اخبار روز: مادران عزادار با انتشار بیانیه ای خواهان آزادی خانم پروانه ی مداح راد شده اند. به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در این بیانیه آمده است:
یکبار دیگر فریاد عدالت خواهانه مادران عزادار بلند شده است. تا کی مادران در این مرزو بوم باید تاوان بی عدالتی حاکمان را بپردازند. تا کی باید به جرم مادربودن، خود و فرزندانشان مورد ضرب و شتم قرار گیرند و حقوق آنان پایمال شود؟
این بار مادری ۵٣ ساله به نام پروانه مداح راد روز تاسوعا در خیابان بوسیلهنیروهای بسیج و لباس شخصی دستگیر شده و در بند مخوف ۲۰۹ در شرایطی غیرانسانی نگهداری می شود و اجازه ملاقات با همسر و فرزندانش را ندارد.
این بار مادر دردمند جرمش فقط این بود که در خیابان شاهد ضرب و شتم جوانانی بود که همسن و سال فرزندان خودش بوده اند و لب به اعتراض در دفاع از آن جوانان بی گناه غیور گشوده است، شما بودید چه می کردید ؟
کدام مادر می تواند شاهد این باشد که جوانانش زیر مشت و لگد قرار بگیرند ولی سکوت کند.
خانم راد کاری را کرد که هر مادر دیگری در دفاع از فرزندان سرزمینش میکرد اعتراض او فقط این بود: رهایشان کنید، نزنیدشان!
به راستی آیا "رهایشان کنید" واژه ای این چنین ترسناک است که سرانجامش بند ۲۰۹ باشد؟
تا کجا و تا کی این رفتار ضدانسانی نسبت به مادران ادامه خواهد داشت.
بدون شک با این دستگیری ها صدای مادران خاموش نخواهد گردید و قطعا هر چه رساترخواهد شد. تا زمانی که آزادی همه کسانی که فقط به جرم آزادیخواهی و عدالت خواهی در بند هستند محقق گردد. مادران عزادار و حامیانشان دستگیری خانم راد را محکوم می کنند و خواهان آزادی بی قید و شرط و فوری او و دیگر زندانیان عقیدتی سیاسی می باشند.مادران عزادار از فعالین حقوق بشر نیز تقاضا دارند صدای عدالت خواهی مادران زندانی را به گوش جهانیان برسانند .
به امید برقراری ـآزادی و عدالت اجتماعی در سراسر ایران
مادران عزادار
۵ بهمن
یکبار دیگر فریاد عدالت خواهانه مادران عزادار بلند شده است. تا کی مادران در این مرزو بوم باید تاوان بی عدالتی حاکمان را بپردازند. تا کی باید به جرم مادربودن، خود و فرزندانشان مورد ضرب و شتم قرار گیرند و حقوق آنان پایمال شود؟
این بار مادری ۵٣ ساله به نام پروانه مداح راد روز تاسوعا در خیابان بوسیلهنیروهای بسیج و لباس شخصی دستگیر شده و در بند مخوف ۲۰۹ در شرایطی غیرانسانی نگهداری می شود و اجازه ملاقات با همسر و فرزندانش را ندارد.
این بار مادر دردمند جرمش فقط این بود که در خیابان شاهد ضرب و شتم جوانانی بود که همسن و سال فرزندان خودش بوده اند و لب به اعتراض در دفاع از آن جوانان بی گناه غیور گشوده است، شما بودید چه می کردید ؟
کدام مادر می تواند شاهد این باشد که جوانانش زیر مشت و لگد قرار بگیرند ولی سکوت کند.
خانم راد کاری را کرد که هر مادر دیگری در دفاع از فرزندان سرزمینش میکرد اعتراض او فقط این بود: رهایشان کنید، نزنیدشان!
به راستی آیا "رهایشان کنید" واژه ای این چنین ترسناک است که سرانجامش بند ۲۰۹ باشد؟
تا کجا و تا کی این رفتار ضدانسانی نسبت به مادران ادامه خواهد داشت.
بدون شک با این دستگیری ها صدای مادران خاموش نخواهد گردید و قطعا هر چه رساترخواهد شد. تا زمانی که آزادی همه کسانی که فقط به جرم آزادیخواهی و عدالت خواهی در بند هستند محقق گردد. مادران عزادار و حامیانشان دستگیری خانم راد را محکوم می کنند و خواهان آزادی بی قید و شرط و فوری او و دیگر زندانیان عقیدتی سیاسی می باشند.مادران عزادار از فعالین حقوق بشر نیز تقاضا دارند صدای عدالت خواهی مادران زندانی را به گوش جهانیان برسانند .
به امید برقراری ـآزادی و عدالت اجتماعی در سراسر ایران
مادران عزادار
۵ بهمن
پروانه جان ! شرمنده ام که از ترس سنگین تر شدن اتهام هایت سکوت کردم ، می دانی که این روزها با مادران مثل باند های مافیایی رفتار می کنند ، آنها را تعقیب می کنند و تا دو یا سه نفر به هم می رسند ناغافل به آنها حمله کرده ، دستگیرشان می کنند ، در این روزگار غریب که برای ما زیاد هم غریب نیست جرم مادران سنگین است چون از جگرگوشه های حق طلب شان دفاع می کنند چون خاموش نمی شوند چون هر چه آنان را دستگیر می کنند به تعدادشان اضافه می شود چون نیروهای امنیتی را به قول خودشان کلافه کرده اند . چون کوتاه نمی آیند ، چون زخم های کهنه شان هم سر باز کرده ، چون یاد گرفته اند بدون نفرین و خشم و کینه بایستند ، چون مردم دنیا صدای آنها را شنیده اند و مادران سراسر جهان از آنان حمایت می کنند .
می دانی اتهامی که به مادران عزادار زده شده تهیه خوراک برای ماهواره هاست؟ مثل اینکه مادر همیشه باید خوراک تهیه کند . ولی خوراکی که مادر تهیه می کند با عشق است و خوراکی که آقایان مخل آسایش و امنیت مردم ، برای ماهواره ها تهیه می کنند با خون و نفرت است . چه کسی مجرم است ؟
پروانه جان شنیده ام تو را برای دفاع ازجان چند نفر که در روز تاسوعا مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفته بودند بازداشت کرده اند . همان کاری که مادران در تمام راهپیمایی ها انجام داده اند . کجای این عمل جرم است . اگر جرم است بیایند همه مادران ایران را دستگیر کنید.
پروانه جان نمی خواستم بدانند که تو در پارک لاله دیده شده ای تا جرم ات سنگین نشود مگر نمی دانی که مادر بودن ، عاشق بودن ، کنار هم بودن ، پارک رفتن ، قدم زدن ، روی نیمکت نشستن و حتی شنبه ها در خیابان امیرآباد دیده شدن جرم سنگینی است ، همان جا که ندا را کشتند ولی نتوانستند نداها را خاموش کنند !
پروانه جان چند باری که تو را در پارک لاله دیدم ، با آن چهره خندان و اندام ظریف ، بدون اینکه چیزی از زندگیت بدانم حس کردم که هزار سال است می شناسمت . راستی شرم نکردند وقتی در سلول را به روی تو بستند ؟ از چشم های مهربانت خجالت نکشیدند ؟ تو آنجا چه می کنی الان ؟ مطمئن ام با فروتنی همیشگی ات سعی می کنی زندانبان و بازجو و قاضی را به راه راست هدایت کنی . پروانه جان تو آزاد می شوی ولی گمراهان همیشه در بندند .
گزارش ندای مادران- بلژیک از حرکت سراسری روز ۲۳ ژانویه
با تشکر از تمام افرادی که ما را در اجرای این برنامه یاری دادند
هم راه شو عزیز
تنها نمانده در
کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمیشود
تا پیروزی
هم راه شو عزیز
تنها نمانده در
کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمیشود
تا پیروزی
ندای مادران- بلژیک
من به حج آمده ام
کعبه ی معبود من اینجاست؛اینجا
جایی که همه مثل هم فکر می کردند.
اینجا همه بیش از خود به دیگری فکر می کنند.
همه از خود گذشته بودند و منی در کار نبود
همه شان ما بودند.
همه از جان گذشته و صادق
همه چون بلوری شفاف و درخشان
چون کریستالی پر تلالو
همه عاشورایی در پی حق جویی
همه دوست داشتنی و عاشق
عاشق دیگری و آزادی
من به حج آمده ام
آمده ام تا به گرد آنان بگردم
بر گرد آزادیخواهان و حق جویان
بر گرد غنچه های نو شکوفته
بر گرد سروهای ایستاده در باد
من به حج آمده ام
آمده ام تا ایمانم را قویتر کنم
آمده ام تا بیاموزم از آنها درس آزادگی را
آمده ام تا ایمانم را قویتر،
عزمم را راسختر،
و قدم هایم را محکمتر کنم.
من به حج آمده ام
تا صدای حق طلبی ام را بر سر هر کوی و برزن فریاد بزنم
و واژه ی مرگ بر دیکتاتوری را
هر چه بلندتر به گوش جهانیان برسانم
کعبه ی معبود من اینجاست؛اینجا
جایی که همه مثل هم فکر می کردند.
اینجا همه بیش از خود به دیگری فکر می کنند.
