در کنج قفس چه می کنی آزادی



  
http://www.rahesabz.net/story/60048/
برگرفته از سایت جرس

بگذارید در ابتدا سلام گرم پدرم را از گوشه زندان اوین یکی از بدنام ترین زندانهای وطن عزیزم ایران به حضورتان برسانم
در کنج قفس چه می کنی آزادی
مائده سلطانی در پی اعطای جایزه حقوق بشر اتحادیه بین المللی کانون های وکلای دادگستری به عبدالفتاح سلطانی، در متن مکتوبی خطاب به اتحادیه بین المللی کانون های وکلای دادگستری از اعطای این جایزه به پدرش تشکر کرد. او در این نوشته به تشریح برخی از ویژگی های شخصیتی عبدالفتاح سلطانی نیز اشاره کرده است. متن کامل نوشته مائده سلطانی به شرح زیر است:

دوستان و حضار محترم،
بگذارید در ابتدا سلام گرم پدرم را از گوشه زندان اوین یکی از بدنام ترین زندانهای وطن عزیزم ایران به حضورتان برسانم.


به عنوان دختر انسانی که سال های زندگیش را برای تحقق خواسته های مدنی جامعه ایران وقف کرد، دوست دارم از این فرصت استفاده کنم و از شور و اشتیاق او برای تحقق خواسته های مدنی و نهادینه کردن قانون در کشورم ایران بگویم. از مشقات و سختی هایی که او در راه بیداری و آگاه سازی مردم در جامعه کشید تا انفرادی های طولانی مدت و تهدیدات مکرر که همین چندی پیش حتی به همسرش یعنی مادرم هم کشیده شد.


پدرم پس از فراغت از تحصیل یکی از وظایف اجتماعی خود را کمک به مردم جهت آشنایی با حقوق قانونی خود از طریق تبیین مسائل حقوقی به زبان ساده قرار داد. او ساعت های زیادی از زندگیش را در دفتر کار کوچکش و در کنار موکلینش گذراند و بدون داشتن هرگونه چشمداشت مالی به مشاوره حقوقی رایگان به اقشار مختلف اعم از افراد بی بضاعت، معلمین، کارگران، کارمندان و فعالان دانشجویی، زنان و فعالین مدنی با هدف ارتقائ سطح دانش حقوقی جامعه پرداخت. او از معدود وکلایی است که بدون ترس از سرکوب دستگاه حاکم در ایران وکالت تعداد زیادی از متهمین سیاسی عقیدتی و متهمین مطبوعاتی را در دادگاههای مختلف بر عهده گرفت.

او از سال 2000 به بعد با تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر به همراه خانم شیرین عبادی و تنی چند از وکلا و فعالان حقوق بشر برای تحقق فرهنگ قانونمداری و جلوگیری از نقض بی رویه حقوق بشر در ایران با تلاش و نیرویی خستگی ناپذیر فعالیت کرد. تهیه جزوات آموزش حقوق متهم و حقوق زنان به زبان ساده و تشکیل کلاس های آموزش حقوق برای کارگران، دانشجویان، معلمان و روزنامه نگاران و فعالان سیاسی، برگزاری کنفرانس های مطبوعاتی، تهیه گزارش های فصلی در خصوص وضعیت اسفناک حقوق بشر در ایران، مشارکت درتاسیس کمپین اعدام بس کودکان، مشارکت در تاسیس شورای ملی صلح و کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه، کمیته دفاع از انتخابات آزاد و منصفانه تنها بخشی از فعالیت های مشارکتی او در کانون مدافعان حقوق بشر است.

او حتی با بسته شدن کانون که به تدریج تبدیل به مامنی برای کنشگران و فعالین مدنی جامعه ایران شده بود نه تنها دست از پیگیری خواسته های مدنی موکلان خود دست نکشید بلکه مصمم تر از گذشته جلوی اراده قانون شکنان قوه قضاییه ایران ایستاد و بلند تر از قبل به انتقاد از عملکرد آنان پرداخت و پیگیر اجرای عدالت و برخورد با عوامل خودسر در قوه قضائیه که امروزه به راحتی در پوشش قاضی، دادستان، بازجو و ... از اوامر بالاسری های خود اطاعت می کنند پرداخت.


تا کنون در دستگاه قضایی ایران علیه پدرم 13 پرونده شکل گرفته که هیچ کدام از اتهامات این پرونده ها کوچکترین مناسبتی با فعالیت های حقوقی پدرم نداشته اند. حکومت ایران به طرق مختلف مثل رد صلاحیت وی از عضویت هیات مدیره کانون وکلای دادگستری در ایران، دستگیری و اتهامات مختلف برای ترساندن او و تهدیدات و فشارهای متعدد تلاش کرد مانع فعالیت او شود. این فشارها در 1.5 سال گذشته به مادرم هم کشیده شد که در طول 6 روز زندان انفرادی تحت فشار قرار گرفت که بر علیه پدرم اعترافات دروغین کند. مادرم تا به امروز با اتهام مشارکت در دریافت مال نامشروع 3 بار به دادگاه احضار شده است. منظور از مشارکت در در یافت مال نا مشروع همان جایزه حقوق بشری است که شهر نورنبرگ سال 2009 به پدرم به دلیل فعالیت های بی وقفه خود برای احقاق حقوق شهروندی اعطا کرد . حکومت ایران بدون دلیل وی را هنگام پرواز ممنوع الخروج اعلام کرد و مادرم به نیابت از وی این جایزه را در شهر نورنبرگ دریافت کرد. مادرم نیز امروز در خطر محکومیت و زندان قرار دارد که این ظلم مضاعف به خانواده من است.


در دوران بازداشت پدرم مامورین وزارت اطلاعات و دستگاه های امنیتی 6 ماه او را در بند انفرادی 209 اوین نگه داشتند و تحت شنکنجه های روحی از وی خواستند علیه کانون مدافعان حقوق بشر و خانم عبادی دست به اعترافات دروغین بزند. امروز 13 ماه است که پدرم ناعادلانه زندانی است و خانواده من در این مدت تنها یک بار ملاقات حضوری بدون وجود شیشه و پنجره ای بینشان با پدرم داشته اند. پدرم به 13 سال حبس در تبعید، 10 سال محرومیت از وکالت محکوم شده و بر خلاف قوانین جاری در ایران محکومیتش را باید در شهری بگذراند که بیش از 1200 کیلومتر از تهران محل زندگی و کار او دور است. زندان همچنان بیمارسازی میکند و پدرم علاوه بر بیماری های گذشته به بیماری های بیشتری که ناشی از تغذیه و شرایط نامناسب در زندان است مبتلا شده و تا کنون امکان درمان وی فراهم نشده است. او در خلوت خویش در زندان گاهی احساسات خود را با سرودن شعر بیان می کند. باید بگویم که حتی دستنوشته ها و سرودهایش هم از دستبرد مامورین در امان نمی ماند.

اجازه بدهید که در پایان یکی از همین سروده های پدرم را که در وصف آزادی است برایتان بخوانم که او طی ماههای گذشته در زندان گفته است:


آوای رهایی به جهان سر دادی
در کنج قفس چه می کنی آزادی؟
هر چند که نامت به نکویی نبرند
آزاد نمی پسندند تو را آزادی
 
Tags:

مادران پارک لاله ایران

خواهان لغو مجازات اعدام و کشتار انسانها به هر شکلی هستیم. خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم. خواهان محاکمه عادلانه و علنی آمران و عاملان تمامی جنایت های صورت گرفته توسط حکومت جمهوری اسلامی از ابتدای تشکیل آن هستیم.

0 نظر

دیدگاه تان را وارد کنید