازشان است. داعش، القاعده و جریانات ریز و درشت دیگر، خلق شده اند تا مطامع و منافع قدرت ها، دولت ها و فرقه های مذهبی و نژادی از چهار سوی جهان را فراهم کنند. در این میان میلیون ها خانوار در فضای وحشت و خشونت تروریسم بسر می برند وبخش کثیری از آنان آواره ی مرزها و کشورهای دور و نزدیک شده اند.
زندگی در اردوگاه هایی با امکانات حداقل و ابتدائی، شرایط زندگی موقتی است که چیزی جز "مرگ تدریجی" نیست. محرومیت از تغذیه، بهداشت، پوشاک، مسکن مناسب و فقدان فضای مناسب رشد و آموزش کودکان، ماحصل جنگ ناخواسته ای است که نصیب مردم افغان، عراقی، سوری، یمنی، فلسطینی و... شده است.
اسکان کودکان آواره در سایر کشورها هم شرایط بهتری نصیب آنان نکرده است. اگر بلافاصله مجبور به کار نشده اند، در آینده ای نزدیک در صف نیروی ارزان کار قرار خواهند گرفت و این ادامه ی مرگ تدریجی ای است که برای کودکان مهاجر و پناهنده ترسیم شده است.
به این جنگ خانمان سوز باید پایان داد. این حداقل خواست جامعه ی متمدن جهانی است. این اولین وظیفه و هدف دولت ها و سازمان ها و مراجع بین المللی می بایست باشد. برای این خواست و برای دست یابی به حقوق پایه ای کودکان و همه ی ابناء بشر می بایست دست ها را به کار گرفت.
در وضعیت کودکان دیگر نقاط جهان هم نه تنها بهبودی حاصل نشده بلکه هر روز خطرناک تر شده است. آمار روز افزون فقر، بیکاری، افزایش مهاجرت بدلیل قحطی، گرسنگی و بلایای طبیعی در کنار جنگ ها و نسل کشی های ضد انسانی، جهان را به منزل گاه پر وحشت و سیاهی بدل کرده است که بنظر تنها برای عدهای اندک، تعدادی کمتر از یک درصد حتی، تخصیص یافته است. این در حالی است که زمین به همه ی ساکنان آن تعلق دارد. زمین متعلق به همه ی جانداران، اعم از انسان ها، حیوانات و موجودات و گیاهان است. این حکم انسان متمدن امروز است و همگان می بایست بدان پایبند باشند.
در کنار صلح و آرامش برای جهانیان، تحصیل و آموزش اجباری و رایگان، بهداشت و سلامتی جسمی و روانی، تغذیه و مسکن مناسب، فضای سالم و بدون تنش برای رشد شخصیت وجایگاه، امکان مشارکت و دخالت در امور مربوط به خود و حمایت های همه جانبه از کودکان از مقدمات جهان مناسب کودکان است.
برای تحقق این مهم باید دولت ها را موظف به پذیرش و تأمین حقوق پایه ای بالا و نیز شروط حداقلی زیر نمود:
- تأمین اجتماعی همگانی، بیمه کامل همه ی آحاد جامعه اعم از خدمات درمانی، بیکاری و از کار افتادگی، زایمان و عمر عامل توانمندی خانواده ها و ضامن ممانعت از بکار گماردن کودکان خواهد شد.
- تضمین و تأمین دستمزد مکفی (متناسب با معیشت خانواده ها) در ایران بویژه حداقل باندازه ی مبلغ اعلام شده توسط بانک مرکزی در سال ۹۶یکی از گام های ابتدائی رسیدن به سطح معیشت حداقل انسانی است.
- هر شکلی از بهره کشی و به کار گماردن کودکان از سوی هر فرد، نهاد و مرجعی، می بایست به مثابه جرم علیه کودکان تلقی شود و مراجع قضائی و ذیربط باید با آن برخورد کنند.
- پذیرش حق تشکل برای سازمان و نهادهای اجتماعی و مدنی و به رسمیت شناسی حقوق و جایگاه آنان در نظارت و هدایت مطالبات جامعه به سمت شرایط انسانی و حقیقی همه ی آحاد و بویژه نهادهای حوزه کودکان.
- به رسمیت شناختن حقوق مهاجران و پناهندگان در ایران و تضمین و تامین شرایط زیست انسانی برای آنان.