همه از خود گذشته بودند و منی در کار نبود
همه شان ما بودند.
همه از جان گذشته و صادق
همه چون بلوری شفاف و درخشان
چون کریستالی پر تلالو
همه عاشورایی در پی حق جویی
همه دوست داشتنی و عاشق
عاشق دیگری و آزادی
من به حج آمده ام
آمده ام تا به گرد آنان بگردم
بر گرد آزادیخواهان و حق جویان
بر گرد غنچه های نو شکوفته
بر گرد سروهای ایستاده در باد
من به حج آمده ام
آمده ام تا ایمانم را قویتر کنم
آمده ام تا بیاموزم از آنها درس آزادگی را
آمده ام تا ایمانم را قویتر،
عزمم را راسختر،
و قدم هایم را محکمتر کنم.
من به حج آمده ام
تا صدای حق طلبی ام را بر سر هر کوی و برزن فریاد بزنم
و واژه ی مرگ بر دیکتاتوری را
هر چه بلندتر به گوش جهانیان برسانم
پس از یورش گسترده نیروهای ضد امنیت به مادران عزادار پارک لاله در سه نوبت ، مادران هر هفته در مناطق مختلف تهران گرد هم می آیند تا خواسته هایشان که همانا آزادی زندانیان عقیدتی و مجازات آمران و عاملان کشتار فرزندان شان طی سه دهه اخیر است را ، تکرار کنند و نگذارند خون پاک فرزندان شان پایمال شود .
این هفته به مناسبت تولد ندا آقاسلطان سمبل جوانان آزاده کشور تعداد کثیری از مادران در بهشت زهرا همراه زهره مادر ندا و مردم سبزکشورمان بودند و با آش وکیک و چای از مردم پذیرایی کردند .
لازم به ذکر است که ماموران برای جلوگیری از حضور مردم در مراسم تولد ندا بسیاری را به بهشت زهرا راه ندادند وبرخی مسیر های منتهی به بهشت زهرا را نیز مسدود کرده بودند. همچنین تمام گلفروشی های بهشت زهرا تعطیل بود .ولی مزار ندا غرق در گل بود و مادرندا در حضور ماموران فریاد می زد " دخترم تولدت مبارک ببین چقدر مهمان آمده ، ببین چقدر مردم دوستت دارند . " و همه با اشگ و تاثر فراوان با او همدردی می کردند .
تعداد دیگری از مادران در اطراف پارک لاله معیاد گاه همیشگی یکدیگر را ملاقات کردند ولی نتوانستند حتی در سکوت محض کنار آب نما بایستند .
جالب اینکه گروه های مختلف مادران با هماهنگی دوستان خود در چندین پارک مختلف یاد و خاطره عزیزان شان را گرامی داشتند .
مادران عزادار تا رسیدن به خواسته های بر حق شان به این حرکت مسالمت آمیز ادامه خواهند داد . مادران عزادار
3/11/88
پروانه راد یکی از حامیان فعال مادران عزادار همچنان در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ بسر می برد
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سهشنبه ۲۹ دی ۱٣٨٨ - ۱۹ ژانويه ۲۰۱۰
سهشنبه ۲۹ دی ۱٣٨٨ - ۱۹ ژانويه ۲۰۱۰
اخبار روز: پروانه راد یکی از حامیان فعال مادران عزادار همچنان در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ بسر می برد.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، از وضعیت و شرایط این زندانی سیاسی اطلاعی در دست نیست.
خانم پروانه راد ۵٣ ساله متاهل و دارای ۲ فرزند و یکی از حامیان فعال مادران عزادار است که بصورت هفتگی در اعتراضات مادران عزادار در پارک لاله شرکت می کرد. خانم راد روز تاسوعا ۵ دی ماه هنگامی که ماشین او دچار مشکل فنی می شود و در انتظار آمدن همسرش برای حل مشکل فنی خودرویش بسر می برد حوالی پل چوبی ناگهان شاهد صحنه های وحشیانه و دردناک ضرب و شتم دختران و زنان توسط لباس شخصیها می شود. خانم راد نسبت به این عمل وحشیانه و غیرانسانی آنها اعتراض می کند که مورد هجوم لباس شخصیها قرار می گیرد و دستگیر می شود.
خانم پروانه راد تا به حال ٣ بار بصورت بسیار کوتاه و کنترل شده و در حضور بازجو با خانواده اش تماس گرفته است ولی هر بار وقتی که خانواده حال او را جویا شده اند به آن ها گفته است اجازه توضیح ندارد. او در حال حاضر در سلولهای انفرادی بند مخوف ۲۰۹ زندان اوین بسر می برد و خانواده اش تا به حال موفق به ملاقات با او نشده اند.
خانواده خانم راد تقریبا بصورت روزانه به دادگاه انقلاب، دادستانی و زندان اوین برای اطلاع یافتن از وضعیت و شرایط و همچنین آزادی او مراجعه می کنند اما تا به حال به آنها جواب مشخصی داده نشده است. پاسدارهای سالن ملاقات بند ۲۰۹ زندان اوین به این خانواده می گویند که نام او در لیست بازداشت شده ها هنوز ثبت نشده است و ما اطلاعی از محل بازداشت او نداریم این در حالی است که در طی ٣ بار تماس کوتاه و کنترل شده به خانواده گفته است که در بند ۲۰۹ بسر می برد.
خانواده خانم راد همچنین هنگامی که به دادگاه انقلاب مراجعه می کنند و خواستار آزادی او می شوند به آنها خانم پروانه راد از زندانیان سیاسی دههی ۱٣۶۰ می باشد. او از سال ۱٣۶۲ تا سال ۱٣۶٣ زندانی بوده است.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، از وضعیت و شرایط این زندانی سیاسی اطلاعی در دست نیست.
خانم پروانه راد ۵٣ ساله متاهل و دارای ۲ فرزند و یکی از حامیان فعال مادران عزادار است که بصورت هفتگی در اعتراضات مادران عزادار در پارک لاله شرکت می کرد. خانم راد روز تاسوعا ۵ دی ماه هنگامی که ماشین او دچار مشکل فنی می شود و در انتظار آمدن همسرش برای حل مشکل فنی خودرویش بسر می برد حوالی پل چوبی ناگهان شاهد صحنه های وحشیانه و دردناک ضرب و شتم دختران و زنان توسط لباس شخصیها می شود. خانم راد نسبت به این عمل وحشیانه و غیرانسانی آنها اعتراض می کند که مورد هجوم لباس شخصیها قرار می گیرد و دستگیر می شود.
خانم پروانه راد تا به حال ٣ بار بصورت بسیار کوتاه و کنترل شده و در حضور بازجو با خانواده اش تماس گرفته است ولی هر بار وقتی که خانواده حال او را جویا شده اند به آن ها گفته است اجازه توضیح ندارد. او در حال حاضر در سلولهای انفرادی بند مخوف ۲۰۹ زندان اوین بسر می برد و خانواده اش تا به حال موفق به ملاقات با او نشده اند.
خانواده خانم راد تقریبا بصورت روزانه به دادگاه انقلاب، دادستانی و زندان اوین برای اطلاع یافتن از وضعیت و شرایط و همچنین آزادی او مراجعه می کنند اما تا به حال به آنها جواب مشخصی داده نشده است. پاسدارهای سالن ملاقات بند ۲۰۹ زندان اوین به این خانواده می گویند که نام او در لیست بازداشت شده ها هنوز ثبت نشده است و ما اطلاعی از محل بازداشت او نداریم این در حالی است که در طی ٣ بار تماس کوتاه و کنترل شده به خانواده گفته است که در بند ۲۰۹ بسر می برد.
خانواده خانم راد همچنین هنگامی که به دادگاه انقلاب مراجعه می کنند و خواستار آزادی او می شوند به آنها خانم پروانه راد از زندانیان سیاسی دههی ۱٣۶۰ می باشد. او از سال ۱٣۶۲ تا سال ۱٣۶٣ زندانی بوده است.
بیست و شش دی ماه برای مادران یادآور روزی است که محمد رضا شاه دیکتاتوررا فراری دادند و سرمست از این پیروزی با آرزوی عدالت و برابری و آزادی ، جوانانی با ایمان و آزادیخواه پرورش دادند غافل از اینکه دشمنان آزادی آنان را بد تر از دوران گذشته به خاک و خون خواهند کشید و اکنون هر روز به عزای جوانی می نشینند وبا اشک و سکوت خواسته های بر حق خود را تکرار می کنند تا شاید روزی فرزندان این سرزمین در کنار هم با عشق و صلح و صفا ، زندگی کنند .چه جوانان آزدیخواهی چون امیر ارشد فرزند شهین مهین فر مادری عاشق که صدایش چهل و چهار سال با متن های مادرانه و عاشقانه در نیمه های شب از طریق رادیو به گوش مردم رسید
و چه جوانان فریب خورده لباس شخصی و نظامی و بسیجی که برای امرار معاش به مردم کشی کشانده شده اند ، همه و همه ی مردم ایران بتوانند زندگی شایسته و انسانی داشته باشند .
شنبه این هفته نیز نیروهای ضد امنیت پارک لاله را اشغال کرده بودند ولی نگذاشتند مادران در پارک تجمع کنند ، هرچند تعدادی از مادران در گوشه و کنار پارک و خیابان های اطراف دیداری تازه کردند و پیمان شان را یادآور شدند. شاید تعدادی هم بازداشت شده باشند هنوز خبر موثقی به ما نرسیده است .
وتعدادی از مادران در گوشه ای دیگر ازتهران با در دست داشتن پلارکارد و عکس فرزندان شان اجتماع کردند و به دشمنان آزادی یادآور شدند که پارک لاله را می توانید اشغال کنید ولی تمام سرزمین ما را نه. ما هنوز زنده ایم .
مادران عزادار
یکشنبه 27/10/88
و چه جوانان فریب خورده لباس شخصی و نظامی و بسیجی که برای امرار معاش به مردم کشی کشانده شده اند ، همه و همه ی مردم ایران بتوانند زندگی شایسته و انسانی داشته باشند .
شنبه این هفته نیز نیروهای ضد امنیت پارک لاله را اشغال کرده بودند ولی نگذاشتند مادران در پارک تجمع کنند ، هرچند تعدادی از مادران در گوشه و کنار پارک و خیابان های اطراف دیداری تازه کردند و پیمان شان را یادآور شدند. شاید تعدادی هم بازداشت شده باشند هنوز خبر موثقی به ما نرسیده است .
وتعدادی از مادران در گوشه ای دیگر ازتهران با در دست داشتن پلارکارد و عکس فرزندان شان اجتماع کردند و به دشمنان آزادی یادآور شدند که پارک لاله را می توانید اشغال کنید ولی تمام سرزمین ما را نه. ما هنوز زنده ایم .
مادران عزادار
یکشنبه 27/10/88
نوشته ای از سمانه عابدینی
سلام مادر ، مادر فرزاد و همه جوانان غیرتمند این سرزمین.
مادرم پیامت را شنیدم وخواستم بگویم در کنارت هستم .
مادرم ، فرزادت را ندیده ام اما میدانم که بزرگ است و بزرگوار … میدانم که در این سرزمین تلاشش جز به آزادی و برابری نبوده است.
مانند تو مادر نیستم اما عشق را میفهمم و بی تابی مادران را در فراغ فرزندانشان بسیار دیده ام.
مادر کیانوش را دیده ام که چگونه بغض فرو میدهد و آهش تا انتهای وجودم را شعله ور میسازد آن زمان که میگوید “من این بچه را با سختی بزرگ کرده بودم .. او همه چیز من بود”.
مادرم تو زنی هستی از خطه کرد نشین ایران که انگار غم را اجین نانتان کرده اند و نانتان بریده اند و گلوها دریده اند …
اما آنجا زنده است با حضور تو ، کیانوش ، فرزاد و فرزادها که میدانم کم نیستند …
مادرم اطمینان دارم که اگر میدیدمت این من بودم که در آغوشت آرام میگرفتم و نوازش دستانت امید را در دلم ریشه دارتر میکرد که اگر غیراز این بود فرزندی چون فرزاد نمیپروراندی که هر روزه در محضر کلماتش تلمذ میکنیم و از نفسش که در هوا پراکنده است مقاومت می آموزیم.
مادرم مادرم مادرم ….ما همه با تو هستیم
سلام مادر ، مادر فرزاد و همه جوانان غیرتمند این سرزمین.
مادرم پیامت را شنیدم وخواستم بگویم در کنارت هستم .
مادرم ، فرزادت را ندیده ام اما میدانم که بزرگ است و بزرگوار … میدانم که در این سرزمین تلاشش جز به آزادی و برابری نبوده است.
مانند تو مادر نیستم اما عشق را میفهمم و بی تابی مادران را در فراغ فرزندانشان بسیار دیده ام.
مادر کیانوش را دیده ام که چگونه بغض فرو میدهد و آهش تا انتهای وجودم را شعله ور میسازد آن زمان که میگوید “من این بچه را با سختی بزرگ کرده بودم .. او همه چیز من بود”.
مادرم تو زنی هستی از خطه کرد نشین ایران که انگار غم را اجین نانتان کرده اند و نانتان بریده اند و گلوها دریده اند …
اما آنجا زنده است با حضور تو ، کیانوش ، فرزاد و فرزادها که میدانم کم نیستند …
مادرم اطمینان دارم که اگر میدیدمت این من بودم که در آغوشت آرام میگرفتم و نوازش دستانت امید را در دلم ریشه دارتر میکرد که اگر غیراز این بود فرزندی چون فرزاد نمیپروراندی که هر روزه در محضر کلماتش تلمذ میکنیم و از نفسش که در هوا پراکنده است مقاومت می آموزیم.
مادرم مادرم مادرم ….ما همه با تو هستیم
1ژانویه2010
26 دی 1388
مادر فرزاد به همۀ مادران و خواهرانی که عزیزانشان را از دست داده اند و به مادرانی که عزیزانشان مثل وی گرفتار این بلا شده و در زندان هستند پیام میدهد که خودمان برای این عزیزانمان کاری بکنیم .
بعد ادامه می دهد: تمام جوانانی که اعدام شدند و دارند اعدام می شوند و یا آنهایی که هم اکنون در زندانها هستند همه برادران و خواهران من و فرزندان من هستند همچنانکه فرزاد فقط فرزند من نیست. من بارها این را اعلام کرده ام او فرزند همۀ مردم است. انسانها با هم فرق ندارند چه فارس، چه کرُد، چه عرب یا ترک همه انسان هستند و آزادی و حرمت می خواهند، ولی با چه کسی باید صحبت کرد، کجا، چگونه ؟
وی می گوید پیام من به مادرانی که مثل من هستند این است: خواهران خوبم و دختران عزیزم، هر کجا هستیم با هر ایده و فکر و مرامی، باید دست در دست هم بگذاریم، از همدیگر خبر داشته باشیم و متحدانه اعتراض کنیم. یکپارچه بلند شویم مگر چکارمان می کنند، اعدام؟ بله. بگذار اعدام شویم تا دیگر مرگ این جوانان را نبینیم. مادران عزیز تو را بخدا همه با هم دست در دست هم نهیم تا عزیزانمان را آزاد کنیم. من می دانم این آقایان همین حالا همۀ حرفهای مرا گوش میدهند، اما بگذار این حرفها را بشنوند. بگذار مرا اعدام کنند. من خودم، خودم را آتش می زنم. مگر اینها نمی دانند که سرنوشت شاه چه شد، مگرعاقبت صدام حسین را ندیدند. پس نگذارند که به این روز برسند.
مگر این جوانان چه می خواهند غیر از آزادی. فرزاد چه گناهی دارد غیر از آزادیخواهی. الان چهار سال است که در زندان به سر می برد. این اواخر وکیلش چند بار خواسته که پرونده اش را نگاه کند به او گفته اند که پرونده اش گم شده است. وکیلش بخاطر مسئله فرزاد و دهها فرزاد دیگر سکته کرده و در بیمارستان بستری است.
ما که دستمان به جایی بند نیست، اما از شماها، از سازمان حقوق بشر، از احزاب و سازمانهای انسان دوست، و انسانهایی که برای حرمت بشر مبارزه می کنند خواهش می کنم، وضع خیلی خطر ناک است هر روزه دارند جوانان را به دار می کشند. هر کسی هر چه از دستش بر می آید کوتاهی نکند، نگذارید که این جوانان دسته دسته اعدام شوند. شما از ظرف من وکیل هستید این پیام مرا در همه جای دنیا پخش کنید.
این پیام مادر فرزاد کمانگر است. پیامش شجاعانه و صریح و روشن است. به فراخوانش گوش دهید. روی صحبت من همه مردم شریف و آزادیخواه در هر کجا که هستند و بویژه مردم شریف کامیاران هستند که قبل از اینکه دیر شود به یاری مادر فرزاد و عزیزان در بندمان بشتابید. آنها را تنها نگذارید. دست به تجمع بزنید، راهپیمائی کنید و مطمئن باشید که عده زیادی به شما خواهند پیوست. نباید اجازه دهیم که فرزاد و دیگر زندانیان را اعدام کنند. بلند شوید و بگوئید اعدام فرزاد و سایرین باید فورا لغو شود، فرزاد و کلیه زندانیان سیاسی باید آزاد شوند.
بعد ادامه می دهد: تمام جوانانی که اعدام شدند و دارند اعدام می شوند و یا آنهایی که هم اکنون در زندانها هستند همه برادران و خواهران من و فرزندان من هستند همچنانکه فرزاد فقط فرزند من نیست. من بارها این را اعلام کرده ام او فرزند همۀ مردم است. انسانها با هم فرق ندارند چه فارس، چه کرُد، چه عرب یا ترک همه انسان هستند و آزادی و حرمت می خواهند، ولی با چه کسی باید صحبت کرد، کجا، چگونه ؟
وی می گوید پیام من به مادرانی که مثل من هستند این است: خواهران خوبم و دختران عزیزم، هر کجا هستیم با هر ایده و فکر و مرامی، باید دست در دست هم بگذاریم، از همدیگر خبر داشته باشیم و متحدانه اعتراض کنیم. یکپارچه بلند شویم مگر چکارمان می کنند، اعدام؟ بله. بگذار اعدام شویم تا دیگر مرگ این جوانان را نبینیم. مادران عزیز تو را بخدا همه با هم دست در دست هم نهیم تا عزیزانمان را آزاد کنیم. من می دانم این آقایان همین حالا همۀ حرفهای مرا گوش میدهند، اما بگذار این حرفها را بشنوند. بگذار مرا اعدام کنند. من خودم، خودم را آتش می زنم. مگر اینها نمی دانند که سرنوشت شاه چه شد، مگرعاقبت صدام حسین را ندیدند. پس نگذارند که به این روز برسند.