با امید به انسجام و پیگیری جدی تر برای تحقق منافع عالیه کودکان و همه ی انسان ها در سراسر جهان و تلاش در جهت "لغو کار کودکان همین امروز"
جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان
۱۲ ژوئن - ۲۲ خرداد ۱۳۹۶
* http://www.ilo.org/
برگرفته از سایت هرانا
نازنین زاغری رتکلیف، زندانی ایرانی- بریتانیایی، با نگارش دلنوشتهای خطاب به فرزند خردسالش، با تبریک تولد او، از روزهای «سختی» سخن گفته که پشت سر گذاشتهاند. خانم زاغری که برای تعطیلات نوروز سال ۱۳۹۵ به همراه فرزند دو سالهاش به ایران رفته بود، پانزدهم فروردین ماه و بههنگام خروج از ایران، بازداشت و سپس به پنج سال زندان محکوم شد. او هماکنون در بند زنان زندان اوین بهسر میبرد. همسر خانم زاغری، شهروند انگلیسی است و در انگلستان زندگی میکند. به همین دلیل فرزند آنها این روزها را بدون پدر و مادر گذرانده است؛ روزهایی که خانم زاغری از آن بهعنوان داستان غمانگیز یاد میکند.
به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، متن کامل دلنوشته نازنین زاغری رتکلیف به شرح زیر است:
گیسوی نازنینم،
تو روز ۲۱ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹ و ۱۱ دقیقه شب به وقت لندن، در بیمارستانی در شمال شهر، پس از ۵۵ ساعت درد زایمان متولد شدی. دردی که هر لحظهاش ارزش سختی کشیدن برای دیدن روی ماهت را داشت. میدونی که یک ساعت اول زندگیت رو، تو آغوش پدرت آروم گرفتی، چرا که من توان در آغوش کشیدنت را پس از سپری کردن بیش از دو روز درد زایمان نداشتم؟ میدونی که درست شش ساعت اول به دنیا اومدنت رو با آرامش تمام خوابیدی؟ صبح فردای تولدت، من و پدرت با صدای پرندههای باغ پشت بیمارستان از خواب بیدار شدیم و تو هنوز در خواب خوش بودی. دو روز طول کشید تا بالاخره آوردیمت خونه که به همه دنیا نشونت بدیم. من و پدرت خوشبختترین آدمهای روی زمین بودیم. تازه بعد از تولدت بود که فهمیدیم چقدر دیر تصمیم به بچهدار شدن گرفته بودیم و چه سالهای قشنگی رو از خودمون دریغ کرده بودیم. مدت زمان زیادی طول نکشید تا به آهنگ تو عادت کردیم؛ ساعت شیرخوردن و خوابیدنت، سکسکه و عطسههای بیوقفهات. خاطرههای شیرینی از روزهای با هم بودنمان دارم. روی بازوی پدرت راحت آروم میگرفتی و او برای تو شعرهای کودکانهای میخوند. از همون نوزادی هم عاشق موسیقی و آواز بودی. اما اون روزهای قشنگ و شیرین زیاد دووم نیاوردن. سفری که من و تو برای عید نوروز ۱۳۹۵ به ایران داشتیم، وقتی تو ۲۲ماهت بود، هیچ بازگشتی نداشت. در ۱۴ماه گذشته، سهم من از تو فقط ساعتهای پراکنده سالن ملاقات زندان اوین بوده. مگه تو چند سالته که چنین تجربه سنگینی رو باید توی این سن کم داشته باشی؟
علیرغم همه تلاشهای ما، تو میدونی که من کجام. این رو وقتی فهمیدم که به سؤال خانمی که توی پارک ازت پرسیده بود جواب داده بودی که مامانم زندانه.
دخترک عزیزم، گیسو طلای من، هر چند واژه زندان واژهای تلخ و جدایی انگیزه، اما بهت قول میدم که روزهای سخت و غمگین دوریمان به زودی تموم بشن. من و تو سرمون رو بالا میگیریم و با افتخار در راه آزادی قدم برمیداریم. روزی که ظلم بالاخره سایهاش رو از سرمون دور میکنه و عدالت از پشت ابرهای تیره و سردی که سراسر این شهر رو فراگرفتهاند، خودش رو نمایان میکنه. روزی میرسه که ما یک بار دیگر به شهری که دوست داشتیم، برمیگردیم.
گل گیسوی من، تولد سه سالگیت مبارک. این دومین تولدی است که من و پدرت کنارت نیستیم تا در آغوشت بگیریم. اما این رو بدون که دلمون پیش توست.
در عجبم از کسانی که در غم دوری مادران فلسطینی و یمنی و سوری از کودکانشان سینه میدرند اما بر غم فراق من و تو و مادران و کودکان مثل ما در سرزمین خود، چشم فرو بستهاند. ما روزهای سختی رو پشت سر گذاشتیم، بقیه راه را هم با عشق پر شور پدرت و حمایتهای خانوادهها، دوستان و میلیونها انسانی که در سراسر دنیا داستان غمانگیز ما را دنبال میکنند، سپری خواهیم کرد. دستت را به من بده دختر قشنگم. ما از این فصل هم گذر خواهیم کرد.
تولد سه سالگیت مبارک طلا گیسوی من، سیب سرخ براق من.