مگر این جوانان چه می خواهند غیر از آزادی. فرزاد چه گناهی دارد غیر از آزادیخواهی. الان چهار سال است که در زندان به سر می برد. این اواخر وکیلش چند بار خواسته که پرونده اش را نگاه کند به او گفته اند که پرونده اش گم شده است. وکیلش بخاطر مسئله فرزاد و دهها فرزاد دیگر سکته کرده و در بیمارستان بستری است.
ما که دستمان به جایی بند نیست، اما از شماها، از سازمان حقوق بشر، از احزاب و سازمانهای انسان دوست، و انسانهایی که برای حرمت بشر مبارزه می کنند خواهش می کنم، وضع خیلی خطر ناک است هر روزه دارند جوانان را به دار می کشند. هر کسی هر چه از دستش بر می آید کوتاهی نکند، نگذارید که این جوانان دسته دسته اعدام شوند. شما از ظرف من وکیل هستید این پیام مرا در همه جای دنیا پخش کنید.
این پیام مادر فرزاد کمانگر است. پیامش شجاعانه و صریح و روشن است. به فراخوانش گوش دهید. روی صحبت من همه مردم شریف و آزادیخواه در هر کجا که هستند و بویژه مردم شریف کامیاران هستند که قبل از اینکه دیر شود به یاری مادر فرزاد و عزیزان در بندمان بشتابید. آنها را تنها نگذارید. دست به تجمع بزنید، راهپیمائی کنید و مطمئن باشید که عده زیادی به شما خواهند پیوست. نباید اجازه دهیم که فرزاد و دیگر زندانیان را اعدام کنند. بلند شوید و بگوئید اعدام فرزاد و سایرین باید فورا لغو شود، فرزاد و کلیه زندانیان سیاسی باید آزاد شوند.
فرزندم نگران نباش ، مادرت مصمم تر شده !
فرزندم نگران من نباش که مثل تو در خیابان کتک خوردم ، بازداشت شدم و در بازداشتگاه از سرما تا صبح لرزیدم .
ناراحت نباش که به مادرت بی احترامی کردند و آنچه لایق خودشان بود نثارم کردند .
غمگین نشو که پایم را شکستند و به این زودی ها جوش نمیخورد .
خشمگین نشو که مادری جوان را هنگام عبوراز خیابان امیرآباد همان جایی که ندا را کشتند ، دو نفر غول پیکر زمین اش زدند تا دستگیرش کنند .
غصه نخور که آب را هم از ما دریغ کردند ، فشار خونم بالا رفت وبیهوش شدم و به بیمارستان منتقل ام کردند.
ایکاش می دیدی در بیمارستان کنار سایر مادران چه کردیم .
ایکاش می دیدی چطور مادران تو زندانبان را عاصی کرده بودند ،قاضی را مورد سوال قرار داده و به زندانیان عادی درس عشق و مقاومت می دادند .
ایکاش می دیدی چطور مادری رهگذر که سر در گریبان مشکلات زندگی خود ، دستگیر شده بود ابراز خوشحالی می کرد که کنار ماست حتی در زندان .
دلم می خواست کنار دوستان ام در مقابل بازداشتگاه وزرا بودی که مقابل دوربین فیلم برداری ماموران امنیتی شعار" مادران مادران آزاد باید گردند" سر می دادند و ما داخل زندان از خوشحالی یکدیگر را در آغوش گرفته بودیم .
دلم می خواست شب آزادی در سرمای جلوی زندان اوین بودی وادای احترام مردم به مادرت را می دیدی !
می خواهم بدانی که مادرت زخم انواع رنج ها را در سینه دارد ، از برای زن بودن ، مادر بودن ،عاشق بودن و باکی نیست ازرنج های این دوران .
می خواهم بدانی که مادرت مصمم تر از پیش به پیمانی که با شهیدان راه آزادی وتو دختر و پسر اسیر در بند دشمنان آزادی بسته همچنان وفادار است و تا برقرای عدالت از پای نخواهد نشست .
از تو می خواهم ، نارحتی ، خشم ، کینه ، غصه و حس انتقامجویی ات را کنار بگذاری وسراسر اندیشه شوی و با قدرت عشق به مردم عشق به وطن عشق به عدالت عشق به پاکی به سوی روشنایی ها امیدوارانه به حرکت خود ادامه دهی .
تا برقرای عدالت و آزادی و برابری راهی طولانی در پیش است صبور باش و استوار فرزندم !
سهیلا.م
با آزادی بقیه مادران بازداشتی و حضور سایر مادران، بستگان و حامیان آنان در مقابل زندان اوین و پذیرایی با چای و شیرینی، فضای جلوی اوین تغییری چشمگیر پیدا کرده بود. مادران آزاد شده با روحیه ای سازنده و با سر دادن شعار همه زندانیان سیاسی باید آزاد گردند، همه را دچار حیرت کرده بودند
اخبار روز: مادران عزاداری که در جریان اجتماع هفتگی خود در روز شنبه ی گذشته دستگیر شده بودند، بعد از هفتاد و دو ساعت آزاد شدند.به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، تمامی بازداشت شدگان عصر روز سه شنبه آزاد شده اند.
بنابر این گزارش مادران بازداشت شده در جریان ۷۲ ساعت اسارت مورد ضرب و شتم و اهانت قرار گرفتند، در سلولهای بسیار کوچک و شرایط بهداشتی غیرانسانی قرار داشتند.
مادران در تمامی مدت بازداشت در مقابل گفتهی زندانبانان: که همهی آنها آزاد می شوند بجزء یک نفر که در بازداشت باقی خواهد ماند، مقاومت کرده و به سرکوبگران خاطر نشان کردند یا همه ی آن ها آزاد خواهند شد یا همه در زندان خواهند ماند.
تعداد زیادی از خانواده های بازداشت شدگان و مادران عزادار و حامیان آنها در مقابل زندان اوین از زنان آزاد شده استقبال کردند. در هنگام آزادی آن ها شعار «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» در برابر زندان اوین طنین انداز بود.
این گزارش می افزاید: مادران عزادار از اوین آزاد شدند ولی ده ها دختر و زن جوان هنوز در سلول های انفرادی و عمومی اوین در بند هستند.
۹تن از مادران عزادار بازداشت شده به بیمارستان منتقل شدند
شبکه های اجتماعی
این سازمان مدافع حقوق بشر روز دوشنبه اعلام کرد روز یکشنبه خانواده ها و حامیان مادران بازداشت شده به بازداشتگاه وزرا رفتند اما مسئولین هیچ جوابی به آنان ندادند. به گفته این شاهدان عینی در حدود ظهر ورود یک آمبولانس به محوطه بازداشتگاه نگرانی های بسیاری را در مورد سلامتی بازداشت شدگان به وجود آورد.
به دنبال عدم پاسخگویی مسئولین، تجمعی اعتراضی در مقابل وزرا با دادن شعار «مادران را آزاد کنید» و «درود بر مادران» شکل گرفت و مأموران انتظامی با خشونت و ضرب و شتم به تجمع یورش برده و آنان را متفرق کردند.
مادران عزادار مانند هر شنبه در پارک لاله در تهران تجمع کرده بودند که به بازداشت نیروی انتظامی در آمدند.
این زنان مادران افرادی هستند که طی نا آرامی های یک سال گذشته بازداشت، ناپدید یا کشته شده اند.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران نگرانی های جدی خود را در مورد وضعیت مادران زندانی شده ابراز کرد و مقامات ایرانی در بالاترین سطوح را مسئول سلامتی آنان دانست.
حمله به تجمع خاموش مادران عزادار
یعدازظهر روز شنبه ۱۴ آذرماه نیروهای پلیس و امنیتی با حمله به تجمع خاموش مادران عزادار در پارک لاله تهران حدود ۲۲ نفر از آنان را بازداشت کردند. به گفتهی خدیجه مقدم ۶ تا ۸ نفر از این افراد تا صبح یکشنبه آزاد شدند.
خدیجه مقدم، فعال زنان و یکی از کنشگران مادران صلح و مادران عزادار، میگوید که تجمع آرام و بدون شعار مادران داغدیده دو هفته است که با سرکوب نیروهای امنیتی روبرو میشود.
خانم مقدم که خود دو هفته پیش به خاطر همین تجمعات مدت ۵ ساعت مورد بازجویی قرار گرفته میگوید، تا زمانی که درخواستهای مادران برآورده نشود، این تجمعات ادامه خواهد داشت.
دویچهوله: خانم مقدم، گویا شنبه شب، به تجمع ماداران عزادار در تهران حمله شده و تعدادی هم دستگیر شدهاند. در مورد جزییات این قضیه برای ما توضیح دهید.
خدیجه مقدم: طبق قرار هفتگی مادران برای دو خواستهی به حق خودشان که یکی آزادی زندانیان عقیدتی است و دیگری هم مجازات عاملان و آمران این کشتارهاست، ما شنبهها در پارک لاله جمع میشویم و این شنبه هم جمع شده بودیم. البته هنوز من و چند تن از دوستان وارد پارک نشده بودیم که دیدیم دو اتوبوس در پارک و چند خودروی ون و تعداد زیادی نیروی انتظامی، در پارک جمع شدهاند. به صورت حیرتانگیز و وحشتناکی تعداد این نیروها زیاد بود، هم نیروی انتظامی و هم لباس شخصی و اصلاً اجازهی ورود به ما ندادند که وارد پارک شویم. همه کسانی را که در پارک بودند دستگیر کردند و ما اصلاً نتوانستیم وارد پارک شویم.
آیا مشخص شده که چه تعدادی دستگیر شدهاند؟
ابتدا دو نفر را دستگیر کردند و بعد کسانی که به سمت در خروجی پارک میرفتند دستگیر شدند. تعداد دیگری سر خیابان ۱۶ آذر دستگیر شدند. تعداد دستگیرشدگان ۲۲ نفر بوده و دیشب در ساعتهای پایانی شب ۶ نفر و بعد هم گویا دو نفر، که من دقیقا این دو نفر را مطمئن نیستم، ولی حدود ۶ تا ۸ نفر از مادران صلح و عزادار را آزاد کردند و بقیه را به وزراء منتقل کردند و از امروز صبح هم اطلاعی از ایشان نداریم.
آیا جزو دستگیرشدگان چهرههای سرشناس و شناختهشدهای از فعالان زنان یا مادران صلح و عزادار وجود دارند؟
نخیر. یکی از خانوادههای مادران عزادار همراه ما بودند که در این گروهی که ما با هم بودیم، هیچ کدام دستگیر نشدند.
هفتهی گذشته هم گویا با پرتاب گاز اشکآور به تجمع مادران عزادار حمله کرده بودند. درست است؟
بله، متأسفانه. حالا که صدای من را مسئولین از رادیوهای خودمان نمیشنوند، امیدوارم از رادیو دویچه وله بشنوند. وقتی گروهی که یک اعتراض مدنی و مسالمتآمیز دارند، نیروی انتظامی متأسفانه این تظاهرات، این تجمع و این نشست و گردهمایی را به خشونت میکشاند. وقتی مادران در پارک لاله دور آبنما مینشینند یا آهسته راه میروند، شمعی در دست دارند یا عکس عزیزی در دست دارند، هیچ اتفاق خاصی نمیافتد و فقط برای یادآوری مطالباتشان است. ولی متأسفانه وقتی که اجازه نمیدهند و با خشونت مادران را از پارک بیرون میکنند، به هرحال این اعتراض به خیابان کشیده میشود و وقتی به خیابان کشیده شود، ابعادش هم وسیعتر میشود. این را باید آقایان بدانند که وقتی یک جایی تجمعی صورت بگیرد، نیروی انتظامی باید امنیت و آرامش را برقرار کند نه این که به سمت خیابان بکشاند، به سمت آنجایی که اصلاً خواست مادران نبوده که توی خیابان بروند، و وقتی به خیابان میروند و ضرب و شتم میشوند، وقتی گاز اشکآور پرتاب میشود، آن وقت شعارها تند میشود. اصلاً مادران از ابتدا در سکوت در پارک لاله نشسته بودند یا راه میرفتند، من خودم اصلاً موافق حتی یک شعار نیستم، حتی موافق سرود خواندن هم نیستم. ولی واقعاً مادران را مجبور میکنند که از خودشان عکسالعمل تند نشان دهند و این یک هشدار است برای این حکومت که با جوانها، با مردم به صورت خشونتآمیز برخورد نکنند که این خشونت خودش بازتولید میشود.
برخورد مردم عادی و رهگذاران پارک در این تجمعها چه طور است؟
وقتی مادران راه میروند، مردم عادی همه همراه مادران میآیند. یا پسران جوان، آقایانی که نگرانند از این که دستگیر شوند، با علامت پیروزی همراهی میکنند. حتی نگهبانهای خود پارک، خسته نباشید میگفتند. یکی دو نفر از نیروی انتظامی هر هفته میآمدند و میگفتند، ما با شما همدرد هستیم، ما فاتحه هم میخوانیم برای این عزیزان. ولی الان دو سه هفته است که به صورت خشونتآمیزی با مادران رفتار میکنند و این سیاستی که الان در پیش گرفتهاند و هر روز خشونت را بیشتر میکنند، من فکر میکنم به ضرر نظام و حاکمیت است.
شما گفتید که نیروی انتظامی هم حتی قبلاً میآمده و اظهار همدردی میکرده است. ولی شب گذشته به ناگاه حمله شده و عدهای دستگیر شدند. به نظر شما این دستگیری و در حقیقت اعمال خشونت شدیدتر، میتواند ربطی به ۱۶ آذر و روز دانشجو داشته باشد؟
قطعاً ربط دارد. یعنی به هرحال قبل از ۱۶ آذر با این تهدیدهایی که آقایان دارند مردم، جوانان و دانشجویان را میکنند، حتماً این ارتباط دارد. ولی من خودم دو هفتهی پیش فقط به خاطر شرکت در تجمع مادران عزادار، در ادارهی اطلاعات پنج ساعت بازجویی شدم که چرا شرکت میکنم و باید این تجمع جمع شود. اما این تجمع، یک حرکت خودجوش است و کسی سرکردگی این حرکت را ندارد. اتهام من و بازجوییهایی که از من صورت گرفت فقط به خاطر همین پارک لاله بود. من واقعاً به آنها گفتم، این حرکتها وقتی تمام میشود که مردم به خواستهایشان برسند. مادران چه میخواهند؟ نه مخالف دولت هستند، نه حتی مخالف آقای احمدینژادند و نه با سیاست کاری دارند. فقط خواستهشان این است که بچههایشان آزاد شوند و آنهایی که بچههایشان را کشتهاند، مجازات شوند. حتی یکنفر را اینها تا الان به عنوان مقصر، به عنوان قاتل یا آمر معرفی نکردهاند. پنج ماه است از این جریانات میگذرد و تازه خانوادهها به زبان آمدهاند که بعد از پنج ماه مثلاً بچهشان در روز ۲۵ خرداد کشته شده است. "محمد چگینی‘‘ یکی از همین بچههایی است که ۲۵ خرداد در همانجایی که سهراب کشته شد، در همانجایی که بهزاد مهاجر کشته شد، کشته شده است. ولی هیچ صدایی از این خانواده نبود. تازه متوجه شدیم که این خانواده هم پنج ماه است عزادار است. میخواهم بگویم که خواستههای مردم باید برآورده شود تا این تظاهرات و تجمعات تمام شود. با گلوله و با سرنیزه نمیشود.
مصاحبهگر: میترا شجاعی
تحریریه: کیواندخت قهاری
طنین سکوت مادران هر روز رساتر می شود و نابخردان بی سیاست و ضد امنیت و خشونت طلب ، فریادهای سکوت مادران را بر نمی تابند .
شنبه ای نیست که نیروهای پلیس ، نیروهای امنیتی و بسیج و لباس شخصی در پارک لاله به صورت آماده باش حضور نداشته باشند ، تا مبادا تعدادی از مادران عزادار و داغداربا حق طلبی مسالمت آمیز خود امنیت ملی را به خطر بیاندازند .
باز هم شنبه 19 دی ماه 1388 سی نفر از مادران در پارک لاله حتی قبل از اینکه تجمعی صورت گیرد و در تجمع شرکت کرده باشند با نیرنگ های گوناگون دستگیر شده و به بازداشتگاه موقت وزرا منتقل شده اند . ما این عمل غیر قانونی و غیر انسانی را محکوم کرده و خواستار آزادی هر چه سریع تر دوستان خود هستیم و به مسولان حکومتی توصیه می کنیم
برای پایان دادن به تجمع مادران به خواسته های آنان توجه کنید و کلیه زندانیان عقیدتی را آزاد و آمران و عاملان کشتارهای مردم بیگناه و بی دفاع ، را در دادگاهی عادلانه وعلنی محاکمه کنید.
19/10/88
مادران عزادار
طنین سکوت مادران هر روز رساتر می شود و نابخردان بی سیاست و ضد امنیت و خشونت طلب ، فریادهای سکوت مادران را بر نمی تابند .
شنبه ای نیست که نیروهای پلیس ، نیروهای امنیتی و بسیج و لباس شخصی در پارک لاله به صورت آماده باش حضور نداشته باشند ، تا مبادا تعدادی از مادران عزادار و داغداربا حق طلبی مسالمت آمیز خود امنیت ملی را به خطر بیاندازند .
باز هم شنبه 19 دی ماه 1388 سی نفر از مادران در پارک لاله حتی قبل از اینکه تجمعی صورت گیرد و در تجمع شرکت کرده باشند با نیرنگ های گوناگون دستگیر شده و به بازداشتگاه موقت وزرا منتقل شده اند . ما این عمل غیر قانونی و غیر انسانی را محکوم کرده و خواستار آزادی هر چه سریع تر دوستان خود هستیم و به مسولان حکومتی توصیه می کنیم
برای پایان دادن به تجمع مادران به خواسته های آنان توجه کنید و کلیه زندانیان عقیدتی را آزاد و آمران و عاملان کشتارهای مردم بیگناه و بی دفاع ، را در دادگاهی عادلانه وعلنی محاکمه کنید.