• کانون نویسندگان ایران به خانوادههای کشتهگانِ این رخداد تسلیت گفته و هشدار میدهد که این یورش خونبار، هرگز نباید دستاویز حاکمیت برای بستهتر کردن هرچه بیشتر فضای جامعه شود ...
برگرفته از سایت اخبار روز
يکشنبه ۲۱ خرداد ۱٣۹۶ - ۱۱ ژوئن ۲۰۱۷

موج حملههای مسلحانهی کور زندگی و جان مردم جهان را از شرق تا غرب آماج خود قرار داده است. هنوز خبر حملهی مسلحانه به لندن تازه بود که حملهای دیگر روز چهارشنبه، هفدهم خرداد ۱٣۹۶، در دو نقطه از تهران رخ داد. اقدامی که به کشته و زخمی شدن بیش از پنجاه تن انجامید. اگر چه "تروریسم" پدیدهی تازه ای نیست و پیشینهای دراز دارد؛ اما نوترین شکل آن در قامت و نام "داعش" همهی بیرحمیها و قساوتها و نیز غیرانسانیترین شیوههای کشتار را یکجا به نمایش گذارده است. پدیدهای چنین شوم بدون ویرانههای وسیع سیاسی و اجتماعی، بدون حامیان قدرتمند نمیتوانست پا بگیرد، بگسترد و به حیات ننگین خود ادامه دهد. پیداست که در اینجا و آنجای جهان دولتهایی بر اساس منافع خود گاه با آن میستیزند و گاه، به وقت لزوم، با آن می آمیزند و تقویتش میکنند. طوری که "داعش" و دیگر گروه های تبهکارِ ظاهرالصلاح تر در کنار نقش اصلی خود، به اسم عام، به پردهی استتارکننده ی جنایتها و رذالتهای تروریسم دولتی بدل شده اند. حمله های مسلحانه ی کور در همهی شکلهای خود نه تنها جان و سلامت انسانهای بی گناه را میگیرد، نه تنها وحشت میپراکند بلکه به دولتها بهانه میدهد تا آزادیهای مردم، به ویژه آزادی های اجتماعی، سیاسی و مدنی و نیز آزادی بیان را هر چه بیشتر محدود کنند.
کانون نویسندگان ایران ضمن ابراز تاسف عمیق از کشته و زخمی شدن مردم بی گناهی که روز چهارشنبه در میان تهاجم آدمکشان تبهکار گیر افتادند، به خانوادههای کشتهگانِ این رخداد تلخ تسلیت میگوید و این حمله را محکوم میکند؛ اما هشدار میدهد که این یورش خونبار و هراس ناشی از آن، هرگز نباید دستاویز حاکمیت برای بستهتر کردن هرچه بیشتر فضای جامعه و هجوم بیشتر به منتقدان ، معترضان، آزادیخواهان وحقطلبان شود. پادزهر مقابله با افکار ضدّ انسانی و زهرآگین داعش وار، در هر شکل و قواره، فراهم آوردنِ بستری است که آزادی و آزادی بیان چون هوایی باشد که در آن دم می زنیم و پاسخِ حق طلبی، سرکوب و بگیر و ببند نباشد.
کانون نویسندگان ایران
۲۰ خرداد ۱٣۹۶
ما مادران پارک لاله ایران، حملهی مسلحانه و خونین روز چهارشنبه، 17 خرداد 1396 که قلب تهران را لرزاند و منجر به کشته شدن 17 نفر و مجروح شدن 52 نفر از شهروندان شد را به شدت محکوم میکنیم.
ما ضمن تسلیت به مردم شریف و آزادهی ایران، با خانواده های کشته شدگان و مجروحان این حادثهی تاسف بار ابراز همدردی میکنیم و خواهان روشن شدن چرایی و چگونگی این حادثهی وحشتناک هستیم.
ما میخواهیم بدانیم، چگونه مسئولان قضایی و امنیتی کشور میتوانند با شعار حفظ امنیت، هر روز بهترین عزیزان ما را برای ساده ترین فعالیت سیاسی و اجتماعی مورد بازخواست قرار داده و بازداشت کنند، ولی توان مهار چنین عملیاتی را در روز روشن و در دل شهر ندارند؟
ما میخواهیم بدانیم چرا امنیت ما مردم به راحتی میتواند دست خوش سیاست قدرت های داخلی و خارجی گردد؟ نقش و حق ما در این میانه چیست؟
ما میخواهیم باور کنیم که این عملیات ترور و وحشت داعشی، بدون خواست و کمک نیروهای داخلی انجام شده است، ولی بی تردید تا زمانی که تمامی جزئیات حقیقت فاش نشود، نمیتوانیم باور کنیم؛ زیرا تجربهی حکومتی 38 ساله با پرونده هایی سنگین از جنایت و دروغ و آسیب رسانی به مردم را پشت سر داریم.
مادران پارک لاله ایران
21 خرداد 1396