19/10/88
مادران عزادار
سارا مقدم
سایت روز
20 دی ماه 1388
سی نفر از مادران عزادار روز گذشته در حالی که تازه پا به پارک لاله نهاده بودند دستگیر شدند و به بازداشتگاه وزرا انتقال یافتند. برخی از اعضای دیگر این گروه با انتشار بیانه ای خواستار آزادی فوری دوستانشان شده اند مادران عزادار، که گروه مستقل زنانه ای در حمایت از مادران فرزند از دست داده در حوادث اخیر هستند، دیروز طبق قرار هفتگی خود در روزهای شنبه، قصد داشتند در پارک لاله جمع شوند، غافل از اینکه پیش از آنها نیروهای امنیتی و انتظامی در این پارک در کمین نشسته بودند تا مانع ورود و جمع شدن آنها شونداین سخنان خانم ز. یکی از زنان حاضر درپارک لاله تهران است که به روزمی گوید: "معمولا مادران، بعد از ساعت 5 دور آبنمای پارک لاله جمع می شوندولی روز قبل بعد از ساعت 4 تعداد زیادی از نیروهای انتظامی و امنیتی در پارک حضور یافته بودند تا اجازه ندهند زنان وارد پارک شود. کسانی هم که وارد می شدند، اجازه نشستن نداشتند. با خشونت آنها را به سمت خروج می بردند. برخورد آنها بسیار توهین آمیز بوداین مادر عزادار تعداد مادران حاضر در پارک را ده ها نفر می خواند و می گوید: "بسیاری از ما مجبور شدیم که از خروجی های امن تر فرار کنیم. اما تعداد آنها خیلی زیاد بود. همه جا بودند. من تا زمانی که در حوالی بلوار کشاورز بودم از آمار دستگیرشدگان باخبر نبودم اما در راه برگشت به خانه متوجه شدم که سی نفر بازداشت شده انددر بیانیه ای که به همین مناسبت در ساعات پایانی شب گذشته توسط گروه مادران عزادار منتشر شد، آمده است: "طنین سکوت مادران هر روز رساتر می شود و نابخردان بی سیاست و ضد امنیت و خشونت طلب، فریادهای سکوت مادران را بر نمی تابند. شنبه ای نیست که نیروهای پلیس، نیروهای امنیتی و بسیج و لباس شخصی در پارک لاله به صورت آماده باش حضور نداشته باشند، تا مبادا تعدادی از مادران عزادار و داغداربا حق طلبی مسالمت آمیز خود امنیت ملی را به خطر بیاندازنداین بیانیه درباره دستگیری مادران عزادار می گوید: "باز هم شنبه 19 دی ماه 1388 سی نفر از مادران در پارک لاله حتی قبل از اینکه تجمعی صورت گیرد و در تجمع شرکت کرده باشند با نیرنگ های گوناگون دستگیر شده و به بازداشتگاه موقت وزرا منتقل شده اند. ما این عمل غیر قانونی و غیر انسانی را محکوم کرده و خواستار آزادی هر چه سریع تر دوستان خود هستیم در بخش دیگری از این بیانیه خطاب به حکومت ایران آمده است: "برای پایان دادن به تجمع مادران به خواسته های آنان توجه کنید و کلیه زندانیان عقیدتی را آزاد و آمران و عاملان کشتارهای مردم بیگناه و بی دفاع، را در دادگاهی عادلانه وعلنی محاکمه کنیدهمچنین شب گذشته کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران با انتشار بیانیه ای دستگیری مادران عزا را محکوم کرد. در این بیانیه از قول هادی قائمی سخنگوی این کمپین آمده است: "در هیچ فرهنگی چنین برخوردی با مادران پذیرفتنی نیست چه برسد توسط مدعیان اخلاق با مادرانی که فرزندانشان را به ناحق از دست داده اند. جمهوری اسلامی ایران باید بداند که پدیده مادران عزادار و حامیان آنها جز با پاسخگویی مناسب به خواسته های آنها به سامان نخواهد رسیددر این خبر همچنین به آزار و اذیت مادران در حین دستگیری و انتقال یک مادر 75 ساله به بیمارستان اشاره شده استگروه مادران عزادار در ایران پس از برخوردهای پر خشونت حکومت ایران با معترضان انتخابات اخیر تشکیل شد. این گروه در بیانیه های خود اعلام کرده است که انگیزه تشکیل شدنش این بوده که اجازه ندهد سکوت سالهای دهه شصت در برابر قربانی شدن فرزندان ایران و سرکوب خانواده هایی که داغدار فرزندانشان بودند تکرار شود.
تو که هنوز کابوسهای شبانه ات پر است از درو شدن همسر و فرزندت در سالهای دهه شصت؟ تو که هنوز داغدار جگر گوشه ات هستی که جلادان خیابانهای خردادماه او را از تو ربودند؟ تو که هنوزدر بهتی که چگونه دژخیمانی در سیاهچالهای زندانها فرزند بی گناهت را زیر شکنجه در هم شکستند و همچنان بر اریکه قدرت سوارند؟ تو که هنوز ماهها و سالهاست از این مرجع به آن مرجع قضایی به دنبال عزیز گمشده ات می گردی؟... و اینک داغی دوباره را باید بر جان تحمل کنی به جرم عزاداریت در عاشورا؟
پروین عزیزم تو بگو کدامین آهت را فریاد بکشم؟
تو که هر روز در جستجوی سهراب برای او لباسهای تمیز همراهت می بردی که مبادا با لباس کثیف و پاره به خانه برگردد. تو که باید میان عکس صدها کشته به دنبال صورت سهرابت می گشتی؟ تو که عکس های پاره پاره شده فرزندت پاسخ دادخواهی ات بود و باز می گفتی که اگر خواستار شناسایی مسببین قتل جگر پاره ات هستی نه برای قصاص و انتقام است که تو آزارت به مورچه ای نمی تواند برسد.
هاجر عزیزم تو بگو کدامین آهت را فریاد بکشم؟
تو که صورت غرقه به خون ندایت سمبلی است که نه تو، دنیا نمی تواند فراموش کند؟ تو که برای گرفتن التیام به مزار دخترت می روی و می بینی که چگونه کور دلان حتی سنگ قبر او را نیز نمی توانند تحمل کنند و آنرا در شکسته اند؟ توکه نمک بر زخمت می پاشند با سیاه بازی های خود که قتل او را ساختگی قلمداد می کنند.
فاطمه عزیزم تو بگو کدامین آهت را فریاد بکشم؟
تو که یک پسرت در سینه خاک و یکی در کنج زندان؟ تو که جرم کیانوشت آن بود که در تظاهراتی غیر خشونت آمیز سراغ رأی اش را گرفته بودو جرم کامرانت شرکت در مراسم بزرگداشت برادر جان باخته اش در دانشگاه؟ تو که بچه هایت را بدون پدر بزرگ کردی دانشگاه فرستادی و امید داشتی به ثمر نشستن شان را ببینی؟
مهین عزیزم تو بگو کدامبن آهت را فریاد بکشم؟
تو که حسینت را در شکنجه گاه زندان کشتند و از تو امضا گرفتند که اگر صدایت را بلند کنی عباست را هم که در چنگال دارند خواهند کشت؟
و یا اکرم عزیزم،
تو که ده سال است به دنبال سعیدت هر مرجع قضایی را زیر پا گذاشته ای و جز جواب سربالا ، تحقیر و توهین و سوءاستفاده مالی پاسخی نگرفته ای؟
و حالا با آنهمه زخم ، چگونه فریاد کنم بیدادی را که روا میدارند به زنان و مادرانی که تنها جرمشان گسترش عدالت و پرهیز از خشونت است؟
منصوره شجاعی، شیوانظر آهاری،زهره تنکابنی، آذر منصوری، بهاره هدایت، نوشین عبادی، نسرین وزیری، سمیه رشیدی، مریم ضیاء، لیلا توسلی، آتیه یوسفی، مهین فهیمی، عاطفه نبوی، شبنم مددزاده، مهدیه گلرو، بدرالسادات مفیدی... خواهران عزیزم کدامین آه شما را فریاد بکشم؟ شما که برای دادخواهی عزیزانتان یا همدلی با مادران زجر کشیده با تنها سلاحتان، پرچم صلح، به میدان رفتید و حالا خود در گوشه زندان در بندید؟
اما در چه خیال خام اند آن سیه دلان؟ آیا به راستی باور دارند که می توان بیکران آسمانهایی را که جولانگاه بلندترین پروازها ست در کنج قفس گنجانید؟ آیا کورند تا ببینند که از هر تکه تکه سنگ قبر خرد شده ندا دهها ندا زاده می شود و از هر پاره پاره عکس سهراب دهها سهراب جان می گیرد؟
تا کی گمان می کنند می توانند با ترور ، شکنجه زندانیان تا مرگ، رد شدن از روی تظاهر کنندگان با ماشین و یا پرتاب آنها از روی پل در مقابل خواست های حق طلبانه این ملت بیدار بایستند؟
اما عزیزم بدان که تنها نیستی . گر چه دست ما کوتاه است که دستهای دردمندت را بفشاریم اما قلب های شما آنقدر بزرگ است که دنیا را لمس کرده تحت تأثیر قرار داده است.
پیروزی با شما ست حتی اگر امروز تلاش کنند آنرا زیر خروارها خاک مدفون کنند
این شنبه نیز سركوبگران ضد آزادی بشر به مادران داغدارو حامیانشان رحم نكردند !وآنهارا در كمال بیرحمی با تر فند های خاص خودشان به این معنا كه چند سوال را باید جواب بدهید ویا پرسشنامه ای را باید پر كنید انها را به داخل ماشین هایی كه از قبل اماده كرده بودند به مركز نگهداری بازداشت شده ها در وزرا بردند! ساعت 5 كه به پارك رسیدم سكوت عجیبی بود انگار همه جا را مه گرفته بود فقط سكوت بود دیگرچشم ها حرف نمیزدند
كسی اشاره ای نمیكرد همه پنهان چشمها بسته لبها با سوزن سكوت دوخته شده بود تمام گوشه وكنار پارك پراز مامور بود.
به تنهایی گام بر میداشتم وبا چشمانم در گوشه وكنار به دنبال دوستانم میگشتم تااینكه دست مهربانی مرا به سوی خود كشید واز پارك بیرون بردوگفت: دوستانت را گرفتند !از پارك بیرون امدم اما همچنان دلم در آنجا ماند در كنار جای پای دوستانم در آن شنبه مه آلود .....
مادران عزادار و حامیان آنها را آزاد و به خواسته های بر حق آن ها فورا پاسخ دهید!
19 دیماه 1388- کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در خبری فوری اعلام کرد که امروز غروب 30 نفر از مادران عزادار و حامیان آنها در پارک لاله و خیابان های اطراف آن در حمله ای با حضور بیش از 100 نفر از نیروهای انتظامی و لباس شخصی بازداشت و به بازداشتگاه وزرا منتقل شدند.
هادی قائمی؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:" در هیچ فرهنگی چنین برخوردی با مادران پذیرفتنی نیست چه برسد توسط مدعیان اخلاق با مادرانی که فرزندانشان را به ناحق از دست داده اند. جمهوری اسلامی ایران باید بداند که پدیده مادران عزاردار و حامیان آنها جز با پاسخگویی مناسب به خواسته های آنها به سامان نخواهد رسید."
یک شاهد عینی چگونگی بازداشت مادران عزادار و حامیان آنها را چنین به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران شرح داد :
"امروز حدود ساعت 4 بعداظهر در پارک لاله بودم. بیش از100نفر از نیروی انتظامی و لباس شخصی در پارک و خیابان های اطراف مستقر بودند.. نمی گذاشتند که کسی روی نیمکت ها بشیند و یا مانع جمع شدن مادران می شدند. هر هفته شنبه مادران عزادار و حامیان آنها بین ساعت 5 تا 6 بعدازظهر در پارک دور هم جمع می شوند. حدود 70 نفر از مادران در پارک بودند که نیروهای امنیتی شروع کردند دنبال مادرها کردند و آنها را به خارج از پارک منتقل کردند. تعدادی فرار کردند و تعدادی را هم که 30 نفر می شدند، بازداشت کردند و به زور سوار ون های انتظامی کردند و مادران موقع سوار شدن به ون مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. یکی از مادران که 75 سال سن دارد به بیمارستان منتقل شده است."
مادران عزادار و حامیان آنها پس از مرگ ندا آقا سلطان و سهراب اعرابی در خرداد ما 1388 توسط مادرانی که فرزندان خود را از دست داده بودند، یا فرزندانشان ناپدید شده بودن،د تشکیل شد. بسیاری از فعالان مدنی و حقوق زن و بویژه مادرانی که در سال های گذشته با پدیده اعدام فرزندان و یا ناپدید شدن آنها مواجه شده بودند، و مادرانی که فرزندانشان به ناحق در بازداشت هستند، به این مادران عزادار پیوستند. خواسته عمده مادران عزادار پاسخگویی مقامات در برابر کشته شدن، ناپدید شدن، و یا زندانی بودن به ناحق فرزندانشان است.
مادران عزادار و حامیان آنها از خرداد ماه تصمیم گرفته اند که هر هفته شنبه در ساعت مشخصی با لباس مشکی تجمع کنند حتی با سکوت، تا به خواسته های آنها توجه شود. اما همواره تجمع آنها با حملات نیروهای امنیتی شکسته شده و بسیاری از آنها بازداشت شده اند.
این شاهد عینی در مورد وضعیت بازداشت شدگان در پارک لاله و خیابان های اطراف آن به کمپین گفت که " پس از بازداشت مادران عزادار و حامیان آنها، خانواده ها و بقیه مادران به بازداشتگاه وزرا رفتند و ماموران را مجبور کردند تا اسامی بازداشت شدگان را اعلام کنند. ماموران هم اسامی 30 نفر را اعلام کردند. فردا صبح همه مادران و خانواده های بازداشت شدگان به بازداشتگاه وزرا می روند تا آزادی دوستانشان را از قاضی بخواهند."
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران با تاکید بر تامین فوری خواسته های مادران عزادار، خواستار آزادی فوری بازداشت شدگان بدون هیچ قید وشرطی شد و از مقامات خواست که آمران و عاملان حمله و بازداشت مادران عزادار را شناسایی و محاکمه کنند.
ای یار
ای گمشده من
در كنج كدامین
زندان مخوف
ترا بیابم
آن زمان كه
همچون پروانه
گذر كردی
ونقش بستی
در هر غروب
در میعادگاه مان
با كدامین نشان
فریادت كنم
سیه چرده
سیه پوش
باریك وبلند
كاش از بالهایت
اندكی مانده باشد
وقتی كه پروانه ها میرسند
كاش دیر نشده باشد
فردا را میگویم.......
ژیل دی 88
شنبه ای دیگر
شنبه ای دیگر از راه رسیده در فضایی كاملا امنیتی وسیاه ! از طرف عده ای از دوستان اعلام شده كه ادامه ندهیم ویا حداقل این هفته را نرویم .......!
نباشیم كه بگوییم توانستید با دستگیری دوستانمان ما را عقب برانید نباشیم تا آنها فكر كنند پس برگزاركنندگان تجمعات مادران !آنانند كه در بند ند ؟
شاید حق با شما عزیزان باشد وما باید خیلی چیزها را رعایت كنیم ومهمترین آن حفظ جان وامنیت خود ودوستانمان می باشد
اما چیزی كه مرا بدانجا میكشا ند تنهایی كسانی است كه بخاطر هدف مشترك همیشه در كنار ما بودند بدون آنكه حتی نا مشان را بدانیم در سخترین شرایط با وجود انواع بیماری خود را به پارك می رساند وچقدر لذت میبرند وقتی دیگر دوستانشان را میبینند اینرا از برق چشمانشان میشود خواند حتی اگر فقط سكوت باشه...
من نمید انم ادامه این نوشته چی میشود چون هنوز راهی نشدم ودو سه ساعتی ما نده ولی احساس خوبی ندارم شاید هنوز راه نیفتاده ترسیده ام! شما جای من بودید چه تصمیم می گرفتید؟
به حرف بزرگترها گوش میدادید ودر خانه میماندید !
ویا مثل من به حرف دلتان گوش میدادید وبه دلتنگی هایتان اهمیت حتی اگر اون دلتنگی
یك پارك پر از مامور باشد! كه تنها چیزی كه برایشان مهم نیست اینكه زنانی رنج كشیده از ستم زمان در پیش رویشان نشسته اند بروی نیمكتی .........
ساعت موعود رسید ومن خود را بدانجا پارك لاله رساندم ماموران نیروی انتظامی در حال گفتگو بایكدیگر ودر عین حال ورود مردم را نیز كنترل میكردند در این فصل بخاطر سرما وبخاطر روز اول هفته افراد عادی كمتر به پارك میایند پس كنترل انان كار خیلی سختی نیست ! برای كسانی كه چند ماهی است غروب شنبه برایشان مثل كابوس شده !
نتوانستم از كنار ماموران عبور كنم راه دیگری را انتخاب كردم ما موری لباس شخصی همراهیم میكرد هر لحظه منتظر بودم مرا بازداشت كند به راهم ادامه دادم نمیتوانستم از گوشی استفاده كنم چون خیلی نزدیك به من راه میرفت وقتی خیالش راحت شد برگشت ومن توانستم با یكی از دوستان تماس بگیرم تعداد خیلی كمی از مادران امده بودند بعضی خسته از سركوب های این چند روز بعضی قرار بود امروز را نیایند بعضی جای دیگر قرار گذاشته بودند وبعضی هم مثل من بپا یی بنام لبا س شخصی داشتند شنبه های دیگری نیز در راه است كه ماحتما در كنار هم خواهیم بود
به امید فردایی كه من وتو در پارك لاله روی هر نیمكتی كه دلمان خواست بنشینیم .
شنبه ای دیگر
این شنبه نیز مادران داغدار علی رغم فضای امنیتی بسیار در پارك در گوشه وكنار نشسته بودند وحضورشان را اگر چه اندك ولی در سكوت به نمایش گذاشتند نگاه غمگینشان حاكی از درد ورنجی بود كه این چند روز برسرشان گذشته بود! بعضی خسته از ضربه های باتوم بعضی عزادار وبعضی دربه در به دنبال فرزندانشان این سو وآن سو ی بازداشتگاه ها وبیمارستانها گرفتار!
گمان نكنید كه مادران ترسیدند ونیامدند! آری بودند اما سوگوار عزیزانشان ودر كنجی نشسته به یاد دوستان در بندشان .........!
با امید فردایی بهتر وشنبه هایی دیگر.........
هموطن گرامی
در اعتراض به سیل بازداشت های اخیر در ایران که صدها آزادیخواه و فعال حقوق بشر در شرایطی بسیار نگران کننده به حبس کشیده شده اند جمعی از ایرانیان مقیم لوس آنجلس بر آنند تا روز پنجشنبه هفتم ژانویه در مقابل خبر گزاری CNN تظاهراتی بر پا کرده فریاد حق طلبی مردم ایران را به گوشجهانیان برسانندبه این وسیله به اطلاع دوستان میرساندحامیان مادران عزادار ایران در لوس آنجلس نیز بر آنند تا با شرکت فعال خود در این تظاهرات خصوصا اعتراض خود را به باز داشت جمعی از مادران صلح و عزا به نمایش بگذارند، زنان و مادرانی که تنها جرمشان عدالت خواهی به دور از هر گونه اعمال خشونت بوده است از جمله منصوره شجاعی، شیوانظر آهاری،زهره تنکابنی، آذر منصوری، بهاره هدایت، نوشین عبادی، نسرین وزیری، سمیه رشیدی، مریم ضیاء، لیلا توسلی،آتیه یوسفی، مهین فهیمی، عاطفه نبوی، شبنم مددزاده، مهدیه گلرو،بدرالسادات مفیدی،پروانه راد جمعی از این زنان آزاده اند که در بند به سر می برندبیایید تا با پیوستن به این حرکت اعتراضی توجه جهانیان را هر چه بیشتربه جنایاتی که علیه مردم آزادیخواه در مملکتمان صورت می گیرد جلب کنیم وخواهان آزادی هر جه سریع تر و بدون قید و شرط این بازداشت شدگان سایرزندانیان سیاسی شویم
در اعتراض به سیل بازداشت های اخیر در ایران که صدها آزادیخواه و فعال حقوق بشر در شرایطی بسیار نگران کننده به حبس کشیده شده اند جمعی از ایرانیان مقیم لوس آنجلس بر آنند تا روز پنجشنبه هفتم ژانویه در مقابل خبر گزاری CNN تظاهراتی بر پا کرده فریاد حق طلبی مردم ایران را به گوشجهانیان برسانندبه این وسیله به اطلاع دوستان میرساندحامیان مادران عزادار ایران در لوس آنجلس نیز بر آنند تا با شرکت فعال خود در این تظاهرات خصوصا اعتراض خود را به باز داشت جمعی از مادران صلح و عزا به نمایش بگذارند، زنان و مادرانی که تنها جرمشان عدالت خواهی به دور از هر گونه اعمال خشونت بوده است از جمله منصوره شجاعی، شیوانظر آهاری،زهره تنکابنی، آذر منصوری، بهاره هدایت، نوشین عبادی، نسرین وزیری، سمیه رشیدی، مریم ضیاء، لیلا توسلی،آتیه یوسفی، مهین فهیمی، عاطفه نبوی، شبنم مددزاده، مهدیه گلرو،بدرالسادات مفیدی،پروانه راد جمعی از این زنان آزاده اند که در بند به سر می برندبیایید تا با پیوستن به این حرکت اعتراضی توجه جهانیان را هر چه بیشتربه جنایاتی که علیه مردم آزادیخواه در مملکتمان صورت می گیرد جلب کنیم وخواهان آزادی هر جه سریع تر و بدون قید و شرط این بازداشت شدگان سایرزندانیان سیاسی شویم
پنجشنبه هفتم ژانویه ساعت 7-5
CNNمقابل خبر گزاری
6430 West Sunset Boulevard
Los Angeles, CA 90028-7906
(323) 993-5000
______________________________
فیس بوک حامیان مادران عزادار ایران درلوس آنجلس
http://www.facebook.com/home.
وبلاگ حامیان مادران عزادار ایران در لوس آنجلس
Weblog: ttp://maadaransupporters.
وبلاگ کمیته مادران عزادار ایران http://madaran.tk/
لطفا به انتشار پتیشن آنلاین کمک نمایید
http://www.petitiononline.com/
با پوزش از دوستان عزیزی که گزارش های ما را دنبال می کنند ، در هفته ای که گذشت به دلیل اختلالات اینترنتی نتوانستیم گزارش هفتگی را در وبلاگ درج کنیم وگزارش دو هفته با هم به اطلاع دوستان می رسد .
شنبه 5 دیماه مصادف با روز تاسوعا است و به نظر نمی رسد تعداد زیادی از مادران بتوانند به پارک بیایند ولی در ناباوری ماموران نیروی انتظامی و لباس شخصی درست ساعت 5 بعدازظهر تعداد زیادی از مادران دور آب نمای پارک لاله جمع می شوند ودر سکوت حرکت می کنند ، بلافاصله در حالی که به جمع مادران اضافه می شود اتوموبیل های پلیس اطراف را محاصره می کنند و بعد از یک دورکامل راهپیمایی آرام مادران راه را سد کرده و با احترام از مادران می خواهند که پارک را ترک کنند . یکی از ماموران پلیس می گوید سریع بروید تا لباس شخصی ها نیامده اند ، دلمان نمی خواهد آنها شما را اذیت کنند . مادری می گوید اگر به اعمال آنها انتقاد یا اعتراض دارید چرا مانع نمی شوید مامور پلیس در حالی که سر به زیر دارد می گوید نمی توانیم . لباس شخصی ها از راه می رسند جمع به بیرون از پارک هدایت می شوند بیرون پارک تقاطع آمیرآباد بلوار ، لباس شخصی ها شروع به تکرار اراجیف همیشگی خود می کنند جالب اینکه اصرار دارند که ما بسیجی هستیم و می گویند پلیس نمی تواند شما را متفرق کند ولی ما بسیجی ها می توانیم یکی از آنان می گوید نه ! ما نیروی خودسر هستیم و همه با هم می خندند و به مادران توهین می کنند .
یکی از مادران می گوید برای ما فرقی نمی کند که شما کی هستید و از کجا آمده اید فقط یک لحظه فکر کنید چه کسی شما را به دنیا آورده و به این قد و قواره کرده ! این قدر قدرت خودتان را به رخ مادران نکشید خجالت بکشید و بروید .
یکی از مادران تلفن می زند که ما یک گروه 30 نفره کنار آب نما هستیم و هیچ پلیسی هم نیست ولی دیگر به بقیه اجازه ورود به پارک را نمی دهند . گروهی از در اصلی پارک – بلوار کشاورز، می خواهند داخل شوند که مورد ضرب و شتم لباس شخصی ها قرار می گیرند و در نهایت سه گروه حدود 30 نفره نمی توانند به هم ملحق شوند وهمبستگی خود را با مادران عزادار و مادرانی که فرزند در بند دارند با یک دقیقه سکوت و تکرار خواسته هایشان اعلام کنند .
شنبه 12 دیماه 88
طبق معمول تعدادی ازمادران زود تر از ساعت 5 بعدازظهر آمده اند و در گوشه و کنار پارک نشسته اند تا سر ساعت 5 به کنار آب نما بیایند . ساعت 5 بعدازظهر است در یک لحظه تعداد زیادی از مادران کنار هم قرار می گیرند و شروع به راه رفتن می کنند هیچ مامور و ماشین پلیسی نیست . از هر طرف مردم میایند که به جمع ملحق شوند ، سر و کله دو مامور پلیس و تعداد کمتری از لباس شخصی های همیشگی پیدا می شود ولی ساکت و آرام بدون کلام راه را بر مادران می بندند و مادران را از پارک خارج می کنند . تعداد مادران لحظه به لحظه بیشتر می شود ، تصمیم می گیرند در خیابان امیرآباد به صورتی آرام و بدون شعار راهپیمایی کنند ماموران لباس شخصی با فاصله ، مادران را تعقیب می کنند . همه مردمی که شاهد این صحنه ها هستند می دانند که مادران چه می خواهند و گاه با بوق های ممتد اتوموبیل شان مادران را همراهی می کنند .
هفته هاست که نیروهای امنیتی چه لباس شخصی ، چه پلیس و چه خودسر به قول خودشان نمی گذارند ، تجمع آرام و صلح آمیز مادران عزادار برگزار شود ولی هر هفته مادران جدیدی شتابان به پارک لاله می آیند چرا که هر هفته تعداد دستگیری های جوانان و حتی مادران بیشتر می شود و پارک لاله و اطراف آن به میعادگاهی برای زنان و مادران دردمند تبدیل شده که به هم دلداری دهند و همدردی کنند ،که از هم کسب تجربه کنند و با هم تجدید میثاق کنند و برای آزادی زندانیان عقیدتی و محاکمه علنی و عادلانه آمران و عاملان کشتارهای فرزندان ملت تلاش کنند .







